کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

وصیت علّامه­ حلی به فخر­المحقّقین

                            حسن ختام – وصیت علّامه­ حلی به فخر­المحققین

ابومنصور­جمال‌الدین، حسن­بن­یوسف­بن­مطهّر­حلّی معروف به علامه­حلّی، از علمای شیعه قرن­ه ششم­ قمری بود.  وی در شب جمعه ۲۷­رمضان­۶۴۸­قمری، برابر ۹­دی­۶۲۹شمسی، در شهر حلّه به دنیا آمد. نیاکان او از طرف پدر به اهلِ­مطهر که خاندانی اهل­تقوا و دانش بوده‌اند می‌رسد و همچنین از طرف مادر با محقق ­حلی که دایی او بوده پیوند دارد. پس از وفات محقق ­­حلی در سال ۶۷۶­قمری که مرجعیت شیعیان را برعهده داشت، شاگردان وی و دانشمندان حله پس از جستجوی فردی که شایستگی زعامت و مرجعیت شیعیان را داشته باشد علامه­حلی را برای این امر مهم مناسب می­یابند و او با اینکه تنها ۲۸­سال سن داشت زعامت و مرجعیت­ شیعیان را بر عهده می‌گیرد.

علامه­ حلی اقيانوس­ مواج، بحر­ بی­ پايان، بزرگ نابغه­ روزگار و نادره­ی زمان باعث افتخار بنی­نوع انسان آيت­الله­ علی ­الاطلاق، وجود عزيزی که در علم و فضيلت، کرامت و شرافت، ورع وتقوی، دانش و بينش، کثرت تأليفات و تصنيفات در جهان بی­نظير است. آن سرور، ابر فضيلتی بود پر­باران، بارانی همه­اش رحمت و برکت که بر جهان ­اسلام و تشيع در اوايل قرن­هشتم سايه افکند و ظلی ممدود گشت و از اقيانوس رحمت خود تشنگان علم و فضيلت را سيراب نمود. در باره­اش نوشته­اند: «هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که  به درجه اجتهاد رسید.»

علّامه، بنا بر نقل مرحوم­ تنكابنی (در ­قصص ­العلما، ص ۳۵۵) هر ­هفته از حله پیاده به سوی كربلا راه می­افتاد تا فضیلت زیارت­امام­حسین­­ علیه­السّلام را در شب­جمعه درك نماید. آن بزرگوار، طی سفری از حله به كربلا، به محضر نورانی امام­عصرعجل­الله­تعالی­فرجه می­رسند، امّا حضرت را نمی­شناسند. در طول مسیر، عصا از دست علّامه به زمین می­افتد. امام­زمان­ ارواحنا­فداه عصای علّامه را به دست ایشان می­دهند. در همین هنگام سوالی در ذهن علّامه القا می­شود و از محضر امام علیه­السّلام می­پرسد: ­آیا در این عصر و زمان كه غیبت كبراست، می­توان حضرت­صاحب­الامر­ عجل­الله­تعالی­فرجه را دید یا نه؟ حضرت می­فرمایند: چگونه صاحب­الزمان را نمی­توان دید و حال آن كه دست او هم­اكنون در دست توست؟! که در این هنگام علّامه از كثرت شوق مدهوش می­شود.
آنچه به عنوان حسن­ختام در این شماره، تقدیم حضور شما می­گردد وصیت­نامه چنین مردی است که بی­شک مطالعه آن روح را جلا­ و قلب را شفا می­بخشد، این وصیت­نامه در انتهای کتاب ارزشمند «قواعد­الاحکام» آمده است. گرچه مخاطب سخن علامه فرزندش فخر­المحققین است، ولی متن گویای آن، آن را از انحصار خارج  کرده است. سفارش شخصی چون علامه و سفارش شونده­ای چون فخر­المحققین که مورد مباهات جامعه شیعه است، به اهمیت آن افزوده است.

بهر­ رو مطالعه این وصیت­نامه بسیار گرانقدر را به همه مؤمنین بخصوص اهل­ علم و ادب توصیه داریم. ترجمه‏ى اين وصيت‏نامه، از روى نسخه‏اى كه آقاى «حامد­الطائى‏» تصحيح‏ كرده و در شماره‏ى «۴۱ ۴۲» مجله‏ ى تراثنا چاپ شده است، صورت گرفت.

