کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

مقایسه ی حج در بین ادیان ابراهیمی – بانو جعفری

 مقایسه ی حج در بین  ادیان ابراهیمی
                                                                                           

 بانو  جعفری

– معنا و مصادیق حج در اسلام و مسیحیت
– پیشینه حج در اقوام و ادیان
– حج در آیین یهود
– حج در آیین مسیحیت

درآمد
در این نوشتار پژوهشگر کوشیده است که با مقایسه در ریشه یابی حج در ادیان مختلف مسئله اهمیت حج را مورد توجّه قرار دهد و نمایان کند که حج در همه ادیان وجود داشته و دارد. امّا در مرور زمان حج در یهودیت و مسیحیت از قالب واقعی اش دور شد و به خرافه و گاه شرک آمیخته شده است امّا حج اسلامی سر تا به پا توحیدی است .

مقدّمه
اگر چه تمام جزییات حج در دین حضرت مسیح۷روشن نیست، ولی از متون دینی و تاریخی استفاده می شودکه حج در دین مسیح و سایر ادیان الهی بوده است. به بیان قرآن کریم نخستین خانه ای که برای مردم بنا شده، کعبه در مکه مکرّمه است، که از همان آغاز حیاتِ انسان در زمره شعائر موحّدان و پیامبران خدا از آدم۷تا خاتم۶بوده، که همواره برای طواف و انجام مناسک حج، به آن دیار رفته اند .
ﱫ ﮖ  ﮗ  ﮘ  ﮙ  ﮚ  ﮛ       ﮜ    ﮝ  ﮞ  ﮟﱪ    ۱
روایات بسیاری از پیامبران و اهل بیت:آمده است که همه انبیا و مرسلان، حج خانه خدا کرده. آدم و نوح۸حج گزاردند و سلیمان۷ با همراهی جن و انس و پرندگان و بادها حج به جای آوردند .۲  
از امام رضا۷نقل شده که فرمودند :
… اما پیامبران: آدم ، نوح ، ابراهیم ، عیسی ، موسی و محمّد۶و سایر انبیا در همین وقت (ذی الحجه) حج به جا آوردند و این سنّت شد برای فرزندان شان تا روز قیامت .۳
حج در ادیان آسمانی جایگاه ویژه داشته است، هر چند در طول تاریخ با خرافات و تحریف ها آمیخته شده است. در دین یهود و مسیح حج از جایگاه ویژه بر خوردار و با آداب وشرایط خاص
بر گذار می شده است . حج در این دو دین به عنوان عبادت مهم تلقّی می شود . در کتاب تورات و انجیل به این امر سفارش شده است. حج از زمانی که یهودیان ملّتی مستقل شدند ،
سازماندهی شد و از مردان خواسته شد که در سه عید به قدس بروند . مکان هایی که در آیین یهود به عنوان حج زیارت می‌شوند ، سه دسته‌ است :
۱- مکان هایی که در قدس و اطراف آن پدید آمده ، صاحب ویژگی‌های تاریخی‌اند و در تاریخ کتاب مقدّس ذکر شده‌اند .
۲- مقبره دانشمندانی که نام های آنها در تلمود آمده اند .
۳- مراکز مختلفی در اسرائیل که برای دانشمندان دیاس پورا ( محل‌های زندگی یهودیان خارج از فلسطین ) و زاهدان نذر شده است .
شکل حقوقی و کلی حج که در سفر خروج و تثنیه مطرح است، تنها بر مردان واجب بود . زنان ،
اسرا ، معلولان ، نابینایان ، بیماران ، سالمندان ، یتمیان و کودکان از این عبادت معاف بودند . بر اساس آنچه در انجیل لوقا آمده است ، کودکان پس از رسیدن به ۱۲ سالگی و هنگامی که بتوانند از مادرشان جدا شوند ، می‌توانند در این مسافرت شرکت کنند .
از اعمالی که در مراکز حج انجام می‌شد ، می‌توان دعا ، به جا آوردن نذر ، نوشتن خواسته‌ها و آرزوها بر کاغذ و قرار دادن در این مکان ها و . . . را نام برد . در عهد جدید یهود ، حج جایگاه مشخّصی ندارد . بنابر انجیل لوقا حضرت مسیح۷تنها یک بار در عید برای حج به فلسطین رفته . ولی انجیل یوحنا می‌گوید حضرت عیسی۷هر سال در این مراسم شرکت می‌کرده است. در باور مسیحیت ، حضرت عیسی۷با آخرین سفرش به قدس ، حج را به شهر خدا انجام داده و پادشاهی خدا را شروع کرده است . مسیحیان اولیه نیز مانند یهودیان معبد قدس را زیارت می‌کردند . با این حال کلیسا می‌خواست معبد تازه‌ای بسازد . بنابر گزارش اپیفون در هنگام سفر پادشاه هادریانوس در سال ۱۳۰ ، قدس ویرانه‌ای بیش نبود . تنها چند خانه ، و یک کلیسای کوچک در نزدیکی محل تجمع شاگردان حضرت مسیح۷ ( خانه‌ای که بعد از عروج مسیح۷به آسمان ، آن جا جمع می‌شدند . ) باقی مانده بود . این کلیسا بعدها کلیسای سیون و زیارتگاه حاجیان مسیحی شد . در زمینه توسعه یافتن حج در قدس ، بیش از انگیزه‌های دینی ، تأثیر کنستانتین اول مشهود است . او با ساختن کلیساهای متعدّد در جابه‌جایی قدس ، توجه مسیحیان بسیاری را به زیارت مکان های مقدّس جلب کرد ؛ مکان هایی که مسیح۷در آن ها متولّد شده ، زندگی کرده ، و به صلیب کشیده شده بود . در کنار زیارت قدس ، زیارت بارگاه ها و حتی راهبانی که در معابد زندگی می‌کردند ، نوعی حج محسوب می‌شد.
در یهودیت قدیم و دوران اولیه مسیحیت ، معنی حج یکی بود . با این تفاوت که در بنی‌اسرائیل ، زیارت این معبد ، سه بار در سال اجباری بود ، امّا مسیحیان عقیده دارند که حضرت عیسی۷این کار را در آخرین سفر خود به این معبد انجام داده است . بنابراین حج در مسیحیت ، گروهی و جمعی نیست ، بلکه سفری است که انسان متدین برای رفع حوائج فردی خود به جا می‌آورد . در مسیحیت ، حج ، زمان مشخصی ندارد ، امّا عموماً این کار در سنین جوانی انجام می‌شود کسی که به قدس می‌رسد ، احساس می‌کند کار بزرگی در زندگی خود انجام داده است . وقتی به محل مرگ و حیات عیسی۷نگاه می‌کند ، آرزو می‌کند که ای کاش او هم در همین مکان بمیرد .۴
در این تحقیق سعی کردم که ابتدا معنی خود کلمه حج را بیان کنم و در ادامه این مراسم را در بین سه دین ابراهیمی مقایسه کنم. و در ادامه انحرافاتی که مسیحیان و یهودیان در حج پیدا کردند را بیان کردم. چگونگی حج در بین پیامبران ادیان ابراهیمی و همچنین معنی لغت حج در تورات را نیز مطرح کرد. امید است که توانسته باشم این آیین مهم را به خوبی مطرح کنم .
مفهوم لغت حج در اسلام و تورات
حج در اسلام  
در منابع لغوی، واژه حج به معانی مختلف و گوناگونی آمده است که در این جا به برخی از آنها اشاره می ‌شود: ۱- قصد کردن؛ ۲- آهنگ کردن  ۳- پی در پی آمدن  ۴- ‌قصد زیارت کردن  ۵‌- آمدن؛ ۶‌- شاد شدن  ۷- بازداشتن و خودداری کردن؛ ۸‌ – ‌‌رستگار شدن  ۹- پیروز شدن  ۱۰- پناهنده شدن  ۱۱- پاداش دادن  ۱۲- ماندگار شدن .۵
امّا در اصطلاح و عرف اسلامی، معنای حج، قصد زیارت خانه خدا و انجام مناسک حج، در ایّام معین می‌باشد. چنانچه راغب اصفهانی در این باره می‌گوید :
اَصلُ الحَجِّ، القَصدُ لِلزّیارَةِ، خُصَّ فی تَعارُفِ الشَّرعِ بِقَصدِ بَیتِ اللهِ تَعالی اِقامَةً لِلنُّسُکِ‌ .۶
اصل حج، به معنای قصد زیارت است، ولی در عرف شرع به قصد خانه خدا، جهت برگزاری مناسک حج اختصاص یافته است .

حج در تورات
۱- گفته می شود وقتی هرود پادشاه یهودیه شد، صحن هیکل را توسعه داد تا حدود یک میلیون یهودی و غیر یهودی در آن به طواف بپردازند. و طواف آنان چرخش هفت بار به دور هیکل بود .
۲- اول بار که این واژه در تورات به کار رفته است، این آیه است :  
موسی گفت : با جوانان و پیران خود خواهیم رفت ، با پسران و دختران، و گوسفندان و گاوان خود خواهیم رفت ، زیرا که ما را عیدی برای خداوند است .۷
۳- یکی از آیاتی از کتاب مقدس که دال بر وجود سنت طواف در یهود است، این آیه است:  
دستهای خود را در صفا می شویم. مذبح  تو را ‌ای خداوند طواف خواهم نمود. تا آواز حمد تو را بشنوانم و عجایب تو را اخبار نمای .۸
همچنین آیه ذیل :
و هر سال رفته، به بیت ئیل و جلجال و مصفه گردش سبب می‌کردند، و درتمامی این‌جاها بر اسرائیل داوری می‌نمود. که حاکی از سنت گشتن گرد بیت ایل یا همان بیت الله توسط سموئیل و داود نبی است . ۹
واژه استفاده شده برای گشتن در آیه اخیر (سبب) دقیقاً به معنی دور زدن است که متاسّفانه در ترجمه های فارسی تلاش بر حذف آن شده است .
پیش بینی وجود معبدی در مکه در این آیات توسط اشعیای نبی آمده شده است :

در آن روز مذبحی برای خداوند در میان زمین مصر و ستونی نزد حدودش برای خداوندخواهد بود. در گذشته مرز و سر حد مصر با عربستان، سرزمین حجاز بوده است .۱۰
۴- در آیات زیر ظاهراً به رمز به ارتباط وادی بکا (یا همان بکّه، مکّه) با مسکن، صحن، مذبح و خانه خداوند اشاره شده است .۱۱
ای یهوه صبایوت ، چه دل پذیر است مسکنهای تو! ۲ جان من مشتاق بلکه کاهیده شده است برای صحنهای خداوند. دلم وجسدم برای خدای حی صیحه می‌زند. ۳ گنجشک نیز برای خود خانه‌ای پیدا کرده است و پرستوک برای خویشتن آشیانه‌ای تا بچه های خود را در آن بگذارد، در مذبح های تو ‌ای یهوه صبایوت که پادشاه من و خدای من هستی. ۴ خوشا بحال آنانی که در خانه تو ساکنند که تو را دائم تسبیح می‌خوانند، سلاه. ۵ خوشا بحال مردمانی که قوت ایشان در تو است و طریق های تو در دلهای ایشان. ۶ چون از وادی بکا عبورمی کنند، آن را چشمه می‌سازند و باران آن را به برکات می‌پوشاند. ۷ از قوت تا قوت می‌خرامند وهر یک از ایشان در صهیون نزد خدا حاضرمی شوند .
پیش بینی تغییر قبله توسط خود عیسی مسیح۷در بدو بعثتش بیان می شود ، همانطور که می دانید قبله یهودیان (اورشلیم) با قبله سامریان (سامره) متفاوت بود .
۵- قسمتی از مکالمه عیسی۷ با زنی سامری که در سامره اتفاق افتاده، چنین است .

