|
پژوهشي پيرامون «عهد» در عهد عتيق
و ظهور بنياسرائيل
رؤوس مطالب
- عَهْد، معانی و اقسام آن - عَهْد و ظهور شريعت
- عَهْد در اَدیان ابراهیمی - عِبرانيان و بنياسرائيل
- میثاق إلاهی درعهد عتیق - تاريخچه بنياسرائيل
درآمد
«عَهْدَيـْن» از عناوين آشناي مسيحيان است. عنوان مذكور به اين باور مسيحيان اشاره دارد كه خدا دو عهد و پيمان با انسان بسته است: يكي «عهد قديم» كه در آن خدا از انسان پيمان گرفته كه بر شريعت الاهي گردن نهد و ديگري «عهد جديد» كه پيمان بر سر محبّت خدا و عيسي مسيح است. متناظر با اين تقسيم، كتابهاي مربوط به دوره اوّل را «عهد قديم» و كتابهاي مربوط به دوره دوّم را «عهد جديد» ميخوانند و هر دو قسمت از نظر مسيحيان مقدّس و معتبر است، ليكن يهوديان معتقدند خدا تنها يك پيمان با انسان بسته و آن هم پيمان «شريعت» است. بر اين اساس، يهوديان تنها بخش «عهد قديم» را قبول دارند. هرچند باور عمومي يهوديان و مسيحيان اين است كه تورات فعلي نوشته و يا كتاب آسمانيِ حضرت موسي عليهالسَّلام است، امّا كساني در گذشته و حال انتساب تورات موجود به حضرت موسي عليهالسَّلام را قاطعانه ردّ كرده و به اثبات اين نظريّه پرداختهاند كه تورات موجود در قرون پس از آن حضرت به نگارش درآمده است. نگارنده در اين نوشتار، موضوع «عَهْد» در عهد عتيق و ظهور بنياسرائيل را واكاويده است.
عَهْد، معانی و اقسام آن
هرگاه از «عهد»، «پیمان» و مانند آن سخن به میان میآید، ذهن ما متوجّه امری میگردد که از زُمره مفاهيم است و دارای دو طرف ميباشد؛ «عهد» از سوی انسان با کسی یا چیزی منعقد میگردد که متضمّن تعهّدی بوده و گویی در این حال طرفین متعهّد و ملتزم به انجام کار یا قولی میشوند و در صورت عدم التزام به لوازم آن باید متحمّل خسارات یا تبعات ناشی از تخلف خود گردند. در میان افراد و جوامع انسانی، همواره صورتها و مراتبی از عهد، پیمان، میثاق و مانند آن وجود داشته و دارد و بیراه نیست که بگوییم هیچ صورتی از صورتهای حیات آدمی خالی از این مقوله نبوده و نمیباشد. آدمی حتّی گاهی با خودش در انجام کاری عهد میبندد و گویی طرف او در این پیمان، وجود خودش میباشد، اما عالیترین شکل عهد و پیمان، پیمانی است که میان انسان و خدا بسته میشود.
در اصطلاح فقهی «عهد» یعنی تعهّد نسبت به امری یا چیزی که انسان وعده آن را داده است و فرق است میان «عهد» و«میثاق» ؛ زیرا «میثاق» تأکید بر همان «عهد» است و «عهد» امری است طرفینی، يعني میان دو نفر؛ در حالی که «میثاق» یک طرف دارد و عهد شرعی همانند نذر کردن است با تمامی شرایط آن و ذکر صیغه مربوطه. بنابر اجماع فقها، التزام به لوازم «عهد» واجب شرعی است. عهد و پیمان حقیقی، همان عهد و پیمانی است که حق تعالی در روز اَلَسْت از جملگي خلایق گرفت؛ این عهد تا اَبَد پا برجاست. تمامی حوادث، رویدادها، اقوال و نيز احوالات آدمی بر اساس همین عهد و پیمان اَزَلی تفسیر میشود. اصطلاح «الست» از واژگان قرآنی است که در فرهنگ اسلامی و نيز در میان مفسّران، محدّثان و فقها مورد تفسیرهای گوناگون قرار گرفته است. این واژه که تنها یک بار در قرآن ذکر شده، در آیه 172 سوره اعراف آمده است: «وَ اِذْ أخَذَ ربُّکَ مِن بَنِیآدَم مِن ظُهورهم ذرِّيَّتَهُم وَ أشْهَدهم عَلَي أنْفُسِهِمْ ألَسْتُ بِرَبِّکُم قالوُا بَلَی شَهِدنَا». يعني: و (به یاد آور) هنگامی را که پروردگارت از پُشت فرزندان آدم، ذُرّیـّه آنها را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند آری! گواهی دادیم
غالب مفسّران و عالمان قرآنی، معانی روز «اَلَسْت» را با همان عهد اَزَلی خدا با موجودات قرین میسازند و اشارات مکرّر قرآنی در این زمینه را به همین معنا تفسیر میکنند. پیمان و عهد الاهی چندین بار در آیات قرآنی مورد تأکید قرار گرفته است؛ به طور مثال در سوره حدید به این عهد و پیمان الاهی چنین اشاره شده است: « ما لکم لا تؤمنون بالله و الرسول....» یعنی: و شما را چه شده که به خداوند ایمان نمیآورید و حال آنکه پیامبر خدا شما را به ایمان به پروردگارتان دعوت میکند و اگر مؤمن باشید بیشک خدا از شما پیمان گرفته است. از ظاهر این گونه آیات چنين بر میآید که خطاب پروردگار در واقع همان فطرت خداجوی انسان است که هیچ گاه از اقرار به ربوبیت پروردگار خالی نبوده است؛ با این وصف، «عهد اَلَسْت» یا «روز اَلَسْت» تعبیری است که به هنگام اخذ پیمان و عهد الاهی از انسان و فرزندان او اطلاق میگردد.
عهد در اديان ابراهيمي
حکایت عهد و پیمان الاهی با انسان در جملگي کتب آسمانی ادیان ابراهیمی با اندکی اختلاف در جزئیات آن آمده است. ابتدا درتورات و در «سفر پیدایش» چنین ذکر شده که خدا به آدم ابوالبشر امر کرد – و یا از او عهد و پیمان گرفت که – در بهشت از همه درختان و میوهها میتوانی تناول کنی، مگر«درخت معرفت» که اگر از آن بخوری، خواهی مرد. در تورات همچنين از اِغواگري شیطان سخن رفته و این که در اثر فریب مار (یا همان شیطان)، ابتدا حوا و سپس آدم از میوه درخت ممنوعه(= معرفت) تناول کردند و در نتیجه این نافرمانی، به رنج و اَلَم فراوان و اَبَدی دچار گشتند. اگرچه این حکایت در انجیل و قرآن کریم نیز تکرار شده؛ ليکن تنها در گزارش تورات است که درخت معرفت به عنوان درخت ممنوعه معرفی شده و علت خروج آدم و حوا از بهشت عدن را بیم خدا از دانایی انسان به نیک و بد امور عنوان کرده است! «و خدا گفت: همانا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده، اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند. پس خداوند او را از باغ عدن بیرون کرد...».
پس از پیمان شکنی انسان، دومین صورت عهد الاهی در داستان حضرت نوح علیهالسَّلام تجلّی مییابد، آن جا که خدا نه تنها با نوح و فرزندانش، بلکه حتّی با تمامی حیوانات و جانداران روی زمین عهد خود را استوار ساخته و نوح را به سوار کردن تمامي جانداران بر کشتی خویش امر کرده، جملگی آنان را از طوفان سهمگین نجات میبخشد. امّا مهمترین پیمان الاهی با انسان در ماجراي حضرت ابراهیم علیهالسَّلام است . از نظرگاه تورات، ابراهیم عليهالسَّلام همان «پدر اُمّت» هايي است که وارث سرزمین کنعان خواهند شد، در آنجا مستقرّ شده و تا اَبَد مالک آن خواهند بود. در اناجیل و «عهد جدید» نیز از دو پیمان الاهی سخن رفته است: نخست پیمان خدا با ابراهیم علیهالسَّلام و دیگری با داود علیهالسلام؛ در اوّلی وعده اِعطا و مالکیّت سرزمین موعود داده شده و در دوّمی وعده پادشاهی و سلطنت بر طوایف و اُمّتها.
مقایسه محتوا و مضامین عهد الاهی در دو مجموعه «عهد عتیق» و «عهد جدید» خود بحث مستقلی ميطلبد. به نظر میرسد مطالبی که در اين باب در عهد جدید آمده، ت |