 

      بسم ­الله­ الرّحمن­ الرّحيم

پسركم! خداوند­تعالى، تو را برانجام دادن ‏فرمان‏هايش استوار بدارد و بر عمل­ خير و ملازمت آن، توفيق‏ات دهد و به سوى آن­چه ‏دوست مى‏دارد و راضى است، رهنمايت‏ باشد و به آن­چه از خيرها آرزو دارى وخواهانى، برساندت و در دنيا و آخرت، سعادتمندت كند و هر­چه كه با آن، چشم، روشن‏ مى‏گردد، هديه‏ات كند و عمر نيكو و زندگى آرام و خوش، روزگارت را سپرى سازد و مُهر«صالح است» بر اعمال‏ات بنهد و وسايل رسيدن به سعادت را روزى‏ات كند و ازبركت‏هاى بزرگ و والايش، بر تو بباراند و خداوند، از هر بلا و سختى‏اى، دورت بدارد و بدى‏ها را از تو دفع كند.

بدان! كه من، در اين ‏كتاب (قواعدالاحكام) چكيده و فشرده‏ى احكام را به گونه ‏اى‏ موجز، آوردم و پايه‏ هاى اسلام را با كلمات كوتاه و عبارت‏هايى روان، روشن ساختم و«راه رشد» و «طريق استوار» را واضح كردم.

تأليف اين كتاب، به هنگامى است كه پنجاه­سال از عمر را گذرانده‏ام و وارد دهه‏ى­شصت زندگى شده‏ام.

«دهه‏ ى­شصت زندگى‏» آنى است كه «مهترخلايق‏» [جناب رسول ­الله(ص)] فرمودند:

«آن، آغازگاه هجوم مرگ است‏».

حال اگر خداوند­تعالى، [در­اين دهه] بر من، مرگ را نوشته ­باشد و آن را با «قدر»ش، حتمى كرده باشد، از آن جا كه او، «فرمان­»اش را بر بندگان، حاضر و مسافر، جارى سازد، پس من هم همان­گونه كه‏ خداوند­تعالى وصيت را بر من واجب و به خصوص هنگام احساس مرگ، مرا مأمور به آن ‏كرده است [تو را مخاطب ساخته] و برایت وصيت مى‏كنم به:

اينكه همدوش با تقواى­الهى باشى؛ كه آن، به يقين، «سنت پايدار» و «واجب‏حتمى‏» و «سپر نگه‏دارنده‏» و «توشه‏ى­ماندگار» است. و آن، پرسودتر چيزى است‏ كه انسان براى روزى­ كه چشم‏ها، از­هيبت آن روز، گشاده و خيره مى‏ماند و يار و ياورى نيست، خواهد داشت.

تو و التزام به پيروى اوامر خداوند­تعالى و انجام دادن آن­چه او مى‏پسندد و پرهيز از آن­چه او، ناخوش دارد و دورى از نواهى خداوند­تعالى.

زندگى‏ات را در تحصيل كمالات­نفسانى، سپرى‏ ساز و اوقات‏ خود را در «كسب فضايل‏علمى‏» و «عروج از پستى نقص به بالاترين نقطه‏ى­ كمال‏» و «اوج‏گيرى در آسمان‏عرفان و نه سقوط به جايگاه جهال‏» و «گرايش عاشقانه به پسنديده‏ها» و «يارى‏برادران دينى‏» و «پاسخ درشتخو را به سخن­نيكو گفتن‏» و «نيكو­ رفتار را با چهره‏ى باز پذيرفتن‏» بگذران!

تو و پرهيز از رفاقت ‏با انسان‏هاى­ ­پست و هم‏نشينى‏ با افراد نادان؛ زيرا، رفاقت و هم‏نشينى با آنان، خلق و خوى ­ناپسند و باطن­پست، بر جا مى‏نهد.

بلكه تو و التزام به همدوشى با عالمان و نشست و برخاست‏ با فاضلان؛ كه آن، براى ‏كسب كمالات، زمينه‏ى كامل را فراهم مى‏سازد و برایت، توان و مهارت دريافتن پاسخ‏ مجهولات را، به دنبال دارد.

بايد، امروزت از ديروزت بهتر باشد.

تو و التزام به صبر و توكل و رضا.

هر روز و شب، محاسبه‏ى نفس كن!