۱۹زن بدو گفت:  ای آقا می‌بینم که تو نبی هستی! ۲۰ پدران ما در این کوه(سامره) پرستش می‌کردند و شما می‌گویید که در اورشلیم جایی است که در آن عبادت باید نمود. ۲۱ عیسی بدوگفت:  ای زن مرا تصدیق کن که ساعتی می‌آید که نه در این کوه و نه در اورشلیم پدر را پرستش خواهید کرد.۱۲
۶- همچنین واضح ترین اشاره به کعبه شاید آیات زیر از کتاب مکاشفات باشد. ابتدا باید توجّه کرد که مسیح۷به کلیسای فیلادلفیه در مورد بنا کردن ستونی در هیکل چنین وعده می دهد :

هر‌که غالب آید، او را در هیکل خدای خود ستونی خواهم ساخت و دیگر هرگز بیرون نخواهد رفت و نام خدای خود را و نام شهرخدای خود یعنی اورشلیم جدید را که از آسمان از جانب خدای من نازل می‌شود و نام جدید خود را بر وی خواهم نوشت .۱۳
۷- و پس از آن، عمق معنای مکاشفه یوحنای نبی مشخّص می گردد :

۹و بعد از این دیدم که اینک گروهی عظیم که هیچ‌کس ایشان را نتواند شمرد، از هر امت و قبیله و قوم و زبان در‌پیش تخت و در حضور بره به‌جامه های سفید آراسته و شاخه های نخل به‌دست گرفته، ایستاده‌اند ۱۰ و به آواز بلند نداکرده، می‌گویند: «نجات، خدای ما را که بر تخت نشسته است و بره را است.» ۱۱ و جمیع فرشتگان در گرد تخت و پیران و چهار حیوان ایستاده بودند. و در‌پیش تخت به روی درافتاده، خدا راسجده کردند ۱۲ و گفتند: «آمین! برکت و جلال وحکمت و سپاس و اکرام و قوت و توانایی، خدای ما را باد تا ابدالاباد. آمین.» ۱۳ و یکی از پیران متوجه شده، به من گفت: «این سفیدپوشان کیانند و از کجا آمده‌اند؟» ۱۴ من او را گفتم: «خداوندا تو می‌دانی!» مرا گفت: ایشان کسانی می‌باشند که از عذاب سخت بیرون می‌آیند و لباس خود را به خون بره شست وشوکرده، سفید نموده‌اند. ۱۵ از این جهت پیش روی تخت خدایند و شبانه‌روز در هیکل او وی راخدمت می‌کنند و آن تخت‌نشین، خیمه خود را برایشان برپا خواهد داشت. ۱۶ و دیگر هرگز گرسنه و تشنه نخواهند شد و آفتاب و هیچ گرما بر ایشان نخواهد رسید. ۱۷ زیرا بره‌ای که در میان تخت است، شبان ایشان خواهد بود و به چشمه های آب حیات ، ایشان را راهنمایی خواهد نمود؛ وخدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهدکرد. شاید این تنها جایی از کتاب مقدس باشد که از حضور “امّت ها” در هیکل خدا سخن گفته می شود .۱۴
۸- پیش از این داود۷چنین می خواند :

ای خدا، امّت‌ها به میراث تو داخل شده، هیکل قدس تو را بی‌عصمت ساختند. اورشلیم را خرابه‌ها نمودند. و از هتک حرمت هیکل توسط امّت ها، شکوه می کند اما در آیات کتاب مکاشفات، تنها ۱۴۴ هزار نفر از بنی اسرائیل در مقابل گروهی عظیم که هیچ کس آنها را نتواند شمرد و با لباسی سفید که شبانه روز در هیکل خدا نام او را می خوانند و شاخه های نخل به دست دارند در حال خدمت خداوند هستند ، که دقیق ترین اشاره ها به کعبه و حج مسلمانان در آن است . همچنین شایان توجّه است که مسیح امّت ها (مهدی موعود۷) ، خیمه خود را بر دوش این سفید پوشان (و نه بنی اسرائیل) استوار می کند .۱۵
پیشینه ی حج
انجام مراسم حج به گونه ای که امروز در قالب و بافت همین مناسک متداول و مرسوم، برگزار می شود، از سابقه و پیشینه ای طولانی برخوردار است. شیوه و ترتیب حجِّ مسلمانان، با مناسکی از قبیل: « طواف»، « سعی»، « قربانی» و « رمی شیطان»، به زمان سرسلسله پیامبرانِ حنیف، حضرت ابراهیم۷ باز می گردد. همان گونه که به طور قطع، بینانگذار اصل حج نیز، آن حضرت بوده و خدای تعالی به او دستور فرمود تا اعلام حج کند و مردم را از هر سو به حجِّ خانه خود، فرا خواند . در این مورد قرآن کریم می فرماید:
و مردم را براى انجام مناسک حج دعوت کن، تا پیاده و سواره بر هر شتر باریک اندام (چابک و چالاک) که از هر راه دوری مى‏آیند، به سوى تو آیند .۱۶
حجِّ مورد قبول و توصیه اسلام، سنّتی ابراهیمی است و شریعت مقدّس اسلام نیز، همان شکل حج را، بر مسلمانان تکلیف کرده؛ مناسک، اجزاء، شرایط و ارکان آن را به ما آموخته است .
البته در منابع روایی نقل شده است که حج، از سابقه ای بس زیاد برخوردار است؛ سابقه و قدمتی که امتداد آن، به سال ها قبل از خلقت آدم، ابوالبشر۷می رسد .چنان که بر اساس روایتی از امام صادق۷ سابقه حج، به سه هزار سال قبل از آدم۷می رسد: امام صادق۷فرمودند :
پس از آن که حج آدم۷به پایان رسید، جبرئیل به او فرمود: گوارا باد بر تو، ای آدم، بخشوده شدی، من این خانه را سه هزار سال قبل از تو طواف کرده ام .۱۷
امام صادق۷فرمودند :
پس از آن که آدم از منی بازگشت (و حجّش به پایان رسید) ، فرشتگان ملاقاتش کرده، به او گفتند: ای آدم ، حَجّت نیکو! ما این خانه را دو هزار سال قبل از تو، حج گزارده ایم .۱۸
بنابراین، جبرئیل۷سه هزار سال قبل از آدم۷، حج گزارده است و هزار سال پس از جبرئیل۷؛ یعنی دو هزار سال قبل از آدم۷، دیگر فرشتگان حج گزارده اند . مردی از امیرمؤمنان علی۷پرسید : از اهل آسمان نخستین کسی که حج گزارد، چه نام داشت؟ حضرت۷فرمودند :
جبرئیل نخستین حج گزار از آسمانیان بود .۱۹
بعد از فرشتگان، نخستین کسی که از زمینیان حج گزارده، حضرت آدم ابوالبشر۷است که جبرئیل شیوه و آیین حج را به او آموخت و او حج را به جا آورد .
در روایات صادره از طریق ائمّه:آمده است : آدم۷ هفتصد حج و سیصد عمره انجام داده است :
امام باقر۷فرمودند :
آدم هزار بار با پای پیاده خانه را زیارت نمود، که از این میان هفتصد مورد «حج» و سیصد مورد دیگر «عمره» بود .۲۰
گرچه در میان اخبار و احادیث، در تعداد حج های آدم۷، اختلاف دیده می شود، امّا در بسیاری از روایات، عدد « هفتصد حج » آمده است؛ روایاتی که کمتر از هفتصد را ذکر کرده اند، قابل توجیه هستند . به هر تقدیر، پس از حضرت آدم۷، شیث۷ و دیگر فرزندان او، تا زمان نوح۷، حج می گزاردند، چنان که نقل شده است: بعد از آدم۷و فرزندان او، نوبت به حج نوح۷می رسد؛ امام صادق۷می فرمایند :
آدم و نوح حج گزاردند .۲۱
پس از طوفان نوح۷، محل دقیق کعبه نامعلوم بود و در فاصله زمانی بین نوح و ابراهیم۸
محل خانه تپه ای سرخ رنگ بود که سیل آن را فرا نمی گرفت، مردم هم اگر چه محل دقیق خانه را نمی دانستند ولی با محل تقریبی آن آشنا بودند . مظلومان و پناه جویان، از سراسر جهان به این محل می شتافتند ، نزد خانه دعا می کردند و هرکس در آن جا دعا می کرد، دعایش مستجاب و قبول می شد. در زمانِ حضرت ابراهیم۷به ایشان فرمان داده شد به اتّفاق همسرش به مکه بیاید تا خانه را تجدید بنا کرده، اعلام حجّ عمومی کند و خود نیز حج گزارد. ابراهیم۷چنین کرد و خانه را ساخت . آورده اند که جبرئیل۷مکان خانه را به او نشان داد، مناسک حج را به او آموخت و ابراهیم۷همراه اسماعیل۷و دیگر ساکنان حرم، به انجام مناسک پرداخته و حج گزارد. پس از ابراهیم و اسماعیل۸، سنّت حج به طور مدام رایج بوده و تقدیس، تکریم و زیارت بیت، امتداد داشته است .
ازرقی به نقل از ابن اسحاق آورده است که : اسحاق و ساره نیز از جمله زائران بیت الله و حاجیان خانه بوده اند.۲۲پس از این تاریخ نیز پیامبران و اصحاب آنان هماره حج گزاردند. از پیامبر اکرم۶نقل شده است :
هفتاد پیامبر از تنگه نزدیک مدینه عبور کردند و تلبیه گفتند. یونس هم از آن جمله بود و چنین تلبیه می گفت : لبیک فراج الکرب لبیک  و موسی در تلبیه می گفت : لبیک انا عبدک لبیک و عیسی در مقام تلبیه می گفت: لبیک انا عبدک، ابن امتک، بنت عبدیک لبیک .
ابوبصیر از امام باقر۷روایت کرده است :
موسی بن عمران همراه با هفتاد پیامبر از فجاج روحاء (تنگه ای نزدیک مدینه) عبور کردند در حالی که می گفتند لبیک عبدک ابن عبدک .۲۳  
از روایات برمی آید که فرزندان هارون۷، شبر و شبیر نیز حجّ گزاردند . ابی بلال مکی می گوید :
امام صادق۷را دیدم که از طرف درب خانه داخل حجر شد و در دو ذرعی خانه نماز گزارد، به ایشان عرض کردم هیچ یک از اهل بیت:را ندیدم که این جا نماز بگزارد، فرمودند :
این جا محل نماز شبر و شبیر فرزندان هارون است .۲۴
سلیمان۷، فرزند داود نیز همراه با آدمیان، جنّیان و پرندگان حج گزاردند. امام صادق۷می فرماید :
… به تحقیق حضرت سلیمان همراه جنیان و انسان ها و پرندگان و باد حج به جا آورد .۲۵
به هر رو، آنچه از روایات برمی آید این است که همه یا عمده پیامبران حجّ گزارده اند. به گواهی روایات، حج پس از ابراهیم۷در میان انبیا و امّت هایشان رایج بوده است، چنانکه ازرقی از ابن اسحاق نقل می کند :
هرسال حضرت ابراهیم۷سوار بر براق حج به جا می آورد و پیامبران و امت هایشان نیز پس از ایشان حج گزاردند .۲۶

