موضوعات سایت
Skip Navigation Links
عــقـــائــــــــد Expand عــقـــائــــــــد
اهل بيت
دفع شبهات Expand دفع شبهات
مقالات
مناسبت ماه
معارف نهج البلاغه
علماي شيعه
نصایح و اندرزها
هشدار Expand هشدار
تفسیر قران
اشعار مذهبي Expand اشعار مذهبي
اعتبار ادعيه Expand اعتبار ادعيه
اخبار مذهبي
احراز و ادعيه منتخب Expand احراز و ادعيه منتخب
سوگنامه
مصاحبه ها
امکانات سایت
اوقات شرعي
دریافت فایل
پرسش و پاسخ
معرفی کتاب
لينك هاي مفيد

اذكـار هفته
 حضرت زهرا (س)
امام حسين عليه السلام
اطلاع رساني شيعه
پخش زنده حرم امام رضا عليه السلام
پايگاه استاد جعفر فاضل

دانلود نرم افزار
ادعیه ویژه حضرت ولیعصر(عج)
ادعیه ویژه حضرت ولیعصر(عج)
آمار سايت
مطالب : 322
نظرات : 1
كاربران : 81
خورشید فروزان معصوم

                                   

 

خورشيد   فروزان معصوم

بررسي شباهت های پيشوايان معصوم و خورشيد تابان

 

 

                                                                                 

رؤوس مطالب

يكم: حيات بخشي

دوّم: گرما بخشي    

سوّم: نورانيّت ذاتي  

چهارم: نور افشانی به پیرامون       

پنجم: بی همتایی   

ششم: محور بودن   

هفتم: حیاتی بودن گردش بر گرد او

هشتم: مفيد بودن برای همه        

 

 

 

 

 

 

درآمد

  پيشوايان معصوم عليهم­السَّلام به عنوان برترين موجودات هستي و اسوه­ها و الگوهاي عملي مردم، در ابتدا بايست به خوبي شناخته شوند. براي تحقّق اين منظور، ايشان در برخي احاديث به پاره­اي از آيات و پديده­هاي الاهي مانند ماه تابان، ستاره هدايت­گر، آب گوارا، ابر بارنده،‌ آسمان پوشنده، زمين گسترده، چشمه پرآب و همچنين «خورشيد» درخشان تشبيه شده­اند.1

  روايات بسياري در مجامع حديثي موجود است كه امامان معصوم عليهم­السَّلام به خورشيد تشبيه شده­اند.2 هر كه را بخواهند به فرزانگي و روشنگري بستايند، به خورشيد همانند مي‌كنند.

خوانندگان گرامي! آن چه در پیش روی دارید، نوشتاري است سامان يافته در هشت فصل و يك مقدمه حاوي مواردي شایان توجّه از شباهت­هاي ميان خورشيد و پيشوايان معصوم که با استفاده از روایات گردآوری شده است؛ اميد است كه در راستاي شناخت هر چه بيش­تر اهل بيت گرامي پيامبر مفيد واقع گردد؛ إن شاء الله.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدّمه

  يكي از مهم­ترين حقايق عالم امكان كه بر بشر پوشيده مانده، وجود پر از اَسرار و زندگي پر رمز و راز محمّد و آل محمّد عليهم­السَّلام است. اوهام و عقول بشر هرگز به والايي مقام و عظمت شأن و جلالت قدرشان نخواهد رسيد و همان­گونه كه آدمي از معرفت حقيقي و رسيدن به كُْنْه عظمت خدا عاجز است، از معرفت حقيقي و رسيدن به كُنْه عظمت حجّت‌هاي او نيز ناتوان است.

  آدمي به شناخت خدا نائل نمي‌شود ، مگر در آن حدّ كه خودش وي را بدان راه نموده است. ما مسلمانان بنابر آموزه­هاي اسلامي بر اين باوريم كه هرگز عظمت خداي را آن گونه كه هست درك نخواهيم كرد. در باب بندگان برگزیده و ویژه خدای متعال نيز سخني اين چنين بايد گفت؛ بشر از شناخت حقيقي و كامل آنان عاجز است؛ ما باید در حدّ توان، در آثار رسيده از آن بزرگواران نیک بیندیشیم و در اَقوال و اَفعال آنان درنگ ورزیم. با وجود این، پیداست كه عظمت آنان را (آن ­گونه كه هستند) درك نخواهيم كرد.

  وجود مقدَّس معصومین عليهم­السَّلام در روايات به برخي از آيات و پديده­هاي الاهي در كائنات تشبيه شده­اند؛ ماه تابان، ستاره هدايت­گر، آب گوارا، ابر بارنده،‌ آسمان پوشنده، زمين گسترده، چشمه پرآب و همچنين «خورشيد» درخشان1.

  «خورشيد»، از بزرگترين آيات الاهي است كه پيشوايان معصوم عليهم­السَّلام در روايات بسيار به آن تشبيه شده­اند: خورشيد درخشان، خورشيد پشت ابر، خورشيد طلوع كرده، خورشيد تابان و فروزان و... .2

  اين آيت الاهي در ميان اهل زمين مظهر فروزندگي، رفعت مقام و اميد است. هر كه را بخواهند به فرزانگي و روشنگري بستايند، به خورشيد تشبيه مي‌كنند.البتّه برخي از سخنان و تشبيهات مردم از گزافه­گویی تهی نیست؛ چه بسا كسي را به خورشيد مانند سازند كه هيچ شباهتي به اين آيت الاهي ندارد. آنان كه چنين تشبيهي را به كار مي­برند، تنها می­خواهند شدّت احترام خود را نسبت به شخص اظهار دارند و او را تعظيم و تكريم نمايند.

  هيچ كس شايسته نيست به خورشيد تشبيه شود، مگر كساني كه عظمت، زيبايي و نفع آنان فراتر از خورشيد است . ما وقتي امامان و پيشوايان معصوم عليهم­السَّلام را به سان خورشيد می­انگاریم، در واقع به خورشيد بهايي عظيم داده‌ايم و اعتباري والا بدان بخشيده‌ايم!

به راستي خورشيد كجا مي‌تواند هم شأن با محّمد و آل محّمد عليهم­السَّلام گردد و آن را چه ‌رسد كه در پيشگاه اَنوار عظمت الاهي3 گردن برافرازد و خودي نشان دهد و همپاي كساني شود كه آفريدگار متعال جلَّ شأنه آنان را بر امر خلقت خویش شاهد گرفته 4 و چون امرش كنند، گوش به فرمان و مطيع خواهد بود!5

  چگونه خورشيد در پيشگاه محمَّد و آل محمَّد عليهم­السَّلام خاضع و خاشع نباشد، وقتی می داند تمامي آسمان­ها و زمين و حاملان عرش و خزانه­داران بهشت و دوزخ و فرشتگان الاهي در پيشگاه آنان، فروتن و فرمان بردارند؟! 6

  چگونه سر به آستان آنان نسايد، وقتي مي‌داند وجودش به وجود آنان استوار است و اگر وجود آن مهتران نبود، نقشي از او بر صفحه هستي پدیدار         نمی­گشت؟!7

 

 

 

 

يكم : حيات بخشي  

خورشيد، ماية حيات موجودات زنده در زمين است؛

پسشوايان معصوم عليهم­السَّلام نيز مايه حيات موجودات زنده در زمين هستند.

***

  «بدون نور و گرماي خورشيد حتّي يك موجود زنده، از آدمي گرفته تا كوچك ترين ميكروب گياهي در زمين، نمي‌توانست به زندگي خود ادامه دهد. گرماي خورشيد منشأ تمامي فعّاليّت ها است».8

  بدون خورشيد گياهان رشد نمي‌كنند، حيوانات از بین می روند و زندگي روي زمين وجود نخواهد داشت.

  بدون خورشيد باد نمي‌وزد و برف و باران فرود نمي‌آيد، آب در چشمه‌ها و اقيانوس‌ها يخ خواهد بست.

بدون خورشيد در زمين هرگز حيات نخواهد بود.

  پيشوايان معصوم عليهم­السَّلام نيز به سان خورشيد، ماية حيات بر روي كرة زمين هستند و اساساً زمين بدون وجود امام باقي نخواهد ماند.

  شاهد اين گفتار روايات فراوانی است. عمرو بن ثابت از پدرش نقل می کند که گفت شنیدم امام باقر عليه­السَّلام می­فرمود :

  «لو بَقيتِ الارضُ يوماً بلا امامٍ منّا لساخت بِأهْلِهَا و لَعَذَّبهُمُ اللهُ باَشَدِّ عَذابِهِ؛ وَ ذلك انَّ اللهَ جَعَلَنا حجةً في ارضِهِ و أماناً في الارضِ لِأهلِ الارض، لن يَزالوا في امانٍ ان تَسيخَ بهمُ الأرْضُ مَا دُمنَا بَيْنَ أظْهَرِهِم. فاذا أراد اللهُ اَن يُهلكَهُم ثم لا يُمهِلُهُم وَ لا يَنظُرهُم، ذَهَب بِنا من بَينَهُم و رفَعَنا اليه، ثمَّ يَفعَلُ اللهَ بِهِم ماشاءَ و أحَبَّ».9

  يعني: اگر زمين يك روز بدون امام از ما (اهل بيت عليهم­السَّلام) باشد، اهلش را فرو مي‌برد و خدا آنان را به شديد‌ترين عذابش مبتلا خواهد كرد و اين از آن جهت است كه خداي متعال ما (اهل بيت عليهم­السَّلام ) را حجّتي براي زمين خويش و اماني در زمين براي اهل آن قرار داده است. آنان پيوسته در امان­اند از اين كه زمين آن­ها را فرو ببرد تا زماني كه ما بين آنان باشيم و چون خدا اراده كند كه آنان را هلاك گرداند و به آنان مهلت وفرصت ندهد، ما را از ميانشان به سوي خود بالا مي‌برد، سپس با آنان هر چه بخواهد و دوست بدارد مي‌كند.

  منزلتِ محمّد و آل محمّد عليهم­السَّلام پيوسته در نزد خدا در جايگاهي است كه با وجود آنان دست به عذاب و هلاك خلقش نمي‌زند10و هر گاه خلق مستوجب هلاك و عذاب شديد الاهي گردند و مشيت ذات اقدس حق بر آن تعلق گيرد كه طومار خلائق را در هم پيچيد و نقش حيات را از صفحه زمين برگيرد وجود آکنده از برکت امام معصوم عليه­السَّلام را از زمين به سوي خود بالا مي‌برد و سپس آنچه را كه اراده فرمود در زمين جاري مي سازد.

  بنابراين، پس از رحلت پيامبر اكرم صلَّي الله عليه و آله، زمين در هر زمان به وجود امام آن زمان، پايدار و بر مدار حيات در گردش است و چنان كه خورشيد ماية حيات و زندگي در زمين است، وجود مقدس امام معصوم عليه­السَّلام نيز ماية حيات بر روي زمين است.

  امام باقر عليه­السَّلام مي‌فرمايد: « بِهِم يَرزقُ اللهُ عبادَهُ و بِهِم تَعمُرُ بِلادَهُ وَ بِهِم يُنِزلُ القِطرَ منَ السَّماءِ وَ بِهِم يُخرِجُ بَرَكاتِ الارضِ و بِهِم يُمهِلُ اهلَ المَعاصي و لا يَعجِلُ عليهم بالعقوبةِ و العذابِ».11

  يعني: به وجود آنان است كه خدا بندگانش را روزي مي‌دهد، شهرهايش را آباد مي‌كند، باران از آسمان مي‌بارد، بركات زمين را خارج مي‌سازد، معصيت كاران را مهلت مي‌دهد و در مجازات و عذابشان شتاب نمی ورزد.


دوّم: گرمابخشي

خورشيد به زمين گرما مي‌بخشد؛

 پيشوايان معصوم عليهم­السَّلام نيز به روح انسان گرمي مي‌بخشند.

***

  بدون خورشيد همه چيز در زمين يخ مي‌زند و گرماي خورشيد كه از موجبات حيات در زمين است، باعث مي‌شود كه هر موجودي حرارت مناسب با حيات خود را داشته باشد. اگر خورشيد بر زمين نتابد، اقيانوس ها تا عمق بیش از شصت متر يخ مي‌زنند. در این صورت، حال موجودات زنده و چشمه‌ها و رودها و گياهان معلوم است كه چه خواهد بود!

  امام معصوم عليه­السَّلام نيز موجب گرمي قلب‌ها ، انديشه‌ها و عقول بشري است. با وجود مقدس او، كلام و نگاه و هدايت او، آدمي از فضاي يخبندان نوميدي، بدبيني و جمود فكري نجات می یابد. با شمس پر فروغ امامت ، دل گرمي ، تلاش ، خوش­بيني[أ‌] و جَوَلان فکر واندیشه، همه جا پرتو می­افکند و خلّاقیّت های ذهنی رخ می­نماید.

  خودكشي - كه امروز از معضلات جوامع بشري است - نتيجة يأس و بدبيني واحساس پوچی ورسيدن به بن بستي است كه افكار و اوهام نادرست بشر براي او پيش آورده­اند. همة این ها نتيجة دور بودن از منبع زلال و پرفيض و گرما بخش محمّد و آل محمّد  است.

  تاريخ شيعه گواه است كه شيعيان حقيقي آل محمَّد عليهم­السَّلام در سخت‌ترين شرايط در اوج محروميّت‌ها و مظلوميّت‌ها، از مجاهده و تلاش در راه عقيده خويش دست بر نداشته‌اند و با سُكّان صبر و توكل، كشتي پر شكوه‌ ايمان را در ميان امواج سهمگين به ساحل پيروزي رسانيده‌اند.

  هيچ مذهبي در طول تاريخ همچون مذهب شيعه، در مقابل خيل عظيم دشمنان قرار نداشته است. شگفتا ! دشمناني كه از جهت تيره و نژاد و كيش و آيين و مذهب و مسلك با هم متفاوت و متناقض اند، در دشمني با اين مکتب، همسو و همدست و همداستان­اند! و از طرفي هيچ مذهبي با نشاط‌تر و مقاوم‌تر و پاينده‌تر از اين مذهب نبوده است. اين نيست مگر به خاطر اتّصال اين جماعت به سرچشمة پاك و جاودان آل محمد عليهم­السَّلام.

  در كتاب شريف كافي آمده است: «الإمَامُ ... الحارُّ لِمَنِ اصطَلي به»12 يعني: امام براي كسي كه از او گرما بجويد، گرما می بخشد.

 

سوّم: نورانيّت ذاتي

  خورشيد فروزان نورش را از هيچ منبعي نمي­گيرد و خدا به آن عطا فرموده است.

پيشوايان معصوم عليهم­السَّلام نيز علم، عصمت، فضل و نورانيّت خود را از كسي نياموخته و كسب نكرده، بلكه خدا به او عطا فرموده است.[ب‌]

***

  امام رضا عليه­السَّلام در وصف مقام امامت فرموده است:  «... مخصوصٌ بالفضلِ - كُلِّه- مِن غَير طلبٍ مِنهُ لَه و لا اكتسابٍ، بَل اختِصاصٌ مِن المُفَضَّلِ الوهّاب»13

  يعني: امام به تمامي فضائل اختصاص يافت بي آن كه آن را بطلبد و كسب نمايد، بلكه اين اختصاصي است از جانب خدای فضیلت بخشِ وَهّاب.

و در جای ديگر اين حديث، آيه : «و قالَ الّذين اوُتوُا العِلْم والإيمَان»14. يعني:      «و آنان كه بدان­ها علم و ايمان داده شدگفتند» را ذكر می­کند؛سپس می­فرماید:

  «فهي في وُلدِ عليٍ خاصةً الي يومِ القيامةِ اذ لا نبيَّ بعدَ محمدٍ»15 يعني: اين آيه فقط دربارة فرزندان علي عليه­السَّلام است تا قيامت؛ چرا كه پس از محمد صلَّي الله عليه و آله پيامبري نيست.

  امام رضا عليه­السَّلام، علي و فرزندان او را تنها كساني مي‌داند كه از طرف خداي متعال به آنان علم و ايمان داده شده، سپس مي‌فرمايد:

  «و قالَ في الائمةِ من اهلِ بيتِ نبيِّهِ و عِترَتِهِ وَ ذُرّيَّتِهِ صَلواتُ اللهِ عَلَيهم (أم يَحسِدونَ الناسَ علي ما آتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ فَقَد آتينا آلَ ابراهيمَ الكتابَ وَ الحِكمةَ وَ آتيناهُم مُلكاً عَظيماً».16

  يعني: و خدا درباره امامان از اهل بيت و عترت و فرزندان پيامبرش مي‌فرمايد: آيا حسد مي‌ورزند به آن­چه خدا به آن­ها از فضل خويش عطا فرموده است؟ همانا به آل ابراهيم كتاب و حكمت و سلطنت عظيمي داديم.

  در اين آيه، خداي متعال حسادت دشمنان اهل بيت عليهم­السَّلام را در برابر علم و حكمت و ملك آل محمَّد عليهم­السَّلام بر ملا مي‌كند؛ چون ذرّه‌اي از آن علم و فضل را در خود نيافته‌اند.

  آنان در برابر هر فضل امام عليه­السَّلام احساس حقارت و حسادت دارند؛ و چون فضائل آل محمّد عليهم­السَّلام بي‌شمار است، حسادت آنان بی پایان است تا آنجا كه براي دشمني محدوديت و مرزي نمی شناسند. از موجبات پيدايي واقعه خونبار و دهشت انگيز كربلا، اين حسادت بي‌انتهاست.

  آدمي وقتي از نعمتي برخوردار است، در ارتباط با آن نعمت، با ديگري حسادت نمي‌ورزد. حسادت هنگامي پديد مي‌آيد كه انسان نعمتي را در وجود ديگري بيابد و خود را از آن نعمت محروم بيند.

  آنان كه عظمت ، مجد ، نورانيّت و فضائل آل محمد عليهم­السَّلام را نتوانستند ببينند، پیوسته در صدد فرود آوردن آن مقام شامخ الاهي و خاموش كردن آن نور خدايي بر آمدند و کوشیدند فضيلتي از آنان به گوش مردم نرسد و وجود آنان از یادها برود. مردماني كه حقارت، حسادت، پستي و ظلم ویژگی بارز وجودشان بود، خواستند منزلت والای امامان عليهم­السَّلام را در هم شکنند وآنان را میان مردم خوار و ناچیز جلوه دهند. در ناتواني ايشان همين  بس كه خداي متعال درباره شان فرموده است:

  «‌يُريدون ليُطفِؤوا نـوُرَ اللهِ بِـأفـْوَاهِـهِـمْ وَ اللهُ مُـتِـمُّ نـوُرِهِ وَ لَـوْ كَـرِهَ الْكَافِـروُنَ».17يعني: مي‌خواهند نور خدا را با دهان­هايشان خاموش كنند، حال آن كه خدا نورش را تمام خواهد كرد؛ هر چند كافران را ناخوش آيد.

 

چهارم: نورافشاني به پيرامون

  خورشيد به زمين نور مي‌بخشد، تاريكي­ها را از آن مي‌زدايد و هر مكاني را روشن و نوراني مي­كند.

  امام عليه­السّلام از جهت آن نورانيّت ذاتي كه در وجود مقدّسش نهاده شده، به خورشيد همانند گرديده است. همان­گونه كه خورشيد با درخشش خود پرده‌هاي ظلمت را می­دَرَد و روشنايي و نور حسّی و بیرونی را ارزانی­شان می­دارد، امام عليه­السَّلام نيز با دريدن پرده‌هاي جهل و ناداني، زمينيان را به روشنايي و بصيرت درونی و قلبی مي‌رساند!

امام رضا ­عليه­السَّلام فرمود: « الإمَامُ كَالشَّمْسِ الطّالِعَةِ الْمُجَلَّلَةِ بِـنـوُرِهـَا لِلْعَالَمِ».18 يعني: امام همچون خورشيد تابان است كه با نورش، عالَم را روشن ساخته است.

  و نيز مي‌فرمايد: « الإمَامُ الشَّمْسُ الْمُضِيئَةُ».19 يعني: امام، خورشيد درخشان است.

  امام عليه­السَّلام نور خداست در زمين كه بر دل­هاي مؤمنان مي‌تابد و جاده حق و حقيقت را از راه‌هاي متعدّد باطل براي آنان متمايز مي‌كند. امام عليه­السَّلام با اين نور خدايي كه داراست، زشتي شرك،كفر، فِسْق و فجور را براي آدميان    می­نمایاند، آرا و عقايد ايشان را در مسير صحيح سوق می­دهد و دنيا و آخرتشان  را سامان مي‌بخشد.

  بنابر اين، آدميان بايست مطيع محض فرامين امام معصوم عليه­السَّلام باشند؛ چه، تسليم شدن در برابر او به منزله قرار دادن خويش در مَعرض پرتو اَنوار الاهي است و بهره‌مندشدن از نور خدا و رسيدن به كمال و سعادت. در مقابل،     دوري­گزيدن از امام معصوم عليه­السَّلام به منزله‌ فرورفتن در ظلمت ناداني و انحراف است؛ كه عاقبتي جز خُسران و تباهي به دنبال ندارد.

  ابوخالد کابلی ­گوید: از امام باقر عليه­السَّلام دربارة اين سخن خداي عزّوجّل كه       مي­فرمايد : «فآمِنوا باللهِ وَ رسولِهٍ وَ النُّورِ الّذی اَنزَلنا».يعني: سپس به خدا و رسولش و آن نوري كه فرو فرستاديم ايمان آوريد. پرسيدم؛ فرمود:

  «يا أبـا­خالدٍ، النّورُ وَاللهِ الائمةُ مِن آلِ محمدٍ صلَّي الله عليه و آله إلي يَومِ القيامةِ، وَ هُم وَاللهِ نورُ الّذي اُنزِلَ، وَ هُم واللهِ نُورُ اللهِ فِي السماواتِ وَ في الارضِ! والله يا ابا خالدٍ، لَنورُ الامامِ فِي قلوبِ الْمؤمنينَ أنوَرُ مِن الشَّمسِ المُضيئَةِ بالنَّهار، وهُم وَاللهِ يُنَوَّرونَ قلوبَ المؤمنين وَ يَحجُبُ اللهُ- عَزَّوجلَّ- نورَهُم عمَّن يشاءُ فَتظلمُ قلوبُهُم».20

  يعني: اي ابوخالد! ‌آن نور- به خدا سوگند- امامان از آل محمد‌ عليهم­السَّلام هستند تا قيامت،‌ و آنان به خدا سوگند همان نوري­اند كه فرو فرستاده شده­اند، و  نور خدا در آسمان­ها و زمين‌اند. اي ابوخالد! به خدا سوگند نور امام در دل­هاي مؤمنان روشن‌تر از خورشيد درخشان در روز است! آنان دل­هاي مؤمنان را نور مي‌بخشند و خدا نور آنان را از هركه خواهد مي‌پوشاند و دل­هاشان را گمراه مي‌سازد.

  در اين حديث، امام عليه­السَّلام نوري معرّفی شده است كه خداي متعال بر اهل زمين منّت نهاد و آن را براي نجات و هدايتشان فرستاد. اين نور تا قيامت پا برجاست.  امام نه تنها براي اهل زمين نور است، بل كه نور خدا در آسمان­ها نيز هست!

  به نور محمّد و آل محمّد عليهم­السَّلام است كه فرشتگان آسمان به تسبيح ، تقديس و عبادت خدا راه يافتند؛ چنان كه مؤمنان از اهل زمين به نور آنان هدايت گشتند و به معرفت و عبادت خدا مفتخر گرديدند.

  رسول خدا صلَّي الله عليه و آله در حديثي خطاب به اميرمؤمنان علي عليه­السَّلام كه پرسيد: «اي پيامبر خدا؛ شما برتر هستيد يا جبرئيل؟» درباره فرشتگان الاهي فرمود: « بِنا اهتَدوا الي مَعرفَةِ تَوحيدِ اللهِ عزَّوجَّلَ و تسبيحِهِ وَ تهليلِهِ وَ تحميدِهِ وَ تَمجيدِهِ»21 يعني: فرشتگان به وسيله‌ ما به شناخت توحيد خداي بزرگ هدايت شدند، و به وسيله‌ ما به تسبیح ، تحمید و تمجيد خدا راه يافتند.

  و در حديث ديگري فرمود: «ثمَّ خَلَقَ المَلائكةَ فَسبَّحنا فسبَّحَتِ المَلائِكةُ، وَ هَللَّنا و هَلَّلتْ، وَ كبَّرنا فكبَّرتْ (فكانِ ذلكَ مِن تَعليمي و تَعليمِ عَليٍّ) وَ كان ذلكَ في علمِ اللهِ السّابقِ اَنَّ المَلائكةَ تَتَعلَّم منّا التَّسبيحَ والتَّهليلَ وَالتكبيرَ، وَ كلُّ شَئٍ سَبَّحَ اللهَ و كبَّرهُ فَبِتَعليمي و تَعليمِ عليٍّ ».22

  يعني: سپس خدا فرشتگان را آفريد و ما تسبيح گفتيم فرشتگان هم تسبيح گفتند، و ما «لا اله الا الله» گفتيم و فرشتگان لا اله الا الله گفتند، و ما الله اكبر گفتيم و آنان هم الله اكبر گفتند (و اين به تعليم من و علي بود) و پیش از آن در علم خدا بود كه فرشتگان از ما سبحان­الله گفتن و لااله إلا الله گفتن و الله­اكبر گفتن را خواهند آموخت؛ و هر چيز كه خدا را تسبيح گويد و تكبير گويد، به تعليم من و علي است.

  بنابراين حديث شريف، محمّد و آل محمّد عليهم­السَّلام نه تنها خورشيد هدايت براي اهل زمين‌اند، بلكه فرشتگان الاهي براي هدايت خويش رو به آستان آنان مي‌آورند.

  بيان احكام، اخلاق، عقايد، تفسير قرآن،‌تاريخ انبيا ‌و امم پیشین و اخبار مربوط به آينده و حقايق علمي كه امروز به صورت گنجينه‌هايي در دست شيعه است، ره آورد تابش انوار قدسيّه ‌آل محمد عليهم­السَّلام است.

  با وجود اين كه در طي قرن­ها بخش زيادي از آثار و علوم آنان به دست كينه توزان جاهل و غرض ورزان معانِد نابود و يا تحريف شد و توسط دوستان اهل بيت دچار تصحيف و تقطيع گرديد، اما آن­چه مانده است براي هدايت بشر و نجات او از ظلمت و كفر و شرك و انحراف كافي است، و اين­ها پرتوي از نور ظلمت سوز و جاودان محمّد و آل محمّد عليهم­السَّلام به شمار می­آید.

 

پنجم: بي­همتايي

هيچ نوري خاصيّت نور خورشيد را ندارد و مانند آن نافع نيست.

همچنين هيچ علمي همچون علم امام معصوم عليه­السَّلام سودمند نمی­باشد.

***

  خواصّي كه گياهان و جانوران از نور خورشيد دريافت مي‌كنند، به گونه‌اي است كه هيچ نوري در زمين حاوي آن خواص نمی­باشد و با فقدان نور خورشيد، پرنورترين منابع روشنايي قادر نخواهند بود اندكي از خواص و فوايد نور خورشيد را در جمادات و ساير موجودات زمين جبران كنند و هيچ يك از آن نورها مانع از سردي وافسردگي موجودات زمين نخواهند شد.

  علم صحيح كه عاري از هرگونه خطا و انحراف باشد، علمي است كه خدا در سينة اوليای خود براي هدايت بشر قرار داده است.

  به يقين، آفريدگار هستي شايسته‌تر از هر كسي است كه از حقايق امور عالم خبر دهد و بدون كمترين كژي و نقص بشر را به هر حقيقتي كه لازم است واقف نمايد و از آن­جا كه خدا با هيچ بشري به جز انبيا و اوصيای آنان در ارتباط نيست.23 علم او را بايد از كساني آموخت كه از سرچشمة پاك و زلال وحي نوشيده‌اند و خزانه‌ علم الاهي‌اند24 و جز آنان به هيچ منبعي نمی توان اعتماد ورزید و اطميناني بر صحّت و سلامت آن و دوري­اش از انواع اَغْراض، اَمْراض و مفاسد نيست.

  بسا راهزناني كه در تاريخ بشر در ميان جوامع خروشیدند و به نام علم، هدايت، آزادي، اصلاح، آرمان­خواهي، قداست، برابري و عدالت، پرچم­هايي را برافراشتند و مكاتبي را پديد آوردند و جمع كثيري از پيروان حيرت­زده و جاهل خويش را به گرداب انحراف و ضَلالت و تباهي كشانيدند و تنها رهاورد آنان براي پيروان خود گرد حسرتي است در دنيا و آخرت كه بر چهره‌ آنان نشسته است.

  اگر اينان خوبي‌هاي كلام گهربار ائمه‌ طاهرين را در می­یافتند و با اين چشمه‌هاي پُرفيض و نوراني وحي آشنا بودند هرگز از كسي جز آنان علم نمي‌آموختند و به راهي جز راه آنان قدم نمي‌نهادند و گوش جان را تنها به نداي آسماني آل محمّد عليهم­السَّلام مي‌سپردند؛ چنان كه امام رضا عليه­السَّلام مي‌فرمايد: «انَّ الناسَ لَو عَلِموا مَحاسنَ كَلامِنا لا تَّبعونا».25 يعني: اگر مردم خوبي هاي سخن ما را مي‌دانستند، البته ما را پيروي مي‌كردند.

  امام باقر عليه­السَّلام دربارة اين حقيقت كه علم صحيح جز از جانب آنان صادر نمي‌شود به سلمة بن كهيل و حكم بن عتيبة فرمود: «شَرِّقا و غَرِّبا لن تَجدا علماً صحيحاً الا شيئاً يَخرُجُ من عندنا اهلِ البيت».26 يعني: به شرق برويد و به غرب برويد (هركجا مي‌خواهيد برويد) هيچ علم صحيحي را نمي‌يابيد، مگر چيزي كه از ناحيه‌ ما اهل بيت صادر شده باشد.

آن حضرت درباره‌ حسن بصري فرمود: «فليذهبِ الحسنُ يميناً وَ شِمالاً فواللهِ ما يُوجَدُ العلمُ الا ههنا».27 يعني: حسن به راست برود و چپ برود (هر كجا مي‌خواهد برود) به خدا سوگند، علم جز از اين جا (از آل محمد عليهم­السَّلام) به دست نمي‌آيد.

و از آن امام همام در حديثي ديگر روايت شده است كه فرمود: «واللهِ لايُوجَدُ العلمُ الّا مِن اهلِ بيتٍ نَزَلَ عليهم جَبرئيلُ».28 يعني: به خدا سوگند، علم به دست نمي‌آيد مگر از خانداني كه جبرئيل بر آنان نازل شد.

  اهل بيت پيامبر عليهم­السَّلام همان کسانی اند كه جبرئيل بر آنان نازل شد و در ميان اهل زمين كسي جز آنان مدّعي چنين مقامي نيست و كسي اين فضل را نمي‌تواند درباره‌ آنان انكار كند.

  به فرموده‌ خداي متعال اهل بيت پيامبر عليهم­السَّلام راسخين در علم‌اند29 و خدا و رسولش ما را به اطاعت و پيروي‌شان[ت‌] امر فرموده‌اند.

  بنابراين، دست كشيدن از پيروي آنان و دنباله روي كساني كه هيچ اطميناني به صحّت گفتار و كردارشان نيست و پیوسته در معرض خطا و لغزش و بلكه خيانت‌اند، چه توجيهي مي‌تواند داشته باشد؟

  آيا منشأ آن چيزي جز جهالت و شقاوت مي‌تواند باشد؟ جهالت و شقاوتي كه كوري دنيا و آخرت را به همراه دارد.

 

ششم: محور بودن

  زمين و اهل آن به دور خورشيد مي‌گردند و خورشيد محور است. زمين بايد تابع خورشيد باشد و بر مدار آن بگردد و خورشيد تابع زمين نيست.

  امام نيز براي اهل زمين محور است. اهل زمين بايد تكويناَ و تشريعاَ تابع امام باشند و بر مدار او بگردند و امام تابع اهل زمين نيست.

***

  سنّت خداي متعال درباره‌‌ انبيا و رسولانش چنين است كه مردم بايستي در تبعيّت و اطاعت آنان باشند تا صلاح يابند و در مسير حق قرار گیرند و رستگار گردند. درباره‌ امام معصوم عليه­السَّلام نيز چنين است كه بايد تمامي مردم در اطاعت و پيروي او باشند و امام از كسي جز خدا و رسولش پيروي نمي‌كند؛ زیرا امام اَعلَم و اَفضَل اُمّت (بلكه اَعلم و اَفضَل از همه‌ عالم) است پيروي او از غير خدا و رسولش پيروي عالم از جاهل و فاضل از مفضول است كه قبيح می باشد.

  تبعيّت تكويني اهل زمين از امام معصوم عليه­السَّلام به اين معني است كه امام به هر موجودي در زمين امر كند به اذن خدا، مُطاع است هرگونه كه بخواهد مي‌تواند در هر موجودي تصّرف نماید و آن را بر طبق اراده‌ خويش درآورد.

  اخبار معجزات امام كه از درختي خشكيده خرماي تازه برگيرد و مرده را زنده گرداند و كور را بينا كند و مريض را شفا دهد و فلزي را تبديل به طلا كند و ريگ ها را تبديل به جواهر كند - و امثال آن­ها- بسيار فراوان‌تر از آن است كه بر كسي پوشيده ماند. همين عبارت زيارت جامعه‌ كبيره، سيطره‌ تكويني امام را تا جايي كه به اِذن خدا برايش حد و مرزي باقي نمي‌گذارد تأييد مي‌كند؛ آن­جا كه مي‌فرمايد: « وَذلَّ كلُّ شيئٍ لَكُم». يعني: و همه چيزي تسليم و ذليل شماست.

 در ارتباط با تبعيّت و اطاعت تشريعي امام نيز آيات قرآن كريم و روايات رسيده از پيامبر اكرم صلَّي الله عليه و آله به وفور و به صراحت گوياي اين مطلب است و آن قدر در آيات قرآن و در روايات ـ چه تصريحاَ‌ و چه تلويحاَ‌ ـ به اطاعت و پيروي امام تأكيد و سفارش شده كه به هيچ چيز در دين اسلام اين قدر تأكيد و سفارش نشده است.

  به عنوان نمونه در آيه‌ «أطيعوا اللهَ و أطيعوا الرَّسولَ واُولي الامرِ مِنكُم»30 (اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول و صاحبان امر را) صاحبان امر، كسي جز دوازده وصّي پيامبر صلوات الله عليهم نيستند.

  بر اساس اين آيه‌ شريف، اطاعت از امام به طور مطلق واجب است و او مدار و محور در همه‌ امور می­باشد. بر مردم است كه امر امام را در امور مختلف جويا شوند و اعمال و اقوال و افكارشان را بر مدار تصديق و تأييد حجّت خدا درآورند.

  وجود مقدّس او همچون كعبه است كه بايد از سراسر عالم به سويش آیند و برگرد او بگردند و او به سوي كسي نمي‌رود و برگرد كسي نمي‌گردد. اين همان فرمايش پيامبر اكرم خطاب به علي عليه­السَّلام است که فرمود: «إنَّما مَثَلُكَ في الامَّةِ مَثَلُ الكعبةِ نَصَبَها اللهُ عَلَمَاً و انّما تُؤتي مِن كُلِّ فجٍّ عميقٍ ونأيٍ سَحيقٍ و لاتأتي».31

  يعني: اي علي! مثال تو در ميان اين امت، همانند كعبه است كه خدا آن را عَلَم ساخت. از هر راه دور بايد به سوي او آيند؛ امّا او به نزد كسي نمي‌رود.

همچنين فرمود: «مثلُ الامامِ مَثَلُ الكعبةِ اذ تؤتي و لاتأتي».32 يعني: مثال امام، مثال كعبه است كه به سويش روند و او به سوي كسي نمي‌رود.

  مثال كعبه بودن امام عليه­السَّلام نه به اين معناست كه او را طواف كنند، بلكه در اين مثال فقط رو به سوي او داشتن و به سوي او آمدن و بر مدار فرامين او گشتن مراد است؛ چنان كه هر كس از هر جاي عالم بايد خود را به كعبه رساند و روي به سوي كعبه كند و بداند اگر (در نماز) پشت به كعبه نموده و در حج، طواف كعبه را ترك كند، عبادتش باطل است. همچنين هركس در هر جاي عالم است، بايد جهت تمامي اعمالش اطاعت امام باشد و بداند كه خدا هيچ طاعتي را به جز طاعت امام به منزله‌ اطاعت خويش نمي‌داند و نمی­پذيرد: «مَن اطاعَكُم فَقَد اطاعَ اللهَ وَ مَن عصاكُم فَقَد عصي اللهَ».33 يعني: هر كه شما را اطاعت كرد، خدا را اطاعت كرده است؛ و هر كه شما را نافرماني كند، خدا را نافرماني كرده است.

  از اين جهت، امام چه در عالم تكوين و چه در عالم تشريع، قطب وجود است؛ چنان كه خورشيد قطب منظومه‌‌ شمسي است.

  اميرمؤمنان علي عليه­السَّلام مي‌فرمايد: «فَهُم ... قُطبُ الوجود».34يعني: ايشان    (= ائمّه معصوم عليهم­السَّلام) قطب وجودند.

  كسي كه بر مدار آل محمد عليهم­السَّلام نگردد و گفتار و اعمالش را بر محور آنان قرار ندهد، مؤمن نيست. امام صادق عليه­السَّلام مي‌فرمايد:«انا لا نَعُدُّ الرَّجلَ مُؤمناً حَتي يكونَ بجميعِ امرِنا متّبِعاً مُريدا».35 يعني: ما شخص را مؤمن نمي‌شماريم، مگر وقتي كه خواهانِ پیروی همه فرمان­هاي ما باشد.

 

 

هفتم: حياتي بودن گردش بر گرد او

اگر زمين به دور خورشيد نگردد، نابود مي‌شود.

همچنين انسان براي حيات حقيقي و معنوي خود لازم است بر محور طاعت امام معصوم بگردد.

***

  اگر زمين بر مدار خورشيد نگردد و در فضا سرگردان باشد، با كرات ديگر برخورد می­كند و نابود مي‌شود و يا اين كه درکام خورشيد فرو می رود وذوب می شود.

  آيزاك آسيموف، ستاره­شناس و فيزيكدان معروف مي­نويسد: «اگر تداوم حركت زمين به دور خورشيد نبود، اين كرة كوچك سرنوشت ديگري مي‌داشت؛ سرنوشتي كه سرگرداني در فضا، متلاشي شدن،‌ سقوط بر سطح خورشيد، سوختن و نابودي از ابعاد مشخص آن است».

  حيات معنوي انسان نيز منوط به اين است كه بر مدار و محور حق بگردد و از باطل دوري نمايد. كسي كه بر مدار حق نباشد، لاجرم بر باطل است؛ چرا كه بين حق و باطل راه ديگري وجود ندارد و كسي كه بر سبيل باطل قرار گيرد، حيات انساني او به پايان می رسد و در نظام حق كه نظام خالق هستي است، تنها جسدي متحرك و فاقد هرگونه ارزش خواهد بود و هلاكت و سوختن در آتش قهر الاهي، سرنوشت حتمي اوست. راه حق يك راه بيش نيست؛ همان است كه هر روز در نماز تكرار مي‌كنيم؛ « اِهدنا الصّراطَ المستقيمَ»؛ پروردگارا به راه راست هدایتمان کن.  و راه مستقيم، جز راه محمّد و آل محمّد عليهم­السَّلام ‌نيست؛ چنان كه امام صادق عليه­السَّلام فرموده است:« نحنُ واللهِ سَبيلُ اللهِ الذي اَمرَ اللهُ باتِّباعِهِ، وَ نحنُ واللهِ الصّراطُ المستقيمُ، وَ نحنُ وَاللهِ الّذين اَمَرَ اللهُ العبادَ بطاعَتِهِم؛ فَمَن شاءَ فَلياخُذ هُنا و مَن شاءَ فَليأ‌خُذ مِن هناك، لا يَجدون وَاللهِ عنّا محيصاً».36

  يعني: به خدا سوگند، ماييم راه خدا، همان راهي كه خداي متعال فرمان به پيروي از آن داده است، و به خدا سوگند ماييم راه مستقيم، و ماييم همان كساني كه خداي متعال بندگان را به اطاعتشان فرمان داده است. پس هركه خواهد از اين­جا بگيرد و هر كه خواهد از آن جا بگيرد.[ث‌] به خدا سوگند، مردم (برای هدایت وتعالی ورستگاری)جز پیروی از ما راه چاره­ای نمی­یابند.[ج‌]

  بنابراين، فقط اهل بيت عصمت و طهارت صراط مستقيم­اند و هر صراطي جز اين صراط بر باطل است و آدمي را به بيراهه مي‌كشاند و جز حسرت دنيا و آخرت، ره آورد ديگري ندارد.

  عبارت پایانی در حديث مذكور  اطلاق دارد وپيروي از هر پيشوايي جز محمّد و آل محمّد عليهم­السَّلام را مردود مي­شمارد و اقتدا به كساني را كه فاقد نور عصمت‌اند مايه‌ نجات نمي‌داند.

  پيامبر اكرم صلَّي الله عليه و آله، آل طاهرين خود را به عنوان پيشوايان امتش نصب فرمود و از مردم در روز غدير عهد گرفت كه جز اطاعت امر آنان و التزام به ولايتشان راه ديگري نپويند. تأكيدات پيامبر در خطبة غدير به وضوح بيانگر اين است كه در عالم هيچ راهي جز راه خاندان عصمت منتهي به نجات و رستگاري نيست.

 

از پیام­های آن خطبة شريف اين است:

  «اي مردم! خدا دين شما را با امامت او (= علي عليه­السَّلام) كامل فرمود؛ پس كسانی که به او و به جانشينانش (فرزندان من از نسل او تا قيامت و تا روز ورود به پيشگاه خداي بزرگ) اقتدا نكنند، اعمالشان در دنيا و آخرت تباه می­گردد و در آتش دائمي خواهند بود، عذاب از آنان تخفيف نمي‌يابد و به آنان مهلت داده نمي‌شود.

  تنها دشمني با آل پيامبر نيست كه موجب خسران و عذاب الاهي خواهد شد، بلكه بنابر اين فرمايش پيامبر عدم اقتدا به آنان نيز موجب سقوط در قعر جهنم و عذاب و هلاك ابدي خواهد بود. كسي نمي‌تواند نسبت به ولايت و اطاعت اين خاندان بي‌تفاوت باشد و تنها دل خوش دارد كه با آنان دشمني و ستيز نداشته است.

  آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت نبوّت دلالت دارد بر اين كه در عالَم دو راه بيشتر وجود ندارد: يكي راه پيروي از محمّد و آل محمّد عليه­السَّلام و التزام به ولايت آنان؛ و راه ديگر عدم پيروي از آنان، خواه به جهت دشمني و خواه به جهت جهل و بي تفاوتي!

  ولايت اهل بيت را نپذيرفته است مگر كسي كه در هر امري مطيع محض آنان باشد و از هر راهي جز راه آنان بیزاری جويد. تبري از هر راهي جز راه محمد و آل محمد عليهم­السَّلام ، از فرائض دين ماست. در زيارت جامعه‌ كبيره مي‌خوانيم:    « برئتُ الي اللهِ عزَّوجل من ... الشّاكّينَ فيكم المنحَرفينَ عنكم و من كلِّ وليجَةِ دونكُم و كلِّ مطاعٍ سواكُم».يعني: من به پيشگاه خدا بيزاري مي‌جويم از كساني كه درباره (حقّانيت) شما در شكّ‌اند و كساني كه از شما منحرف گشته‌اند و از هر وسيله و پيشوايي غير شما برائت مي‌جويم. امام باقر عليه­السلام فرمود: «أوحَي اللهُ اِلي نَبيِّهِ | فاستَمسِك بالّذي أوحيَ إليكَ انَّكَ علي صِراطٍ مُستقيمٍ.‌ قال: ‌انَّكَ علي ولايةِ عليٍّ وَ عليٌّ هُو الصِّراطُ المُستَقيمُ».37 يعني: خدا به پيامبرش وحي فرمود: «به آن كس كه به تو وحي مي‌كند دستاويز شو، همانا كه تو بر راه مستقيم هستي»‌يعني تو بر ولايت علي هستي و علي همان راه مستقيم است.

  پيامبر صلَّي الله عليه و آله كه مظهر هدايت و اشرف انبيای الاهي است بر طريق علي و ولايت اوست،[ح‌] ما جز اين راه به كدام سو برویم؟!

  با تكيه بر اين روايات و صدها آيات و روايات صريح و محكم، مي‌گوييم: چنان كه اگر زمين از مدار خورشيد خارج شود نابودي و سوختن و هلاك اهل زمين سرنوشت حتمي آن است، خارج شدن از مدار حق (كه همان راه مستقيم و راه ائمه طاهرين عليهم­السَّلام است)؛ نيز به منزله‌ سقوط انسان از تمامي درجات فضل و كمال و افتادن او در ورطه‌ي نابودي و هلاكت و سوختن در دنيا و آخرت است.

  انديشه‌ كسي كه گمان دارد جز از طريق اهل بيت مي‌توان بر مدار حق و حقيقت بود، دليلي واضح و آشكار بر گمراهي اوست.

 

هشتم: مفيد بودن براي همه

خورشيد براي تمامي اهل زمين مفيد است، نه فقط براي انسان؛

امام معصوم عليه­السَّلام نيز براي تمامي اهل زمين مفيد است، نه فقط براي آدميان.

***

  هدايت تكويني تمامي موجودات از جانب خداي متعال و به وجود امام معصوم      عليه­السَّلام است. حركت پرندگاني كه در زمين نقل مكان می کنند و با تغيير فصول از نقطه­اي به نقطه‌ ديگر می­کوچند، حركت ماهي­ها در اعماق درياها و اقيانوس­ها، به بار­نشستن درختان، رسيدن ميوه‌ها، سبز شدن درختان، حركت رودها، ريزش باران، رشد گياهان، حركت بادها و تمامي حركت‌هاي تكاملي كائنات وابسته به وجود مقدس امام معصوم عليه­السَّلام است؛ چنان كه امام باقر عليه­السَّلام مي‌فرمايد:«بنا اَثمَرَتِ الأشجارُ وأينَعَتِ الثِّمارُ و جَرَتِ الأنهارُ وَ بنا يَنزِلُ غَيثُ السَّماءِ وَ يَنبُتُ عَشُبُ الأرضِ».38 يعني: به وجود ما درختان به بار مي‌نشينند و ميوه‌ها مي‌رسند و رودها جاري‌اند و به وجود ما باران آسمان مي‌بارد و گياه زمين مي‌رويد.

  امام صادق عليه­السَّلام فرمود: ‌» لولا اِسمي و روحي ما اطَّردَتِ الأنهارُ وَ لا اينَعَتِ الثِّمارُ و لا اخضَّرتِ الأ شجارُ».39 يعني: اگر نام من نبود، رودها جاري نمي‌شدند و ميوه‌ها نمي‌رسيدند و درختان سبز نمي‌گشتند.

  چنان كه رشد بدن انسان كه يك حركت تكويني است ـ و از نطفه آغاز مي‌شود و در رحم رشد می کند متولد مي‌گردد و مراحل نوزادي، طفوليت،  نوجواني، جواني،  ميان­سالي و پيري را طي مي‌كند ـ به وجود امام است،[خ‌] همين حركت تكويني در تمامي موجودات عالم به نسبت حال هر موجود در جريان است و هر موجود مسير تكاملي خود را در عالم تكوين به وجود امام معصوم عليه­السَّلام طي مي‌كند.

  بدون شك آن شاه كائنات اگر اراده كند مسير حركت موجودي متوقّف شود و يا تغيير نمايد، چنين خواهد شد ـ بإذن الله تعالي ـ

  از مراحل عالي شُكر از امام معصوم عليه­السَّلام كه همان شُكر از خداست، همين است كه آدمي به اين معنا توجه داشته باشد كه تمامي نعمت‌ها كه به صورت سالم و كامل به دست ما مي‌رسد و از آن بهره مي‌بريم، به وجود آن گوهر عصمت و طهارت است.40

سيّد جواد حسيني

 

 

 

 

 

پي نوشت ها

1 . ر. ك اصول كافي، ج1، باب 15، نادرٌ جامعٌ في فضل الامام ح 1.

2. بنگرید به: اصول کافی،ج1، ص200 ؛ کمال­الدین و تمام النعمة: ص483؛ بحارالأنوار38:39.

3 . خلقَهُم اللهُ مِن نورِ عَظَمَتِه؛ خداي بزرگ، ائمه عليهم­السَّلام را از نور عظمتش آفريد      (ر.ك: بحارالانوار 25/ 173).

4 . و اَشهَدَهُم علي خلقِه (خداي متعال ائمه (عليهم­السلام) را بر آفرينش خويش شاهد گرفت‌. ( مصباح كفعمي، ص696) پیداست که خورشيد جزو آفرينش است .

5 . حديث ردّ الشمس ( بازگرداندن خورشيد) توسط پیامبر (ص) برای امام علی (ع) از احاديث مشهور است (ر . ك: بحارالانوار، ج41، ص 166) و امام معصوم اگر به خورشيد امر كند مطيع فرمان اوست .

6 . وَ ذلَّ كُّل شيئٍ لكم ؛ و هر چيز براي شما خاضع و فروتن است ( مفاتیح الجنان‌ / زيارت جامعه كبيره).

7. ر. ك: مفاتیح الجنان/ حديث کساء « إنّي ما خلقتُ سماءً‌ مبنيةً و لا ارضاً مدحية ولا قَمراً مُنيراً و لا شَمساً مُضيئةً ... الا في مَحبةِ هؤلاءِ الخَمسة».

8 . زمين و آسمان، ترجمه بخش السماء والعالَم از بحارالانوار، مترجم: كاظم انصاري،    ص 207.

9 . الاصول الستة عشر، ص 16.

10 . «و ما كانَ اللهُ لِيُعذِّبهم و أنتَ فيهم» (انفال /33 ).يعني: خدا آنان را عذاب نمي‌كند در حالي كه تو[اي پيامبر] درميان آنان هستي.

11 . علل­الشَّرايع، ج1، ص123.

12 . اصول كافي، ج1،ص200.

13 . اصول الكافي، ج1، باب نادرٌ جامعٌ في فضل الامام، حديث1.

14 . روم/ 56.

15 . اصول كافي، ج 1، باب نادرٌ جامعٌ في فضل الامام، حديث1.

16 . همان و نساء /53

17 . صف/8.

18 . اصول كافي،ج1، ص200 .

19 . همان.

20 . اصول كافي، ج1،ص194، ح1.

21 . عيون اخبارالرِّضا(ع)، ج2، ص 237 ، ح22.

22 . المختصر، حسن بن سليمان الحلي، ص 286.

23 . و ما كان لبشرٍ أن يُكلِّمُهُ اللهُ الّا وحياً أو من وراءِ حجابٍ أو يُرسِلَ رَسولاً فيوحي بأذنِهِ ما يشاءُ إنه عليٌّ حكيمٌ؛ هيچ بشري نمي‌تواند با خدا سخن گويد مگر به وحي خدا يا از پس پرده‌ غيب يا اينكه خدا رسولي فرستد تا به امر خدا هر چه او خواهد وحي كند همانا كه او خداي بلند مرتبه‌ حكيم است. (شوري/50).

24 (امام معصوم فرمود: نَحنُ خَزَنَةُ علمِ اللهِ ما خزانه‌هاي علم خدائيم) (موسوعة المصطفي والعترة 8/370، حسين شاكري).

25 . عيون اخبارالرِّضا، ج2، ص275.

26 . بصائرالدّرجات، ص30.

27 . الكافي ج1، ص40.

28 . بصائرالدّرجات، ص21 .

29 . و ما يعلمُ تأويلُهُ إلاَّ الله وَ الرّاسخونَ في العلمِ؛ (تاويل قرآن را كسي جز خدا و اهل دانش نمي‌داند) (آل عمران/7)

امام صادق عليه السلام فرمود: مائيم اهل دانش و مائيم كه تاويل قرآن را مي‌دانيم .( الكافي1/ باب انّ الرّاسخينَ في العلمِ هُم الائمةُ عليهم السلام، ح1).

30 . نساء/61.

31 . الخصائص­الائمة، ص72 ؛ وسايل­الشيعة ( چاپ آل البیت)، ج 4 ،ص 302.

32 . كفاية الاثر ، ص197.

33 . زيارت جامعه كبيره.

34 . بحارالانوار ج25 ، ص 170.

35 . الكافي، ج2،ص78..

36 . تفسيرقمي، ج2، ص 66.

37 . اصول كافي، ج1، ص416 ؛ نیز بنگرید به: زخرف /43.

38 . بحارالانوار، ج25، ص4.

39 . الخرائج والجرائح، ج2،ص622.

40. دكتر بني­هاشمي در كتاب «آفتاب در غربت» (از آغاز كتاب تا ص 266 ) به طور مفصل به اين مطلب می پردازد. خواننده گرامي را براي اطلاع بيشتر در اين باره، به كتاب مذكور ارجاع مي‌دهيم.

 

 

 

 

 

 

 

 

        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و مآخذ

-       ابن بابويه(شيخ صدوق)، محمد بن علي، عيون اخبارالرّضا(ع)، به تحقيق شيخ حسين اعلمي، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، بيروت، 1404ق.

-       همو، علل الشّرائع، المطبعة الحيدرية، نجف، 1386ق.

-       همو، كمال الدّين و تمام النّعمة، چاپ علي اكبر غفاري، مؤسّسة النّشر الإسلامي التّابعة لجامعة المدرّسين، قم، 1405ق.

-       حلّي، حسن بن سليمان، مختصر بصائر الدَّرَجات، المطبعة الحيدرية، نجف، 1370ق.

-       خرّازقمي، علي بن محمّد، كفايـَة الأثر فِي النّص عَلي الائمة الإثـْنـَي عَشَر، به تحقيق سيد عبداللَّطيف حسيني كوه­كمري خوئي، چاپخانه خيّام، قم، 1401ق.

-       راوندي، قطب الدين، الخَرائج و الجَرائح، مؤسّسة الإمام المهدي، قم المقدّسة، بي­تا.

-       صفّار قمي،محمد بن حسن فرّوخ، بصائرالدَّرَجات، به تحقيق ميرزا محسن كوچه باغي، طهران، 1362ش.

-       كفعمي، شيخ ابراهيم ، مِصباح الكفعمي الموسوم بجنة الأمان الواقية.

-       مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1403ق.

 

 



[أ‌] - البته در حدّ لازم و صحيح آن.

[ب‌] . بر اساس آنچه در روايات آمده است علم ائمه عليهم­السَّلام ميراث پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است كه از هر امام به امام بعد منتقل مي‌گردد و خدا نيز هرچه بخواهد بر آن ميراث مي‌افزايد وآنان علم را ازكسي نياموخته اند.

[ت‌] . آيات متعدّد قرآن كريم و بيانات مؤكّد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ما را به پيروي از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم­السَّلام فرا می­خواند؛ همچون آيات تطهير، ولايت، اولي الامر، مباهله و ... و احاديث ثقلين، غدير، سفينه‌ي نوح، ليلة المبيت، منزلت و ...

[ث‌] . يعني هر كه خواهد به اوامر و نواهي ما عمل كند و هر كه خواهد ديگران را پيشواي خود قرار دهد و از آنان فرمان پذيرد .

[ج‌] . يعني اگر روي از ما گردانيدند و ديگري را پيشواي خود قرار دادند در قيامت عذاب مي‌شوند و رها نمي‌شوند و اگر ما را پيشواي خود قرار دادند در دنيا گرفتار ستم وجور ظالمين و دشمنان ما خواهند بود . ونيز مي‌تواند به اين معنا باشد كه عمل آنان جز به ولايت ما پذيرفته نمي‌شود.

[ح‌] . اين نه به اين معناست كه پيامبر صلَّي الله عليه وآله وسلم مطيع علي عليه­السَّلام بود و مقام اميرمؤمنان عليه­السَّلام از پيامبر بالاتر است، بلكه در مقام توصيف ولايت علي عليه­السَّلام است به اين­كه ولايت او همان ولايت خداست و جدا از آن نيست و پيامبر صلَّي الله عليه وآله نيز در ولايت خداست، پس در ولايت علي عليه­السَّلام است.

[خ‌] - صرف نظر از رواياتي كه نقش وجود مقدّس امام عليه­السَّلام را در تكامل موجودات بيان می نماید و بدان تصريح دارد ـ همچون روايات مذكور ـ همين كه پذيرفته باشيم بقاي هر چيز بر روي كره‌ زمين به وجود امام است، لازمه‌اش اين است كه باور داشته باشيم حركت تكاملي هر موجود نيز به وجود امام معصوم عليه­السَّلام است.

 

ارسال شده در تاریخ 1388/10/21 توسط admin

مـطالـب مــرتبط (آرشيو)


اطلاعيه سايت

ایام شهادت جانگدازسید­الوصیین، سید­الاولیاء، امیرالمومنین، امام­المتقین، حضرت امام علی­ابن ابیطالب علیه­السلام را به محضرمقدس امام­زمان(عج) و تمام دوستداران حضرتش تسلیت می­گوییم.

منوی اصلی
صفحه نخست
اخبار سایت
درباره ی ما
ارتباط با ما
اخبار سايت
کاربران
 
 
ثبت نام

جستجو
حدیث روز
لا فقر اَشد من الجهل ، لا مال اَعود من العقل .
هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .
(اصول كافی،ج1،ص30)

گالري تصاوير

مدينه
کلیه ی حقوق این سایت متعلق به مؤسسه مکتب وحی می باشد