از خداوند، بسيار آمرزش بخواه!

از نفرين‏ مظلوم بترس! به خصوص از نفرين يتيم و پيرزن؛ كه خداوند در مورد شكستن دل­شكسته، گذشت نمى‏كند.

تو و التزام به نماز­شب؛ كه رسول­الله(ص) بر آن تشويق و دعوت به اقامه‏ى آن ‏كرده و فرموده است:

مَن خَتَمَ لَه بِقيام اللَّيل، ثُمَّ ماتَ، فَلَهُ الجَنَّة.

هر كه آخرين عملش، اقامه‏ى‏ نماز­شب باشد و بميرد، بهشت‏ براى او باشد.

تو و التزام به صله‏ى­رحم؛ كه به يقين، به عمر آدمى مى‏افزايد.

تو و التزام به خوشرويى. همانا رسول­الله(ص) فرمودند:

اِنَّكُم لَنM تَسَعُوا النّاسَ بِأَموالِكُم، فَسَعُوهُم بِأَخلاقِكُم!

همانا شما را نرسد كه ‏با اموال‏تان، تمامى افراد را در آسايش قرار دهيد؛ لذا، آنان را با اخلاق‏تان ‏خشنود سازيد.

تو و التزام به توجه و مراقبت از ذريه‏ى­پيامبر، كه همانا خداوند­تعالى درسفارش به آنان تاكيد كرده و پاداش رسالت و ارشاد مردم را دوستى و مهرورزى به ‏آنان قرار داده است. خداوند­تعالى فرموده است:

«… قُل لا أَسأَلُكُمM عَليهِ أَجراً إلّا المَوَدَّةَ فِى القُربى…»

«… بگو: «به‏ازاى آن [رسالت]، پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى در مورد خويشاوندان‏».

حضرت­ رسول­الله(ص) فرمودند:

إِنِّى شافِعٌ يَومَ ­القِيامَةِ لِأَربَعةِ اَصنافٍ وَ لَو جاءوا بِذُنُوبِ اَهلِ­الدُّنيا: رَجُلٌ ‏نَصَرَ ذُرِّيَّتى؛ و رَجُلٌ بَذَلَ مالَهُ لِذرِّيَّتى عِندَ المَضيق؛ وَ رَجُلٌ اَحَبَّ ذُرِّيَّتى بِاللِّسانِ‏ِِِ وَ القَلبِ؛ وَ رَجُلٌ سَعى فِى حَوائِج ذُرِّيَّتى اِذا طَرَدوا وَ شَرَدوا.

به­يقين، من، درقيامت، شفاعتگر چهار­گروه هر چند گناه‏شان به اندازه‏ى تمام گناهان مردم باشد خواهم­بود: مردى كه ذريه‏ى مرا يارى كند؛ مردى كه به هنگام تنگدستى ذريه‏ام، ازمالش به او ببخشد؛ مردى كه به زبان و قلب، ذريه‏ى مرا دوست داشته باشد؛ مردى كه ‏به هنگام بى‏ سر و سامانى ذريه‏ام، در رسيدگى به حاجت‏هاشان كوشش كند.

 

 

امام صادق(ع) فرمودند:

إِذا كانَ يَومَ القيامة، نادى مُنادٍ: أَيُّهَا اَلخَلائِق! إنصِتوا؛ فَإنّ مُحمَّداً يُكَلِّمُكُم. فَيَنصُتُ اَلخلائِق. فَيَقومُ النَّبى(ص) فيقول: يا معشرَ الخَلائِق! مَن كانَت لَهُ عِندى يَدٌ أو مِنَّة أو مَعروفٌ، فَليَقُم حتّى أَكافِئَهُ.

فَيَقولونَ: بِآبائِنا و أمَّهاتِنا! و أَىُّ يَدٍ و أَیُّ مِنَّةٍ و أَىُّ مَعروفٍ لَنا؟ بَل اليَدُ و المِنَّةٍ و المَعروفُ لِلهِ وَ لِرَسولِهِ عَلى جَميعِ الخَلائِق.

فَيَقول: بَلى. مَن آوى أَحداً مِن أَهلِ بَيتى أو بَرَّهُم أَو كَساهُم مِن عُرى أَو أَشبَعَ ‏جائِعَهُم، فَليَقُم حَتّى أُكافِئَه.