مفهوم و تعریف حج در نزد مسیحیان
حج را نیز بدینگونه تعریف کرده اند که در پیرامون نمادهای مورد تقدیس خود، به طواف پردازند و قربانی کنند و نذوراتی تقدیم نمایند … و با گریه و تضرّع، آمرزش گناهان خود را بخواهند و برخی از آن ها لذت های حلال دنیا و خواسته های مشروع را بر خود حرام سازند و طریق رهبانیت بپیمایند و از مریم عذرا اسوه گیرند و مسیح را به خدایی برگزینند تا گناهانشان را بیامرزد و به بهشت رهنمون گردد. مسیحیان به فرقه های گوناگونی تقسیم شده اند و هر فرقه ای از آنان طریقه خاصی را در حج و مراسم و آداب ویژه آن، اتّخاذ کرده است. کتاب تحریف شده مسیحیان، انجیل، اعیاد دینی همچون عید « فصح»  و « عید قیامت» و «عید المیلاد» و
« عید فطاس» را به آنان اختصاص داده و اعیادشان بیشتر با مراسم و آدابی شبیه حج همراه است. یکی از نویسندگان مسیحی به نام « ونسنک» در خصوص حج مسیحیان می نویسد :

واژه شناسان عرب، حج را به «قصد» تفسیر کرده اند و این با معنای حج درنظر (مسیحیان) یکسان است. افزون بر این معنای اصطلاحی آن نیز همان است که در لغت عربی مصطلح است و گویا ماده و معنای این واژه در لغت سامی شمال و جنوب، همان طواف کردن و دور زدن باشد .
در انجیل تحریف شده واژه ای با عنوان حج وجود ندارد، بلکه تنها از اعیادی نام برده می شود که در آن به جشن و شادی می پردازند و از خدای پدر! و خدای پسر (مسیح)، که به عقیده آن ها ترکیب یافته از « روح الهی» و « تکوین انسانی» است، یاد می کنند. بنابراین، مسیحیت در عقیده، به خدا شرک می ورزد و آیین آن ها را آیین توحیدی نمی توان نامید و ثنویت یا تثلیث بر عقاید آنان حاکم است؛ « خدای پدر، خدای پسر و روح القدس». جایگاهی که خدای پسر در آن متولّد شده، یکی از اماکن مقدّسه آن ها به شمار می آید؛ جایگاهی که به اعتقاد آن ها عیسی۷ در آنجا به دار آویخته شد، مکان مقدّس دیگر آنهاست. هرجا که عیسی۷نماز خوانده و یا او یا مادرش مریم عذرا۳ظاهر شده اند ،
عنوان مقدّس گرفته است و به طور خلاصه : هر مکان یا هر زمان، که این ظهور و تجلّی نمودار گشته و یا با هرکس که ملاقاتی داشته، مورد تقدّس و محل زیارت و مراسم سالانه آن ها شده و هر یک را انجیل عید اعلام نموده است. در هر حال، آنچه از مسیحیت به چشم می خورد، آن چیزی نیست که در آیین نخستین حضرت عیسی۷وجود داشته است. زیرا آیینی که خود آوردنده آن بوده، آیین توحیدی بوده، امّا آیین مسیحیت بر محور توحید نیست. هر آنچه مورد تقدیس قرار می گیرد به اعتبار انتساب آن به شخص مسیح می باشد، نه به خدای مسیح .

حکمت حج
مراسم پرشکوه حج، همچون عبادات دیگر داراى برکات و آثار فراوانى در فرد و جامعه اسلامى است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهره بردارى درستى شود، مى‏تواند هر سال منشأ برکات و تحول تازه‏اى در جوامع اسلامى گردد. این مناسک بزرگ در حقیقت داراى چهار بعد است که هر یک از دیگرى ریشه‏دارتر و پرسودتر است :
بُعد اخلاقى حج
مهم ترین فلسفه حج، دگرگونى اخلاقى است که در انسان ها به وجود مى‏آورد. مراسم حج به گونه ای است که انجام مراحل آن برای حاجیان، هر کدام یکی پس از دیگری یک درس کاملی از اخلاق و ادب است . مراسم احرام، نوعاً انسان را به کلى از وابستگی های مادى و امتیازات ظاهرى و لباس هاى رنگارنگ و زر و زیور بیرون مى‏برد و با تحریم لذائذ و پرداختن به خودسازى که از وظائف محرم است، او را از جهان ماده جدا کرده و در عالمى از نور و روحانیت و صفا فرو مى‏برد و آنها را که در حال عادى بار سنگین امتیازات موهوم و درجه ‏ها و مدال ها را بر دوش خود احساس مى‏کنند، یک مرتبه سبکبار و راحت و آسوده مى کند .
مخصوصاً توجّه به این حقیقت که مراسم حج در هر قدم، یادآور خاطرات ابراهیم بت شکن، و اسماعیل ذبیح الله، و مادرش هاجر است. مجاهدت ها، گذشت ها و ایثارگرى های آنان را لحظه به لحظه در برابر چشمان انسان مجسّم مى‏کند. همچنین توجّه به این که سرزمین مکه عموماً و مسجد الحرام و خانه کعبه و محل طواف خصوصاً، یادآور خاطرات پیامبر اسلام۶و پیشوایان بزرگ و مجاهدت هاى مسلمانان صدر اول است، این انقلاب اخلاقى عمیق تر مى‏گردد، به گونه اى که در هر گوشه اى از مسجد الحرام و سرزمین مکه، انسان چهره پاک پیامبر اسلام۶ و حضرت امیرمومنان على۷و سایر پیشوایان بزرگ را مى بیند و صداى آواى حماسه ‏هاى آنها را مى ‏شنود .
آرى اینها همه دست به دست هم مى‏دهند و زمینه یک انقلاب اخلاقى را در دل هاى آماده فراهم مى‏سازند، به گونه ‏اى توصیف ناشدنى، ورق زندگانى انسان را بر مى‏گردانند و صفحه نوینى در حیات او آغاز مى‏کنند. بى جهت نیست که در روایات اسلامى آمده است :
کسى که حج را به طور کامل انجام دهد، از گناهان خود بیرون مى‏آید همانند روزى که از مادر متولد شده است .۲۷
آرى حج براى مسلمانان یک تولّدی دیگر است، تولّدى که آغازگر یک زندگى نوین انسانى مى‏باشد. البته نیاز به یادآورى ندارد که این برکات و آثار- و آنچه بعداً به آن اشاره خواهد شد- نه براى کسانى است که از حج تنها به پوسته‏اى از آن قناعت کرده و مغز آن را به دور افکنده اند،
و نه براى آنها که حج را وسیله تفریح و سیر و سیاحت و یا تظاهر و ریا و تهیه وسائل مادى شخصى قرار داده و هرگز به روح آن واقف نشده اند؛ سهم آنها، همان است که به آن رسیده‏اند!
بُعد سیاسى حج
به گفته یکى از اندیشمندان مسلمان، مراسم حج در عین این که خالص ترین و عمیق ترین عبادات را عرضه مى‏کند، مؤثّرترین وسیله براى پیشبرد اهداف سیاسى اسلام است. روح عبادت، توجّه به خدا، و روح سیاست، توجّه به خلق خدا است، این دو در حج آن چنان به هم آمیخته‏ اند که تار و پود یک پارچه، به هم تنیده شده است!. حج عامل مؤثّرى براى وحدت صفوف مسلمانان است. حج عامل مبارزه با تعصبات ملى و نژاد پرستى و محدود شدن در حصار مرزهاى جغرافیایى است. حج وسیله ‏اى است براى شکستن سانسورها و از بین بردن خفقان هاى نظام هاى ظالمانه اى که در کشورهاى اسلامى حکمفرما مى‏شود . در روایات اسلامى، حج به عنوان جهاد افراد ضعیف شمرده شده، جهادى که حتى پیر مردان و پیر زنان ناتوان، با حضور در صحنه آن مى‏توانند، شکوه و عظمت امّت اسلامى را منعکس سازند .  

بُعد فرهنگى
ارتباط قشرهاى مختلف مسلمانان در ایام حج، مى‏تواند به عنوان مؤثّرترین عامل مبادله فرهنگى و انتقال فکرها در آید. مخصوصاً با توجّه به این نکته که اجتماع شکوهمند حج، نماینده طبیعى و واقعى همه قشرهاى مسلمانان جهان است، چرا که در انتخاب افراد براى رفتن به زیارت خانه خدا، هیچ عامل مصنوعى مؤثّر نیست و زوار کعبه از میان تمام گروه‏ها، نژادها و زبان هایى که مسلمانان به آن سخن می گویند برخاسته و در آن جا جمع مى‏شوند؛ لذا در روایات اسلامى آمده است: یکى از فواید حج، نشر اخبار و آثار رسول الله۶به تمام جهان اسلامى است .
هشام بن حکم که از شاگردان امام صادق۷است، مى‏گوید: از آن حضرت درباره حکمت حج و طواف کعبه سؤال کردم، فرمودند :
خداوند این بندگان را آفرید … و فرمان هایى در طریق مصلحت دین و دنیا به آنها داد، از جمله اجتماع مردم شرق و غرب را (در آئین حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبى یک دیگر را بشناسند و از حال هم آگاه شوند و هر گروهى سرمایه‏ هاى تجارى را از شهرى به شهر دیگر منتقل کند … و براى این که آثار پیامبر۶ و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آوردند و هرگز فراموش نکنند .۲۸
به همین دلیل در دوران های خفقان که خلفا و سلاطین جور اجازه نشر این احکام را به مسلمانان نمى‏دادند ، آنها با استفاده از این فرصت ، مشکلات خود را حلّ مى‏کردند و با تماس گرفتن با
ائمّه هدى:و علماى بزرگ دین ، پرده از چهره قوانین اسلام و سنّت پیامبر۶بر مى‏داشتند.
از سوى دیگر، حج مى‏تواند، مبدل به یک کنگره عظیم فرهنگى شود و اندیشمندان جهان اسلام در ایامى که در مکه هستند گرد هم آیند و افکار و ابتکارات خویش را به دیگران عرضه کنند. اصولاً یکى از بدبختی هاى بزرگ این است که مرزهاى کشورهای اسلامى سبب جدایى فرهنگى آنها شود، مسلمانان هر کشور تنها به خود بیندیشند، که در این صورت، جامعه واحد اسلامى، پاره پاره و نابود مى‏گردد. آرى حج مى‏تواند جلوی این سرنوشت شوم را بگیرد. امام صادق۷در ذیل همان روایت هشام بن حکم، مى‏فرماید :
 
اگر هر قوم و ملّتى تنها از کشور و بلاد خویش سخن بگویند و تنها به مسائلى که در آن است بیندیشند ، همگى نابود مى‏گردند و کشورهایشان ویران مى‏شود ، منافع آنها ساقط مى‏گردد و اخبار واقعى در پشت پرده قرار مى‏گیرد .۲۹  

بُعد اقتصادى حج
بر خلاف آنچه بعضى فکر مى‏کنند، استفاده از کنگره عظیم حج براى تقویت پایه‏ هاى اقتصادى کشورهاى اسلامى، نه تنها با روح حج منافات ندارد ، بلکه طبق روایات اسلامى یکى از حکمت های آن را تشکیل مى‏دهد. چه مانعى دارد مسلمانان در آن اجتماع بزرگ، پایه یک بازار مشترک اسلامى را بگذارند و زمینه هاى مبادلات اقتصادى و تجارى را در میان خود به گونه اى فراهم سازند که نه منافعشان به جیب دشمنانشان بریزد، و نه اقتصادشان وابسته به اجانب باشد. این نه تنها دنیا پرستى نیست، بلکه عین عبادت و جهاد است. لذا در همان روایت، هشام بن حکم از امام صادق۷، ضمن بیان حکمت هاى حج، صریحاً به این موضوع اشاره شده که یکى از اهداف حج، تقویت تجارت مسلمانان و تسهیل روابط اقتصادى است. در حدیث دیگرى از همان امام۷در تفسیر آیه ﱫ ﭳ  ﭴ  ﭵ  ﭶ   ﭷ  ﭸ  ﭹ  ﭺ   ﱪ۳۰ وارد شده است که فرمود : منظور از این آیه کسب روزى است. ایشان می فرماید :
 
کسی که مناسک حجّش را انجام داد و از احرام بیرون آمد می تواند خرید و فروش کند .۳۱
کوتاه سخن این که این عبادت بزرگ اگر به طور صحیح و کامل مورد بهره بردارى قرار گیرد و زوار خانه خدا در آن ایام که در آن سرزمین مقدّس حضور فعال دارند و دلهایشان آماده است از این فرصت بزرگ براى حل مشکلات گوناگون جامعه اسلامى با تشکیل کنگره‏ هاى مختلف سیاسى و فرهنگى و اقتصادى استفاده کنند، این عبادت مى‏تواند از هر نظر مشکل‏گشا باشد .  
حج در ادیان ابراهیمی
برخى بر این باورند که حج مراسمى است ویژه آیین اسلام و آداب مسلمانان و تنها بدان گونه عمل مى شود که در فقه اسلامى و کتاب و سنّت تفصیل داده شده است . در حالى که براى یک کاوشگر که تمدن هاى باستانى و ادیان آسمانى و یا ساختگى را بررسى مى کند، مبرهن مى گردد که حج یک رکن اساسى دینى است که تمدن هاى گوناگون با آن سر و کار داشته و ادیان آسمانى و آیین هاى ساختگى به شکلى که بعضاً به حج اسلامى شباهت دارد، با آن مأنوس بوده اند. همچنین کشفیات جدید از آثار بر جاى مانده و پیشین و تطوّرات فرهنگى و معرفتى و شناخت ملّت هاى بدوى از خلال مطالعات میدانى، مى تواند ما را در دستیابى به اطلاعاتی از این فریضه بزرگ جهانى یارى رساند. بسیارى از ابنیه، معابد و مراکز دینى پراکنده در سراسر عالم به ویژه مناطق مسکونى دجله و فرات و وادى نیل و نمادهاى پرستش در بسیارى از شهرها و کشورها، در حقیقت مراکزى هستند براى حج که زائرانى براى انجام اعمال عبادى آهنگ سفر به آنها نموده و آداب و اعمال دینى ویژه اى را که براى پیروان ادیان تعریف شده است .
حج، هر چند در میان تمدن ها و آیین ها یکسان نبوده است، امّا نمونه بارز آن، حجى است که خداى متعال بر بندگان خود واجب ساخته است. نمونه بارز حج و مرجع حقیقى انواع حج در تاریخ حیات بشر، همانا حج پیامبران و حج ابراهیم خلیل۷است که مردم را براى زیارت نخستین خانه مقدّس در کره خاکی فرا خواند، نخستین خانه از بیوت خداوند که براى هدایت بشر و آمرزش گناهان بنا شده، بیت الله العتیق در مکه مکرمه است، همان گونه که فرمود :
نخستین خانه‏اى که براى مردم بنا شد همان است که در مکه، مایه برکت و هدایت جهانیان است .۳۲
پیام آیه این است که این خانه را خداوند، از آغاز، حقیقتاً براى همه مردم و تمامى ادیان قرار داده و تا قیامت با همین عنوان پا بر جا خواهد ماند و به گروهی خاص و آیینی خاص، اختصاص ندارد؛ زیرا مبدأ و منبع دعوت به دین خداى یگانه است . تعبیر آیه کریمه با عبارت: « وُضِعَ لِلنَّاسِ » و
« وَ هُدىً لِلْعَالَمِینَ » همین مفهوم را افاده می کند؛ یعنى کعبه براى مردم نهاده شده و هدایتگر جهانیان است . مردم، برخى ظواهر طبیعت، همچون درختان، جنگل ها، کوه ها، نهرها، ستاره ها و افلاک را تقدیس و پرستش کرده و برخى قبور مردگان و حیوانات مخصوص را مورد ستایش قرار می دادند و براى آنها اماکن و مراکزى می ساختند و در اوقات معیّن و غالباً اعیاد، به زیارت آنها می آمدند و به صورت دسته جمعى آهنگ آن اماکن می نمودند و از این جا حج ادیان پدید آمد  .
۱- حج در آیین یهود
دیانت یهودی، حج را به عنوان یک عبادت با آثار مادی و معنوی می نگرد، همان گونه که دین اسلام و سایر ادیان توحیدی و غیر توحیدی چنین نگرشی به حج دارند، ولی تفاوت در ماهیت این عبادت و آداب و اعمال و شعائر و مکان و زمان آن است . حضرت موسی کلیم الله۷
از پیامبران اولو العزم بوده و می دانست که ندای ابراهیم۷، جهان شمول است و به شریعت خاصی اختصاص ندارد و امکان نداشت از طریق حج صحیح ابراهیمی منحرف گردد و به راهی جز تعالیم خداوند برود . حضرت موسی۷هم همچنان که در روایات آمده است۳۳  قطعاً به ندای حضرت ابراهیم۷لبیک گفته است .
شایان ذکر است در حال حاضر حج از دیدگاه یهودیان واجب نیست و از ارکان عبادت آنها به شیوه ای که در اسلام دیده می شود، به شمار نمی آید. پس از حضرت موسی۷یهود به فرقه های مختلف در آمدند و هر فرقه ای شیوه ای را برای حج برگزید و مکانی را برای آداب و مراسم حج انتخاب کرد که به برخی از آنها اشاره می شود :
۱- گروهی از یهود به بیت المقدس و هیکل سلیمان رفتند .
۲- گروهی به طور سینا رفتند .
۳- گروهی « بئر حی» در نزدیکی شهر الخلیل را برگزیدند .
۴- گروهی اماکن طبیعی را برگزیدند .
دکتر حسن ظاظا در خصوص زمان حج یهودیان می نویسد :
۱- « عید فصح» که در فصل بهار واقع شده و مدت آن هفت روز است و از روز پانزدهم نیسان به تقویم یهودی آغاز می شود .
۲ – « عید حساد» یا « اسابیع» که مدت آن یک روز است که در اوایل تابستان قرار گرفته است.
۳ – « عید ظفلل» که مدت آن هشت روز است و در پائیز قرار دارد .
۲- حج در مسیحیت
مسیحیان در آیین خود، راه و روش های متعدّدی را پیموده اند و آنچه را خود خواسته اند به اسم شریعت در آورده اند و آنچنان در اذهان آنان این راه و روش ها جلوه کرده که خود را به حق و دیگران را در مسیر باطل قلمداد کرده اند. حج را نیز بدین گونه تعریف کرده اند که در پیرامون نمادهای مورد تقدیس خود، به طواف بپردازند و قربانی کنند و نذوراتی تقدیم نمایند و با گریه و تضرّع، آمرزش گناهان خود را بخواهند و… . مسیحیان به فرقه های گوناگونی تقسیم شده اند و هر فرقه ای طریقه خاصی را در حج و مراسم و آداب ویژه آن، اتخاذ کرده است. کتاب مسیحیان، (انجیل)، اعیاد دینی، همچون عید « فصح»، « عید قیامت»، « عید میلاد» و
« عید فطاس» را به آنان اختصاص داده و اعیادشان بیشتر با مراسم و آدابی شبیه حج همراه است.
یکی از نویسندگان مسیحی به نام «ونسک» در خصوص حج مسیحیان می نویسد :
واژه شناسان عرب، حج را به « قصد» تفسیر کرده اند و این با معنای حج در نظر مسیحیان یکسان است و همچنین ماده و معنای این واژه در لغت سامی شمال و جنوب، همان طواف کردن و دور زدن می باشد .
نویسنده مسیحی « فرتزرایدنور» می گوید :
کلید عقاید مسیحیت این است که در واقع « مسیح» منشأ پیدایش معتقدات آیین مسیحی می باشد و هم اوست که مجموعه اینها را در خود جمع می کند .
بر این اساس جامعه مسیحی اماکنی را که یاد و خاطره مسیح۷یا شخصیت مادرش مریم۳ را تداعی می کند، برای اعیاد سالیانه و آداب دینی و حج برگزیده اند . در هر حال آنچه از مسیحیت به چشم می خورد آن چیزی نیست که در آیین نخستین حضرت عیسی۷وجود داشته است؛ زیرا هر آنچه مورد تقدیس قرار می گیرد، به اعتبار انتساب آن به شخص مسیح ۷می باشد، نه به اعتبار انتساب آن به خدای مسیح. باید دانست حضرت مسیح۷هم یکی از پیامبران اولوالعزم بوده و می دانست که ندای ابراهیم۷جهان شمول است و به شریعت خاص اختصاص ندارد. پس قطعاً ایشان هم به ندای حضرت ابراهیم۷همچون حضرت موسی۷و سایر پیامبران الهی لبیک گفته است. همان طور که از روایات استفاده می شود که همه پیامبران از جمله حضرت مسیح۷ به حج خانه خدا مشرف شده اند. مکان هایی که به عنوان اماکن مقدس برای حج مسیحیان ذکر شده است، عبارتند از : برخی از مسیحیان به سوی بیت المقدس در فلسطین، جایی که صلیب اصلی عیسی۷ قرار دارد، رهسپارند و با این حرکت به سنت ملکه هیلانه تأسی می جویند. گروه دیگر به کنیسه «رومه» رم در ایتالیا رو می آورند . برخی از آن ها به « لورد» در فرانسه، آن جا که معتقدند جناب مریم۳برای آنان تجلّی کرده، حج می گزارند. جمعی از آنان به کنیسه « فاطیما» می روند؛ زیرا بانویی بزرگ و نورانی به نام فاطیما در آن جا
تجلّی کرده است. مسیحیان نیز همانند یهود، در آیین خود، راه و روش هاى متعددى را پیموده اند كه زاییده خیالات و تصورات آن هاست و آنچنان این نظرات و تصورات در ذهن آنان جلوه كرده، كه خود را به حق و دیگران را در مسیر باطل پنداشته اند !
حج را نیز بدینگونه تعریف كرده اند كه در پیرامون نمادهاى مورد تقدیس خود، به طواف پردازند و قربانى كنند و نذوراتى تقدیم نمایند … و با گریه و تضرّع، آمرزش گناهان خود را بخواهند و برخى از آن ها لذّت هاى حلال دنیا و خواسته هاى مشروع را بر خود حرام سازند و طریق رهبانیت بپیمایند و از مریم عذرا اسوه گیرند و مسیح را به خدایى برگزینند تا گناهانشان را بیامرزد و به بهشت رهنمون گردد . مسیحیان به فرقه هاى گوناگونى تقسیم شده اند و هر فرقه اى از آنان طریقه خاصى را در حج و مراسم و آداب ویژه آن، اتخاذ كرده است . كتاب تحریف شده مسیحیان، انجیل، اعیاد دینى همچون عید « فِصح»و « عید قیامت» و « عید المیلاد» و « عید فطاس» را به آنان اختصاص داده و اعیادشان بیشتر با مراسم و آدابى شبیه حج همراه است. در انجیل تحریف شده واژه اى با عنوان حج وجود ندارد، بلكه تنها از اعیادى نام برده
مى شود كه در آن به جشن و شادى مى پردازند و از خداى پدر! و خداى پسر (مسیح)، كه به عقیده آن ها تركیب یافته از « روحِ الهى» و « تكوین انسانى» است، یاد مى كنند .
بنابراین، مسیحیت در عقیده، به خدا شرك مىورزد و آیین آن ها را آیین توحیدى نمى توان نامید و ثنویت یا تثلیث بر عقاید آنان حاكم است ; «خداى پدر، خداى پسر و روح القدس» جایگاهى كه خداى پسر در آن متولّد شده، یكى از اماكن مقدّسه آن ها به شمار مى آید; جایگاهى كه به اعتقاد آن ها عیسى در آنجا به دار آویخته شد، مكان مقدّسِ دیگرِ آنهاست. هرجا كه عیسى۷نماز خوانده و یا او یا مادرش مریم عذرا۳ظاهر شده اند، عنوان مقدّس گرفته است و به طور خلاصه: هر مكان یا هر زمان، كه این ظهور و تجلّى نمودار گشته و یا با هركس كه ملاقاتى داشته، مورد تقدّس و محل زیارت و مراسم سالانه آن ها شده و هر یك را انجیل عید اعلام نموده است .
در هر حال، آنچه از مسیحیت به چشم مى خورد، آن چیزى نیست كه در آیین نخستین حضرت عیسى۷وجود داشته است. ( زیرا آیینى كه خود آوردنده آن بوده، آیین توحیدى بوده، امّا آیین مسیحیت بر محور توحید نیست. هر آنچه مورد تقدیس قرار مى گیرد به اعتبار انتساب آن به شخص مسیح مى باشد، نه به خداى مسیح).

حج سنّت انبیا:
آنگونه كه از روایات استفاده مى شود، همه پیامبران به حجّ خانه خدا آمده اند. این روایات كه از پیامبر گرامى و ائمّه:نقل شده، تأكید مى ورزد كه عیسى بن مریم روح الله به كعبه مشرفه آمده و حج خانه خدا گزارده است. از سخن پیامبر۶آورده اند كه فرمودند :

وَ الَّذی نَفْسُ محمّد بِیَدِهِ لَیُهِلَّنَّ ابنُ مریم بِفَجِّ الرَّوحاءِ حاجّاً أو مُعْتَمِراً أَو لیثنیهما.
سوگند به آن كس كه جان محمّد۶ در ید قدرت اوست فرزند مریم از گردنه «روحا» عبور كرده در حالیكه صداى خود را به لبیك گفتن برداشته و به حج یا عمره، یا هر دو عزیمت نموده است.

و از قول امام صادق۷در روایتى آمده است :

وَ مَرَّ عِیسَى بْنُ مَرْیَمَ بِصِفَاحِ الرَّوْحَاءِ وَ هُوَ یَقُولُ لَبَّیْكَ عَبْدُكَ ابْنُ أَمَتِكَ لَبَّیْكَ .  
عیسى بن مریم از صفائح الروحاء گذشت، در حالى كه مى گفت : لبیك ! بنده تو و فرزند كنیز تو! لبیك .
در مورد زمان حج پیامبران:به سوى بیت عتیق و از جمله آن ها حضرت عیسى۷، امام على بن موسى الرضا۷مى فرماید :

زمان حج آن دهه ذى حجه بوده است… وآن پیامبران عبارتند از: آدم، نوح، ابراهیم، عیسى، موسى و محمّد:و دیگر پیامبرانى كه در این مقطع زمانى حج خانه خدا نموده اند و این سنّت شد براى فرزندان آن ها تا روز قیامت .

بدین ترتیب، حج حضرت عیسى۷كه یكى از پیغمبران اولوالعزم است، امكان ندارد مخالف حج پیامبران دیگر باشد و اینكه بیت المقدس یا مكان دیگرى را براى حج خود و پیروانش قرار دهد .

۳- حج در اسلام و قرآن
حج و زیارت بیت الله الحرام و انجام مناسک آن از شعائر اسلام‌ و یکى از ارکان پنج گانه ای است که اسلام بر آنها نهاده شده است. حج از ضروریات دین به شمار می رود و هرگاه مستطیع با اعتراف به واجب بودن آن، عمداً حج را ترک کند، گناهی بزرگ مرتکب شده و اگر آن را انکار کند، در صورتى که انکار حج به انکار رسالت رسول اکرم۶برگردد، کافر و نجس است. در قرآن مجید و روایات رسول اکرم۶و ائمّه معصومین:تأکیدات زیادى به رفتن حج شده که فقط به یک آیه شریفه و یک روایت بسنده مى‌شود .
خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید :
حج خانه خدا بر کسانى که قدرت رفتن به آن را داشته باشند، واجب است و هر که راه کفر پیش گیرد، بداند که خدا از جهانیان بى‏نیاز است .۳۴
شیخ کلینی۱در کافى شریف به سند معتبر از حضرت امام صادق۷روایت کرده است :
هر کس از دنیا برود در حالی که حجة الإسلام. را به جا نیاورده باشد، بدون این که او را حاجتى ضرورى بوده، یا این که به جهت بیمار شدن از آن بازمانده، یا این که پادشاهى از رفتن آن جلوگیرى کرده، چنین شخصى در حال مردن به آئین یهودیان یا نصرانیان از دنیا خواهد رفت .۳۵
در آیات زیادی از قرآن در باره حج و اهمیت آن سخن گفته شده است. به صورت خلاصه می توان گفت در قرآن آمده است :
خداوند متعال، کعبه و خانه خود را نه فقط برای عبادت قرار داده است .۳۶ بلکه اولین خانه ای است که برای برکت و هدایت مردم .۳۷ برای محوریت و مرکزیت اجتماع مسلمانان و امنیت آنان و … .۳۸ و محل قیام قرار داده است .۳۹ و حق خدا بر مردم است که هرکس می تواند حج آن را به جا آورد .۴۰ مردم از هر سوء قصد و آهنگ آن کنند تا شاهد منافع خود باشند و بر آنچه خدا روزیشان کرده نام خدا را یاد کنند و به درماندگان مستمند بخورانند و آلودگی ها را از خود دور کنند و طواف خانه ی عتیق را به جای آورند. به هر حال هر کس مقرّرات خدا را ارج نهد برای او نزد پروردگارش بهتر است .۴۱
حج نمایشی عظیم از وحدت جامعه اسلامی است، هر مسلمانی موظف است با رها شدن از همه قید و بندها و پیوندهای زندگی و پرهیز از تمام کارهای روزانه در این نمایش عظیم شرکت کند .
ﱫ ﮇ  ﮈ  ﮉ  ﮊ  ﮋ  ﮌ   ﮍ   ﮎ  ﮏ  ﮐ    ﮑ  ﮒ     ﮓ  ﮔﱪ    .۴۲
و مردم را دعوت عمومى به حج کن‏؛ تا پیاده و سواره بر مرکب هاى لاغر از هر راه دورى به سوى تو بیایند.
حج و زیارت و طواف بیت الله یکی از شیوه های عبادت است که مورد نظر خداوند متعال است . قرآن مجید در این زمینه می فرماید :
… و براى خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایى رفتن به سوى آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده) ، خداوند از همه جهانیان، بى‏نیاز است .۴۳

کعبه در مسیح و یهود  
در اين كه حضرت موسي۷و حضرت عيسي۷براي زيارت خانه خدا در مكه مي آمدند ترديدي نيست. در روايتي آمده است:‌
وقتي كه حضرت موسي۷احرام حج بست و « لبيك» گفت ، كوهها او را در تسبيح و تلبيه همراهي مي كردند .۴۴  
در حديث ديگري آمده است :
حضرت موسي۷در زيارت خانه خدا چنين مي گفت: « لبيك يا كريم لبيك» .۴۵  
معناي اين عبارت اين است: خدايا، بنده تو هستم، در خدمت تو هستم اي خداي كريم .
امام صادق۷فرمودند :
وقتي كه حضرت موسي براي زيارت خانه خدا در مكه رفت، جبرئل بر آن حضرت نازل شد .
حضرت موسي از جبرئيل پرسيد: اگر كسي خانه خدا را بدون نيت صادقانه زيارت كند چه پاداشي دارد؟ جبرئيل از سوي خدا چنين جواب آورد: هر كس خانه خدا را زیارت كند و نيتش صادقانه نباشد خداوند مردم را از او راضي مي سازد و از حق و حقوق خودش مي گذرد. موسي پرسيد: اگر كسي با نيت خالصانه زيارت كند چه پاداشي دارد؟ جبرئیل از جانب خدا جواب آورد كه اگر كسي زيارت خانه خدا را با نيّت صادقانه به جا آورد خداوند او را با پيامبران، صديقان، شهداء و صالحان محشور مي دارد .۴۶  
در حديثي آمـده است كـه در مسجد خيف هفتاد پيامبر نماز خوانـده است كـه يكي از آنان حضرت موسي۷است. در حديث ديگري آمده است كه حضرت موسي۷با هفتاد پيامبر به زيارت خانه خدا در مكه رفت و همه شان احرام داشتند .
روايات درباره زيارت حضرت موسي۷بسيار است و براي نمونه به اين چند روايت اشاره شد . درباره حضرت عيسي۷هم رواياتي كه نشان مي دهند آن حضرت به زيارت خانه خدا در مكه رفته است . از امام صادق۷نقل شده كه فرمودند :
حضرت عيسي۷وقتي كه براي زيارت خانه خدا به سوي مكه مي رفت، به محلي به نام روحاء رسيد. در اين محل كه نزديك مدينه و آبادي كوچكي است ، احرام بست و چنين تلبيه گفت: لبيك، عبدك و ابن امتك لبيك .معناي اين تلبيه آن است: خدايا! در خدمت تو هستم، من بنده تو هستم و فرزند بانوي انتخاب شده تو هستم.
در روايات ديگري از پيامبر۶آمده است كه آن حضرت فرمودند :
قسم به آنكه جانم به دست اوست، عيسي بن مريم در همين روحاء تهليل مي گفت .
بر اساس اين روايات، حضرت موسي و حضرت عيسي۸براي زيارت خانه خدا به مكه آمده اند . البته برنامه آنان، خاص خود آنان بود و در دين اسلام حج خانه خدا واجب شده است .

انحراف مسیحیان در حج
مسیحیان نیز مانند یهود، از سنّت هاى الهى و راه انبیا:منحرف شدند و تعالیم پیامبرشان را نادیده گرفتند و آموزه هاى شریعت را در حجاب هاى تحریف و كتمان پنهان داشتند .
قرآن كریم در آیات بسیارى ، از این انحراف سخن گفته و آنان را مورد نكوهش قرار داده، مى فرماید:
ﱫﮖ  ﮗ   ﮘ  ﮙ  ﮚ  ﮛ  ﮜ  ﮝ  ﮞ  ﮟ   ﮠ  ﮡ  ﮢ   ﮣ  ﮤﮥ  ﮦ  ﮧ        ﮨ  ﮩ  ﮪ   ﮫ  ﮬ  ﮭ  ﮮ  ﮯﮰ  ﮱ  ﯓ  ﯔ  ﯕ    ﯖﱪ  
بگو اى اهل كتاب، شما را دستاویز استوارى نیست، جز آن كه تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگاتان بر شما نازل شده، به كار بندید. اما بسیارى از آن ها از روى طغیان و كفر دستورات فرود آمده از سوى خدا را كم و زیاد مى كنند، پس بر این قوم كافر متأسف نباش . ۴۷
آیه به صراحت بیان مى كند كه اعمال اهل كتاب پذیرفته نیست جز آنچه را مطابق دستور خداوند انجام دهند. عیسى۷همانند سایر پیامبران بشارت دهنده و بیم دهنده بوده، امّا مسیحیان پس از وى دو گروه شدند؛ گروهى به بت پرستى پیشین برگشتند و گروه دیگر، نام عیسى را بر زبان رانده و همه چیز را در او خلاصه كردند و بدین ترتیب تمام معتقدات مسیحیان بر محور وجود عیسى دور مى زند .
اعیاد مهم مسیحى، به حوادثى در زندگى مسیح۷مرتبط مى گردد. نماد عقیده مسیحیّت صلیب است كه به عیسى مسیح۷اشاره دارد. نماز و نیایش مسیحیان رو به مسیح دارد؛ چرا كه آنان بر این باورند كه براى انسان امكان آن نیست با خدا صحبت كند ، بنابراین عیسى را باید مخاطب خود قرار دهد و به نیایش با او بپردازد . نویسنده مسیحى « فرتز راید نور» مى گوید:
كلید عقاید مسیحیت این است كه در واقع مسیح عامل پیدایش معتقدات آیین مسیحى مى باشد و هم اوست كه مجموعه اینها را در خود جمع مى كند .  

۱ ـ حج بیت المقدس
در هیچ یك از نصوص تورات و انجیل و دیگر آثار معتبر، نشانه اى از حج به بیت المقدس وجود ندارد و این تنها سنّتى است كه به علل خاصى رایج شده است. عامل اساسى این را در تبعیت از سنّت ملكه «هلن» (Helene) مادر امپراتور قسطنطنیه باید كاوید كه نامبرده، چوبه دارى را كه حضرت عیسى۷بر آن به دار آویخته شد ، كشف كرد و آن روز را روز مبارك و عید مسیحى قرار داد كه همه ساله در آن روز حج مى گزارند؛ روزى كه به « عود مقدس» موسوم است .
هلن كه از مروجان آیین مسیحى بود، در سال ۳۲۶ میلادى، سیاحتى را به شرق آغاز كرد و در خلال آن اماكن مقدس فلسطین را زیارت كرد و كنیسه هایى را دور اورشلیم و بیت لحم بنیان نهاد. مى گویند او موفّق شده در این سیاحت، عود صلیب و چوبه دار حقیقى مسیح را پیدا كند. او اهتمام بلیغى داشت كه جایگاه حوادث مهم جامعه مسیحى را كشف كند و معبدهایى را به عنوان یادمان این حوادث بنیان نهد .
مسیحیان « كنیسه قبر مقدس» را كه در كنار كوهى بنا شده و معتقدند مسیح آنجا به دار آویخته شد، گرامى مى دارند. این كنیسه در شهرى قرار گرفته كه سلطان سلیمان قانونى در سال ۱۵۴۱ م.
بنا نهاد و در شرق شهر قدیمى قرار دارد… هنگامى كه ترك هاى سلجوقى، مسیحیان را از زیارت بیت المقدس مانع شدند و كنیسه قبر مقدس (كنیسه قیامت امروز) را ویران كردند، جنگ هاى صلیبى در گرفت و در سال ۱۰۹۹ م. آن را صلیبى ها متصرّف شدند . زیارت یا حج كنیسه قیامت (كنیسه قبر مقدس) به اعتقاد مسیحیان معمولاً در عید سالیانه فصح صورت مى پذیرد كه عید بزرگ مسیحیان است و به اعتقاد مسیحیان، قیامت مسیح در میان مردگان مى باشد و زمان این زیارت از ۲۲ مارس تا ۲۵ آوریل مى باشد و بسیارى از اعیاد عمده مسیحیان به عید فصح ارتباط دارد و قبل از این زیارت روزه بزرگ مسیحى ها است كه چهل روز ادامه دارد و مصادف با آلام مسیح است .
«عید فصح» یك عید آیینى است كه اوامر و نواهى مخصوصى چون روزه و نماز و دعا و نذورات و قربانى و دیگر آداب دینى را در بر مى گیرد و با عید مشهور میلاد مسیح كه یادواره تولّد مسیح است، تفاوت بسیار دارد.  در عید میلاد نیز زیارت كنیسه قیامت را مستحب مى دانند و اگر زیارت آن میسّر نشد، هر كنیسه دیگر را كه بتوانند زیارت مى كنند .
در هر حال، حج به كنیسه قیامت در بیت المقدس كه سنّتى بر جاى مانده از ملكه هلن مى باشد و تذكار جستجوى صلیب مسیح است، طى نسل ها به عنوان یك سنّت مورد توجّه قرار گرفته تا بدانجا كه به عنوان یك فریضه دینى و اطاعت امر الهى ـ كه به زعم آن ها عیسى تشریع نموده ـ درآمده است ، حال آنكه حقیقت این حج جز میراث هلن نیست و آن را حج الهى نمى توان نامید .

۲ ـ معبد رومه در ایتالیا
رم از شهرهاى مهم و مقدّس ایتالیا در نگاه مسیحیان است. از دیرباز مركز فرهنگى، هنرى و دینى به شمار مى آید و آن را شهر جاویدان یا شهر مقدس مى نامند. رم از شهرهاى بزرگ ایتالیا است كه تاریخ آن به قرن هشتم قبل ازمیلاد مى رسد و در گذشته پایتخت جمهورى روم و سپس مركز امپراتورى رم بوده است. و نیز مركز تبشیرى پاپ و امروزه پایتخت جمهورى ایتالیا و مركز فعالیت هاى ادارى و روحانى كلیساى كاتولیك رم و به تعبیر دیگر پایتخت رهبرى پاپ در آنجاست . در تاریخ تمدن آمده است : عوامل متعدّدى وجود دارد كه پایتخت رم را به صورت مركز فعالیت هاى مسیحى و محل تلاقى ملّیت هاى مختلف درآورده . این شهر از زیبایى خاصى برخوردار است و آثار باستانى جذابى دارد. مقر كلیساى كاتولیك و حكومت پاپ به شمار مى رود و دل هاى بسیارى از مسیحیان را كه به عیسى۷عشق مى ورزند، به خود متوجّه ساخته و كلیساى آن زیارتگاه سنواتى و مركز تجارى و تفریحى شده است .
آهنگ حج به این كلیسا به اعتقاد ما چیزى جز تفریح و گردشگرى نیست و فاقد بُعد معنوى مى باشد و این نوع تفریحات سنواتى در هر مكان و زمانى ممكن است و هیچ یك از شرایط حج و بندگى را ندارد و این گونه سفرها با توجه به اوضاع اجتماعى غرب و افعال ضدّ اخلاقى كه رخ مى دهد، امورى است كه خداوند بدان راضى نیست و حضرت مسیح۷از آن تبرّى مى جوید، با این حال جاى شگفتى است كه نام حج بر آن نهاده شود .

۳ ـ كلیساى لورد در فرانسه ( loord )
آهنگ حج به این كلیسا در سال ۱۸۵۸ ؛ یعنى هیجده قرن پس از میلاد مسیح۷رایج شده و انگیزه آن این بود كه یكى از راهبه هاى كلیسا مدّعى شد مریم عذرا۷را مشاهده كرده! در حالى كه در جوار غارى قرار دارد كه در نزدیكى آن كلیسا تجلّى نموده است . « لورد» شهرى است در بخش معلوف مى نویسد :

كتاب هاى مسیحیان مدّعى است كه «برنادت سوبرویس» متولد سال ۱۸۴۴ در لورد فرانسه
مریم عذرا را در سن ۱۲ یا ۱۴ سالگى زیارت كرده و او را به تأسیس این معبد توصیه نموده است .
شك نیست كه ظهور جناب مریم و تجلّى آن براى نصارى هر چند شایع شده است، امّا زاییده تخیّلات یاوه عناصر افراطى و یا ساخته و پرداخته اغراض سیاسى، اجتماعى یا تبشیرى یا عوامل دیگرى است. هر چند این غار باب المراد آنان گشته است و با نذورات و دیگر دستاویزها، حاجات خود را آنجا طلب مى كنند. شب هایى را به گریه و زارى مى گذرانند و آمرزش گناهان خود و شفاى بیماران خود را مى خواهند. مایه شفگتى، ساده لوحىِ برخى مسیحیان است كه این اماكن را جایگاه حج مى نامند كه خداى جان و مسیح و مادرش پرستش مى شوند. كتاب هاى آن ها با جرأت تمام به نقل آن مى پردازند و تنها به اظهارات دختر بچه اى كه مدّعى است در آن جا مریم عذرا۷ را دیده ، دل مى سپارند .

۴ ـ كینسه فاطیما در پرتقال
داستان فاطیما بر محور قضیه اى مى چرخد كه در اروپا اتفاق افتاده و توجّه جهان مسیحى را به خود جلب كرده و در زمره آداب و شؤون ویژه مسیحیان درآمده و به نوعى با جهان اسلام مرتبط مى گردد . فاطیما قریه اى است در شبه جزیره فیبرى در غرب اسپانیا و در شهرى به نام « لیشبونه» قرار دارد؛ سرزمینى كه عبدالرحمان در سال (۷۱۰ م) فتح كرد و تا قرن یازدهم میلادى در قلمرو اسلام قرار داشت و سپس اروپا آن را متصرّف شد و اسلام از آن سرزمین رخت بربست و بیشتر مردم آن مسیحى اند . این قریه در سال ۱۹۱۷ م ناگهان به صورت زیارتگاه مسیحیان و مقصد زائران درآمد و آنچه مایه شگفتى پژوهشگران است، چگونگى آمیختگى تعالیم مسیحى با تعالیم اسلامى؛ به خصوص در دیدگاه مردم قریه است كه كلیساى فاطیما در آن واقع است .
داستان از اینجا آغاز مى شود كه سه كودك روستایى شاهد حادثه اى مى شوند كه در حوالى روستا براى آنان تجلّى مى كند و سپس سرچشمه اعتقادى عمیق براى اهل روستا مى شود. اجمال این حادثه به قولى چنین است كه سه كودك شاهد تجلّى نورى شدند كه به باور آن ها فاطمه زهرا۳بوده و تسبیحات حضرت زهرا۳را به آن ها آموخته كه به نقل تاریخ نگاران زائران مسیحى در كلیساى فاطیما اجتماع مى كنند و تسبیحى به دست مى گیرند و هر یك به لغت خود آن تسبیحات را مى گویند .
قول دیگر در این حادثه این است كه مریم۳ظهور كرده و این مكان را قداست بخشیده ولى نام فاطیما روى این كلیسا با وجه دوم سازگار نیست، اگر فاطیما همان فاطمه باشد . در هر حال، از آنجا كه اعتماد كامل به نقل مزبور نبود، از ترجمه تفصیلى آن خوددارى شد (و الله اعلم ـ مترجم) .
در هر حال انبوه زائران، صدها كیلومتر طى مسافت مى كنند و از اطراف و اكناف به حج و زیارت این كلیسا مى آیند و به نذورات و ادعیه و آداب و اذكار مخصوص مى پردازند .

۵ ـ حج دیگر اماكن مقدّس
افزون بر آنچه از اماكن مقدّس مسیحیان ملاحظه شد، مكان هاى دیگرى هست كه برخى از آن ها را زیارت مى كنند؛ مانند قبور مردگان و بعضى اشجار كه آن ها را شجره عید میلاد مى نامند و برخى كوه ها و اشیاى دیگر كه نیاز به شرح آن نیست .

انحراف یهود در حج
یهودیان سنّت پیامبرشان، موسی کلیم الله را ـ که در حج به خانه خدا توجّه داشت ـ پیروی نکردند و چنانکه گفتیم، بیشتر تعالیم شریعت موسی۷و از جمله حج را تحریف کردند. گفتنی است که در حال حاضر حج از دیدگاه یهودیان واجب نیست و از ارکان عبادات آنها به شیوه ای که در اسلام دیده می شود، به شمار نمی آید و حداکثر به عمره مسلمانان شباهت دارد. پس از موسی۷یهود به فرقه های مختلف درآمدند و هر فرقه ای شیوه ای را برای حج برگزید و مکانی را برای آداب و مراسم حج انتخاب کرد. یهودیان به اشکال مختلف با نوعی از مراسم حج سر و کار دارند و به این منظور رهسپار اماکن متعدّدی می شوند. هر فرقه ای
راه ویژه ای برای خود برگزیده است و در اعیاد مخصوص، آهنگ حجّ آن اماکن می کنند و با مذهب و تعالیم و عقاید خاص و اوامر و نواهی ویژه ای به انجام آن مراسم می پردازند .
حج یهود یک فریضه دینی بوده که تورات بر آن ها واجب نموده است.حج به سوی یکی از معبدها، یک رسم دیرینه سامی است که حتّی در اجزای قدیمی اسفار پنجگانه موسی، به عنوان یک فریضه دینی عنوان شده است. در «سفر خروج» فصل بیست و سوم، فقره چهاردهم آمده است :

در هر سال سه مرتبه برای من عید بگیرید .
و در آیه سی و سوم از فصل سی و چهارم آمده است :

در هر سال سه مرتبه همه مردان باید در برابر خدای بزرگ، خدای اسرائیل ظاهر شوند.
و در سرزمین های عربی نیز اماکن بسیاری وجود داشته که در آن اماکن مراسمی همچون حضور در عرفات صورت می گرفته است.۴۸ در هر یک از اعیاد سه گانه، فرقه های یهود به اماکن معیّنی آهنگ حج می کردند. در روز « استغفار» (عید مظال) به سوی کوه سینا حج می کرده و در عید « فِصح» به بیت المقدس و در عید « استیر» و « عید باران» و… به اماکن دیگری رهسپار می شدند که ان شاء الله در خلال بحث های آینده خواهد آمد .
با این حال، از تحقیق و تفحّص در تورات، مکان خاصی را پیدا نمی کنیم که از زبان پیامبرشان حضرت موسی۷، حج همانند یک دستور الهی آمده باشد. و جای این پرسش است که آیا خداوند برای یهودیان حج به مکان مخصوصی را واجب نساخته است یا اینکه راویان و نویسندگان متون دینی توراتی، آن را از قلم انداخته اند یا به عادت معروف قوم یهود که تورات را تحریف می کردند آن را نیز تحریف نموده اند که در ازمنه مختلف محل برگزاری حج آنان بوده است؛ مثلاً در « بیت المقدس» « بیت ایل» « بیت آون» که در نزدیکی بیت ایل بوده و « بیت اصل» در یهودا و « بیت حور» نزدیکی قدس و « بیت هاجن» در جایگاه تولد عیسی۷ در « بیت لحم» و « بیت هاشطه» و می توان به کتاب مقدّس در عهد جدید و قدیم مراجعه کرد که در آن جا درج شده است .

    

حج پیامبر اسلام۶
معاویة بن عمار از امام صادق۷نقل می کند که فرمودند :
رسول اکرم۶در مدّت ده سال که در مدینه بود، حج به جا نیاورد، تا آیه کریمه ی :
و عموم مردم را (براى آمدن) به حج دعوت کن تا در حالى که پیاده و بر مرکب‏هاى لاغر سوارند از هر راه دورى براى حج بیایند .۴۹ نازل شد. رسول اکرم۶عازم حج شده به منادیان دستور داد با صداى رسا به مردم مدینه و حومه آن اعلان کنند که امسال پیامبر۶می خواهد به مکه رود و حجّ به جا آورد. این اطلاع به مردم ساکن مدینه و اطراف و بادیه نشینان رسید و همه اجتماع کردند. رسول اکرم ۶چهار روز به آخر ذی قعده مانده، حرکت کرد و هنگامى که به منطقه ی  «ذو الحلیفه» رسید، ظهر شد. حضرت در آن جا غسل کرد و حرکت کرد تا به مسجد شجره رسید. در آن جا نماز ظهر را خواند و براى حجّ احرام بست…. امام۷فرمود: هنگامى که رسول اکرم۶از سعى بین صفا و مروه فارغ شد، در مروه ایستاد، رو به مردم کرد و حمد و ثناى الهى به جا آورد .
سپس فرمود: این جبرئیل است (و اشاره به پشت سرش کرد) به من امر می کند که دستور دهم هر کس قربانى نیاورده باید محلّ شود و حتى اگر من قربانى نیاورده بودم، مُحلّ می شدم ، ولى هر کس قربانى آورده جائز نیست که از احرام خارج شود تا وقتى قربانى به محلّ خود برسد (در منى ذبح و نحر شود).
پس مردى از میان جمعیت برخاست و از روى انکار عرض کرد: آیا ما «حاج» و قاصد حج باشیم در حالى که از سر ما آب بچکد؟ (یعنى غسل جنابت کرده باشیم).
حضرت فرمود: تو به این حکم هرگز ایمان  نخواهى آورد! سپس سراقة بن مالک  از جا  برخاسته عرض کرد: یا رسول الله احکام دین را به ما آموختى، گویا ما امروز به دنیا آمدیم، اینک به ما بگو این حکم، مخصوص همین سال است یا براى همیشه می باشد؟ رسول اکرم۶فرمود: این حکم، ابدى است تا روز قیامت. سپس انگشتان خود را در یک دیگر جفت کرد و فرمود:
عمره و حج این چنین باهم ‏اند و عمره تا روز قیامت داخل حج شد. در این هنگام على۷از یمن به مکّه رسید و وارد بر رسول اکرم۶شد. وقتى که به خانه رفت، دید حضرت فاطمه زهرا ۳ از حال احرام خارج شده و لباس‏هاى رنگین پوشیده است .
از فاطمه۳سؤال کرد که این چه حال است چرا از احرام خارج شده‏اى؟ دختر پیغمبر۶گفت: رسول خدا ما را چنین دستور داده است. على۷ نزد رسول اکرم ۶ آمده عرض کرد: یا رسول الله من فاطمه۳را دیدم که لباس رنگین پوشیده و از احرام خارج شده است. رسول اکرم ۶فرمود: من مردم را به این حکم دستور داده‏ام سپس فرمود: یا على تو چگونه محرم شده و تلبیه گفته‏اى؟ عرض کرد: مانند شما، حضرت فرمود: تو بر احرامت باقى باش مانند خود من و در قربانى با من شریک هستى.
بعد امام صادق۷ فرمود: رسول اکرم ۶ و یارانش وقتى به مکّه رسیدند، به منزل هیچ کس نرفته و در بیرون شهر مکه منزل کردند، تا روز هشتم موقع ظهر که رسول اکرم ۶دستور داد تا مردم غسل کنند و براى حجّ احرام بسته و تلبیه بگویند.رسول اکرم۶و یارانش لبیک گویان براى حجّ حرکت کردند تا به «منى» رسیدند. در آن جا نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و نیز نماز صبح را خواندند و صبح کردند در حالى که مردم به دور آن حضرت جمع بودند. عادت قریش این بود که در عرفات با مردم وقوف نمی کردند و در مزدلفه می ماندند و از آن جا حرکت می کردند و دیگران را مانع مى‏شدند؛ زیرا آنان از مساوات با مردم دیگر ننگ داشتند و در مشعر نیز از راهى دیگر بازمی گشتند، تا خداوند این آیه را نازل کرد: ﱫ …ﮐ  ﮑ  ﮒ  ﮓ  ﮔ   ﮕ…ﱪ ۵۰ – هم چنان که مردم حرکت می کنند شما نیز حرکت کنید… -. به دنبال نزول آیه، رسول اکرم۶دستور حرکت از مزدلفه به عرفات داد و این امر مخالف تصور قریش بود که رسول خدا۶ مانند آنها حرکت کند.رسول اکرم۶ وارد صحراى عرفات شد و در مکانى بنام «غره» که وسط آن صحرا بود، نزدیک کوه‏هاى اراک خیمه خود را برپا کرد و مسلمانان نیز گرد آن حضرت خیمه زدند. وقتى ظهر شد، حضرت غسل کرد و تلبیه را ترک گفت تا به محل نماز آمد و در آن جا مردم را موعظه کرد و احکام و اوامر و نواهى الهى را بیان نموده سپس نماز ظهر و عصر را با یک اذان و دو اقامه خواند. سپس از آن جا حرکت کرد به موقف عرفات رسید و در آن جا ایستاد. مردم همه دور آن حضرت ایستادند و شترها را خواباندند. حضرت به آنها فرمود: همه این بیابان و صحرا موقف است و تنها محل وقوف این جا نیست که من ایستاده و شترم را خوابانده ام. مردم متفرّق شدند. وقتى که خورشید غروب کرد رسول اکرم۶ آن گاه دستور حرکت داد تا به مزدلفه که همان مشعر الحرام است رسیدند .
 در آن جا نماز مغرب و عشاء را باز به یک اذان و دو اقامه خواندند و در آنجا ماند تا وقتى نماز صبح را نیز به جا آورد. رسول خدا۶دستور دادند: افراد ناتوان بنى هاشم عجله کنند و در شب ، جلوتر از دیگران به سوى منى حرکت نمایند، ولى فرمود که تا خورشید طلوع نکند، رمى جمره عقبه ننمایند. وقتى هوا روشن شد، رسول خدا۶ و مسلمانان به سوى منى کوچ کرده وارد منى شدند و جمره عقبه را رمى کردند و قربانى‏هایى را که رسول اکرم۶ آورده بود، (۶۴ یا ۶۶ رأس بود و حضرت على۷ ۳۴ یا ۳۶ رأس) ،
در آن جا کشتند سپس به زیارت خانه خدا رفت و بعد، به سوى منى بازگشت و تا آخر روزهاى تشریق در آن جا ماندند و هر روز سه جمره را رمى کردند و از آن جا حرکت کردند تا به بیابان اطراف مکه رسیدند .

۱- آل عمران، ۹۶٫
۲- بحار الأنوار.
۳- همان.
۴- مجله میقات حج ، سال شانزدهم ، شماره شصت و یکم، پاییز ۱۳۸۶٫
۵- جبران ، مسعود ، الرائد، ج ۱، ص۶۵۶؛ خوری شرتونی ، سعید، اقرب الموارد، ج۱، ص۱۹۴.
۶- راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص۱۰۷.
۷- خروج، ۱۰: ۹.
۸- مزامیر،۲۶.
۹- اول سموئیل، ۷: ۱۵و۱۶.
۱۰- اشعیا، ۱۹: ۱۹
۱۱- مزامیر، ۸۴ .
۱۲- یوحنا، ۴: ۹۱و۲۰و۲۱٫
۱۳- مکاشفات،۳: ۱۲.
۱۴- مکاشفات، ۷: ۹تا۱۷٫
۱۵- مزامیر، ۷۹: ۱.
۱۶- حج، ۲۷.
۱۷- صدوق‏، علل الشرائع‏، ج‏۲، ص۴۰۷.  
۱۸- صدوق، ‏من لایحضره الفقیه، ج‏۲، ص۲۳۰.
۱۹- بحارالأنوار، ج ‏۱۰، ص۷۸.
۲۰- فاضل مقداد، جمال الدین مقداد، کنزالعرفان فى فقه القرآن، محقق، قاضی، سید محمد، ج‏۱، ص۳۳۸.
۲۱- عیاشى، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، محقق، رسولى محلاتی، سید هاشم، ج‏۱، ص۶۰ .
۲۲- قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، ج‏۲، ص۱۳۰.
۲۳- کافی، ج ‏۸، ص۷۹.
۲۴- همان، ج‏۴، ص ۲۱۴
۲۵- عیاشى، محمد بن مسعود، کتاب التفسیر، ج‏۱، ص ۶۰، « سلیمان بن داود قد حجّ البیت بالجن و الانس و الطیر و الریح » .
۲۶- الجامع لأحکام القرآن، ج‏۲، ص۱۳۰.
۲۷- کافی، ج ‏۸، ص۱۸۱.
۲۸- شیخ صدوق‏، علل الشرائع‏، ج‏۲، ص ۴۰۶ ‏.
۲۹- حر عاملى، محمد بن حسن، ‏وسائل الشیعة، ج‏۱۱، ص۱۴.
۳۰- بقره، ۱۹۸.
۳۱- وسائل‏الشیعة، ج ۱۱، ص۶۰ .
۳۲- آل عمران، ۹۶، « نخستین خانه اى که براى مردم نهاده شده، خانه اى است مبارک در مکه مکرمه و هدایت گر جهانیان است».
۳۳- شیخ صدوق، ‏من لا یحضره الفقیه،‏ ج‏۲، ص۲۳۴ .
۳۴- آل عمرآن، ۹۷.
۳۵- کافی، ج۴، ص ۲۶۸.
۳۶- قریش، ۳ .
۳۷- آل عمران،۹۶.
۳۸- بقره، ۱۲۵ – ۱۲۹.
۳۹-  مائده، ۹۷.
۴۰-آل عمران، ۹۷.
۴۱- حج، ۲۷ – ۳۰.
۴۲- همان، ۲۷ .
۴۳- آل عمران، ۹۷.
۴۴- الشرائع، وسائل الشيعه، بحار و جامع االاحاديث.
۴۵- همان، ح۲٫
۴۶- همان، ص۴۵، ح۵ به نقل از كافي، وسائل، بحارالانوار و جامع الاحاديث.
۴۷- مائده، ۶۸ .
۴۸- دائرة المعارف الاسلامیه، ج۷، ص۳۰۵٫
۴۹- حج، ۲۷.
۵۰- بقره، ۱۹۹.

– بعلاوه قرآن کریم؛
– کتاب مقدّس.
– هاکس، جیمز، قاموس کتاب مقدس، نشر اساطیر، ۱۳۷۷ش.
– ماسون، دنیز ، قرآن و کتاب مقدس ، فاطمه السادات تهامی، نشر سهروردی.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *