|
خورشيد فروزان معصوم
بررسي شباهت های پيشوايان معصوم و خورشيد تابان
رؤوس مطالب
يكم: حيات بخشي
دوّم: گرما بخشي
سوّم: نورانيّت ذاتي
چهارم: نور افشانی به پیرامون
پنجم: بی همتایی
ششم: محور بودن
هفتم: حیاتی بودن گردش بر گرد او
هشتم: مفيد بودن برای همه
درآمد
پيشوايان معصوم عليهمالسَّلام به عنوان برترين موجودات هستي و اسوهها و الگوهاي عملي مردم، در ابتدا بايست به خوبي شناخته شوند. براي تحقّق اين منظور، ايشان در برخي احاديث به پارهاي از آيات و پديدههاي الاهي مانند ماه تابان، ستاره هدايتگر، آب گوارا، ابر بارنده، آسمان پوشنده، زمين گسترده، چشمه پرآب و همچنين «خورشيد» درخشان تشبيه شدهاند.1
روايات بسياري در مجامع حديثي موجود است كه امامان معصوم عليهمالسَّلام به خورشيد تشبيه شدهاند.2 هر كه را بخواهند به فرزانگي و روشنگري بستايند، به خورشيد همانند ميكنند.
خوانندگان گرامي! آن چه در پیش روی دارید، نوشتاري است سامان يافته در هشت فصل و يك مقدمه حاوي مواردي شایان توجّه از شباهتهاي ميان خورشيد و پيشوايان معصوم که با استفاده از روایات گردآوری شده است؛ اميد است كه در راستاي شناخت هر چه بيشتر اهل بيت گرامي پيامبر مفيد واقع گردد؛ إن شاء الله.
مقدّمه
يكي از مهمترين حقايق عالم امكان كه بر بشر پوشيده مانده، وجود پر از اَسرار و زندگي پر رمز و راز محمّد و آل محمّد عليهمالسَّلام است. اوهام و عقول بشر هرگز به والايي مقام و عظمت شأن و جلالت قدرشان نخواهد رسيد و همانگونه كه آدمي از معرفت حقيقي و رسيدن به كُْنْه عظمت خدا عاجز است، از معرفت حقيقي و رسيدن به كُنْه عظمت حجّتهاي او نيز ناتوان است.
آدمي به شناخت خدا نائل نميشود ، مگر در آن حدّ كه خودش وي را بدان راه نموده است. ما مسلمانان بنابر آموزههاي اسلامي بر اين باوريم كه هرگز عظمت خداي را آن گونه كه هست درك نخواهيم كرد. در باب بندگان برگزیده و ویژه خدای متعال نيز سخني اين چنين بايد گفت؛ بشر از شناخت حقيقي و كامل آنان عاجز است؛ ما باید در حدّ توان، در آثار رسيده از آن بزرگواران نیک بیندیشیم و در اَقوال و اَفعال آنان درنگ ورزیم. با وجود این، پیداست كه عظمت آنان را (آن گونه كه هستند) درك نخواهيم كرد.
وجود مقدَّس معصومین عليهمالسَّلام در روايات به برخي از آيات و پديدههاي الاهي در كائنات تشبيه شدهاند؛ ماه تابان، ستاره هدايتگر، آب گوارا، ابر بارنده، آسمان پوشنده، زمين گسترده، چشمه پرآب و همچنين «خورشيد» درخشان1.
«خورشيد»، از بزرگترين آيات الاهي است كه پيشوايان معصوم عليهمالسَّلام در روايات بسيار به آن تشبيه شدهاند: خورشيد درخشان، خورشيد پشت ابر، خورشيد طلوع كرده، خورشيد تابان و فروزان و... .2
اين آيت الاهي در ميان اهل زمين مظهر فروزندگي، رفعت مقام و اميد است. هر كه را بخواهند به فرزانگي و روشنگري بستايند، به خورشيد تشبيه ميكنند.البتّه برخي از سخنان و تشبيهات مردم از گزافهگویی تهی نیست؛ چه بسا كسي را به خورشيد مانند سازند كه هيچ شباهتي به اين آيت الاهي ندارد. آنان كه چنين تشبيهي را به كار ميبرند، تنها میخواهند شدّت احترام خود را نسبت به شخص اظهار دارند و او را تعظيم و تكريم نمايند.
هيچ كس شايسته نيست به خورشيد تشبيه شود، مگر كساني كه عظمت، زيبايي و نفع آنان فراتر از خورشيد است . ما وقتي امامان و پيشوايان معصوم عليهمالسَّلام را به سان خورشيد میانگاریم، در واقع به خورشيد بهايي عظيم دادهايم و اعتباري والا بدان بخشيدهايم!
به راستي خورشيد كجا ميتواند هم شأن با محّمد و آل محّمد عليهمالسَّلام گردد و آن را چه رسد كه در پيشگاه اَنوار عظمت الاهي3 گردن برافرازد و خودي نشان دهد و همپاي كساني شود كه آفريدگار متعال جلَّ شأنه آنان را بر امر خلقت خویش شاهد گرفته 4 و چون امرش كنند، گوش به فرمان و مطيع خواهد بود!5
چگونه خورشيد در پيشگاه محمَّد و آل محمَّد عليهمالسَّلام خاضع و خاشع نباشد، وقتی می داند تمامي آسمانها و زمين و حاملان عرش و خزانهداران بهشت و دوزخ و فرشتگان الاهي در پيشگاه آنان، فروتن و فرمان بردارند؟! 6
چگونه سر به آستان آنان نسايد، وقتي ميداند وجودش به وجود آنان استوار است و اگر وجود آن مهتران نبود، نقشي از او بر صفحه هستي پدیدار نمیگشت؟!7
يكم : حيات بخشي
خورشيد، ماية حيات موجودات زنده در زمين است؛
پسشوايان معصوم عليهمالسَّلام نيز مايه حيات موجودات زنده در زمين هستند.
***
«بدون نور و گرماي خورشيد حتّي يك موجود زنده، از آدمي گرفته تا كوچك ترين ميكروب گياهي در زمين، نميتوانست به زندگي خود ادامه دهد. گرماي خورشيد منشأ تمامي فعّاليّت ها است».8
بدون خورشيد گياهان رشد نميكنند، حيوانات از بین می روند و زندگي روي زمين وجود نخواهد داشت.
بدون خورشيد باد نميوزد و برف و باران فرود نميآيد، آب در چشمهها و اقيانوسها يخ خواهد بست.
بدون خورشيد در زمين هرگز حيات نخواهد بود.
پيشوايان معصوم عليهمالسَّلام نيز به سان خورشيد، ماية حيات بر روي كرة زمين هستند و اساساً زمين بدون وجود امام باقي نخواهد ماند.
شاهد اين گفتار روايات فراوانی است. عمرو بن ثابت از پدرش نقل می کند که گفت شنیدم امام باقر عليهالسَّلام میفرمود :
«لو بَقيتِ الارضُ يوماً بلا امامٍ منّا لساخت بِأهْلِهَا و لَعَذَّبهُمُ اللهُ باَشَدِّ عَذابِهِ؛ وَ ذلك انَّ اللهَ جَعَلَنا حجةً في ارضِهِ و أماناً في الارضِ لِأهلِ الارض، لن يَزالوا في امانٍ ان تَسيخَ بهمُ الأرْضُ مَا دُمنَا بَيْنَ أظْهَرِهِم. فاذا أراد اللهُ اَن يُهلكَهُم ثم لا يُمهِلُهُم وَ لا يَنظُرهُم، ذَهَب بِنا من بَينَهُم و رفَعَنا اليه، ثمَّ يَفعَلُ اللهَ بِهِم ماشاءَ و أحَبَّ».9
يعني: اگر زمين يك روز بدون امام از ما (اهل بيت عليهمالسَّلام) باشد، اهلش را فرو ميبرد و خدا آنان را به شديدترين عذابش مبتلا خواهد كرد و اين از آن جهت است كه خداي متعال ما (اهل بيت عليهمالسَّلام ) را حجّتي براي زمين خويش و اماني در زمين براي اهل آن قرار داده است. آنان پيوسته در اماناند از اين كه زمين آنها را فرو ببرد تا زماني كه ما بين آنان باشيم و چون خدا اراده كند كه آنان را هلاك گرداند و به آنان مهلت وفرصت ندهد، ما را از ميانشان به سوي خود بالا ميبرد، سپس با آنان هر چه بخواهد و دوست بدارد ميكند.
منزلتِ محمّد و آل محمّد عليهمالسَّلام پيوسته در نزد خدا در جايگاهي است كه با وجود آنان دست به عذاب و هلاك خلقش نميزند10و هر گاه خلق مستوجب هلاك و عذاب شديد الاهي گردند و مشيت ذات اقدس حق بر آن تعلق گيرد كه طومار خلائق را در هم پيچيد و نقش حيات را از صفحه زمين برگيرد وجود آکنده از برکت امام معصوم عليهالسَّلام را از زمين به سوي خود بالا ميبرد و سپس آنچه را كه اراده فرمود در زمين جاري مي سازد.
بنابراين، پس از رحلت پيامبر اكرم صلَّي الله عليه و آله، زمين در هر زمان به وجود امام آن زمان، پايدار و بر مدار حيات در گردش است و چنان كه خورشيد ماية حيات و زندگي در زمين است، وجود مقدس امام معصوم عليهالسَّلام نيز ماية حيات بر روي زمين است.
امام باقر عليهالسَّلام ميفرمايد: « بِهِم يَرزقُ اللهُ عبادَهُ و بِهِم تَعمُرُ بِلادَهُ وَ بِهِم يُنِزلُ القِطرَ منَ السَّماءِ وَ بِهِم يُخرِجُ بَرَكاتِ الارضِ و بِهِم يُمهِلُ اهلَ المَعاصي و لا يَعجِلُ عليهم بالعقوبةِ و العذابِ».11
يعني: به وجود آنان است كه خدا بندگانش را روزي ميدهد، شهرهايش را آباد ميكند، باران از آسمان ميبارد، بركات زمين را خارج ميسازد، معصيت كاران را مهلت ميدهد و در مجازات و عذابشان شتاب نمی ورزد.
دوّم: گرمابخشي
خورشيد به زمين گرما ميبخشد؛
پيشوايان معصوم عليهمالسَّلام نيز به روح انسان گرمي ميبخشند.
***
بدون خورشيد همه چيز در زمين يخ ميزند و گرماي خورشيد كه از موجبات حيات در زمين است، باعث ميشود كه هر موجودي حرارت مناسب با حيات خود را داشته باشد. اگر خورشيد بر زمين نتابد، اقيانوس ها تا عمق بیش از شصت متر يخ ميزنند. در این صورت، حال موجودات زنده و چشمهها و رودها و گياهان معلوم است كه چه خواهد بود!
امام معصوم عليهالسَّلام نيز موجب گرمي قلبها ، انديشهها و عقول بشري است. با وجود مقدس او، كلام و نگاه و هدايت او، آدمي از فضاي يخبندان نوميدي، بدبيني و جمود فكري نجات می یابد. با شمس پر فروغ امامت ، دل گرمي ، تلاش ، خوشبيني و جَوَلان فکر واندیشه، همه جا پرتو میافکند و خلّاقیّت های ذهنی رخ مینماید.
خودكشي - كه امروز از معضلات جوامع بشري است - نتيجة يأس و بدبيني واحساس پوچی ورسيدن به بن بستي است كه افكار و اوهام نادرست بشر براي او پيش آوردهاند. همة این ها نتيجة دور بودن از منبع زلال و پرفيض و گرما بخش محمّد و آل محمّد است.
تاريخ شيعه گواه است كه شيعيان حقيقي آل محمَّد عليهمالسَّلام در سختترين شرايط در اوج محروميّتها و مظلوميّتها، از مجاهده و تلاش در راه عقيده خويش دست بر نداشتهاند و با سُكّان صبر و توكل، كشتي پر شكوه ايمان را در ميان امواج سهمگين به ساحل پيروزي رسانيدهاند.
هيچ مذهبي در طول تاريخ همچون مذهب شيعه، در مقابل خيل عظيم دشمنان قرار نداشته است. شگفتا ! دشمناني كه از جهت تيره و نژاد و كيش و آيين و مذهب و مسلك با هم متفاوت و متناقض اند، در دشمني با اين مکتب، همسو و همدست و همداستاناند! و از طرفي هيچ مذهبي با نشاطتر و مقاومتر و پايندهتر از اين مذهب نبوده است. اين نيست مگر به خاطر اتّصال اين جماعت به سرچشمة پاك و جاودان آل محمد عليهمالسَّلام.
در كتاب شريف كافي آمده است: «الإمَامُ ... الحارُّ لِمَنِ اصطَلي به»12 يعني: امام براي كسي كه از او گرما بجويد، گرما می بخشد.
سوّم: نورانيّت ذاتي
خورشيد فروزان نورش را از هيچ منبعي نميگيرد و خدا به آن عطا فرموده است.
پيشوايان معصوم عليهمالسَّلام نيز علم، عصمت، فضل و نورانيّت خود را از كسي نياموخته و كسب نكرده، بلكه خدا به او عطا فرموده است.
***
امام رضا عليهالسَّلام در وصف مقام امامت فرموده است: «... مخصوصٌ بالفضلِ - كُلِّه- مِن غَير طلبٍ مِنهُ لَه و لا اكتسابٍ، بَل اختِصاصٌ مِن المُفَضَّلِ الوهّاب»13
يعني: امام به تمامي فضائل اختصاص يافت بي آن كه آن را بطلبد و كسب نمايد، بلكه اين اختصاصي است از جانب خدای فضیلت بخشِ وَهّاب.
و در جای ديگر اين حديث، آيه : «و قالَ الّذين اوُتوُا العِلْم والإيمَان»14. يعني: «و آنان كه بدانها علم و ايمان داده شدگفتند» را ذكر میکند؛سپس میفرماید:
«فهي في وُلدِ عليٍ خاصةً الي يومِ القيامةِ اذ لا نبيَّ بعدَ محمدٍ»15 يعني: اين آيه فقط دربارة فرزندان علي عليهالسَّلام است تا قيامت؛ چرا كه پس از محمد صلَّي الله عليه و آله پيامبري نيست.
امام رضا عليهالسَّلام، علي و فرزندان او را تنها كساني ميداند كه از طرف خداي متعال به آنان علم و ايمان داده شده، سپس ميفرمايد:
«و قالَ في الائمةِ من اهلِ بيتِ نبيِّهِ و عِترَتِهِ وَ ذُرّيَّتِهِ صَلواتُ اللهِ عَلَيهم (أم يَحسِدونَ الناسَ علي ما آتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ فَقَد آتينا آلَ ابراهيمَ الكتابَ وَ الحِكمةَ وَ آتيناهُم مُلكاً عَظيماً».16
يعني: و خدا درباره امامان از اهل بيت و عترت و فرزندان پيامبرش ميفرمايد: آيا حسد ميورزند به آنچه خدا به آنها از فضل خويش عطا فرموده است؟ همانا به آل ابراهيم كتاب و حكمت و سلطنت عظيمي داديم.
در اين آيه، خداي متعال حسادت دشمنان اهل بيت عليهمالسَّلام را در برابر علم و حكمت و ملك آل محمَّد عليهمالسَّلام بر ملا ميكند؛ چون ذرّهاي از آن علم و فضل را در خود نيافتهاند.
آنان در برابر هر فضل امام عليهالسَّلام احساس حقارت و حسادت دارند؛ و چون فضائل آل محمّد عليهمالسَّلام بيشمار است، حسادت آنان بی پایان است تا آنجا كه براي دشمني محدوديت و مرزي نمی شناسند. از موجبات پيدايي واقعه خونبار و دهشت انگيز كربلا، اين حسادت بيانتهاست.
آدمي وقتي از نعمتي برخوردار است، در ارتباط با آن نعمت، با ديگري حسادت نميورزد. حسادت هنگامي پديد ميآيد كه انسان نعمتي را در وجود ديگري بيابد و خود را از آن نعمت محروم بيند.
آنان كه عظمت ، مجد ، نورانيّت و فضائل آل محمد عليهمالسَّلام را نتوانستند ببينند، پیوسته در صدد فرود آوردن آن مقام شامخ الاهي و خاموش كردن آن نور خدايي بر آمدند و کوشیدند فضيلتي از آنان به گوش مردم نرسد و وجود آنان از یادها برود. مردماني كه حقارت، حسادت، پستي و ظلم ویژگی بارز وجودشان بود، خواستند منزلت والای امامان عليهمالسَّلام را در هم شکنند وآنان را میان مردم خوار و ناچیز جلوه دهند. در ناتواني ايشان همين بس كه خداي متعال درباره شان فرموده است:
«يُريدون ليُطفِؤوا نـوُرَ اللهِ بِـأفـْوَاهِـهِـمْ وَ اللهُ مُـتِـمُّ نـوُرِهِ وَ لَـوْ كَـرِهَ الْكَافِـروُنَ».17يعني: ميخواهند نور خدا را با دهانهايشان خاموش كنند، حال آن كه خدا نورش را تمام خواهد كرد؛ هر چند كافران را ناخوش آيد.
چهارم: نورافشاني به پيرامون
خورشيد به زمين نور ميبخشد، تاريكيها را از آن ميزدايد و هر مكاني را روشن و نوراني ميكند.
امام عليهالسّلام از جهت آن نورانيّت ذاتي كه در وجود مقدّسش نهاده شده، به خورشيد همانند گرديده است. همانگونه كه خورشيد با درخشش خود پردههاي ظلمت را میدَرَد و روشنايي و نور حسّی و بیرونی را ارزانیشان میدارد، امام عليهالسَّلام نيز با دريدن پردههاي جهل و ناداني، زمينيان را به روشنايي و بصيرت درونی و قلبی ميرساند!
امام رضا عليهالسَّلام فرمود: « الإمَامُ كَالشَّمْسِ الطّالِعَةِ الْمُجَلَّلَةِ بِـنـوُرِهـَا لِلْعَالَمِ».18 يعني: امام همچون خورشيد تابان است كه با نورش، عالَم را روشن ساخته است.
و نيز ميفرمايد: « الإمَامُ الشَّمْسُ الْمُضِيئَةُ».19 يعني: امام، خورشيد درخشان است.
امام عليهالسَّلام نور خداست در زمين كه بر دلهاي مؤمنان ميتابد و جاده حق و حقيقت را از راههاي متعدّد باطل براي آنان متمايز ميكند. امام عليهالسَّلام با اين نور خدايي كه داراست، زشتي شرك،كفر، فِسْق و فجور را براي آدميان مینمایاند، آرا و عقايد ايشان را در مسير صحيح سوق میدهد و دنيا و آخرتشان را سامان ميبخشد.
بنابر اين، آدميان بايست مطيع محض فرامين امام معصوم عليهالسَّلام باشند؛ چه، تسليم شدن در برابر او به منزله قرار دادن خويش در مَعرض پرتو اَنوار الاهي است و بهرهمندشدن از نور خدا و رسيدن به كمال و سعادت. در مقابل، دوريگزيدن از امام معصوم عليهالسَّلام به منزله فرورفتن در ظلمت ناداني و انحراف است؛ كه عاقبتي جز خُسران و تباهي به دنبال ندارد.
ابوخالد کابلی گوید: از امام باقر عليهالسَّلام دربارة اين سخن خداي عزّوجّل كه ميفرمايد : «فآمِنوا باللهِ وَ رسولِهٍ وَ النُّورِ الّذی اَنزَلنا».يعني: سپس به خدا و رسولش و آن نوري كه فرو فرستاديم ايمان آوريد. پرسيدم؛ فرمود:
«يا أبـاخالدٍ، النّورُ وَاللهِ الائمةُ مِن آلِ محمدٍ صلَّي الله عليه و آله إلي يَومِ القيامةِ، وَ هُم وَاللهِ نورُ الّذي اُنزِلَ، وَ هُم واللهِ نُورُ اللهِ فِي السماواتِ وَ في الارضِ! والله يا ابا خالدٍ، لَنورُ الامامِ فِي قلوبِ الْمؤمنينَ أنوَرُ مِن الشَّمسِ المُضيئَةِ بالنَّهار، وهُم وَاللهِ يُنَوَّرونَ قلوبَ المؤمنين وَ يَحجُبُ اللهُ- عَزَّوجلَّ- نورَهُم عمَّن يشاءُ فَتظلمُ قلوبُهُم».20
يعني: اي ابوخالد! آن نور- به خدا سوگند- امامان از آل محمد عليهمالسَّلام هستند تا قيامت، و آنان به خدا سوگند همان نورياند كه فرو فرستاده شدهاند، و نور خدا در آسمانها و زميناند. اي ابوخالد! به خدا سوگند نور امام در دلهاي مؤمنان روشنتر از خورشيد درخشان در روز است! آنان دلهاي مؤمنان را نور ميبخشند و خدا نور آنان را از هركه خواهد ميپوشاند و دلهاشان را گمراه ميسازد.
در اين حديث، امام عليهالسَّلام نوري معرّفی شده است كه خداي متعال بر اهل زمين منّت نهاد و آن را براي نجات و هدايتشان فرستاد. اين نور تا قيامت پا برجاست. امام نه تنها براي اهل زمين نور است، بل كه نور خدا در آسمانها نيز هست!
به نور محمّد و آل محمّد عليهمالسَّلام است كه فرشتگان آسمان به تسبيح ، تقديس و عبادت خدا راه يافتند؛ چنان كه مؤمنان از اهل زمين به نور آنان هدايت گشتند و به معرفت و عبادت خدا مفتخر گرديدند.
رسول خدا صلَّي الله عليه و آله در حديثي خطاب به اميرمؤمنان علي عليهالسَّلام كه پرسيد: «اي پيامبر خدا؛ شما برتر هستيد يا جبرئيل؟» درباره فرشتگان الاهي فرمود: « بِنا اهتَدوا الي مَعرفَةِ تَوحيدِ اللهِ عزَّوجَّلَ و تسبيحِهِ وَ تهليلِهِ وَ تحميدِهِ وَ تَمجيدِهِ»21 يعني: فرشتگان به وسيله ما به شناخت توحيد خداي بزرگ هدايت شدند، و به وسيله ما به تسبیح ، تحمید و تمجيد خدا راه يافتند.
و در حديث ديگري فرمود: «ثمَّ خَلَقَ المَلائكةَ فَسبَّحنا فسبَّحَتِ المَلائِكةُ، وَ هَللَّنا و هَلَّلتْ، وَ كبَّرنا فكبَّرتْ (فكانِ ذلكَ مِن تَعليمي و تَعليمِ عَليٍّ) وَ كان ذلكَ في علمِ اللهِ السّابقِ اَنَّ المَلائكةَ تَتَعلَّم منّا التَّسبيحَ والتَّهليلَ وَالتكبيرَ، وَ كلُّ شَئٍ سَبَّحَ اللهَ و كبَّرهُ فَبِتَعليمي و تَعليمِ عليٍّ ».22
يعني: سپس خدا فرشتگان را آفريد و ما تسبيح گفتيم فرشتگان هم تسبيح گفتند، و ما «لا اله الا الله» گفتيم و فرشتگان لا اله الا الله گفتند، و ما الله اكبر گفتيم و آنان هم الله اكبر گفتند (و اين به تعليم من و علي بود) و پیش از آن در علم خدا بود كه فرشتگان از ما سبحانالله گفتن و لااله إلا الله گفتن و اللهاكبر گفتن را خواهند آموخت؛ و هر چيز كه خدا را تسبيح گويد و تكبير گويد، به تعليم من و علي است.
بنابراين حديث شريف، محمّد و آل محمّد عليهمالسَّلام نه تنها خورشيد هدايت براي اهل زميناند، بلكه فرشتگان الاهي براي هدايت خويش رو به آستان آنان ميآورند.
بيان احكام، اخلاق، عقايد، تفسير قرآن،تاريخ انبيا و امم پیشین و اخبار مربوط به آينده و حقايق علمي كه امروز به صورت گنجينههايي در دست شيعه است، ره آورد تابش انوار قدسيّه آل محمد عليهمالسَّلام است.
با وجود اين كه در طي قرنها بخش زيادي از آثار و علوم آنان به دست كينه توزان جاهل و غرض ورزان معانِد نابود و يا تحريف شد و توسط دوستان اهل بيت دچار تصحيف و تقطيع گرديد، اما آنچه مانده است براي هدايت بشر و نجات او از ظلمت و كفر و شرك و انحراف كافي است، و اينها پرتوي از نور ظلمت سوز و جاودان محمّد و آل محمّد عليهمالسَّلام به شمار میآید.
پنجم: بيهمتايي
هيچ نوري خاصيّت نور خورشيد را ندارد و مانند آن نافع نيست.
همچنين هيچ علمي همچون علم امام معصوم عليهالسَّلام سودمند نمیباشد.
***
خواصّي كه گياهان و جانوران از نور خورشيد دريافت ميكنند، به گونهاي است كه هيچ نوري در زمين حاوي آن خواص نمیباشد و با فقدان نور خورشيد، پرنورترين منابع روشنايي قادر نخواهند بود اندكي از خواص و فوايد نور خورشيد را در جمادات و ساير موجودات زمين جبران كنند و هيچ يك از آن نورها مانع از سردي وافسردگي موجودات زمين نخواهند شد.
علم صحيح كه عاري از هرگونه خطا و انحراف باشد، علمي است كه خدا در سينة اوليای خود براي هدايت بشر قرار داده است.
به يقين، آفريدگار هستي شايستهتر از هر كسي است كه از حقايق امور عالم خبر دهد و بدون كمترين كژي و نقص بشر را به هر حقيقتي كه لازم است واقف نمايد و از آنجا كه خدا با هيچ بشري به جز انبيا و اوصيای آنان در ارتباط نيست.23 علم او را بايد از كساني آموخت كه از سرچشمة پاك و زلال وحي نوشيدهاند و خزانه علم الاهياند24 و جز آنان به هيچ منبعي نمی توان اعتماد ورزید و اطميناني بر صحّت و سلامت آن و دورياش از انواع اَغْراض، اَمْراض و مفاسد نيست.
بسا راهزناني كه در تاريخ بشر در ميان جوامع خروشیدند و به نام علم، هدايت، آزادي، اصلاح، آرمانخواهي، قداست، برابري و عدالت، پرچمهايي را برافراشتند و مكاتبي را پديد آوردند و جمع كثيري از پيروان حيرتزده و جاهل خويش را به گرداب انحراف و ضَلالت و تباهي كشانيدند و تنها رهاورد آنان براي پيروان خود گرد حسرتي است در دنيا و آخرت كه بر چهره آنان نشسته است.
اگر اينان خوبيهاي كلام گهربار ائمه طاهرين را در مییافتند و با اين چشمههاي پُرفيض و نوراني وحي آشنا بودند هرگز از كسي جز آنان علم نميآموختند و به راهي جز راه آنان قدم نمينهادند و گوش جان را تنها به نداي آسماني آل محمّد عليهمالسَّلام ميسپردند؛ چنان كه امام رضا عليهالسَّلام ميفرمايد: «انَّ الناسَ لَو عَلِموا مَحاسنَ كَلامِنا لا تَّبعونا».25 يعني: اگر مردم خوبي هاي سخن ما را ميدانستند، البته ما را پيروي ميكردند.
امام باقر عليهالسَّلام دربارة اين حقيقت كه علم صحيح جز از جانب آنان صادر نميشود به سلمة بن كهيل و حكم بن عتيبة فرمود: «شَرِّقا و غَرِّبا لن تَجدا علماً صحيحاً الا شيئاً يَخرُجُ من عندنا اهلِ البيت».26 يعني: به شرق برويد و به غرب برويد (هركجا ميخواهيد برويد) هيچ علم صحيحي را نمييابيد، مگر چيزي كه از ناحيه ما اهل بيت صادر شده باشد.
آن حضرت درباره حسن بصري فرمود: «فليذهبِ الحسنُ يميناً وَ شِمالاً فواللهِ ما يُوجَدُ العلمُ الا ههنا».27 يعني: حسن به راست برود و چپ برود (هر كجا ميخواهد برود) به خدا سوگند، علم جز از اين جا (از آل محمد عليهمالسَّلام) به دست نميآيد.
و از آن امام همام در حديثي ديگر روايت شده است كه فرمود: «واللهِ لايُوجَدُ العلمُ الّا مِن اهلِ بيتٍ نَزَلَ عليهم جَبرئيلُ».28 يعني: به خدا سوگند، علم به دست نميآيد مگر از خانداني كه جبرئيل بر آنان نازل شد.
اهل بيت پيامبر عليهمالسَّلام همان کسانی اند كه جبرئيل بر آنان نازل شد و در ميان اهل زمين كسي جز آنان مدّعي چنين مقامي نيست و كسي اين فضل را نميتواند درباره آنان انكار كند.
به فرموده خداي متعال اهل بيت پيامبر عليهمالسَّلام راسخين در علماند29 و خدا و رسولش ما را به اطاعت و پيرويشان امر فرمودهاند.
بنابراين، دست كشيدن از پيروي آنان و دنباله روي كساني كه هيچ اطميناني به صحّت گفتار و كردارشان نيست و پیوسته در معرض خطا و لغزش و بلكه خيانتاند، چه توجيهي ميتواند داشته باشد؟
آيا منشأ آن چيزي جز جهالت و شقاوت ميتواند باشد؟ جهالت و شقاوتي كه كوري دنيا و آخرت را به همراه دارد.
ششم: محور بودن
زمين و اهل آن به دور خورشيد ميگردند و خورشيد محور است. زمين بايد تابع خورشيد باشد و بر مدار آن بگردد و خورشيد تابع زمين نيست.
امام نيز براي اهل زمين محور است. اهل زمين بايد تكويناَ و تشريعاَ تابع امام باشند و بر مدار او بگردند و امام تابع اهل زمين نيست.
***
سنّت خداي متعال درباره انبيا و رسولانش چنين است كه مردم بايستي در تبعيّت و اطاعت آنان باشند تا صلاح يابند و در مسير حق قرار گیرند و رستگار گردند. درباره امام معصوم عليهالسَّلام نيز چنين است كه بايد تمامي مردم در اطاعت و پيروي او باشند و امام از كسي جز خدا و رسولش پيروي نميكند؛ زیرا امام اَعلَم و اَفضَل اُمّت (بلكه اَعلم و اَفضَل از همه عالم) است پيروي او از غير خدا و رسولش پيروي عالم از جاهل و فاضل از مفضول است كه قبيح می باشد.
تبعيّت تكويني اهل زمين از امام معصوم عليهالسَّلام به اين معني است كه امام به هر موجودي در زمين امر كند به اذن خدا، مُطاع است هرگونه كه بخواهد ميتواند در هر موجودي تصّرف نماید و آن را بر طبق اراده خويش درآورد.
اخبار معجزات امام كه از درختي خشكيده خرماي تازه برگيرد و مرده را زنده گرداند و كور را بينا كند و مريض را شفا دهد و فلزي را تبديل به طلا كند و ريگ ها را تبديل به جواهر كند - و امثال آنها- بسيار فراوانتر از آن است كه بر كسي پوشيده ماند. همين عبارت زيارت جامعه كبيره، سيطره تكويني امام را تا جايي كه به اِذن خدا برايش حد و مرزي باقي نميگذارد تأييد ميكند؛ آنجا كه ميفرمايد: « وَذلَّ كلُّ شيئٍ لَكُم». يعني: و همه چيزي تسليم و ذليل شماست.
در ارتباط با تبعيّت و اطاعت تشريعي امام نيز آيات قرآن كريم و روايات رسيده از پيامبر اكرم صلَّي الله عليه و آله به وفور و به صراحت گوياي اين مطلب است و آن قدر در آيات قرآن و در روايات ـ چه تصريحاَ و چه تلويحاَ ـ به اطاعت و پيروي امام تأكيد و سفارش شده كه به هيچ چيز در دين اسلام اين قدر تأكيد و سفارش نشده است.
به عنوان نمونه در آيه «أطيعوا اللهَ و أطيعوا الرَّسولَ واُولي الامرِ مِنكُم»30 (اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول و صاحبان امر را) صاحبان امر، كسي جز دوازده وصّي پيامبر صلوات الله عليهم نيستند.
بر اساس اين آيه شريف، اطاعت از امام به طور مطلق واجب است و او مدار و محور در همه امور میباشد. بر مردم است كه امر امام را در امور مختلف جويا شوند و اعمال و اقوال و افكارشان را بر مدار تصديق و تأييد حجّت خدا درآورند.
وجود مقدّس او همچون كعبه است كه بايد از سراسر عالم به سويش آیند و برگرد او بگردند و او به سوي كسي نميرود و برگرد كسي نميگردد. اين همان فرمايش پيامبر اكرم خطاب به علي عليهالسَّلام است که فرمود: «إنَّما مَثَلُكَ في الامَّةِ مَثَلُ الكعبةِ نَصَبَها اللهُ عَلَمَاً و انّما تُؤتي مِن كُلِّ فجٍّ عميقٍ ونأيٍ سَحيقٍ و لاتأتي».31
يعني: اي علي! مثال تو در ميان اين امت، همانند كعبه است كه خدا آن را عَلَم ساخت. از هر راه دور بايد به سوي او آيند؛ امّا او به نزد كسي نميرود.
همچنين فرمود: «مثلُ الامامِ مَثَلُ الكعبةِ اذ تؤتي و لاتأتي».32 يعني: مثال امام، مثال كعبه است كه به سويش روند و او به سوي كسي نميرود.
مثال كعبه بودن امام عليهالسَّلام نه به اين معناست كه او را طواف كنند، بلكه در اين مثال فقط رو به سوي او داشتن و به سوي او آمدن و بر مدار فرامين او گشتن مراد است؛ چنان كه هر كس از هر جاي عالم بايد خود را به كعبه رساند و روي به سوي كعبه كند و بداند اگر (در نماز) پشت به كعبه نموده و در حج، طواف كعبه را ترك كند، عبادتش باطل است. همچنين هركس در هر جاي عالم است، بايد جهت تمامي اعمالش اطاعت امام باشد و بداند كه خدا هيچ طاعتي را به جز طاعت امام به منزله اطاعت خويش نميداند و نمیپذيرد: «مَن اطاعَكُم فَقَد اطاعَ اللهَ وَ مَن عصاكُم فَقَد عصي اللهَ».33 يعني: هر كه شما را اطاعت كرد، خدا را اطاعت كرده است؛ و هر كه شما را نافرماني كند، خدا را نافرماني كرده است.
از اين جهت، امام چه در عالم تكوين و چه در عالم تشريع، قطب وجود است؛ چنان كه خورشيد قطب منظومه شمسي است.
اميرمؤمنان علي عليهالسَّلام ميفرمايد: «فَهُم ... قُطبُ الوجود».34يعني: ايشان (= ائمّه معصوم عليهمالسَّلام) قطب وجودند.
كسي كه بر مدار آل محمد عليهمالسَّلام نگردد و گفتار و اعمالش را بر محور آنان قرار ندهد، مؤمن نيست. امام صادق عليهالسَّلام ميفرمايد:«انا لا نَعُدُّ الرَّجلَ مُؤمناً حَتي يكونَ بجميعِ امرِنا متّبِعاً مُريدا».35 يعني: ما شخص را مؤمن نميشماريم، مگر وقتي كه خواهانِ پیروی همه فرمانهاي ما باشد.
هفتم: حياتي بودن گردش بر گرد او
اگر زمين به دور خورشيد نگردد، نابود ميشود.
همچنين انسان براي حيات حقيقي و معنوي خود لازم است بر محور طاعت امام معصوم بگردد.
***
اگر زمين بر مدار خورشيد نگردد و در فضا سرگردان باشد، با كرات ديگر برخورد میكند و نابود ميشود و يا اين كه درکام خورشيد فرو می رود وذوب می شود.
آيزاك آسيموف، ستارهشناس و فيزيكدان معروف مينويسد: «اگر تداوم حركت زمين به دور خورشيد نبود، اين كرة كوچك سرنوشت ديگري ميداشت؛ سرنوشتي كه سرگرداني در فضا، متلاشي شدن، سقوط بر سطح خورشيد، سوختن و نابودي از ابعاد مشخص آن است».
حيات معنوي انسان نيز منوط به اين است كه بر مدار و محور حق بگردد و از باطل دوري نمايد. كسي كه بر مدار حق نباشد، لاجرم بر باطل است؛ چرا كه بين حق و باطل راه ديگري وجود ندارد و كسي كه بر سبيل باطل قرار گيرد، حيات انساني او به پايان می رسد و در نظام حق كه نظام خالق هستي است، تنها جسدي متحرك و فاقد هرگونه ارزش خواهد بود و هلاكت و سوختن در آتش قهر الاهي، سرنوشت حتمي اوست. راه حق يك راه بيش نيست؛ همان است كه هر روز در نماز تكرار ميكنيم؛ « اِهدنا الصّراطَ المستقيمَ»؛ پروردگارا به راه راست هدایتمان کن. و راه مستقيم، جز راه محمّد و آل محمّد عليهمالسَّلام نيست؛ چنان كه امام صادق عليهالسَّلام فرموده است:« نحنُ واللهِ سَبيلُ اللهِ الذي اَمرَ اللهُ باتِّباعِهِ، وَ نحنُ واللهِ الصّراطُ المستقيمُ، وَ نحنُ وَاللهِ الّذين اَمَرَ اللهُ العبادَ بطاعَتِهِم؛ فَمَن شاءَ فَلياخُذ هُنا و مَن شاءَ فَليأخُذ مِن هناك، لا يَجدون وَاللهِ عنّا محيصاً».36
يعني: به خدا سوگند، ماييم راه خدا، همان راهي كه خداي متعال فرمان به پيروي از آن داده است، و به خدا سوگند ماييم راه مستقيم، و ماييم همان كساني كه خداي متعال بندگان را به اطاعتشان فرمان داده است. پس هركه خواهد از اينجا بگيرد و هر كه خواهد از آن جا بگيرد. به خدا سوگند، مردم (برای هدایت وتعالی ورستگاری)جز پیروی از ما راه چارهای نمییابند.
بنابراين، فقط اهل بيت عصمت و طهارت صراط مستقيماند و هر صراطي جز اين صراط بر باطل است و آدمي را به بيراهه ميكشاند و جز حسرت دنيا و آخرت، ره آورد ديگري ندارد.
عبارت پایانی در حديث مذكور اطلاق دارد وپيروي از هر پيشوايي جز محمّد و آل محمّد عليهمالسَّلام را مردود ميشمارد و اقتدا به كساني را كه فاقد نور عصمتاند مايه نجات نميداند.
پيامبر اكرم صلَّي الله عليه و آله، آل طاهرين خود را به عنوان پيشوايان امتش نصب فرمود و از مردم در روز غدير عهد گرفت كه جز اطاعت امر آنان و التزام به ولايتشان راه ديگري نپويند. تأكيدات پيامبر در خطبة غدير به وضوح بيانگر اين است كه در عالم هيچ راهي جز راه خاندان عصمت منتهي به نجات و رستگاري نيست.
از پیامهای آن خطبة شريف اين است:
«اي مردم! خدا دين شما را با امامت او (= علي عليهالسَّلام) كامل فرمود؛ پس كسانی که به او و به جانشينانش (فرزندان من از نسل او تا قيامت و تا روز ورود به پيشگاه خداي بزرگ) اقتدا نكنند، اعمالشان در دنيا و آخرت تباه میگردد و در آتش دائمي خواهند بود، عذاب از آنان تخفيف نمييابد و به آنان مهلت داده نميشود.
تنها دشمني با آل پيامبر نيست كه موجب خسران و عذاب الاهي خواهد شد، بلكه بنابر اين فرمايش پيامبر عدم اقتدا به آنان نيز موجب سقوط در قعر جهنم و عذاب و هلاك ابدي خواهد بود. كسي نميتواند نسبت به ولايت و اطاعت اين خاندان بيتفاوت باشد و تنها دل خوش دارد كه با آنان دشمني و ستيز نداشته است.
آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت نبوّت دلالت دارد بر اين كه در عالَم دو راه بيشتر وجود ندارد: يكي راه پيروي از محمّد و آل محمّد عليهالسَّلام و التزام به ولايت آنان؛ و راه ديگر عدم پيروي از آنان، خواه به جهت دشمني و خواه به جهت جهل و بي تفاوتي!
ولايت اهل بيت را نپذيرفته است مگر كسي كه در هر امري مطيع محض آنان باشد و از هر راهي جز راه آنان بیزاری جويد. تبري از هر راهي جز راه محمد و آل محمد عليهمالسَّلام ، از فرائض دين ماست. در زيارت جامعه كبيره ميخوانيم: « برئتُ الي اللهِ عزَّوجل من ... الشّاكّينَ فيكم المنحَرفينَ عنكم و من كلِّ وليجَةِ دونكُم و كلِّ مطاعٍ سواكُم».يعني: من به پيشگاه خدا بيزاري ميجويم از كساني كه درباره (حقّانيت) شما در شكّاند و كساني كه از شما منحرف گشتهاند و از هر وسيله و پيشوايي غير شما برائت ميجويم. امام باقر عليهالسلام فرمود: «أوحَي اللهُ اِلي نَبيِّهِ | فاستَمسِك بالّذي أوحيَ إليكَ انَّكَ علي صِراطٍ مُستقيمٍ. قال: انَّكَ علي ولايةِ عليٍّ وَ عليٌّ هُو الصِّراطُ المُستَقيمُ».37 يعني: خدا به پيامبرش وحي فرمود: «به آن كس كه به تو وحي ميكند دستاويز شو، همانا كه تو بر راه مستقيم هستي»يعني تو بر ولايت علي هستي و علي همان راه مستقيم است.
پيامبر صلَّي الله عليه و آله كه مظهر هدايت و اشرف انبيای الاهي است بر طريق علي و ولايت اوست، ما جز اين راه به كدام سو برویم؟!
با تكيه بر اين روايات و صدها آيات و روايات صريح و محكم، ميگوييم: چنان كه اگر زمين از مدار خورشيد خارج شود نابودي و سوختن و هلاك اهل زمين سرنوشت حتمي آن است، خارج شدن از مدار حق (كه همان راه مستقيم و راه ائمه طاهرين عليهمالسَّلام است)؛ نيز به منزله سقوط انسان از تمامي درجات فضل و كمال و افتادن او در ورطهي نابودي و هلاكت و سوختن در دنيا و آخرت است.
انديشه كسي كه گمان دارد جز از طريق اهل بيت ميتوان بر مدار حق و حقيقت بود، دليلي واضح و آشكار بر گمراهي اوست.
هشتم: مفيد بودن براي همه
خورشيد براي تمامي اهل زمين مفيد است، نه فقط براي انسان؛
امام معصوم عليهالسَّلام نيز براي تمامي اهل زمين مفيد است، نه فقط براي آدميان.
***
هدايت تكويني تمامي موجودات از جانب خداي متعال و به وجود امام معصوم عليهالسَّلام است. حركت پرندگاني كه در زمين نقل مكان می کنند و با تغيير فصول از نقطهاي به نقطه ديگر میکوچند، حركت ماهيها در اعماق درياها و اقيانوسها، به بارنشستن درختان، رسيدن ميوهها، سبز شدن درختان، حركت رودها، ريزش باران، رشد گياهان، حركت بادها و تمامي حركتهاي تكاملي كائنات وابسته به وجود مقدس امام معصوم عليهالسَّلام است؛ چنان كه امام باقر عليهالسَّلام ميفرمايد:«بنا اَثمَرَتِ الأشجارُ وأينَعَتِ الثِّمارُ و جَرَتِ الأنهارُ وَ بنا يَنزِلُ غَيثُ السَّماءِ وَ يَنبُتُ عَشُبُ الأرضِ».38 يعني: به وجود ما درختان به بار مينشينند و ميوهها ميرسند و رودها جارياند و به وجود ما باران آسمان ميبارد و گياه زمين ميرويد.
امام صادق عليهالسَّلام فرمود: » لولا اِسمي و روحي ما اطَّردَتِ الأنهارُ وَ لا اينَعَتِ الثِّمارُ و لا اخضَّرتِ الأ شجارُ».39 يعني: اگر نام من نبود، رودها جاري نميشدند و ميوهها نميرسيدند و درختان سبز نميگشتند.
چنان كه رشد بدن انسان كه يك حركت تكويني است ـ و از نطفه آغاز ميشود و در رحم رشد می کند متولد ميگردد و مراحل نوزادي، طفوليت، نوجواني، جواني، ميانسالي و پيري را طي ميكند ـ به وجود امام است، همين حركت تكويني در تمامي موجودات عالم به نسبت حال هر موجود در جريان است و هر موجود مسير تكاملي خود را در عالم تكوين به وجود امام معصوم عليهالسَّلام طي ميكند.
بدون شك آن شاه كائنات اگر اراده كند مسير حركت موجودي متوقّف شود و يا تغيير نمايد، چنين خواهد شد ـ بإذن الله تعالي ـ
از مراحل عالي شُكر از امام معصوم عليهالسَّلام كه همان شُكر از خداست، همين است كه آدمي به اين معنا توجه داشته باشد كه تمامي نعمتها كه به صورت سالم و كامل به دست ما ميرسد و از آن بهره ميبريم، به وجود آن گوهر عصمت و طهارت است.40
سيّد جواد حسيني
پي نوشت ها
منابع و مآخذ
- ابن بابويه(شيخ صدوق)، محمد بن علي، عيون اخبارالرّضا(ع)، به تحقيق شيخ حسين اعلمي، مؤسسة الاعلمي للمطبوعات، بيروت، 1404ق.
- همو، علل الشّرائع، المطبعة الحيدرية، نجف، 1386ق.
- همو، كمال الدّين و تمام النّعمة، چاپ علي اكبر غفاري، مؤسّسة النّشر الإسلامي التّابعة لجامعة المدرّسين، قم، 1405ق.
- حلّي، حسن بن سليمان، مختصر بصائر الدَّرَجات، المطبعة الحيدرية، نجف، 1370ق.
- خرّازقمي، علي بن محمّد، كفايـَة الأثر فِي النّص عَلي الائمة الإثـْنـَي عَشَر، به تحقيق سيد عبداللَّطيف حسيني كوهكمري خوئي، چاپخانه خيّام، قم، 1401ق.
- راوندي، قطب الدين، الخَرائج و الجَرائح، مؤسّسة الإمام المهدي، قم المقدّسة، بيتا.
- صفّار قمي،محمد بن حسن فرّوخ، بصائرالدَّرَجات، به تحقيق ميرزا محسن كوچه باغي، طهران، 1362ش.
- كفعمي، شيخ ابراهيم ، مِصباح الكفعمي الموسوم بجنة الأمان الواقية.
- مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، بيروت، 1403ق.
|