فَيَقوم أناسٌ قَد فَعَلوا ذلِك. فَيَأتى النِداء مِن عِندِالله: يا مُحمَّد! يا حَبيبى! قَد جُعَلتُ مُكافاتَهُم إِلَيك; فَأَسكِنُهُم مِن الجَنَّة حَيثُ ‏شِئتَ.

فَيُسكِنُهُم فى «الوَسيلَه‏» حَيثُ لايَحجُبونَ عَن مُحمَّدٍ وَ أَهلِ بَيتِهِ:

هنگامى­كه‏ قيامت ‏برپاشد، ندا دهنده‏اى مى‏گويد:

اى آفريده‏ها! ساكت‏ باشيد تا حضرت­محمد(ص) با شما سخن گويد.

مردم ساكت مى‏شوند. جناب­نبى(ص) برخاسته، مى‏فرمايد:

اى همه‏ى آفريده‏ها! هر كس كه براى من كارى انجام داده و منتى دارد و نيكى‏اى‏ رسانده است، برخيزد تا اينك، جبران كنم.

همه‏ى آفريده‏ها گويند: پدر و مادرمان فدايت! چه كارى و چه منتى و چه نيكى‏اى؟

خدمت و منت و نيكى، بر همه‏ى­خلائق، از سوى خدا و رسول­خدا است.

حضرت­­رسول­الله(ص) مى‏فرمايد: بله. حال، هر­كه، كسى از اهل‏بيت مرا پناه داده، يا نيكى‏اى رسانده، يا با اهداى لباس، آن‏ها را از برهنگى نجات داده، يا گرسنگان‏شان‏را سير كرده است، برخيزد تا اينك جبران كنم.

دراين لحظه، مردمى كه آن كارها را انجام داده‏اند، برمى‏خيزند. سپس از جانب‏خداوند ندا مى‏آيد: اى­محمد!  اى­حبيبم! همانا جبران كارهاى آنان را بر عهده‏ى تو گذاشتم؛ آنان را در هر كجاى از بهشت كه خواستى، جاى ده.

حضرت­رسول(ص)، آنان را در مكانى به نام «وسيله‏» جا مى‏دهد، تا نسبت ‏به حضرت‏محمد(ص) و اهل‏بيت‏اش در محروميت و حجابى نباشند.

تو و التزام به بزرگداشت علما و احترام به آنان؛ كه حضرت­­رسول­الله(ص) فرمودند:

مَن اَكرَمَ فَقيهاً مُسلِمَاً، لَقى الله ­تعَالى يَومَ القيامَةِ وَ هُو عَنهُ راضٍ. وَ مَن اَهانَ ‏فَقيهاً مُسلِماً لَقى اللهَ ­تَعالى يَومَ القيامَةِ وَ هُو عَليهِ غَضبان.

هر كه، مسلمان ‏دين‏شناس را، گرامى دارد، در قيامت، خدا را  راضى و خوشحال از او خواهد يافت. وهر كه، مسلمان دين‏شناس را، كوچك شمارد و اهانت كند، در قيامت، خدا را، ناراضى وخشمگين از او، خواهد يافت.

حضرت­رسول­الله(ص) نگاه به چهره‏ى ­عالمان را، از جمله عبادت‏ها شمرده است و نگاه‏ به در خانه‏ى­عالمان را، عبادت دانسته و رفت وآمد با دانشمندان را عبادت خوانده‏است.

تو و التزام به كوشش فراوان براى افزودن علمت و ژرف‏نگرى در دين؛ كه حضرت‏اميرالمؤمنين(ع) به فرزندش فرموده است:

تَفَقَهَ فى­الدّين؛ فَإِنَ الفُقهاءَ وَرَثَةُ الأَنبياء. وَ إِن طالِبَ العِلم يَستَغفَر لَهُ مَن فى ‏السَماواتِ وَ مَن فى­الأرضِ، حَتّى الطَّير فى جَوِّ السَّماء وَ الحوت فِى البَحر. وَ أنَّ المَلائِكَةَ‏ لَتَضَع اَجنِحَتَها لِطالبِ العِلم رِضىً بِه.

در دين ژرف بنگر! زيرا، دين‏شناسان، جانشينان پيامبران هستند. براى طالب علم، هر چه در آسمان‏ها و هر چه در­ زمين­‏هست، حتى پرنده‏ى درآسمان و ماهى در دريا، طلب آمرزش مى‏كنند. و فرشتگان به دليل‏ خوشنودى از طالب علم، بال‏هاى خود را، خاك‏فرش آنان مى‏كنند.

تو و پرهيز از كتمان دانش و بازداشتن شايستگان از فراگيرى علمت؛ زيرا، خداوند­تعالى مى‏فرمايد:

إِنَّ الَّذينَ يَكتُمونَ ما اَنزَلنا مِنَ البَيِّناتِ وَ الهُدى مِن بَعدِ ما بَيَّنّاهُ لِلنّاسِ فِى‏ الكِتابِ اُولئِكَ يَلعَنُهُم اللهُ وَ يَلعَنُهُم اللّاعِنونَ.

كسانى كه نشانه‏هاى روشن ورهنمودى را كه فرو­فرستاده‏ايم، بعد از آن­كه آن را براى مردم، در كتاب توضيح‏ داده‏ايم، نهفته مى‏دارند، آنان را، خدا لعنت مى‏كند و لعنت‏كنندگان لعنت‏شان مى‏كنند.

و حضرت­رسول­الله(ص) فرمودند:

إذا ظَهَرَتِ البِدَع فِى أُمَّتى، فَليَظهَرِ العالِم عِلمَه. فَمَن لَم يَفعَل، فَعَلَيهِ لَعنَةُ ­الله.

هنگامى كه در امتم، بدعت‏ها آشكار و فراگير شد، دين‏شناسان بايد علم‏شان را آشكار كنند و در اختيار همه قرار دهند. كسى كه چنين نكند، لعنت و نفرين الهى براو خواهد بود.

و نيز، حضرت(ع) فرمود:

ولا تأتُوا ­الحِكمَةَ غَيرُ اَهلِها، فَتَظلِموها وَ لا تَمنَعوها أهلَها فَتَظلِموهُم. حكمت را در اختيار نااهل، قرار ندهيد! كه [اگر چنين كنيد] به حكمت ظلم‏ كرده‏ايد. و از اهل‏اش، منع مكنيد! كه [اگر چنين كنيد] به «اهل حكمت‏» ظلم‏كرده‏ايد.

تو و التزام به تلاوت­قرآن عزيز و تفكر در معانى آن و رعايت اوامر و نواهى‏اش‏ و تتبع در اخبار نبوى و آثار محمدى و جست‏وجو [وفهم] معانى آن‏ها و تأمل­كردن‏ تام در آن‏ها.

البته من، كتاب‏هاى زيادى در تمامى اين زمينه‏ها، برایت نگاشته‏ام.

اين، آن‏هايى بود كه وظيفه‏ى تو بود.

اما آن­چه به من مربوط است و نفع‏اش به من برمى‏گردد، عبارت است از:

اين­كه با طلب رحمت‏ برایم، در بعضى از اوقات، مرا ياد كرده و مورد تفقد قرار­دهى.

و اين­كه ثواب بعضى از طاعت‏هايت را براى من بفرستى.

و در ياد كردنم، كم نگذار! كه [اگر چنين كنى] اهل­وفا، تو را جفاكارخوانند. و در ياد كردنم، زياده‏روى مكن! كه [اگر چنين كنى] آنان كه اهل‏نيكى‏اند، تو را به (كوتاهى در حق­پدر به هنگام زندگانى) نسبت مى‏دهند. بلكه درخلوت‏هايت و پس نمازهايت، يادم كن! و آن­چه از بدهكارى‏ها و تعهدات ­واجب، برعهده‏ام هست [و خود انجام نداده‏ام] تو، قضا كن! و در حد توانت، بر سر مزارم، به زيارت‏ام بيا و مقدارى از قرآن تلاوت كن! و هر كتابى كه نوشته‏ام، ولى خداوند براى به­پايان رساندن‏اش، مهلت‏ام نداده است، تكميل كن! و هر­چه از خلل و نقصان وخطا و نسيان در آن مى‏يابى، اصلاح كن! اين، وصيت من است‏ به تو. خداوند از جانب ‏من، بر تو ناظر است.

والسَّلام­­عليك­ و ­­رحمةُ ‏الله­ و ­بركاتُه. واللهُ ­أعلم ­بالصّواب.

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *