کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

فضایل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و شیعیان در آیینه روایات – روح الله اسماعیلی

  فضایل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و شیعیان در آیینه روایات                     
 
 روح الله اسماعیلی

– عظمت بی مانند حضرت امیرمؤمنان علیه السلام
– یگانگی پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله و سلم با حضرت امیرمؤمنان علیه السلام
– توصیف شمایل حضرت امیر علیه السلام
– فضایل بی شمار حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام
– فضایل شیعیان حضرت امیرالمومنین علیه السلام
– جایگاه شیعیان در روز قیامت

درآمد
در این شماره به بخشی از فضایل بی شمار حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام  
پرداخته شده است تا مشخص شود مسئله محبّت صادق به حضرت امیر علیه السلام
جزء دین و ستون دین ایمان است و در اسلام بعد از مسئله توحید و رسالت، مسئله ولایت ائمّه اطهار علیهم السلام مطرح است و به همین خاطر جایگاه شیعیان خاص و بسیار بلند است و بهترین و بالاترین وسیله تقرّب به پروردگار دوستی اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و اطاعت خالصانه از آنان است .

مقدّمه  
     وَ ماذا یَقُولُ النَّاسُ فی مَدْحِ مَنْ أتَتْ           مَـدائِحُـهُ الغـَراءُ فی مُحُکَمِ الذِّکْـرِ
چه می‌توان گفت در مدح شخصیتی که مدح و منقبت بلندش در قرآن کریم آمده است. سکوت معنی‌دار فصحا و بلغا و علما و حکما و اولیاء از ذکر مناقب امام امیرالمؤمنین ۷- برادر رسول خدا۶، همسر فاطمه زهرا۳، داناترین مردم، کسی که در خداشناسی و عبادت پس از پیامبر اکرم ۶ برترین شخصیت است- گویاتر از مدیحت‌سرایی و ذکر فضایل و مناقب و مراتب رفیع و مقامات والا و حضور شکوهمند او در صحنه‌های مختلف و معجزات آشکار و عجائب زندگی اوست . از این رو اعتراف به عجز در پیشگاه مقدس و با عظمت آن حضرت برای همگان بهتر است. سَروری که رسول خدا ۶در خطابی درباره‌اش فرمود :
اگر انسان‌ها نویسنده و پریان حسابگر شوند، نمی‌توانند فضایلت را بنگارند. امیر المؤمنین ۷ شخصیتی است که خداوند متعال فضایلی غیر قابل شمارش برایش قرار داد. فرزانه‌ای که پروردگار سبحان در شب معراج با پیامبرش با صدای دلربای حضرت علی ۷ تکلّم کرد.۱
همو که بعضی اصحاب در فراوانی فضائلش گفته‌اند :
علی سوابق درخشانی دارد که اگر سابقه‌ای از آن را بین همه آفریدگان توزیع کنند همه به خیر می‌رسند.۲   
آن حضرت۷ ، بزرگترین نشانه خدای متعال و علم و قدرت و سایر صفات برجسته اوست و در عالم امکان مانندی جز پسر عمّش رسول خدا ۶ ندارد. همو که حضرت رسول ۶ حامی بی‌نظیر او بود. آن سَرور اسوه جانفشانی و در نصرت حق و اقامه عدل، یگانه و در اعلاء کلمة الله فوق العاده بود. با ضعفا ترّحم و با فقرا مواساتی عظیم داشت. از خدای متعال خوفی فراوان بر دل داشت. و افصح و ابلغ همگان بود و در خوراک و پوشاک و در تمامی احوال و افعال با عظمت بود. بلند مرتبه است خدای اعلی مرتبه عظیم، آفریننده چنین انسانی و ودیعت گذارنده این عظمت‌ها و کمالات در این آفریننده. بزرگ است خدایی که چنین انسانی در مقابل عظمتش کُرنش می‌کند و در مقابل جلال و جبروت و سلطنتش خود را کوچک می‌داند و از کبریایی‌اش خائف و ترسان است و در مقابل ذات پاکش به عجز و فقر اعتراف دارد.

و اوست کسی که گفت :
الهی کَفی لی عِزّاً أنْ اکُونَ لَکَ عَبْداً وَ کَفی لی فَخْراً أنْ تَکونَ لی رَبّاً .
خدای من همین عزّت مرا بس که بنده تو باشم و برای من افتخار همین بس که تو خدای منی.
اوست ممسوس در ذات حق، و بسیار گریان از خشیت الهی و مجاهد در راه خدا. اوست صراط مستقیم و عروة الوثقی و حبل الله متین و میزان اعمال و تقسیم‌گر بهشت و دوزخ و دست باز خداوندی و دیده بینای حق و حجّت بالغه‌اش .
حضرت امیر۷ در نامه‌ای که به معاویه نوشت فرمودند :
فَانّا صَنائِعُ رَبِّنا وَ النّاسُ بَعْدُ صَنائِعُ لَنا
ما ساخته و تریبت یافته مستقیم پروردگاریم و مردم تربیت شده ما هستند .
ابن ابی الحدید در ذیل آن می‌نویسد :
این سخن بزرگ و برترین سخن است و معنایش سرآمد معانی و ساخته و پرداخته خداوندگاری که خدایش صانع اوست و منزلتش را رفیع و سرآمد مصنوعات نمود .
حضرت۷می‌فرماید:
احدی از انسان‌ها بر ما نعمت ندارد، تنها خداست که بر ما نعمت داده است. بین ما و بین او واسطه‌ای در کار نیست. دیگران به وسیله ما تربیت شده‌اند و ما واسطه بین خدا و آنان هستیم و این مقام بلندی است. ظاهرش این است که شنیدی، و باطنش آن است که آنان بندگان خدا هستند و مردم بنده آنان .۳  
و از سوی دیگر صاحب این مفاخر عظیم را می‌بینیم که از خوف خدا چون مارگزیده به خود می‌پیچد! و آن گونه که بعضی از یارانش  ضرار پسر حمزه ضبابی۴ او را توصیف کرده دارای چشمی گریان و متفکّر بود وقتی با خود خلوت می‌کرد به محاسبه نفس می‌پرداخت و می‌ فرمودند :
آه از کمی زاد و توشه و دوری راه و کمی انس ، علی را با نعمت‌های فناپذیر و لذت‌های زودگذر چه کار؟
و باز می‌فرمودند :
بدان که امام شما از دنیای خود به دو پاره تن پوش و از خوردنی‌هایش به دو قرص نان، بسنده کرده است به خدا قسم! از دنیایتان شمش طلایی، و از غنایمش ثروتی نیندوخته‌ام و حتی این پیراهنی که پوشیده ام را تن پوش دیگری فراهم نکرده‌ام .۵  
چه بگوییم از نفس شریف پیامبر۶که رسول خدا۶ درباره‌اش فرموده بود :
تو می‌شنوی آنچه من می‌شنوم و می‌بینی آنچه من می‌بینم جز آنکه تو نبی نیستی .۶     
از این رو آنچه ما درباره امیرالمؤمنین و مولی الموحدین۷می‌گوییم چون قطره‌ای است در مقابل دریا و ذرّه‌ای است در مقابل خورشید . پس عقول جهانیان و زبان ستایش‌گران، کوچک‌تر و نارساتر از آن است که حق این امام همام۷را ادا کند . با توجّه به آنچه گفته شد مطلوب است سیمای درخشنده و تابناک حضرت امیر مؤمنان علی۷را در آینه احادیث به نظاره بنشینیم و بنگریم پیامبر عظیم الشأن اسلام ، معلم و مربّی امیرمؤمنان۷آن حضرت۷را چگونه معرفی و توصیف می‌کنند .


 
یگانگی نور پیامبر گرامی۶با حضرت امیرالمومنین‌۷
ابن‌عباس گوید : نزد رسول خدا۶ بودیم که حضرت علی۶فراز آمد، تا چشم پیامبر ۶به آن حضرت افتاد به رویش لبخندی زد و فرمودند :
مرحبا به آن که که خداوند او را پیش از هر چیز آفرید؛ خداوند پیش از هر چیز نوری آفرید و آن را دو نیم کرد، از نیمی مرا و از نیم دیگر علی را آفرید، پس همه چیز از نور من و نور علی پدید آمده است، ما تسبیح خدا کردیم و فرشتگان نیز تسبیح کردند، و ما تکبیر گفتیم و فرشتگان نیز تسبیح کردند، و ما تکبیر گفتیم و فرشتگان نیز تکبیر گفتند، و این تسبیح و تکبیر آنان به آموزش من و علی بود.۷  
امام کاظم۷ فرمودند :
خدای بزرگ نور محمّد ۶و علی ۷را از اختراع و نور عظمت و جلال خویش آفرید. چون خواست محمّد ۶را بیافریند آن نور را دو نیم کرد ، از نیم اول محمد۶
را و از نیم دیگر علی ۷را آفرید و از آن نور هیچ کس دیگر را نیافرید .۸
در حدیثی آمده:
فاطمه۳عرضه داشتند: ای رسول خدا ! ندیدم درباره علی چیزی بگویی ، فرمود: علی من است، مگر دیده‌ای که کسی درباره خود چیزی بگوید؟! … .۹
رسول خدا۶به نمایندگان ثقیف فرمودند :
سوگند به خدایی که جانم در دست اوست یا نماز می‌خوانید و زکات می‌پردازید یا آنکه مردی را به نزدتان گسیل می‌دارم که خود من است .۱۰
از پیامبر۶درباره برخی از یارانش پرسش کردند و حضرت پاسخ دادند ؛ کسی گفت : پس علی چه ، فرمود : تو از مردم پرسیدی و از خودم که نپرسیدی .۱۱ (یعنی علی۷به منزله خود من است و هر شناختی که از من دارید علی۷نیز همان گونه است) .
رسول خدا۶هنگام مباهله با نصاری نجران فرمود :
خداوندا! این علی، خود من است و او نزد من با جانم برابر است، خداوندا! این فاطمه برترین زن جهان است. خداوندا! اینها (حسن و حسین) دو فرزند و دو نوه من‌اند، من در جنگم با هر که با آنان در جنگ است و در صلح و سازشم با هر که با آنان در صلح و سازش است .۱۲
امام صادق۷فرمودند : در جنگ احد هنگامی که همه از اطراف پیامبر۶ گریختند، حضرت رو به آنان کرده، می‌فرمود: من محمّدم، من رسول خدایم، من کشته نشده‌ام و نمرده‌ام. فلانی و فلانی متوجّه او شده، گفتند: اینک که گریخته‌ایم نیز ما را به مسخره گرفته است! آن گاه تنها علی۷ و ابودجاجه سماک بن خرشه رحمة الله با پیامبر۶ پایدار ماندند، پیامبر۶او را فرا خواند و فرمود :
ای ابودجاجه! تو هم باز گرد که بیعتم را از تو برداشتم؛ امّا علی بماند زیرا او از من است و من از اویم .

جمال و شمایل حضرت امیرالمومنین۷‌
پیامبر۶ فرمودند :
هر که دوست دارد به هیبت اسرافیل، رتبه میکائیل، جلالت جبرئیل، سازگاری آدم، خداترسی نوح، دوستی ابراهیم، اندوه یعقوب، جمال یوسف، مناجات موسی، صبر ایوب، زهد یحیی، سنت یونس، پرهیز عیسی و حب و خوی محمّد بنگرد، باید به علی بنگرد، باید به علی بنگرد که نود خصلت از خصلتهای انبیا در اوست  و همه را خداوند در او جمع کرده و برای احدی غیر او جمع نکرده است .۱۳
علامه شیخ عبدالرحمن صفوری شافعی گوید :
آن حضرت میان قامت بود، چشمانی سیاه و درشت و روی زیبایی چون ماه شب چهارده و شکمی بزرگ داشت که بالای آن گنجینه علم و زیر آن جای غذا بود، محاسن شریفش پرپشت، موی سرش کم پشت، گردنش چون تنگ سیم فام بود؛ خداوند از او و مادرش و برادرانش جعفر و عقیل و عموهایش حمزه و عباس خشنود باد .۱۴
ابن منظور گوید :
در حدیث ابن‌عباس رحمة الله آمده که علی، امیرمؤمنان، به ماه تابان و شیر دمان و نهر خروشان و فصل نوبهار می‌ماند ؛ نور و پرتوش به ماه، شجاعت و دلاوریش به شیر، جود و سخایش به نهر و خرمی و حیائش به نوبهار مانند بود .۱۵
در کتابهای نویسندگان نوشته و بر زبان گویندگان جاری است که از صفات ویژه آن حضرت که به قامت او راست آمده « الانزع البطین » است تا آنجا که به صورت نام خاص حضرتش درآمده است. و از جمله چیزهایی که در معنای این دو صفت گوشها را می‌نوازد و برای شنونده لذیذتر از غذای مطبوع برای گرسنه به جان آمده و امنیت برای دل هراسان است آن که آن حضرت چون تحت تربیت مستقیم پیامبر۶ قرار داشت و از راه و روش او پیروی می‌نمود و شبانه روز گوش به فرمان پیامبر۶بود و جامه پیروی او را به تن داشت و همه کوشش و توجه خود را در پیروی آن حضرت به کار می‌برد ، خداوند او را جانی پاکیزه بخشید که از انوار منتشر در آفاق نبوت در او تابید و با صفایی که داشت صورت همه خویهای پسندیده و کرامتهای اخلاقی را در خود منعکس کرد، و با داشتن نوری چنین از نزدیک شدن به کدورت کفر و ناخالصی و ستیز نفاق پاک ماند، و بدان پاکیزگی از ظلمات شرک و آلودگی های دروغ و افترا به کلی جدا افتاد و از همین رو نخستین کس از مردان بود که بی‌تردید به رسول خدا۶ایمان آورد، و شوق به شکستن بتها و مجسمه‌ها و پاک کردن مسجد الحرام از بتها و خدایان باطل و نمودهای شک و گمراهی در او جان گرفت (و از همین رو او را « انزع » یعنی برکنده از شرک خواندند) … و به جهت همراهی مداوم با رسول خدا۶خداوند پیوسته بر علم او می‌افزود تا آنجا که – به نقل ترمذی در کتاب صحیح خود – رسول خدا۶در حق او فرمود: من شهر علمم و علی دروازه آن است. و آن حضرت با علم سرشار خود قضایای سخت و وقایع مشکل و احکام پیچیده را حل و فصل می‌نمود.

صفات و خصایص حضرت امیر‌۷
امام باقر۷ فرمودند :
قسم به خداوند، روش و شیوه حضرت علی۷چنین بود: همانند بنده‌ها غذا می‌خورد و بر زمین می‌نشست و اگر دو پیراهن سنبلانی می‌خرید خدمتکارش را خبر می‌کرد تا هر کدام را می‌خواهد بهترینش را انتخاب کند و خود آن دیگر را می‌پوشید، هرگاه پیراهنی آستینش بلندتر بود خود آن را قطع می‌کرد و اگر دامن لباس عربی‌اش از برآمدگی و قوزک پاشنه پا می‌گذاشت آن را کوتاه می‌کرد : پنج سال خلیفه بودند (برای خود) نه آجری بر آجر و نه خشتی بر خشت نهاد و نه مالک دهی و نه طلا و نقره ای شد تا از خود به ارث گذاشته باشد. به مردم نان گندم و گوشت می‌خورانید ولی خودش به منزل می‌رفت و از نان جو و سرکه استفاده می‌کرد؛ اگر دو کار خداپسند برایش پیش می‌آمد، سخت‌ترین را انتخاب می‌کرد و هزار بنده را از دسترنج دستی که به خاک آلوده و با چهره ای عرق کرده، خرید و آزاد کرد. هیچ کس طاقت کار او را نداشت و در شب و روز هزار رکعت نماز می‌خواند و شبیه‌ترین مردم به آن حضرت، امام زین العابدین۷ بود و بعد از او کسی را طاقت عمل او نبود .

فضائل حضرت امیر۷که با قسم یاد شده است‌
سوگند به آن که جان محمّد در دست اوست، اسرافیل پیوسته دست مرا بر روی زانوهایم (در رکوع) نگاه داشت تا تو ( ای علی) به نماز من برسی و ثواب آن را دریابی. آیا مردم مرا درباره دوستی تو سرزنش می‌کنند حال آنکه خدا و فرشتگان او را در بالای آسمان تو را دوست می‌دارند؟ ۱۶  
جابر رحمة الله علیه گوید : نزد رسول خدا۶بودیم که علی بن ابی‌طالب۷از راه رسید، رسول خدا۶فرمودند :

همانا برادرم علی به نزد شما آمد. آن گاه رو به کعبه نمود و دست به آن نهاد و فرمود: سوگند به آن که جانم در دست اوست، این و شیعیان او در قیامت رستگارند. سپس فرمود: او در میان شما نخستین کسی است که با من ایمان آورده و از همه شما به عهد خدا وفادارتر و به امر خدا عامل‌تر و در میان رعیت عادل‌تر و در تقسیم منصف‌تر و نزد خداوند ارجمندتر است. در این  وقت  این  آیه  نازل  شد :
ﱫ ﯝ   ﯞ  ﯟ  ﯠ  ﯡ  ﯢ  ﯣ   ﯤ  ﯥ ﱪ۱۷
آنان که ایمان آورده و کار شایسته کردند بهترین آفریدگانند .
و یاران پیامبر۶ هر گاه حضرت علی۷ از راه فرا می‌رسید می‌گفتند: بهترین آفریدگان آمد .۱۸
پیامبر اکرم۶فرمودند :

سوگند به آن که جانم در دست اوست، اگر نه این بود که گروهی از یاران من درباره تو همان را می‌گفتند که ترسایان درباره مسیح۷گفتند، همانا سخنی درباره تو می‌گفتم که بر هیچ گروهی عبور نکنی جز آنکه خاک پا و آب وضویت را برای تبرّک و شفا برگیرند، ولی همین تو را بس که تو از منی و من از تو .۱۹
– سوگند به آن که جانم در دست اوست، همانا در میان شما مردی است که پس از من با مردم بر اساس تأویل قرآن می‌جنگد – چنانکه من با مشرکان بر اساس تنزیل آن جنگیدم – در حالی که آن مردم گواهی به یکتایی خداوند می‌دهند و از همین رو کشتن آنان بر دیگران گران می‌آید و بر ولی خدا (علی) طعن می‌زنند و بر او خرده می‌گیرند .۲۰
– سوگند به آنکه جانم در دست اوست، مردم به بهشت در نمی آیند تا ایمان آورند و ایمان نیاورند تا شما (اهل بیت:) را به خاطر خدا و رسولش دوست بدارند .۲۱
– سوگند به آنکه جانم در دست اوست، هیچکس ما خاندان را دشمن نمی‌دارد مگر آنکه داخل دوزخ شود .۲۲
– سوگند به آنکه مرا به پیامبری برانگیخت، آنگاه که حلقه در بهشت را به دست گیرم نخست شما (اهل بیت:) را داخل می‌سازم .۲۳

قدرت و نیروی حضرت مولی الموحدین۷
ابن ابی‌الحدید گوید :
امّا قوت و نیروی بدنی امام۷به پایه‌ای است که ضرب‌المثل شده است .
ابن‌قتیبه گوید :
او با هیچ کس کشتی نگرفت مگر آنکه او را به خاک افکند و اوست که در قلعه خیبر را از جا کند در صورتی که گروهی از مردم جمع شدند تا آن را برکنند نتوانستند. و اوست که بت هبل را که از سنگی بزرگ تراشیده بودند از بالای کعبه کند و بر زمین افکند. و اوست که در ایام خلافت خود صخره بزرگی را که روی چشمه ای قرار داشت و سپاهیان حضرتش نتوانستند آن را بردارند از جای برکند و آب از زیر آن بیرون جست .۲۴
علّامه مجلسی رحمة الله گوید :
ابوطالب به عادت عرب فرزندان و برادرزادگان خود را جمع می‌کرد و به کشتی گرفتن وا می‌داشت و علی۷با آنکه طفل بود آستین بالا می‌زد و با برادران بزرگ و کوچک خود و عموزادگان بزرگ و کوچک خود کشتی می‌گرفت و آنان را به خاک می‌افکند و پدرش می‌گفت: علی ظهیر و پیروز شد و او را « ظهیر» نامید. چون علی۷بزرگ شد با مرد قوی و نیرومند کشتی می‌گرفت و او را زمین می‌زد و مرد تنومند و دراز قامت را با دست خود می‌گرفت و به سوی خود می‌کشید و او را می‌کشت و بسا کمر او را می‌گرفت و به هوا بلند می‌کرد، و بسا در پی اسب نر در حال دویدن می‌دوید و او را باز می‌گردانید .۲۵    
جابر انصاری گوید :
پیامبر۶در روز خیبر پس از آنکه برای علی۷ دعا کرد پرچم را به دست او داد، او با شتاب حرکت کرد و یارانش هم می‌گفتند: بشتاب؛ او رفت تا به قلعه رسید، در قلعه را از جا کند و به زمین افکند، آن گاه هفتاد نفر از ما جمع شدیم و کوشیدیم تا در را به جای خود باز گردانیم .۲۶

دشمن حضرت یعسوب الدین۷ کافر است‌
رسول خدا۶فرمودند :
هر که پس از من با علی درباره خلافت مقاومت و دشمنی ورزد کافر است و با خدا و رسولش جنگیده است. و هر که در حق علی شک کند کافر است .۲۷
و نیز فرمودند :
علی بن ابی‌طالب باب آمرزش خداست ، هر که از آن وارد شود مؤمن است و هر که از آن بیرون رود کافر.۲۸  
و در بیان نورانی دیگر به حضرت علی بن ابی‌طالب۷ فرمودند :
من تو را نشانه‌ای میان خود و امّتم قرار داده‌ام ، پس هر که از تو پیروی نکند حقّا کافر شده است .۲۹   
به روایت جابر و ابن عباس فرمودند :
هر که نگوید علی بهترین مردم است، حقّا کافر شده است .۳۰  
به روایت حذیفة بن یمان فرمودند :
علی بهترین بشر است؛ هر که نپذیرد حقّا کافر است .۳۱   
عطیه کوفی گوید :
بر جابربن عبدالله انصاری وارد شدیم، از پیری ابروانش بر روی دیدگانش افتاده بود، گفتیم: برای ما از علی بگو، گفت: او از بهترین بشرهاست .۳۲  
رسول خدا۶فرمودند :
ای حذیفه، حجّت خدا بر شما پس از من علی بن ابی‌طالب است، کفر به او کفر به خدا، شریک ساختن برای او شرک به خدا، شک در او شک در خدا، انحراف از او و طعن زدن به او انحراف از خدا و طعن در او، و انکار او انکار خداست .۳۳    
و فرمودند :
 هر که پس از من امامت علی را انکار کند چون کسی است که نبوت مرا در حیاتم انکار کرده است و هر که نبوت مرا انکار کند ، ربوبیت پروردگار مرا انکار نموده است .۳۴
ام‌سلمه۳ به حسن بصری فرمود :
تو را حدیثی گویم که دو گوشم از رسول خدا۶شنیده و گرنه کر شوند، و چشمانم دیده و گرنه کور شوند و قلبم را فرا گرفته و گرنه خداوند بر آن مهر (نافهمی) زند و زبانم را لال کند اگر از رسول خدا ۶ نشنیده باشم که به علی بن ابی‌طالب۷ می‌فرمود: ای علی، هیچ بنده‌ای در قیامت خدا را با انکار ولایت تو دیدار نکند جز آنکه او را با پرستش بت و صنم دیدار کند .۳۵
امام صادق۷فرمودند :
هیچ کس آنچه را که پیامبر۶درباره علی ۷ فرموده رد نمی‌کند مگر کافر .۳۶
و فرمودند :
امام نشانه‌ای است میان خدای عزیز و جلیل و بندگانش، هر که (مقام) او را شناخت مؤمن است، و هر که او را انکار نمود کافر است .۳۷
علی ۷ باب هدایت است ، هر که با او مخالفت ورزد کافر است و هر که او را انکار کند به آتش دوزخ درآید .۳۸  
از ماست امامی که اطاعتش واجب است ، هر که او را انکار کند یهودی یا نصرانی خواهد مرد. ۳۹  
رسول خدا۶فرمودند :
هر که بمیرد و امام خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است .۴۰
امامان بعد از من دوازده نفرند؛ اول آنان علی بن ابی‌طالب۸و آخرشان قائم۷ است… اقرار کننده به آنان مؤمن و انکار کننده آنان کافر است .۴۱  

نجوای شبانه‌ حضرت امیرمؤمنان۷
ابودرداء نقل می‌کند : در یکی از شبهای ظلمانی از لابلای نخلستان بنی‌نجار در مدینه می‌گذشتم. ناگهان نوای غم انگیز و آهنگ تأثّر آوری به گوشم رسید و دیدم انسانی است که در دل شب با خدای خود چنین سخن می‌گوید :
پروردگارا! چه بسیار از گناهان مهلکم به حلم خود درگذشتی و عقوبت نکردی و چه بسیار از گناهانم را به لطف و کرمت پرده روی آنها کشیدی و آشکار نکردی. خدایا اگر چه عمرم در نافرمانی و معصیت تو گذشته و گناهانم نامه اعمالم را پر کرده است، امّا من به جز آمرزش تو امیدوار نیستم و به غیر از مغفرت و خشنودی تو به چیز دیگری امید ندارم.
این صدای دلنواز چنان مشغولم کرد که بی‌اختیار به سمت آن حرکت کرده، تا به صاحب صدا رسیدم، ناگهان چشمم به علی بن ابی‌طالب۸افتاد. خود را در میان درختان مخفی کردم تا از شنیدن راز و نیاز محروم نمانده و مانع دعا و مناجات آن حضرت نشوم. علی بن ابی‌طالب۷در آن خلوت شب دو رکعت نماز خواند و آن گاه به دعا و گریه و زاری و ناله پرداخت .
از دیگر مناجاتهای بسیار زیبای حضرت امیرمؤمنان۷به شرح ذیل می باشد :
پروردگارا! چون در عفو و گذشت تو می‌اندیشم، گناهانم در نظرم کوچک می‌شود و هرگاه در شدت عذاب تو فکر می‌کنم، گرفتاری و مصیبت من بزرگ می‌شود. آن گاه چنین نجوا نمود: آه! اگر در نامه اعمالم گناهانی را ببینم که خود آن را فراموشم کرده‌ام ولی تو آن را ثبت کرده باشی، پس فرمان دهی او را بگیرید. وای به حال آن گرفتاری که خانواده‌اش نتوانند او را نجات بدهند و قبیله و طایفه او را سودی ندهند و فرشتگان به حال وی ترحم نکنند. سپس گفت : آه! از آتشی که دل و جگر آدمی را می‌سوزاند و اعضای بیرونی انسان را از هم جدا می‌کند. وای از شدت سوزندگی شراره‌های آتش که از جهنّم بر می‌خیزد. ابودرداء می‌گوید: باز حضرت به شدّت گریست. پس از مدتی دیگر نه صدایی از او به گوش می‌رسید و نه حرکت و جنبشی از او دیده می‌شد. با خود گفتم: حتما در اثر شب زنده داری خواب او را فرا گرفته. نزدیک طلوع فجر شد، خواستم ایشان را برای نماز صبح بیدار کنم. بر بالین حضرت رفتم. یک وقت دیدم ایشان مانند قطعه چوپ خشک بر زمین افتاده است. تکانش دادم، حرکت نکرد .
صدایش زدم، پاسخ نداد. گفتم: « انا الله و انا الیه راجعون » به خدا علی بن ابی‌طالب۷ از دنیا رفته است . ابودرداء در ادامه سخنانش اظهار می‌کند: من به سرعت به خانه علی۷ روانه شدم و حالت او را به اطلاع آنان رساندم. فاطمه۳گفت : ابودرداء! داستان چیست ؟ من آنچه را که از حالات علی۷دیده بودم همه را گفتم. فرمودند : ابودرداء! به خدا سوگند این بیهوشی است که در اثر ترس از خدا بر او عارض شده. سپس با ظرف آبی نزد آن حضرت برگشتیم و آب به سیمایش پاشیدیم . آن بزرگوار به هوش آمد و چشمانش را باز کرد و به من که به شدّت می‌گریستم ، نگاهی کرد و گفت :
ابودرداء! چرا گریه می‌کنی؟ گفتم: به خاطر آنچه به خودت روا می‌داری گریه می‌کنم. فرمود : ای ابودرداء ! چگونه می‌شود حال تو، آن وقتی که مرا برای پس دادن حساب فرا خوانند و در حالی که گناهکاران به کیفر الهی یقین دارند و فرشتگان سخت گیر دور و برم را احاطه کرده‌اند و پاسبانان جهنّم منتظر فرمانند و من در پیشگاه خداوند قهار حاضر باشم و دوستان، مرا تسلیم دستور الهی کنند و اهل دنیا به حال من ترحّم ننمایند. البته در آن حال بیشتر به حال من ترحّم خواهی کرد، زیرا که در برابر خدایی قرار می‌گیرم که هیچ چیز از نگاه او پنهان نیست .۴۲
سفره افطار حضرت امیرمؤمنان۷
ام‌کلثوم۳دختر امیرالمؤمنین۷می‌گوید :
در شب نوزدهم ماه رمضان دو قرص نان جو، یک کاسه شیر و مقداری نمک در یک ظرف برای افطار خدمت پدرم آوردم. وقتی نمازش را به اتمام رساند، برای افطار آماده شد. هنگامی که نگاهش به غذا افتاد به فکر فرو رفت. آنگاه سرش را تکان داد و با صدای بلند گریست و فرمود :
عزیزم! برای افطار پدرت دو نوع خورش (شیر و نمک) ، آن هم در یک ظرف آماده ساخته‌ای؟ تو با این عمل می‌خواهی فردای قیامت برای حساب در محضر خداوند بیشتر بایستم؟ من تصمیم دارم همیشه دنباله رو برادر و پسر عمویم رسول خدا ۶باشم. هرگز برای آن حضرت دو نوع خورش در یک ظرف آورده نشد تا آنکه چشم از جهان فرو بست. دخترم عزیزم ! هر کس در دنیا خوردنیها، نوشیدنیها و لباسهایش از راه حلال و پاک تهیه گردد، روز قیامت در دادگاه الهی بیشتر خواهد ایستاد و چنانچه از راه حرام باشد علاوه بر بیشتر ایستادن عذاب هم خواهد داشت زیرا که در حلال این دنیا حساب و در حرام آن عذاب است .۴۳

عبادت حضرت اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب۷
‌ابن ابی‌الحدید گوید:
او عابدترین مردم بود و بیش از همه نماز و روزه می‌گزارد و مردم نماز شب و ملازمت و آداب وردخوانی و خواندن نافله‌ها را از او آموختند. چه پنداری درباره مردی که در کار مراقبت از ذکر و اوراد خود به جایی رسید که در آن شب بسیار سرد در جنگ صفین زیراندازی برایش گستردند و در حالی که تیرها در برابرش به زمین می‌نشست و از راست و چپ بر بیخ گوش او می‌گذشت به نماز مشغول شد و هراسی به خود راه نمی‌داد و برنخاست تا از کار عبادت آسوده گشت ؟! و چه پنداری درباره مردی که پیشانی مبارکش از سجده‌های دراز مانند زانوی شتر پینه بسته بود؟! و هرگاه در دعاها و مناجاتهای او ژرف بنگری و بر مضامین آن مبنی بر تعظیم و بزرگداشت خدای سبحان و خضوع در برابر هیبت او و خشوع در برابر عزت او و تواضع و فروتنی و رام بودن در برابر خداوند آگاه شوی میزان اخلاص حضرتش را خواهی شناخت و می‌فهمی که این دعاها و رازها از کدامین دل برخاسته و بر کدامین زبان روان گشته است . به امام علی بن الحسین۷که نهایت عبادت را داشت گفتند : عبادت شما را با عبادت جدّتان چه قیاس است ؟ فرمود: عبادت من در برابر عبادت جدّم مانند عبادت جدّم در برابر عبادت رسول خدا۶است .۴۴
علامه مجلسی رحمة الله از حبه عرنی روایت کرده که می‌گفت :
در این بین که من و نوف در حیاط قصر حکومتی خوابیده بودیم ناگاه متوجّه شدیم که امیرمؤمنان۷در آخر شب بیرون آمده، مانند شیدازدگان دست بر دیوار نهاده و این آیات را می‌خواند : ﱫ ﮉ  ﮊ      ﮋ  ﮌ  ﮍ…  ﱪ ۴۵ و مانند کسی که عقل از سرش پریده راه می‌رفت، و به من فرمود: ای حبه، خوابی یا بیدار؟ گفتم: بیدارم؛ شما که چنین کنید پس ما باید چه کنیم؟ حضرت دیده فرو بست و گریست، سپس فرمود: ای حبه! خدا را جایگاهی است و ما را نیز در پیشگاه خدا جایگاهی، چیزی از اعمال ما بر او پوشیده نیست. ای حبه! خداوند به من و تو از رگ گردن نزدیکتر است. ای حبه! هیچ چیز، من و تو را از خدا پوشیده نمی‌دارد. سپس فرمود: ای نوف، خوابی یا بیدار؟ گفت: نه ای امیر مؤمنان، خواب نیستم، شما امشب مرا بسیار گریاندی! فرمود: ای نوف، اگر امشب از خوف خدای متعال بسی گریستی، فردای قیامت در پیشگاه خداوند دیده‌ات روشن خواهد بود. ای نوف ! قطره اشکی از چشم مردی از خوف خدا نریزد جز آنکه دریاهایی از آتش دوزخ را خاموش می‌سازد. ای نوف ! هیچ مردی نزد خداوند بزرگتر نیست از مردی که از بیم خدا بگرید و در راه خدا دوستی و دشمنی کند. ای نوف ! هر کس در راه خدا دوستی کند و چیزی را بر دوستی او ترجیح ندهد و هر که در راه خدا دشمنی کند و منفعتی از این راه برای خود نجوید اینجاست که اگر چنین باشید حقایق ایمان را به کمال دریافته‌اید. آن گاه آن دو را پند و اندرز داد و در پایان فرمود: از خدا پروا داشته باشید که من شما را هشدار دادم. سپس به راه افتاد و در راه می‌گفت : « کاش می‌دانستم که آیا در هنگام غفلت من نگاه لطف از من بر می‌داری یا به من می‌نگری ؟ کاش می‌دانستم که حال من در خوابهای دراز و اندکی سپاس از نعمتهایت چگونه است » ؟ به خدا سوگند در همین حال بود تا سپیده صبح دمید… .۴۶   

امیرالمؤمنین لقب اختصاصی حضرت علی بن ابی طالب۸
ابن عباس می گوید :
به خدا قسم ما به علی بن ابی طالب۷، امیرالمؤمنین نگفتیم تا اینکه رسول خدا۶ او را امیرالمؤمنین نامیدند. به اینکه روزی در مدینه کنار پیامبر۶ بودیم که حضرت علی۷آمد و به پیامبر۶سلام کرد و پیامبر۶هم در جواب او فرمودند : و سلام بر تو ای امیرالمؤمنین. در این هنگام من از این کلام پیامبر۶تعجّب کردم و به پیامبر۶گفتم: آیا این لقبی که به علی۷دادید از روی محبّت شما به علی۷است، یا اینکه دستوری است از طرف خدا؟ پیامبر۶فرمودند : به خدا قسم هیچ چیزی درباره ی علی نگفته ام، مگر اینکه آن را با چشم خود دیده ام. سؤال کردم: ای رسول خدا ،
در مورد علی۷چه دیده اید؟! پیامبر۶فرمودند : شبی که مرا به آسمان بردند بر هیچ دری از درهای بهشت نرفتم، مگر اینکه روی آن در نوشته شده بود :
علی بن ابی طالب۷، امیرالمؤمنین است؛ هفتاد هزار سال قبل از اینکه حضرت آدم خلق شود.
همچنین صاحب کتاب مناقب می‌نویسد : پیامبر۶فرمودند :
چون مرا به آسمان سیر دادند رسیدم تا سدرة المنتهی جایی که ایستادم در پیشگاه خدا عزّ و جل پس خدواند متعال فرمودند : ای محمّد! گفتم: لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْک، فرمود: مخلوقین مرا آزموده‌ای، کدامیک از آنان ، تابع‌ترند ، برای تو؟ گفتم خدایا! علی، فرمود: راست گفتی ای محمّد  آیا برای خود خلیفه‌ای برگزیده‌ای که از طرف تو (وظیفه) را ادا کند؟ و کتابم را به بندگانم در مواردی که نمی‌دانند آموزش دهد؟ گفتم خدایا تو انتخاب کن برای من، چون انتخاب تو به انتخاب من است؟ فرمود: علی را برایت برگزیدم، پس او را برای خود، خلیفه و وصی بدان و علم و حلم خود را به او می‌آموزیم و او حقاً امیرالمؤمنین است و کسی به این مقام پیش از او نرسیده و پس از او هم نخواهد رسید، ای محمّد ، علی پرچم هدایت و پیشوای کسی است که مرا اطاعت کند و نور اولیای من است و او همان کلمه‌ای است که بر پرهیزکاران واجب کرده‌ام، کسی که او را دوست بدارد مرا دوست داشته و کسی که او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته اگر علی نباشد ، حزب و اولیای من شناخته نمی‌گردد . ۴۷

مقام حضرت امیر۷در نزد ملائکه
از روایت استفاده می شود قبض روح مطهر حضرت امیرالمؤمنین۷دست خداست؛ ابن عباس می گوید :
شنیدم از رسول خدا۶که می فرمودند :
چونکه مرا به آسمانها سیر شبانه دادند به هیچ ملکی از ملائکه برخورد نکردم، مگر اینکه از من درباره ی علی بن ابی طالب  سؤال می کردند تا جایی که من گمان کردم اسم علی از اسم من مشهورتر است. پس آنگاه که به آسمان چهارم رسیدم، ملک الموت را دیدم که به من گفت: ای محمّد! هیچ خلقی از خدا نیست مگر اینکه قبض روحش بدست من می باشد ، بجز تو و حضرت علی۷، چون خداوند متعال خود قبض روح شما را خواهد کرد. پس چون به زیر عرش الهی رسیدم علی را دیدم که در زیر عرش الهی ایستاده بود.
پس من گفتم: ای علی از من سبقت گرفتی؟ جبرئیل به من گفت: ای محمّد! کیست آن کسی که با او این چنین صحبت می کنی؟ گفتم: این برادرم علی بن ابی طالب است. جبرئیل به من گفت: ای محمد! این علی۷نیست بلکه ملکی از ملائکه ی خداوند متعال می باشد که خداوند متعال آن را به صورت علی۷خلق کرده است. پس ما ملائکه ای که مقرّب درگاه الهی هستیم هر وقت مشتاق دیدار حضرت علی۷ می شویم این ملک را زیارت می کنیم، بخاطر بزرگی و کرامتی که حضرت علی۷ در پیشگاه خداوند دارد . ۴۸

خوراکی و آشامیدنی بعضی فرشتگان صلوات بر حضرت امیر۷
ابن شاذان رَحْمَةُ الله در کتاب «مِائَةُ مَنْقَبَةٍ» از ابوهریره نقل کرده است که رسول خدا ۶فرمودند :
خداوند تبارک و تعالی در آسمان چهارم صد هزار فرشته و در آسمان پنجم سیصد هزار و در آسمان هفتم فرشته‌ای را آفرید که سرش زیر عرش الهی و پاهایش زیر زمین است و نیز فرشتگانی را آفرید که عدد آنها از دو طایفه‌ی بزرگ عربِ آن روز به نام رَبِیعَه وَ مُضَر بیشتر است. خوراک آنها و نوشیدنی ایشان چیزی به جز صلوات فرستادن بر امیرالمؤمنین ۷ و دوستانش و استغفار کردن برای شیعیان گنهکار و موالیانش نیست .۴۹

اشتیاق ملائکه برای دیدن حضرت علی۷
حضرت رسول خدا۶ فرمودند:
 … همانا فرشتگان آسمانها و حُجُب ، همانند شوق و علاقه‌ی مادر مهربان به فرزند نیکوکار دلسوز مشتاق دیدار علی‌ّ بن ابیطالب ۸هستند . ۵۰

اسم مبارک حضرت علی۷سوگند میان فرشتگان  
پیامبر۶فرمودند :
سوگندی که فرشتگان میان خود دارند اینچنین است؛ سوگند خدایی را که علی مرتضی را پس از محمد بر همه‌ی مردم برتری داد . ۵۱
ابن عباس نقل می‌کند که رسول خدا۶در مسجد حضور داشتند و جمعی از مهاجرین و انصار نزد آن حضرت بودند، ناگهان جبرئیل۷ بر آن حضرت نازل شد و عرض کرد : ای محمّد ! حق تعالی بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید علی را حاضر کن و او را روبروی خودت بنشان. جبرئیل این فرمان الهی را رساند و به آسمان برگشت .
رسول خدا۶هم علی۷ را حاضر کرد و او را روبروی خود نشانید. جبرئیل دوباره نازل شده و به همراه خود طَبَقی از خرما آورد و بین آن دو بزرگوار قرار داد و عرض کرد: از آن میل کنید و آنها خوردند سپس تشت و آفتابه‌ی آبی آورد و عرض کرد : ای رسول خدا! پروردگارت فرموده است که تو آب را روی دستهای علی بن ابیطالب۷بریزی. فرمود: سَمْعاً وَ طَاعَةً، آنچه را خداوند امر کند اطاعت می‌کنم، آنگاه آفتابه را برداشت و برخاست که آب روی دستهای علی۷بریزد. علی۷به آن حضرت عرض کرد : ای رسول خدا! من سزاوارترم که آب روی دستهای مبارک شما بریزم . فرمود: ای علی! خداوند چنین فرمان داده است و به من چنین مأموریتی داده است؛ و آب را روی دستهای علی۷که می‌ریخت قطره‌ای از آن در تشت نمی‌ریخت. علی۷عرض کرد : ای رسول خدا ! آبها را نمی‌بینم که در میان تشت بریزد ، فرمودند :
ای علی! فرشتگان از یکدیگر سبقت می‌گیرند در اینکه آبی که از دستهای تو می‌ریزد بگیرند و به عنوان تبرّک چهره‌ی خود را با آن شستشو دهند .۵۲  
علامه مجلسی در بحار الأنوار می نویسد : درمنابع روایی شیعه، روایاتی داریم که خداوند متعال ملائکه را به شکل و صورت پیامبر اکرم۶و حضرت علی۷و جمیع ائمه: خلق کرده است . و در روایتی پیامبر اکرم۶برای اصحاب خود چنین فرمودند :
شب معراج در هر آسمانی ملکی را به صورت علی بن ابی طالب۷می دیدم. پس جبرئیل به من گفت: ای محمد! چون ملائکه ی آسمان اشتیاق زیادی به حضرت علی۷داشتند خداوند هم برایشان ملکی را در هر آسمان به صورت حضرت علی۷خلق کرد تا ملائکه با او مأنوس باشند و با او انس گیرند.
و باز در روز جنگ بدر که قرآن می فرماید: « ما سه هزار ملک به یاری شما فرستادیم…» ۵۳ روایت شده که همه ی آن ملائکه به صورت حضرت علی۷بودند .۵۴  تا اینکه در قلب کفّار از دیدن روی حضرت علی۷ترس بیشتری ایجاد شود . و نیز از امام محمّد باقر۷روایت شده که :

در جنگ بدر از هرکس می پرسیدند چه کسی تو را زخمی کرده است؟ در جواب می گفت: علی ۷ مرا زخمی کرده است و وقتی آن را می گفت درجا می مرد .۵۵
حضرت امیر المؤمنین۷محبوب خدواند علی اعلی
پیامبر اکرم۶فرمودند:
چون شب معراج به آسمانها برده شدم و از آنجا به سدرة المنتهی، در پیشگاه حضرت حق قرار گرفتم. حضرت حق از من سؤال کرد که: ای محمّد! من خلقم را مورد آزمایش قرار داده ام، در میان آنها چه کسی بیشتر مطیع توست؟ حضرت جواب دادند: پروردگارا! علی۷٫ ندا رسید: تو را تصدیق کردیم ای محمّد، آیا برای خودت جانشینی اختیار کرده ای تا مسائل تو را ادا کند و بندگانم را در آنچه از کتابم نمی دانند آموزش دهد؟ گفتم: خداوندا، برایم اختیار کنید و جانشینم را معلوم کنید که آنچه برایم اختیار کنید همان است که خود اختیار کرده باشم. خداوند فرمود: همانا علی۷را برای تو اختیار کردم، پس او را وصی وجانشین خود قرار ده که او را از دانش و صبر خود چشانیده ام. و او به حق امیرمؤمنان (امیرالمؤمنین) است که احدی را قبل از او و بعد از او شایسته ی چنین مقامی نیست. ای محمّد! علی نشانه ی هدایت است و پیشوای هرکس که مرا اطاعت کند و اوست نور دوستان من و همان است که متقین را ملزم به آن کرده ام. هرکس او را دوست بدارد در حقیقت مرا دوست داشته است و هر کس که با او بغض و دشمنی داشته باشد، در حقیقت با من بغض و دشمنی دارد. پس ای محمّد! این بشارت ما را به علی۷برسان که من مبتلا و شیفته ی اویم. اگر علی۷نبود، دوستان من، و دوستان پیامبران من شناخته نمی شدند .۵۶  

طینت واحد و مقام دوستان حضرت امیرمؤمنان علی۷
ابن عباس می گوید : شنیدم رسول خدا۶در حالی که حضرت علی۷را مخاطب خود قرار داده بود، می فرمودند :
ای علی! همانا خداوند تبارک و تعالی بود و هیچ چیزی هم به جز او نبود، پس خداوند متعال من و تو را از نور جلال و عظمت خودش خلق کرد و ما مقابل عرش پروردگار عالم مشغول تسبیح [سبحان الله]، و تحمید [الحمدلله]، و تهلیل [ لا اله الاّ الله] او بودیم و این قبل از آن بود که خداوند آسمانها و زمین را خلق کند. پس چون خداوند اراده کرد که حضرت آدم را خلق کند، طینت من و تو را از علیین خلق کرد و ما را با نور خود عجین کرده و در همه ی انوار و نهرهای بهشت قرار داد. پس خداوند آدم  را خلق کرد و این طینت و نور را در صلب او به ودیعه و امانت گذاشت. و هنگامی که خداوند  آدم را خلق کرد، ذریه و فرزندان او را حاضر کرد  و آنها را به نطق واداشت که از آنها بر ربوبیت خود  اقرار گیرد .
و اولین کسانی که اقرار به ربوبیت خداوند نمودند، من و تو بودیم و بعد از ما هم پیغمبران دیگر بر حسب درجه و رتبه شان ، به ربوبیت خداوند متعال اقرار کردند. آنگاه خداوند متعال فرمود: ای محمّد و ای علی! شما در اقرار به ربوبیت من صادق هستید و در طاعت من از همه ی خلقم پیشی گرفته اید و من این را از علم خود می دانستم. پس شما برگزیدگان من از میان خلقم هستید و ائمّه:هم از ذریه ی شما دو بزرگوار می باشند و آنها شیعیان شما می باشند و ما هم این چنین آنها را مثل شما خلق کردیم. (یعنی با نور خود و طینت علیین و…).
در ادامه پیامبر۶فرمودند :
ای علی! این طینت در صلب آدم بود و نور من و تو در بین دو چشم او قرار داشت، پس این نور از چشم حضرت آدم به پیامبران منتقل شد تا اینکه این نور و طینت، به صلب عبدالمطلب رسید و به دو قسم تقسیم شد. آنگاه خداوند متعال مرا از نصف آن خلق کرد و مرا رسول و نبی قرار داد و تو را هم از نصف دیگر خلق کرد و وصی و جانشین قرار داده شدی. پس آنگاه که من در کنار عظمت پروردگار متعال بودم و به مقام قاب قوسین أو أدنی رسیدم، خداوند متعال به من فرمود: ای محمّد! در میان خلقم چه کسی بیشتر مطیع توست؟ گفتم: خدواندا! علی بن ابی طالب۷٫ پس خداوند عزوجل فرمودند :
ای محمّد؛ علی۷را جانشین و وصی خود قرار بده که من او را برگزیده ی   خود قرار دادم. ای محمّد! قبل از اینکه چیزی را خلق کنم اسم تو و علی را بر روی عرش خود نوشتم. محبّت خاص من بر شما و بر کسانی است که شما را دوست می دارند و از شما اطاعت می کنند. و هرکس که شما را دوست بدارد و از شما اطاعت کند از مقرّبان درگاه من خواهد بود و هرکس هم که منکر ولایت شما شود و به کلام شما اعتنایی نکند، او از زمره ی کافران و گمراهان خواهد بود. سپس پیامبر۶ به حضرت علی۷فرمودند: ای علی! من و تو از یک طینت واحد می باشیم و تو در دنیا و آخرت حق دارترین مردم نسبت به من هستی و فرزندان تو، فرزندان من هستند؛ و شیعیان تو، شیعیان من؛ و دوستان شما، دوستان من؛ و تو و شیعیان و دوستارانت در بهشت کنار من خواهید بود .۵۷

مذمّت پنهان کردن فضایل امیرالمؤمنین۷
ابن عباس از رسول خدا۶روایت کرده است که فرمودند :
خداوند این مردم را عذاب نمی‌کند مگر به خاطر گناه دانشمندان ایشان ، آنها که حق را کتمان کردند و فضائل علی۷ و عترت طاهرین او را بیان نکردند .
بدانید راه نرفتند بر روی زمین بعد از پیغمبران و رسولان برتر از شیعیان و دوستان علی۷، آنهایی که امر ولایت آن حضرت را ظاهر می‌کنند و فضایل او را منتشر می‌کنند، رحمت الهی سر تا پای وجود آنها را فرا می‌گیرد و فرشتگان برای آنها استغفار می‌کنند .
و بدبختی به تمام معنا نصیب کسانی می‌شود که فضائل او را کتمان می‌کنند و امر او را پنهان می‌دارند چگونه می‌خواهند در آتش پایداری کنند.

عطایای خداوندمتعال به حضرت امیر۷
ابن عباس می گوید: از پیامبر اکرم۶شنیدم که می گفت خداوند متعال به من و علی۷پنج چیز عطا کرد :
۱-  به من جوامع الکلم (قرآن) را عطا کرد و در مقابل به علی۷جوامع العلم را.
۲- مرا نبی قرار داد و علی۷ را وصی.
۳- به من کوثر را عطا کرد و به علی۷سلسبیل را.
۴- به من وحی را عطا کرد و به علی۷ الهام را.
۵- مرا به معراج برد و برای علی۷درهای آسمانها و حجب را باز کرد .۵۸  
همچنین امام صادق‌۷ در زیارت جدّ گرامیشان حضرت امیرمؤمنان‌۷فرمودند :
سلام بر صاحب عقل کامل و فضایل و نعم بی‌شمار و مکارم و عطایای کامله .۵۹
با توجّه به احادیث بیان شده می توان نتیجه گرفت وجود مقدّس ،  مولی الموحّدین دارای جایگاه ممتاز و بی نظیری در عالم خلقت می باشند که به صراحت آیه ۶۱ سوره آل عمران خداوند تبارک و تعالی آن حضرت خود پیامبر اکرم۶است .
ﱫ ﯠ  ﯡ  ﯢ  ﯣ  ﯤ  ﯥ  ﯦ  ﯧ  ﯨ    ﯩ  ﯪ  ﯫ    ﯬ  ﯭ  ﯮ  ﯯ  ﯰ  ﯱ   ﯲ   ﯳ  ﯴ  ﯵ  ﯶ  ﯷ  ﯸﱪ ۶۰
پس هر كس با تو درباره او (عيسى) پس از دانشى كه بر تو آمده ستيز كند، پس بگو: بياييد فرزندان ما و فرزندان شما و زنان ما و زنان شما و جانهاى ما و جانهاى شما را بخوانيم سپس مباهله (دعا و زارى) كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار بدهيم .

نوشته ی روی درب بهشت
در کتاب مناقب از جابر بن عبدالله انصاری روایتی است که رسول خـدا۶فرمودنـد :
دو هزار سال پیش از خلقت آسمان و زمین بر در بهشت نوشته شده بود محمّد رسول و پیامبر خداست و علی بن ابیطالب۸ برادر اوست .۶۱
در حدیث دیگر از ابن عباس روایت شده که پیامبر اکرم۶فرمودند :
در شب معراج جمله ای را دیدم که بر روی درب بهشت نوشته شده بود :

لا إله إلا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله، الحسن و الحسین صفوة الله، فاطمة أمة الله، علی باغضیهم لعنة الله؛
هیچ خدایی جز الله نیست، محمّد فرستاده ی خداست و علی هم دوست صمیمی خدا. حسن و حسین برگزیدگان خدا هستند ، فاطمه کنیز خداست . لعنت خدا بر کسانی که بغض ایشان را دارند .۶۲
و همچنین حذیفة بن یمان از رسول خدا۶نقل کرده که فرمودند :

إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ عَلِیاً قَضِیباً فِی الْجَنَّةِ، مَنْ تَمَسَّکَ بِهِ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ ؛ ۶۳
خداوند متعال علی‌۷را به عنوان دستگیره درب بهشت قرار داده، هرکه به او تمسّک جوید ، حتماً از اهل بهشت خواهد شد .

حضرت امیر۷اصل درخت طوبی
ابن عباس در ذیل آیه ی ۲۹، سوره ی رعد ﱫ  ﭕ  ﭖ  ﭗ   ﭘ  ﱪ از قول پیامبر اکرم۶
روایتی را نقل می کند که پیامبر اکرم۶فرمودند :

در شب معراج هنگامی که داخل بهشت شدم درختی را دیدم که هر برگی از آن، دنیا و آنچه در دنیاست ، را می پوشانید و در هر برگ آن هم زیور آلات و غذا وجود داشت. و هیچ قصر و خانه ای در بهشت نبود، مگر اینکه شاخه ای از این درخت ، در آن قصر یا خانه موجود بود و زیور و غذای صاحب آن قصر یا خانه از این درخت طوبی تأمین می شد. پس گفتم: ای جبرئیل این درخت چیست؟
گفت: این درخت طوبی است و خوشا به حال تو و بسیاری از امّت تو.
گفتم: انتهای این درخت (اصل آن) کجاست؟
گفت: اصل این درخت در وجود پسر عمویت علی بن ابی طالب۸می باشد .۶۴

شوق درخت طوبی به حضرت علی۷
امام محمّد باقر۷ از اجداد طاهرینشان: نقل می کنند که پیامبر اکرم۶فرمودند :
در شب معراج در آسمان ششم درختی دیدم که زیباتر و بزرگتر از آن درخت را تا به حال ندیده بودم. پس به جبرئیل گفتم: ای دوست من جبرئیل این درخت چیست؟ گفت: این درخت طوبی است ای حبیب من. گفتم: این صدای زیبا و بلند که می آید چیست؟ گفت: این صدای درخت طوبی است. گفتم: چه می گوید؟ گفت: مرتب می گوید: « وا شوقاه إلیک یا علی بن أبی طالب »؛ ای علی ، چقدر مشتاق تو هستم .۶۵
 در حدیثی دیگر ابوایوب انصاری علیه الرحمه نقل می‌کند که پیامبر۶فرمودند :
چون شب معراج به آسمانها برده شدم، در سدرة المنتهی نسیم و بوی خوشی احساس کردم. به جبرئیل گفتم: این نسیم و بوی خوش چیست؟ گفت: این سدرة المنتهی است موقعی که به تو نگاه کرد مشتاق پسر عمویت علی بن ابیطالب۷ شد در این هنگام به سوی تو نگاه کرد پس شنیدم که منادی ندا می‌دهد که محمّد بهترین انبیاء و امیرالمومنین بهترین اولیاء است .۶۶  
و همچنین چنان‌که امام صادق۷در زیارت مطلقه امیرمؤمنان‌۷فرموده اند :
اَلسَّلامُ عَلی أَبِی الْحَسَنِ عَلِی‌… اَلسَّلامُ عَلی شَجَرَةِ طُوبی وَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهی ؛۶۷
سلام بر ابو الحسن علی… و سلام بر درخت طوبی و سدرة المنتهی .

نوشته ی روی سدرة المنتهی
در روایتی پیامبر اکرم۶خطاب به حضرت علی۷فرمودند :
ای علی! در سه جا اسم تو را همراه و قرین با اسم خود دیدم: وقتی که به بیت المقدس رسیدم، روی صخره ی آن دیدم نوشته: « لا اله الا الله، محمد رسول الله، أیدته بوزیره و نصرته بوزیره »؛ هیچ خدایی جز الله نیست ، محمّد فرستاده ی خداست، او را با جانشینش تأیید و یاری کردیم. به جبرئیل گفتم: جانشین من کیست؟ گفت: علی بن ابی طالب۷٫ و چون به سدرة المنتهی رسیدم روی آن نوشته شده بود: « إنی أنا الله لا اله الا أنا وحدی، محمّد صفوتی من خلقی أیدته بوزیره و نصرته بوزیره »؛ – من الله هستم، هیچ خدایی جز من نیست، محمّد بهترین برگزیده ی من از خلقم است، او را با جانشینش تأیید و یاری کردم-. به جبرئیل گفتم: جانشین من چه کسی است؟ گفت : علی بن ابی طالب۸٫ و چون از سدرة المنتهی بالا رفتم به عرش الهی رسیدم و دیدم که بر روی آن نوشته شده است: « إنّی أنا الله لا اله الا أنا وحدی، محمد صفوتی من خلقی أیدته بوزیره و نصرته بوزیره »؛ – همانا من خدایم ، هیچ خدایی جز من نیست ، محمّد دوست من است ، او را با جانشینش تأیید و یاری کردم -.۶۸
امیرمؤمنان۷ میان دو خلیل
رسول خدا۶ فرموده است :  
خدای تعالی مرا خلیل خود ساخت همانطور که ابراهیم۷را خلیل خود قرار داده بود، برای همین قصر من در بهشت روبروی قصر حضرت ابراهیم۷ قرار دارد و قصر علی ۷هم در میان قصر من و قصر حضرت ابراهیم۷بر پا شده است. اینک خوشا به حال محبوبی که در میان دو خلیل است .۶۹
« متقی» گفته است که « حاکم» این حدیث را در « تاریخ بیهقی» در فضایل صحابه نقل کرده است .۷۰  

قصرهای زیبا با پرده های مخصوص
فاطمه ی زهرا۳، دختر گرامی پیامبر اکرم۶در ضمن روایتی می فرمایند: از پدرم رسول خدا۶ شنیدم که می فرمود: شبی که به آسمانها برده شدم وارد بهشت شدم و در آنجا قصری دیدم که از درّ سفید پوشانده شده بود و دری داشت که به درّ و یاقوت زینت داده شده بود که پرده ای هم بر روی این در نصب شده بود. پس سرم را بلند کرده و دیدم که بر روی در چنین نوشته است: « لا إله إلا الله محمّد رسول الله علی ولی الله »؛ (هیچ خدایی جز الله نیست ،
محمّد۶فرستاده ی خداست، علی۷دوست صمیمی خداست.) و بر روی پرده ی آن هم نوشته شده بود: «بخّ بخّ من مثل شیعة علی۷؛ خوشا به حال مثل شیعه ی حضرت علی۷»؛ پس وارد قصر شدم و قصری دیگر که از عقیق قرمز پوشانده شده بود و دری از نقره داشت که با زبرجد سبز زینت کاری شده بود، که پرده ای هم روی این در نصب شده بود. و سرم را بلند کرده دیدم بر روی در نوشته است: « محمّد رسول الله ، علی وصی المصطفی»؛ (محمّد فرستاده ی خداست و علی۷جانشین پیامبر۶٫) و بر روی پرده ی آن نوشته شده بود: « بشِّر شیعة علی۷ بطیب المولد ؛ بشارت دهید شیعه ی علی۷را به پاکی نسل »؛ پس وارد قصر شدم و در مقابل خود قصری دیگر دیدم که از زمرد سبز بود که زیباتر از آن را هرگز ندیده بودم و این قصر، دری از یاقوت قرمز داشت که با لؤلؤ زینت داده شده بود و بر روی آن هم پرده ای نصب شده بود. پس سرم را بلند کرده ، دیدم که بر روی در نوشته است : « شیعة علی هم الفائزون ؛ فقط شیعیان حضرت علی۷رستگارند.» پس به جبرئیل گفتم: دوست من ، جبرئیل ، این قصرها از آن کیست؟ جبرئیل گفت: ای محمّد! این قصرها برای پسر عمو و وصی تو علی بن ابی طالب۷می باشد. مردم روز قیامت محشور می شوند در حالی که پا برهنه و عریان هستند، مگر شیعه ی حضرت علی۷؛
و در روز قیامت همه ی مردم به اسمهای مادرانشان خوانده می شوند، بجز شیعه ی حضرت علی۷ که اینها به اسم پدرانشان خوانده می شوند. پس گفتم: دوست من، جبرئیل، علّت آن چیست؟ جبرئیل فرمود: چون شیعیان، حضرت علی۷را دوست می دارند، پس طینت و نسل آنها پاک است .۷۱

توصیفی از قصرهای زیبای شیعیان مولی الموحدین علی۷
در روایتی دارد که حضرت علی۷می فرمایند : رسول خدا۶به من فرمودند :
شبی که به آسمانها برده شدم قصرهایی از یاقوت قرمز و زبرجد سبز و درّ و مرجان و عقیق دیدم که مواد و مصالح این قصرها از مشک خوشبو و خاکش از زعفران بود. درختانی از میوه و خرما و انار و حورالعین و زنهایی در غایت زیبایی و نهرهایی از شیر و نهرهایی از عسل که بر روی گوهر و درّ جاری بود، در این قصرها بود. در کنار این نهرها خانه های گنبدی شکل و غرفه ها، خیمه ها وخادمان و غلامان و فرش هایی از استبرق (ابریشم ضخیم براق) و سندس (ابریشم نازک) و حریر بود که پرندگان زیادی هم در آنجا بودند.پس گفتم: دوست من، جبرئیل، این قصرها از آن کیست و شأن آنها چگونه است؟جبرئیل گفت: این قصرها و همه ی آنچه در آن وجود دارد و دیدی و بیشتر از آن را خداوند عزّوجل برای شیعیان برادر و جانشین تو علی بن ابی طالب۷آماده کرده است. ای محمّد! این شیعیان را در آخرالزمان به رافضی می خوانند، در حالی که آنها چیزی دیگر را اراده می کنند، چون آنها از باطل دوری و به حق تمسّک می جویند و این شیعیان پوشش بزرگ هستند (که روی تمام بدیها و خدایان دیگر۷۲را می پوشانند و باعث می شوند مردم نور محض و حقیقت را ببینند)؛ (ای محمّد!) و این قصرها همچنین برای شیعیان فرزندانت حسن و حسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و حسن بن علی و شیعیان فرزندنت محمّد که مهدی نام دارد، می باشد. ای محمّد! ایشان ائمّه ی بعد از تو می باشند که علمهای هدایت و چراغ نورانی راه الهی می باشند. تمام شیعیان و محبین فرزندانت، شیعه ی به حق هستند و اینانند دوستان رسول و آنها کسانی هستند که از باطل دوری و اجتناب می کنند و قاصد حق هستند و حق را تبعیت می کنند. فرزندان تو را در زمان حیاتشان دوست می دارند و بعد وفاتشان به زیارت آنها می روند. آنها یاری کنندگان فرزندان تو هستند و ایشان را با جان و دل دوست می دارند. رحمت خداوند بر ایشان که خداوند بخشنده و مهربان است .۷۳   
امام المتقین و نامه اعمال
امام محمّد باقر۷می فرمایند :
هنگامی که رسول خدا۶به انتهای آسمان هفتم رسیدند و منتهی به سدرة المنتهی شدند، از آنجا به سیر خود ادامه داده و به مقام قرب قاب قوسین أو أدنی۷۴ رسیدند و در آنجا کتاب اصحاب یمین و کتاب اصحاب شمال به پیامبر اکرم۶داده شد. پس پیامبر اکرم۶کتاب اصحاب یمین را بر دست راست خود گذاشتند و آن را گشودند و در آن تمامی اسامی اهل بهشت را، با نام پدران و قبیله شان مشاهده کردند. آنگاه کتاب اصحاب شمال را باز کرده و تمامی اسامی اهل جهنّم را با نام پدران و قبیله شان مشاهده کردند. پس آنگاه که از معراج بازگشتند آن دو صحیفه را همراه خود آورده و به علی بن ابی طالب۷ تقدیم کردند .۷۵

امام الثّقلین۷در هفت جایگاه با پیامبر۶شاهد است
ابی برده ی سلمی می گوید : از رسول خدا۶شنیدم که اینچنین حضرت علی۷را مخاطب قرار می داد: یا علی ؛ خداوند متعال در هفت مورد تو را با من شاهد قرار داد :
شبی که به معراج رفتم جبرئیل به من گفت: برادرت کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم. جبرئیل گفت: خداوند را بخوان پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود. در این هنگام دسته ای از ملائکه را دیدم که به صف ایستاده اند! گفتم: ای جبرئیل! اینان کیستند که به صف ایستاده اند؟ گفت: اینان کسانی هستند که روز قیامت به خاطر وجود تو خداوند را مباهات می کنند.پس نزدیک آنان شدم و از آنچه بوده و تا روز قیامت خواهد شد با آنان حرف زدم (در حالی که مثال تو همراه من بود.) وقتی برای دومین مرتبه به معراج رفتم، جبرئیل نیز باز به من گفت: برادرت کجاست؟ و من هم گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم.جبرئیل گفت: خداوند را بخوان، پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود. تا اینکه حقیقت آسمانها برایم مکشوف شد و من در هفت آسمان ساکنین آن، خانه ها و موضع هر ملکی را در جایگاه خودش دیدم. (در حالی که مثال تو همراه من بود و همه چیز را می دید.) هنگامی که بر اجّنه مبعوث شدم، جبرئیل به من گفت: علی۷ کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم.جبرئیل گفت : خداوند را بخوان پس من خدا را خواندم در حالی که تو همراه من بودی و من هیچ کلامی با خدا نگفتم و هیچ جوابی نشنیدم، مگر اینکه تو آن را شنیدی.
خداوند من و تو را به شب قدر اختصاص داده و غیر از من و تو کسی دیگر چنین نیست. من خداوند را در مورد تو خواندم و هر آنچه خداوند به من عطا کرده است به تو نیز عطا کرده است، مگر نبوت را. چون شب معراج به آسمانها رفتم خداوند تمام پیامبران را جمع کرد و من بر آنها اقامه ی نماز کردم  در حالی که مثال تو پشت سر من بود. (و با من نماز می خواند) .
هلاکت تمام حزب ها و گروهها بدست ماست .۷۶

ولایت امیرالمؤمنین۷اساس بعثت انبیاء:
سفیان ثوری از امام صادق۷ نقل می کند که حضرت فرمودند :
پیامبر اکرم۶ فرمودند: چون خداوند تبارک و تعالی مرا به سوی آسمان ها برد، و از آسمانی به آسمان دیگر می رفتم و به ملائکه ی مقرّب الهی رسیدم و از جایگاهی عبور کردم که جبرئیل نیز بدانجا نرسیده بود، خداوند وحی کرد به من آنچه قرار بود وحی کند. پس حمله ی عرش الهی به من گفتند: ای محمّد! برای چه مبعوث شدی؟ گفتم: به ولایت خودم و ولایت برادرم علی بن ابی طالب .۷۷
پیامبر اکرم۶فرمود :
برای علی‌۷ دو نور است: یکی در آسمان و یکی در زمین؛ هر که به یکی از آن دو متمسک شود داخل بهشت خواهد شد و هرکه به خطا رود داخل آتش می‌شود. خداوند هیچ ولیی را مبعوث نکرده؛ مگر اینکه او را به ولایت علی فراخوانده؛ چه خوش داشته باشد یا نداشته باشد .۷۸
و همچنین ذیل آیه ۴۵، سوره ی مبارکه ی زخرف :
ﱫ ﯞ  ﯟ  ﯠ  ﯡ  ﯢ  ﯣ  ﯤ ﱪ
ای پیامبر! سؤال کن از پیامبرانی که قبل از تو بودند که برای چه چیز مبعوث شدند.
آمده است که  شب معراج خداوند متعال تمام پیامبران را جمع کرد و به پیامبر اکرم۶فرمود:
ای محمّد! از اینان سؤال کن برای چه شما به پیامبری مبعوث شدید ؟ پس تمام پیامبران گفتند :
مبعوث شده ایم که شهادت دهیم هیچ خدایی جز الله نیست و اینکه اقرار کنیم بر نبوت تو و ولایت حضرت علی۷٫ ۷۹

حضرت امیر۷نور است برای هر کس که خداوند را اطاعت کند
اسماعیل جعفی می گوید: در مسجد الحرام نشسته بودم و امام محمّد باقر۷هم در گوشه ای نشسته بودند. در این حین امام محمّد  باقر۷سرشان را بلند کرده و یک بار به آسمان و بار دیگر به کعبه نگاه کردند و سه مرتبه فرمود : ﱫ ﭑ  ﭒ  ﭓ  ﭔ  ﭕ  ﭖ  ﭗ  ﭘ     ﭙ     ﭚ  ﭛ ﱪ ؛
 بعد از آن به من نگاه کردند و فرمودند: ای عراقی ! اهل عراق در مورد این آیه چه می گویند ؟
گفتم: می گویند پیامبر اکرم۶از مسجد الحرام به سوی بیت المقدس سیر داده شدند .
امام۷فرمودند : این طور نیست که آنها می گویند بلکه از اینجا به آنجا سیر داده شدند و با دست مبارکشان به سوی آسمانها اشاره کردند و فرمودند: ما بین اینجا (مسجد الحرام) و آسمان، حرم است.
بعد از آن امام۷فرمودند :
چون پیامبر۶به سدرة المنتهی رسیدند جبرئیل باز ایستاد و دیگر جلو نیامد، پس پیامبر۶ به او فرمود: ای جبرئیل! آیا در مثل چنین جایگاهی مرا رها می کنی؟ جبرئیل هم به پیامبر۶ گفت: پیش برو؛ به خدا قسم به جایی رسیدی که هیچ خلقی از مخلوقات خدا به آن نرسیده است. پس پیامبر۶رفتند و به جایی رسیدند که خداوند را با دیده ی قلب خود مشاهده کردند و بین او و خداوند متعال یک سبحه بیشتر نبود .
اسماعیل جعفی می گوید ، به امام باقر۷ گفتم : فدایتان شوم ، سبحه چیست؟
پس امام۷ با اشاره، صورتشان را به طرف آسمان و با دست مبارکشان به زمین اشاره کردند و سه مرتبه فرمودند: جلال ربی، جلال ربی.
بعد از آن امام باقر۷فرمودند:
خداوند به پیامبر عرضه داشت: ای محمّد! در ملأ أعلی و عالم بالا درباره ی چه چیزی گفتگو می کردند؟ پیامبر۶فرمودند: پروردگارا! پاک و منزّهی، من هیچ ندارم ، مگر آنچه یادم داده اید. پس در این هنگام دستی بر سینه ی پیامبر۶ گذاشته شد که آن چنان خنکی وجود پیامبر۶ را فرا گرفت و دوباره سؤال شد: ای محمّد! در عالم بالا گفتگو درباره ی چه بود؟
پیامبر۶هم فرمودند: پروردگارا! اختلاف آنها در درجات و کفّارات و حسنات بود. پس ندا شد: ای محمّد! نبوت تو دیگر رو به اتمام و عمرت به پایان رسیده است، چه کسی را وصی و جانشین خود قرار داده ای؟
پیامبر۶ هم عرضه داشتند: پروردگارا! من بندگانت را مورد آزمایش قرار دادم و هیچ کس را مطیع تر از حضرت علی۷نیافتم. پس ندا رسید که: دوستم ای محمّد! دیگر چه؟ پیامبر۶ هم فرمودند: پروردگارا! در میان بندگانت هیچ کس را ندیدم بیشتر از علی بن ابی طالب۸مرا دوست داشته باشد .
پس خداوند متعال فرمود:
یا محمّد؛ فبشّره بأنه رایة الهدی و إمام أولیائی و نور لمن أطاعنی و الکلمة الباقیة التی ألزمتها المتقین. من أحبه أحبنی و من أبغضه أبغضنی مع ما أنی أخصه بما لم أخص به أحداً.
ای محمّد! علی۷ را بشارت ده که اوست نشانه ی هدایت و پیشوای دوستان من است و او نوری می شود برای هرکس که مرا اطاعت کند و اوست کلمه ای که متقین را بدان ملزم کرده ام. (ای محمّد!) هرکس او را دوست بدارد ، مرا دوست داشته است و هرکس بغض او را داشته باشد ، بغض مرا دارد. او را به فضایل و کراماتی اختصاص داده ام که احدی را چنین نکرده ام .۸۰

ازدواج در آسمان
در بخشی از زیارت حضرت آمده:
اَلسَّلامُ عَلَی الْمَوْلُودِ فِی الْکَعْبَةِ الْمُزَوَّجِ فِی السَّمآءِ .۸۱
سلام بر آن آقایی که در کعبه متولد شده و در آسمان عقد ازدواجش منعقد شده است.
در حدیثی زیبا امام موسی بن جعفر۸از اجداد طاهرینشان از قول جابر بن عبدالله انصاری نقل می کنند که جابر فرمود : هنگامی که رسول خدا۶فاطمه۳را به همسری علی۷درآورد جمعی از اهل قریش پیش پیغمبر۶ آمده و گفتند : دخترت فاطمه۳را به مهری اندک همسر علی۷نمودی . پیامبر۶فرمودند :
من او را به ازدواج علی۷درنیاوردم بلکه خداوند عزوجل در شب معراج کنار سدرة المنتهی علی۷را زوج فاطمه۳قرار داد. آنگاه خداوند به درخت سدرة المنتهی وحی کرد که به میمنت این ازدواج مبارک بر اهل بهشت هرآنچه دارد نثار کند. پس درخت سدرة المنتهی هم درّ و گوهرهای زینتی و مرجان خود را بر سر حورالعین های بهشت نثار کرد. پس آن حورالعین ها این گوهرهای زیبا را برداشته و به یکدیگر هدیه می دادند و بدان افتخار می کردند و می گفتند: اینها از هدایای خداوند به فاطمه ، دختر گرامی پیامبر است. پس چون شب زفاف حضرت علی۷و حضرت فاطمه ی
زهرا۳شد پیامبر۶استری (قاطری) سفید که لکه های سیاهی هم در بدن داشت، آوردند و دسته گلی به فاطمه۳تقدیم کردند و فرمودند : دخترم ، فاطمه ، سوار شو. و حضرت سلمان را امر کردند که افسار استر را بگیرد و پیامبر۶استر را حرکت دادند. هنوز چند قدمی حرکت نکرده بودند که صدای همهمه ای به گوش پیامبر۶رسید که پیامبر۶نگاه کرده و دیدند جبرئیل با هفتاد هزار ملک و میکائیل با هفتاد هزار ملک به زمین آمده اند .
پیامبر۶به آنها فرمودند: روی زمین از برای چه آمده اید؟ گفتند: برای عروسی حضرت علی۷و فاطمه۳آمده ایم. پس در این هنگام جبرئیل تکبیر گفت و میکائیل هم بعد از او تکبیر گفت و به تبع آن دو، ملائکه هم تکبیر گفتند، بعد از آنها پیامبر۶ هم تکبیر گفتند. و تکبیر گفتن در عروسی از این شب آغاز شد. (صلوات الله علیهم اجمعین) . ۸۲

هدیه ی بزرگ الهی در سیب مخصوص
سلمان محمّدی می گوید : بر فاطمه۳وارد شدم در حالی که حسن و حسین در پیش او مشغول بازی بودند که من از دیدن این صحنه بسیار شادمان و خوشحال شدم. مدتی نگذشت که رسول خدا۶آمدند؛ من به پیامبر عرضه داشتم که: یا رسول الله ؛ مرا آگاهی دهید از اهل بیت خود تا دوستی و محبّت من نسبت به آنان بیشتر شود . پس پیامبر۶فرمودند :
ای سلمان ! شبی که به سوی آسمانها برده شدم همراه با جبرئیل در بهشت الهی بودیم و در قصرها و بستانهای بهشت دور می زدیم که رایحه ای خوشبو به مشامم رسید که مرا به تعجّب واداشت. (از بس عطر خوشبویی داشت.) پس گفتم: ای دوست من، جبرئیل! این بوی چیست که بر تمام عطرهای بهشت غلبه پیدا کرده است؟ جبرئیل گفت: ای محمّد! این عطر سیبی است که خداوند تبارک و تعالی سیصد هزار سال پیش آن را خلق کرده که نمی دانم خداوند متعال چه منظوری از آفریدن آن داشته است. پیامبر۶در ادامه فرمودند: در فکر این سیب بودم که گروهی از ملائکه را دیدم که آن سیب را همراه خود آورده و گفتند: ای محمّد! پروردگارت سلام می رساند و این سیب را به شما هدیه می دهد. پس من آن سیب را گرفته و زیر بالهای جبرئیل قرار دادم و چون به زمین بازگشتم این سیب را خوردم که خداوند متعال آب این سیب را در پشتم جمع کرد و من چون با خدیجه همبستر شدم او به فاطمه۳باردار شد. پس خداوند عزّوجل به من وحی فرمود که :
قد ولد لک حوراء إنسیة فزوج النّور من النور، النّور فاطمة من نور علی، فإنی قد زوّجتها فی السماء و جعلت خمس الأرض مهرها؛  فرزندی برای تو متولّد خواهد شد که حوراء انسیه است ،
ازدواج نور را به نور قرار بده که نور فاطمه۳از نور علی۷است. و من (خداوند متعال) آنها را در آسمان زوج یکدیگر قرار دادم و یک پنجم زمین را مهر فاطمه معین کردم و از این دو نور ذریه ای پاک خارج خواهم کرد که چراغ اهل بهشتند و نامشان حسن و حسین۸است. و از صلب حسین، امامانی متولد می شوند که آنها را به شهادت می رسانند، پس وای به قاتلین آنها (و عذاب دردناکشان) .۸۳
اهداء اسماء الهی
امام صادق۷از اجداد طاهرینشان از قول پیامبر اکرم۶نقل می کنند که پیامبر۶فرمودند:
شبی که به آسمانها برده شدم و به سدرة المنتهی رسیدم، جبرئیل به من گفت: ای محمّد! پیش برو. پس من یک قدم جلو رفتم که ناگهان نوری درخشنده و زیبا مشاهده کردم که با دیدن آن از عظمت الهی به سجده افتادم. پس خداوند به من فرمود: ای محمّد! چه کسی را خلیفه و جانشین خود در روی زمین قرار داده ای؟
گفتم: پروردگارا! عادل ترین و صادق ترین و نیکوترین آنها، علی بن ابی طالب۷، را وصی و وارث و جانشین خود قرار دادم. پس خداوند متعال به من فرمود: سلام مرا به علی۷ برسان و بگو که خشم و غضبت، عزت و بزرگی و رضایت و خشنودی ات حکم من می باشد.
یا محمّد؛ إنّی أنا الله لا إله إلا أنا العلی الأعلی وهبت لأخیک اسماً من أسمائی فسمیته علیاً و أنا العلی الأعلی.
ای محمّد! منم خدایی که هیچ خدایی جز من نیست، من بزرگ و بلند مرتبه هستم؛ به برادرت اسمی از اسامی خود بخشیدم و او را علی نامیدم در حالی که خود علی أعلی هستم.
یا محمّد ؛ إنّی أنا الله لا إله إلا أنا فاطر السماوات و الأرض وهبت لابنتک اسماً من أسمائی فسمیتها فاطمة و أنا فاطر کل شی ء.
ای محمّد! من همان خدایی هستم که خدایی جز من نیست و آفریننده ی آسمان و زمین هستم؛ به دخترت اسمی از اسمای خود اهدا کردم و او را فاطمه نامگذاری کردم در حالی که خود آفریننده ی همه ی اشیاء می باشم. (فاطر کل شیء).
یا محمّد ؛ إنّی أنا الله لا إله إلا أنا الحسن البلاء وهبت لسبطیک اسمین من أسمائی فسمیتهما الحسن و الحسین و أنا الحسن البلاء.
ای محمّد! منم خدایی که هیچ خدایی جز من نیست، من حُسن البلاء هستم و به دو فرزندت (حسن و حسین) اسمی از اسمای خود اهدا کردم. پس آن دو را حسن و حسین نامیدم درحالی که خود حسن البلاء هستم.
بعد امام صادق ۷ فرمودند: چون پیامبر اکرم۶این حدیث را برای قریش بیان کردند، آنها در پاسخ گفتند: خداوند به محمّد هیچ وحی نکرده است و او اینها را از روی هوای نفس خود می گوید؛ پس خداوند تبارک و تعالی برای رد حرف آنها سوره ی مبارکه ی نجم را نازل کرد .۸۴
حبّ حضرت امیر۷مانع خلق آتش
پیامبر اکرم۶فرمودند :
شبی که به آسمانها برده شدم، در هر آسمانی ملائکه را ملاقات کردم که مرا بشارت می دادند تا اینکه جبرئیل را در محفلی از ملائکه ملاقات کردم و او فرمود:
لو اجتمع امتک علی حب علی بن أبی طالب ما خلق الله النار.
ای محمّد ! اگر امّت تو بر محبّت حضرت علی۷اجتماع می کردند، خداوند آتش را خلق نمی کرد .۸۵
حضرت رسول۶فرمودند :
علی از من است و من از علی، هر کس علی را یاری کند مرا یاری کرده و حب علی نعمت بزرگی است و تبعیت و پیروی او فضیلت. بر زمین راه نرفت کسی جزء علی که بعد از من با کرامت‌ترین افراد باشد. و خداوند بر او لباس فضل و فهم و ادراک را نازل کرد و به واسطه ی علی۷مجالس و محافل را زینت بخشید و دین را به واسطه‌ی او عزیز کرده و شهرها را به واسطه‌ی او سرسبز و خرم کرده و خوبان به واسطه‌ی او عزّت یافتند.۸۶

شمشیری از نور شبیه ذوالفقار
امام حسین۷ فرمودند : از جدّ بزرگوارم رسول اکرم۶شنیدم که می فرمود :
شبی که خداوند متعال مرا به معراج برد، در دل عرش الهی ملکی را دیدم که در دستش شمشیری از نور بود و آن را حرکت می داد همان گونه که حضرت علی۷ذوالفقار را حرکت می داد و ملائکه هر وقت مشتاق صورت حضرت علی۷می شدند به صورت این ملک نگاه می کردند . به خداوند عرض کردم: پروردگارا! این ملک برادر و پسر عمویم علی بن ابی طالب۷ است؟ خداوند فرمود:
ای محمّد! این ملک را به صورت علی۷خلق کردم تا در دل عرش مرا عبادت کند و ثواب تقدیس و تسبیح این ملک را تا روز قیامت برای علی۷می نویسم .۸۷

برترین اعمال دوستی امیرالمومنین۷
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ۶:
إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ سَیِّدُ الْأَعْمَالِ.    
دوستی علی بهترین عمل و سرور همه‌ی اعمال است .۸۸
پیغمبر۶ اشاره به علی۷ نموده و فرمودند :
هُوَ هَذَا الَّذِی أَحْصَی اللَّهُ فِیهِ عِلْم کُلَّ شَیْ‌ءٍ، و أَنَّ السَّعِیدَ کُلَّ السَّعِیدِ حَقَّ السَّعِیدِ مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً ۷ فِی حَیَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ إِنَّ الشَّقِیَّ کُلَّ الشَّقِیِّ حَقَّ الشَّقِیِّ مَنْ أَبْغَضَ عَلِیّاً فِی حَیَاتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِه .
او امام مبین است که خدا علم هر چیز را در او فراهم آورده است و همانا خوشبخت و سعادتمند به تمام معنا کسی است که علی۷را در دوران زندگی و پس از مرگ دوست داشته باشد ، گمراه و بدبخت به تمام معنا کسی است که با علی۷در دوران زندگی و پس از مرگ خود دشمنی کند .۸۹
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ۶:
أَلَا وَ مَنْ أَحَبَّ عَلِیّاً یُهَوِّنُ اللَّهُ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ وَ یَجَعَلُ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ.
آگاه باشید هر کس علی۷را دوست داشته باشد خدا جان کندن را بر او در هنگام مرگ آسان می‌گرداند و قبر او را باغی از باغهای بهشت قرار می‌دهد.۹۰  

شیعه و دوستدار امیرالمؤمنین۷ در این دنیا در بهشت است.
در محضر امام صادق۷ شخصی عرض نمود : خدایا بهشت خود را نصیب ما بفرما! حضرت فرمودند:
شما شیعیان در همین دنیا هم در بهشت هستید، از خداوند بخواهید که از بهشت خارجتان نسازد. عرض شد: فدایتان شوم چگونه در بهشت هستیم در حالی که در دنیا هستیم؟ حضرت فرمودند: آیا شما اقرار به امامت ما ندارید؟ عرض شد چرا و فرمودند: همین بهشت شماست و آن کسی که اقرار به امامت ما داشته باشد در بهشت است ، از خداوند بخواهید که ولایت ما را از شما نگیرد .۹۱

خوشا به حال شیعیان امیرالمؤمنین۷
عمرو بن ابی المقدام از امام صادق۷روایت کرده که حضرت فرمودند :
آگاه باشید که هر چیزی را گوهری است و گوهر فرزندان آدم۷حضرت محمّد۶ است و پس از آن حضرت، ما ائمّه طاهرین و شیعیانمان هستیم. خوشا بر شیعیان ما که چه نزدیکند به عرش خدای عزّوجل و چه نیکو است رفتار خدای عزّوجل نسبت به آنان در روز قیامت. به خدا سوگند! اگر بر مردم بزرگ و گران نمی‌آمد و شیعیان را خودبینی فرا نمی‌گرفت فرشتگان رو در رو به آنها سلام می‌کردند. به خدا سوگند! هیچ بنده‌ای از شیعیان ما نیست که قرآن را ایستاده در حال نماز بخواند جز آن که در برابر هر حرفی از آن صد حسنه به او دهند و اگر نشسته بخواند به هر حرفی پنجاه حسنه به او دهند و شخص خموش از شیعیان ما ثواب قرآن‌خوان مخالفین را دارد، شما به خدا قسم در بسترهای خود خفته‌اید و مزد مجاهدان را دارید و در نماز هستید و ثواب صف بستگان در راه خدا را دارید، شمایید به خدا سوگند آن کسانی که خدای عزّوجل درباره‌شان فرموده: ﱫ ﯟ  ﯠ  ﯡ  ﯢ  ﯣ  ﯤ  ﯥ  ﯦ  ﯧ   ﯨ     ﱪ   .۹۲
کینه‌ای که در سینه‌شان بوده کنده‌ایم و برادرانه بر تختها روبروی هم هستند.
به راستی که شیعیان ما چهار چشم دارند، دو چشم در سر، دو چشم در دل، آگاه باشید که همه این طورند ولی خدای عزّوجل چشمهای شما را بینا کرده به ولایت ما و چشمهای مخالفین ما را به ولایت کور کرده است .۹۳

زیارت شیعیان محبوب ائمّه اطهار:
امام صادق۷ فرمودند :
به خدا قسم من دوست می‌دارم بوی شما شیعیان جدّم علی۷ و روح شما و دیدن و زیارت نمودن شما را و من بر دین خدا و ملائکه خدا هستم. پس شما شیعیان کمک کنید ما را به وسیله ورع و پاکدامنی و من در مدینه مثل یک تارِ مو این طرف و آن طرف نگاه می‌کنم تا یکی از شما را ببینم و دلم آرام بگیرد .۹۴

اجر و ثواب شیعیان امیرالمؤمنین۷ در تحمّل سختی‌ها
مُحَمَّد بن أَبِی عُمَارَةَ کُوفِی می‌گوید : از امام صادق۷ شنیدم که فرمودند :
هر کس در راه ما به خاطر خونی که از ما ریخته شده ، یا حقّی که از ما تاراج رفته، یا پرده‌ی آبرو و حیثیّتی که از ما اهل بیت: یا یکی از شیعیان ما دریده گشته قطره‌ی اشکی بریزد ، بدین سبب خداوند متعال او را یک حُقُب (که هشتاد سال است) در بهشت جای دهد .۹۵

دوستی حضرت علی۷در قلب محبّین ثابت‌تر از کوه احد
… امیرالمؤمنین۷ رو به اصحابش کرد و فرمود: ای صحابه ، به خدا قسم به هیچ کاری اقدام نکردم مگر آنچه پیامبر۶ درباره‌ی آن با من عهد و پیمان کرده بود. خوشا به حال کسی که محبت ما اهل بیت در قلب او رسوخ داشته باشد، ایمان در قلب چنین کسی ثابت تر از کوه احد در مکانش خواهد بود و هر کس که دوستی ما در قلب او جای نگیرد ایمان در قلب او مانند ذوب شدن نمک در آب است .۹۶
پرهیزگاران دوستداران حقیقی امام المتقین۷

قال ابوجَعْفَرٍ۷: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ۶قال: لَا یَثْبُتُ عَلَی وَلَایَةِ عَلِیٍّ ۷ إِلَّا الْمُتَّقُون. ۹۷
جز پرهیزگاران کسی بر ولایت علی۷ ثابت نمی‌ماند.

عنوان صحیفه مؤمن دوستی حضرت علی۷

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ۶: عُنْوَانُ صَحِیفَةِ الْمُؤْمِنِ حُبُّ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِب.۹۸
حضرت رسول۶فرمودند: عنوان صحیفه مؤمن دوستی علی۷است .

خلقت شیعیان از شیرینی
احمد بن هارون بن موفق المَدِینِی از پدرش نقل کرده که گفت :

روزی امام کاظم۷دنبال من فرستادند پس در محضر حضرتش طعام خوردم و این در حالی بود که سر سفره حضرت شیرینی زیادی قرار داشت پس عرض کردم چقدر این شیرینی‌ها زیاد است، پس امام۷در جواب فرمودند: همانا ما و شیعیانمان از شیرینی آفریده شده‌ایم پس ما شیرینی را دوست داریم .۹۹

نوشته‌ای در زیر عرش مخصوص شیعیان حضرت امیرالمؤمنین۷  

ابوسعید مدائنی گفت : به امام صادق۷ عرض کردم : معنی این سخن خداوند عزّوجل در قرآن چیست؟ « و تو نبودی آن زمانی که ما در طور ندا کردیم» امام۷فرمودند :
نوشته‌ای است که خداوند دو هزار سال قبل از آفرینش مخلوقات آن را برای ما بر روی ورقی نوشت و آن را با خود در عرض یا در زیر عرشش قرار داد و در آن مکتوب آمده است: ای شیعیان آل محمّد، من به شما عطا کردم قبل از آنکه درخواست کنید و قبل از آنکه استغفار کنید. شما را آمرزیدم و هرکه با ولایت آل محمّد۶ نزد من بیاید او را با رحمت خود در بهشت ساکن می‌کنم .۱۰۰

ثواب طعام دادن به دوستداران امیر۷
عَمْرو بن ابی مِقْدَامِ از قول پدرش از قول امام باقر۷ نقل کند که فرمودند :

اگر مردی از شیعیانم را طعام دهم نزد من از اطعام افقی از مردم محبوبتر است. راوی می‌گوید پرسیدم : افق چه تعدادی از مردم است؟ فرمودند: یکصد هزار نفر .۱۰۱
دوستان امیرالمؤمنین۷ به اصل و ریشه چنگ زدند  

حضرت ابی عبدالله۷می فرمودند :
هیچ کس به اندازه شما نزد من محبوب نیست ، زیرا مردم راه های مختلفی را در پیش گرفتند ، بعضی از آنها طبق هوای نفسش رفته  و بعضی از آنها به رأی خود عمل کرده ، ولی شما امری را در پیش گرفتید که دارای اصل و اساس است .۱۰۲

شیعیان حضرت امیر۷ متعلّمین هستند

امام صادق۷فرمودند :
در میان مردم دو دسته مرد وجود دارد: عالم و متعلّم و سایر مردم خار و خاشاک هستند. پس ما عالمان هستیم و شیعیان و دوستان ما اهل آموختن علم (متعلّم) و بقیه‌ی مردم خار و خاشاک هستند .۱۰۳

محبین امیرالمؤمنین۷ اهل تحیّة الله

ابی حمزه گوید شنیدم امام صادق۷می‌فرمودند :
شما (محبّین) اهل تَحیَّت خدا و رحمت او هستید و از اکرام شدگان حقّید و اهل توفیق و در پناه پروردگارید و اهل دعوت خدا و بندگی او می‌باشید حساب و ترس و اندوهی بر شما نیست .۱۰۴

استغفار ملائکه‌های الهی برای محبین امیرالمومنین۷

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ۶: خَلَقَ اللَّهُ مِنْ نُورِ وَجْهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ۷سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ لِمُحِبِّیهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَة .۱۰۵
رسول خدا۶فرمودند: خداوند از نور چهره‌ی علی بن ابیطالب۷ هفتاد هزار ملک بیافریده که تا روز قیامت برای او و محبین او استغفار کنند .

سبیل الله، شیعه است

عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ سَأَلْتُ الْعَسْکَرِیَّ۷بِالْمَدِینَةِ عَنْ رَجُلٍ أَوْصَی بِمَالٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَقَالَ سَبِیلُ اللَّهِ شِیعَتُنَا.۱۰۶
حسن بن راشد گوید: در مدینه از امام عسکری۷در مورد مردی که وصیت کرده بود مالی را در راه خدا (سبیل الله) خرج کنند سؤال کردم که سبیل الله چه راهی است؟ امام فرمودند: سبیل الله شیعیان ما هستند .
کیفیت خانه‌های بهشتی شیعیان
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ۷:  إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ لَیَنْظُرُونَ إِلَی مَنَازِلِ شِیعَتِنَا کَمَا یَنْظُرُ الْإِنْسَانُ إِلَی الْکَوَاکِبِ فِی السَّمَاءِ.۱۰۷
امیرالمؤمنین۷فرمودند: همانا اهل بهشت به منازل شیعیان ما نگاه می‌کنند همانگونه انسان به ستارگان آسمان نگاه می‌کند .

ولایت حضرت امیر۷شرط قبولی اعمال؛ چهارده نور مقدّس:در حال نماز
ابی سلمی ، چوپان پیامبر اکرم۶، می گوید : از رسول خدا۶شنیدم که می فرمود :
شبی که به معراج برده شدم خداوند جل ثنائه به من فرمود :
آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَیهِ مِنْ رَبِّهِ؛ – ایمان آورد رسول به آنچه از طرف پروردگارش به سوی او نازل شد -. من هم گفتم: وَ الْمُؤْمِنُونَ؛ (ایمان آوردیم). خداوند فرمود: راست گفتی ای محمد؛ چه کسی را برای امتت جانشین خود قرار داده ای؟ گفتم: بهترین از امتم را. خداوند فرمود: علی بن بیطالب۷ را. گفتم: بله. خداوند فرمود: ای محمّد! من اطلاعی دقیق از زمین و احوال آن دارم، پس تو را از روی آن اختیار کردم و اسمی از اسامی خودم را برای تو جدا کردم و به خاطر همین در هیچ جایی مرا یاد نمی کنند ، مگر اینکه ذکر تو هم با من خواهد بود؛ من محمود هستم و تو هم محمّد. و علی۷ را هم انتخاب کرده و برای او هم اسمی از اسامی خود جدا کردم؛ من أعلی هستم و او هم علی. ای محمّد! من تو را و علی و فاطمه و حسن و حسین: را از نور خود خلق کردم  و ولایت شما را بر اهل آسمان و زمین عرضه کردم. پس هر کس ولایت شما را قبول کند نزد من از مؤمنین خواهد بود و هر کس منکر ولایت شما شود نزد من از کافرین خواهد بود. ای محمّد! اگر بنده ای از بندگانم، مرا آن چنان عبادت کند که همچون مُشک پوسیده گردد پس نزد من آید در حالی که ولایت شما را نداشته باشد او را وارد بهشت نخواهم کرد.  بعد از این خداوند متعال فرمود: ای محمّد! آیا دوست می داری که اهل بیت و جانشینان خود را ببینی؟ گفتم: بله پروردگارا. پس فرمود: نگاه کن به جانب راست عرشم. من نگاه کرده و دیدم علی و فاطمه و حسن و حسین و علی بن حسین و محمد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و الحسن بن علی و المهدی:را که در اوج نور بودند در حالی که همگی آنها در حال نماز بودند و مهدی ۷در وسط آنها مانند ستاره ای فروزان، کوْکبٌ دُرِّی۱۰۸، درخشش داشت .
پس خداوند متعال فرمود: ای محمّد! اینان حجّتهای من می باشند و مهدی۷هم به پا خاسته ای از عترت توست که خون خواه عترت تو می باشد؛ قسم به عزت و جلالم، مهدی۷ امام واجب الاطاعت برای دوستان من می باشد و او کسی است که از دشمنان من انتقام  می گیرد.۱۰۹  

حبّ حضرت امیرالمومنین۷افضل عبادتها
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ۷: إِنَّ فَوْقَ کُلِّ عِبَادَةٍ عِبَادَةٌ وَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ أَفْضَلُ عِبَادَة وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ حُبُّ عَلِیِّ سَیِّدُ الْأَعْمَالِ.۱۱۰
امام صادق ۷ فرمودند: به درستی که بالای هر عبادتی، عبادتی وجود دارد و حبّ ما اهل بیت بالاترین و افضل‌ترین عبادتهاست و در خبر دیگر است که حبّ علی ۷آقای تمام اعمال است .

دوست داشتن اهل بیت: شرط توحید
از جابر بن عبدالله انصاری روایت شده است :
بادیه نشینی نزد پیامبر۶ آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! آیا بهشت، بهایی دارد؟ فرمود: «آری» عرض کرد: بهایش چیست؟ فرمود: کلمه‌ی « لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» که بنده‌ی صالح آن را از روی اخلاص بگوید. عرض کرد: اخلاصِ آن چیست؟ فرمود: عمل کردن به آنچه برای آن فرستاده شده‌ام و دوست داشتن اهل بیت من. عرض کرد: دوست داشتن اهل بیت شما از حقوق این کلمه است؟ فرمود: آری، دوست داشتن آنان، بزرگترین حق آن است.۱۱۱

محبت به حضرت امیر۷اولین سوال قیامت
حَنَان بن سَدیر گفت: پدرم به من گفت : نزد جعفر بن محمّد۸بودم. آن حضرت غذایی در برابرم نهاد که هرگز غذایی مانند آن نخورده بودم. پس به من فرمودند :
ای سَدِیر غذای ما را چگونه یافتی؟ عرض کردم: پدر و مادر فدایت ای پسر پیامبر خدا! تاکنون چنین غذایی نخورده‌ام و گمان هم نمی‌کنم که دیگر غذایی مانند آن بخورم. آنگاه چشمانم پر از اشک شد و گریستم فرمود: ای سدیر! چرا گریه می‌کنی؟ عرض کردم: یا بن رسول الله! آیه‌ای از کتاب خدا را به یاد آوردم. فرمود: کدام آیه؟ عرض کردم: این آیه: « پس در آن روز از نعمت بازخواست می‌شوید.» می‌ترسم این غذا جزء همان نعمتی باشد که خداوند درباره‌ی آن بازخواست می‌کند. حضرت خنده‌ای کرد به طوری که دندانهای عقلش نمایان شد. سپس فرمود: «ای سدیر! از تو، نه درباره‌ی خوراک لذیذ سؤال خواهد شد و نه درباره‌ی جامه‌ی نرم و نه درباره‌ی بوی خوش، بلکه اینها برای ما آفریده شده و ما برای استفاده از آنها خلق شده‌ایم و ما باید در آنها به طاعت خدا عمل کنیم»
عرض کردم: پدر و مادرم فدایت ای پسر پیامبر خدا! پس آن نعمت کدام است؟ فرمود: دوستی علی و عترت او. در روز قیامت خداوند می‌پرسد: «در برابر نعمت دوستی علی۷و عترت او که آن را به شما عطا کردم ، چگونه شکر مرا به جا آوردید؟»

محبّت به امیر المؤمنین۷ مَحک نَسَب فرزندان

– قَالَ الصَّادِقُ۷: وَ اللَّهِ لَا یُحِبُّنَا مِنَ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ إِلَّا أَهْلُ الْبُیُوتَاتِ وَ الشَّرَفِ وَ الْمَعْدِنِ وَ لَا یُبْغِضُنَا مِنْ هَؤُلَاءِ وَ هَؤُلَاءِ إِلَّا کُلُّ دَنَسٍ مُلْصَق .۱۱۲
به خدا سوگند که از عرب و عجم ما را دوست ندارند، مگر کسانی که خانواده‌دار و شریف و اصیل هستند و از این رو، از اینان و آنان ما را دشمن ندارد مگر کسی که آلوده و بی‌نَسَب باشد .
– عُبَادَة بن صامِت می‌گوید: ما فرزندان خود را با محک دوستی علی بن ابیطالب۸می‌آزمودیم. اگر یکی از آنها را می‌دیدیم که علی بن ابیطالب۸را دوست ندارد ، می‌فهمیدیم که از نطفه‌ی ما نیست و حرامزاده است .۱۱۳

پر نورترین افراد روز قیامت، محبّین حضرت امیر۷

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ۶: أَکْثَرُکُمْ نُوراً یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَکْثَرُکُمْ حُبّاً لآِلِ مُحَمَّدٍ:.
پر نورترین شما در روز قیامت ، کسی است که آل محمّد:را بیشتر دوست بدارد .۱۱۴

محبّت به امیرالمؤمنین۷، موجب تحقّق حکمت بر زبان

قال الصادق۷ مَنْ أَحَبَّ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ حَقَّقَ حُبَّنَا فِی قَلْبِهِ جَرَتْ یَنَابِیعُ الْحِکْمَةِ عَلَی لِسَانِهِ وَ جُدِّدَ الْإِیمَانُ فِی قَلْبِهِ.
امام صادق ۷ فرمودند: هر کس ما اهل بیت را دوست بدارد و دوستی ما را در قلبش تحقق بخشد، چشمه‌های حکمت بر زبانش جاری گردد و ایمان در دلش نو شود .۱۱۵

دست بریدگی دشمن حضرت امیر۷ روز قیامت

پیامبر خدا ۶فرمودند :
هیچ کس ما اهل بیت را دشمن ندارد ، مگر اینکه خداوند در روز قیامت ، او را دست بریده برانگیزد .۱۱۶

دشمن حضرت امیر۷ملحق به جرگه‌ی یهود و نصاری

جابر بن عبدالله از رسول خدا۶ نقل کرده است :
ای مردم! هر که ما اهل بیت را دشمن بدارد، خداوند در روز قیامت او را یهودی محشور می‌کند . عرض کردم : ای رسول خدا! هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند؟ فرمود :
 هر چند روزه بگیرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند .۱۱۷

نابودی دشمنان امیرالمؤمنین۷

حضرت امام علی ابن ابی طالب۷فرمودند :
به خاطر من سه کس نابود می‌شوند و سه کس رستگار می‌گردند. لعنت کننده‌ی بر من، شنونده‌ای که بر آن صِحِّه می‌گذارد و گناهکاری که بار گناه را به دوش می‌کشد. و سه کس به خاطر من رستگار می‌شوند: دوستدار پیرو، دشمنی آن که با من دشمن است و دوستدار آن که دوستدار من است، هر گاه بنده‌ای مرا دوست بدارد دوستدار مرا نیز دوست می‌دارد و با دشمن من دشمنی می‌کند و از من پیروی می‌کند. هر کس باید قلب خویش را بیازماید؛ زیرا خداوند در وجود یک نفر دو قلب قرار نداده تا با یک قلب دوست بدارد و با قلب دیگر دشمنی کند. هر کس قلبش را از مهر غیر ما سیراب کند، بر ضد ما تبانی کرده است پس بداند که خداوند عز و جل و جبرئیل و میکائیل دشمن اویند و خداوند دشمن کافران است .۱۱۸

نابینایی در روز قیامت

پیامبر خدا۶خطاب به مهاجران و انصار فرمودند :
علی را به خاطر محبت من دوست بدارید و به خاطر گرامی داشتن من گرامی‌اش بدارید، به خدا سوگند ، این را از پیش خود به شما نگفتم: بلکه خداوند والا مرا به گفتن این مطلب فرمان داده است. ای جماعت عرب! هر کس پس از من ، علی۷ را دشمن بدارد خداوند در روز قیامت ، او را نابینا محشور می‌کند و او حجّتی نخواهد داشت .۱۱۹

سیر کردن دشمن امیرالمؤمنین۷ ؟!

مُعَلّی بن خُنَیْس گوید : از امام صادق۷ شنیدم که فرمودند :
هر کس شکم یکی از دشمنان ما را سیر کند گویی که یکی از شیعیان ما را کشته باشد .۱۲۰

۱- المناقب خوارزمی، ص۳۷؛ المقتل، ۴۲؛ طبع نجف؛ ینابیع الموده، ص۸۲٫
۲- اسد الغابه، ج۴، ص۲۳٫
۳- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۵، ص۱۹۴٫
۴- نک نهج البلاغه، کلمات قصار، ۷۴٫
۵- نهج البلاغه، نامه ۴۵٫
۶-خطبه قاصعه، نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه ۱۹۲٫
۷ – عبقات الانوار، تعریب شده، ج۴، ص۱۲۵٫
۸- همان، ۱۲۱
۹-کفایة الطالب، باب۷۱، ص۲۸۹٫
۱۰- ینابیع المودة، ص۳۸٫
۱۱- بحارالانوار، ج۳۸، ص۲۹۶٫
۱۲- همان۴۹:۳۷٫
۱۳- ر.ک: ص. و نظیر آن در «روض الفائق» علامه شیخ شعیب حریفیشی، ص.۲۹۱ و در کتاب « الامام علی۷فی الاحادیث النبویة» تألیف علامه سید محمد ابراهیم موحد، ص۲۲۱ چنین است: « و به خوی و جسم و شرف و کمال منزلت محمّد بنگرد…».
۱۴- نزهة المجالس و منتخب النفائس، ص۴۵۴٫
۱۵- لسان العرب، ج۱۴، ص۲۱۶، ماده «حیا».
۱۶- بحارالأنوار،ج۳۹، ص۱۱۷٫
۱۷- سوره بینه، ۷٫
۱۸- مناقب خوارزمی، ص۶۲؛ بحارالانوار، ج۴۰ ، ص۸۱٫
۱۹- مناقب خوارزمی، ص۹۶ ؛ بحارالانوار،ج ۴۰، ص۱۰۵٫
۲۰- کنزالعمال، ج۵ ، ص۶۱۳٫
۲۱- الصواعق المحرقة، ص۱۷۲٫
۲۲- همان، ص۱۷۴٫
۲۳-  الصواعق المحرقة، ص۲۳۲٫
 ۲۴- شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۱٫
 ۲۵- بحارالانوار، ج۴۱، ص۲۷۵٫
۲۶- بحارالانوار، ج۴۱، ص۲۷۹٫
۲۷-  مناقب ابن‌مغازلی، ص۴۶٫
۲۸-  کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۱۰ و در ینابیع المودة، ج۲، ص۶۱۰ نیز آورده و در آن به جای باب آمرزش، باب دین است.
۲۹- تاریخ دمشق، ج۲، ص۴۸۹٫
۳۰- تاریخ بغداد، ج۷، ص۴۲۱ و ج۳، ص۱۹۲٫
۳۱-  تاریخ دمشق، ج۲، ص۴۴۵و نیز در ص۴۴۶ از شریک بن عبدالله، و در ص۴۴۷ از محمد بن منکدر آورده است.
۳۲- همان، ص۴۴۷٫
۳۳- بحارالانوار، ج۳۸، ص۹۷٫
۳۴- همان، ص۱۰۹٫
۳۵- بحارالانوار، ج۳۸، ص۱۰۱٫
۳۶-  وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۵۶۱  و۵۵۹ و۵۶۰ و۵۶۲ و۵۶۷٫
۳۷-  همان.
۳۸-  همان.
۳۹-  همان.
۴۰-  همان.
۴۱- همان.
۴۲- بحار، ج۴۱، ص۱۱ و ج۸۷ ص۱۹۵ نقل از داستانهای بحارالانوار، ج۲، ص۴۱٫
۴۳- بحار، ج۴۲، ص۲۷۶ نقل از داستانهای بحارالانوار، ج۲، ص۴۵٫
۴۴- شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۷٫
۴۵- سوره آل عمران،۱۹۰ به بعد.
۴۶- بحارالانوار، ج۴۱، ص۲۲٫
۴۷-  ارشاد القلوب إلی الصواب، ج۲، ص۲۳۷
۴۸-  کنز الفوائد، ج۲،ص۱۴۲؛ مأة منقبة، ص۳۳؛ بحار، ج۱۸، ص۳۰۰ و ج۲۶، ص۳۰۵؛ مدینة المعاجز، ج۲، ص۳۱۱،ح۵۷۴؛ الشیعه فی أحادیث الفریقین،ص۱۷۹، ح۲۲۴٫
۴۹- مائه منقبه، ص ۱۷۵ فضیلت ۸۸؛ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۴۹، ح ۲۲٫
۵۰- تفسیر امام حسن عسکری۷، ص۴۵۲، ضمن ح۲۹۷؛ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۸۶٫
۵۱- همان.
۵۲ – بحارالأنوار، ج ۳۹، ص ۱۲۱، بیروت، نشرالوفاء.
۵۳- آل عمران، آیه ۱۲۴٫
۵۴- الخرائج و الجرائح، ج ۲، ص ۸۱۱؛ بحار، ج ۱۹، ص۳۰۰، ح ۲۷؛ الأنوار العلویه، ص۴۰۶٫
۵۵- ر.ک: مدینة المعاجز علامه بحرانی، بخش معجزه های امام علی۷، ص۱۳۱ .
۵۶- أمالی شیخ طوسی، ص۳۴۳، ح ۷۰۵؛ نوادر المعجزات، ص۷۴، ح ۳۸؛ التحصین، ص۵۴۲ .
۵۷- تأویل الآیات الظاهره، ص۷۴۹؛ شرح أصول کافی، ج۴، ص ۲۲۷؛ بحار، ج ۲۵، ص۳؛ تفسیر البرهان، ج۴، ص۴۳۹، ح۶؛ عقائد الاسلامیه، ص۲۰۲٫
۵۸- خصال شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۳؛ الفضایل، ص ۵؛ أمالی شیخ طوسی، ص ۱۸۸؛ ارشاد القلوب، ج ۲، ص ۲۵۴؛ بشارة المصطفی، ص ۴۱؛ روضةالواعظین، ج ۱، ص ۱۰۹؛  کشف الغمه، ج۱، ص۳۸۰ و…
۵۹- بحارالانوار، ج۹۷، ص۳۴۲٫
۶۰- آل عمران،۶۱٫
۶۱- مائه منقبه، شیخ محمد بن احمد قمی معروف به ابن شاذان،
۶۲- خصال، ج ۱، ص ۳۲۳؛ أمالی شیخ طوسی،ص ۳۵۵، ح ۷۳۷؛ کنز الفوائد، ج ۱، ص ۱۴۸؛ مأة منقبه، ص۸۷؛ الیقین، ص۳۹۱؛ شرح احقاق الحق، ج ۴، ص ۲۸۰؛ کشف الیقین، ص ۴۵۹؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص ۷۵؛ بحار، ج ۸، ص ۱۹۱٫  
۶۳- مشارق انوار الیقین، ص ۶۸٫
۶۴- تفسیر فرات کوفی، ص ۲۰۸ ح ۲۷۵؛ غایة المرام، ج ۱، ص ۷۲؛ بحار، ج ۸، ص۱۵۰٫
۶۵- تفسیر فرات کوفی، ص ۲۱۰، ح ۲۸۴؛ بحار، ج ۸، ص ۱۵۰، ح ۸۸٫
۶۶- بحار، ج۳۶، ص۱۴۶٫
۶۷-  بحار ، ج ۹۷، ص۳۰۶٫
۶۸- الفقیه، ج ۴، ص۳۷۴، ح ۵۷۶۲، الخصال، ص ۲۰۷، ح ۲۶؛ أمالی شیخ طوسی، ص ۶۴۲، ح ۱۳۳۵؛ مکارم الأخلاق، ص۴۴۴؛ بحار، ج ۱۸، ص ۳۸۸؛ تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۱۲۲، ح ۳۱٫
۶۹- کنز العمال، ج۶، ص ۱۵۶٫
۷۰- فضائل الخمسه من الصحاح السته، ج۳، ص۱۱۵، سید مرتضی فیروزآبادی.
۷۱- المحتضر، ص۷۷؛ بحار، ج۶۵؛ ص۷۶، ح۱۳۶؛ مستدرک سفینة البحار، ج۶، ص ۱۱۴؛ العقلیة والفواطم، ص ۱۹۶؛ الشیعه فی أحادیث الفریقین، ص ۱۱۹، ح ۱۳۸٫
۷۲- مانند هوای نفس. اشاره به آیة، (افرأیت من اتخذ الهه هواه ) – آیا ندیدی کسی که الهِ او هوای نفسش می باشد- . «جاثیه، آیة ۲۳».
۷۳- دلائل الامامه، محمد بن جریر طبری شیعی، ص۲۵۴؛ نوادر المعجزات، الطبری الشیعی، ص۷۶، ح۴۱؛ الصراط المستقیم؛ ج۲، ص۱۵۱٫
۷۴- اشاره به آیة (ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین أو أدنـی) از سوره مبارکه نجم.
۷۵- بصائر الدرجات، ص ۲۱۲، ح ۶؛ تفسیر العیاشی، ج ۱، ص ۱۵۹، ح۵۳۰؛ المناقب، ج ۲، ص۱۶۰؛ بحار، ج ۱۸، ص ۳۸۷؛ تفسیر البرهان، ج ۱، ص۲۶۷٫
۷۶- تفسیر قمی، ج۲، ص۳۳۵؛ امالی شیخ طوسی، ص ۶۴۲، ح ۱۳۳۵؛ مختصر بصائر الدرجات، ص۷۰؛ تأویل الآیات، ج ۱، ص ۳۱۲؛ بحار، ج ۱۸، ص ۴۰۵؛ تفسیر صافی، ج ۵، ص ۹۲٫  
۷۷- نوادر المعجزات، محمّد بن جریر، ص۷۱، ح ۳۴٫
۷۸- تأویل الایات، ص ۶۴۳؛ مشارق انوار الیقین ، ص۱۰۱٫
۷۹-  العمده، ص۳۵۳، ح ۶۸۰؛ خصائص الوحی المبین، ص ۱۷۰، ح ۱۱۶؛ الطرائف، ص ۱۰۱، ح ۱۴۷؛ تأویل الآیات الظاهره، ص ۵۴۶؛ شواهد التنزیل، ج ۲، ص ۲۲۳، ح ۸۵۵؛ نهج الحق، ص۱۸۳؛ بحار، ج ۳۶، ص ۱۵۵؛ ینابیع المودة، ج ۲، ص ۲۴۶، ح ۶۹۲؛ تفسیر اثنی عشری، ج ۱۱، ص ۴۷۸؛ تفسیر شریف لاهیجی، ج۴، ص۸۱؛ تفسیر منهج الصادقین، ج۸، ص ۲۴۹؛ الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب۷، ج۱، ص۲۰۷؛ طرائف المقال، ج ۲، ص ۲۹۹؛ الامام علی۷، احمد رحمانی همدانی، ص ۷۳، ح ۱۹٫
۸۰-  تفسیر قمی، ج ۲، ص ۳۴۳؛ نوادر المعجزات، ص ۶۶، ح ۳۲؛ بحار، ج ۱۸، ص ۳۷۲، ح ۷۹؛ تفسیر نور الثقلین، ج ۴، ص ۴۶۹، ح ۸۴؛ تفسیر گازر، ج ۵، ص ۲۲؛ تفسیر المیزان، ج ۱۳، ص ۲۰٫
۸۱- بحارالانوار، ج ۹۷، ص۳۰۱؛ اقبال الاعمال، ص۶۱۰؛ مفاتیح الجنان، زیارت مطلقه امیرالمؤمنین۷٫
۸۲- من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۰۱، ح ۴۴۰۲؛ دلائل الامامه، ص۲۳؛ أمالی شیخ طوسی، ص۲۵۷؛ نوادر المعجزات، ص۹۴، ح ۱۴؛ مکارم الاخلاق، ص ۲۰۸؛ الیقین، ص ۱۲۴؛ شرح الازهار، ج ۲، ص ۲۰۲؛ المحتضر، ص ۱۳۷؛ شرح احقاق الحق، ج ۱۸، ص ۱۷۶؛ وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۹۲، ح ۲۵۱۱۶؛ و… .
۸۳- تأویل الآیات ج۱، ص ۲۳۷، ح ۱۶؛ مدینة المعاجز، ج ۳، ص ۲۲۵، ح ۸۴۱ ؛ بحار، ج ۳۶، ص ۳۶۱؛ مجمع النورین، شیخ أبوالحسن مرندی، ص ۲۱؛ عقائد الاسلامیه، ص ۱۳۸و ۶۲۰٫
۸۴- کنز الفوائد، ص ۳۱۴؛ تأویل الآیات الظاهره، ص ۶۰۴؛ تنبیه الغافلین، ص ۱۰۷؛ شواهد التنزیل، ج ۱، ص ۴۶۲، ح ۴۸۸؛ بحار، ج ۲۴، ص۳۲۳، ح ۳۶؛ تفسیر برهان، ج ۴، ص ۲۴۵٫
۸۵- الیقین، ص ۴۲۶؛ تأویل الآیات، ج ۲، ص ۶۲۴، ح ۷؛ ینابیع الموده، ج ۲، ص ۲۹۰، ح ۸۲۹٫ ۸۶- الاربعین فی حب امیرالمومنین۷، ج۱، ص۳۰، ابومعاش نشر، انوار الهُدی.
۸۷- عیون اخبار الرضا۷، ج ۲، ص ۱۳۹، ح ۱۵؛ الجواهر السنیة، ص ۲۵۳؛ بحار، ج ۱۸، ص ۳۵۳، ح ۶۵؛  
۸۸- فضائل ابن شاذان، ص۱۴۱؛ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۴۶٫
۸۹- مشارق الأنوار فی فضائل امیرالمؤمنین۷، ص۵۵٫
۹۰- همان، ص۱۸۷، ح ۱۰۳٫
۹۱- انساب النواصب، ص۲۴، به نقل از بحارالانوار، ج۲، ص۷۴٫
۹۲- حجر، ۴۷٫
۹۳- دو بال برای پرواز، ص۳۲، سید ابومحمد به نقل از گلگشت نور؛ چهارصد حدیث از روضه‌ی کافی، ص ۳۶۸، ح ۱۷۹٫
۹۴- انساب النواصب، ص ۲۸ به نقل از بحار، ج ۶۸، ص ۲۸٫
۹۵- دو بال برای پرواز ص ۳۶، به نقل از امالی شیخ مفید، ص۱۹۳، ح ۵٫
۹۶- اسرار آل محمّد:، ص ۵۱۶٫
۹۷- همان.
۹۸-  همان.
۹۹- مراة الأبرار، ص ۶۲، ترجمه احمدرضا آقادادی.
۱۰۰- اختصاص للمفید، ص ۱۱۱٫
۱۰۱-  وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۳۴۶٫
۱۰۲- بحارالأنوار، ج ۶۸ ، ص۹۰٫
۱۰۳- بصائر الدرجات، ص ۱۷٫
۱۰۴- همان، ص۱۴٫
۱۰۵- بحارالانوار، ج ۶۸، ص۱۴۲٫
۱۰۶- مرآة الابرار، ص۱۲۸ ترجمه احمدرضا آقادادی.
 ۱۰۷- همان، ص ۲۱۶٫
 ۱۰۸-  نور، آیه ۳۵٫
 ۱۰۹-  الغیبه، ص۹۵؛ مأة منقبة، منقبة ۱۷، ص ۳۸؛ الربعون حدیثاً، منتجب الدین بن بابویه، ص ۴؛ الطرائف، ص۱۷۳؛ شیخ البطحاء ابوطالب۷، ص۳۱؛ الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۴۳؛ غایة المرام، ج ۷، ص ۷۸؛ مکیال المکارم، ج ۱، ص ۶۵؛ شرح احقاق الحق، ج ۵، ص ۴۶؛ بحار، ج ۳۶، ص ۲۱۶؛ الزام الناصب، ج۱، ص۱۶۳؛
۱۱۰-  الاربعین، ص۷۱ به نقل از القطره، ج۲، ص۲۳٫
۱۱۱- أمالی طوسی، ص۵۸۳ ، ح ۱۲۰۷٫
۱۱۲- اهل بیت:در قرآن و حدیث، ص۶۱۲٫
۱۱۳- همان.
 ۱۱۴- همان،  ج۲، ص۶۵۴٫
 ۱۱۵- همان، ص۶۵۳ به نقل از المحاسن، ج۱، ص۱۳۴٫
 ۱۱۶- ثواب الاعمال،ج۲، ص۲۴۳ ؛ المحاسن، ج۱، ص۱۷۴٫
 ۱۱۷- امالی صدوق، ج۲، ص۲۷۳٫  
۱۱۸- دانشنامه امیرالمومنین۷، ری شهری، به نقل از الغارات، ج۲، ص۵۸۹؛  تفسیر فرات: ج۲۴، ص۶۱٫
۱۱۹- همان، حدیث ۶۱۱۷۸ به نقل از شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۹۵ و ۵۲۳ .
۱۲۰- دو بال برای پرواز ص۳۷، ابومحمد به نقل از معانی الاخبار، باب ۴۰۸٫

– بعلاوه قرآن کریم؛
– ابن ابی الحدید المعتزلی، شرح نهج البلاغه، دار احیاء الکتب العربیة، عیسی البابی الحلبی وشرکاه، الطبعة الاولی، ۱۳۷۸ق.
– ابن شعبه، حسن بن على، تحف العقول، ترجمه، جعفرى، بهراد، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۸۱ش.
– البحرانی ، السید هاشم بن سلیمان، مدینة معاجز الائمّة الاثنی عشر و دلائل الحجج علی البشر، مؤسسة المعارف الاسلامیة، الطبعة الاولی، ۱۴۱۳ق.
– شیخ صدوق، الأمالی، یک جلد، انتشارات کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲ ش.
– شیخ طوسی، الأمالی، یک جلد، انتشارات دارالثقافة قم، ۱۴۱۴ ق.
– شیخ مفید، الأمالی، یک جلد، انتشارات کنگره جهانی شیخ مفید قم، ۱۴۱۳ ق.
– محمد بن أحمد بن الحسن بن شاذان القمی، مائة منقبة فی فضایل ومناقب أمیر المؤمنین والائمّة من ولده:، مدرسة الامام المهدی۷، الطبعة الاولی، ۱۴۰۷ق.
– ابن طاووس، سید علی بن موسی، الطرائف، یک جلد، چاپخانه خیام قم، ۱۴۰۰ق.
– ابن عساکر، أبی القاسم علی بن الحسن ابن هبة الله بن عبدالله الشافعی ، تاریخ مدینة دمشق، دراسة وتحقیق علی شیری، دار الفکر، بیروت لبنان، ۱۴۱۵ق.
– بحرانی ، سید هاشم حسینی، تفسیر برهان، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، ۱۴۱۵ ق.
– بُرْسِی ، حافظ، مشارق أنوار یقین، منشورات، موسسه ی اعلمی، بیروت.
– جرجانی ، ابوالمحاسن الحسین بن حسن، تفسیر گازر، چاپخانة دانشگاه تهران، چاپ اول، ۱۳۳۷ ش .
– حسکانی ، حاکم، شواهد التنزیل، دو جلد، مؤسسه چاپ و نشر، ۱۴۱۱ ق.
– حسینی استرآبادی ، سید شرف الدین، تأویل الآیات الظاهره، یک جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۴۰۹ ق.
– الحلی ، الشیخ الجلیل حسن بن سلیمان، المحتضر، الطبعة الاولی، منشورات المطبعة الحیدریة فی النجف، ۱۳۷۰ق.
– خزاز قمی ، علی بن محمد، کفایة الأثر، یک جلد، انتشارات بیدار، قم، ۱۴۰۱ ق.
– خوارزمی ، الموفق بن احمد، المناقب، نشر جامعه المدرسین، قم، چاپ دوم ۱۴۱۱ ه.ق
– رحمانی همدانی ، أحمد، الامام علی۷، یک مجلد، المنیر للطباعة و النشر تهران، الطبعة الاولی، ۱۴۱۷ق.
– زین الدین علی بن یوسف بن جبر، نهج الایمان، یک جلد، انتشارات مجتمع امام هادی۷مشهد، چاپ اول،۱۴۰۱ ق.
– شاکری، حاج حسین، المهدی المنتظر۷، دو جلد، چاپ اول، ۱۴۲۱ ق .
– شاه عبدالعظیمی ، حسین بن احمد حسینی، تفسیر اثنی عشری، انتشارات میقات، چاپ اول، ۱۳۶۴ش .

– شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، بیست و نه جلد، مؤسسه آل البیت۸، قم، ۱۴۰۹ ق.
– شیخ سلیمان ابن شیخ ابراهیم معروف بخواجه کلان، ینابیع المودة، سه جلد در یک مجلد، منشورات مؤسسة اعلمی للمطبوعات بیروت، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
– طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، نشر بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، چاپ پنجم، ۱۳۷۶ش.
– طبرسی ، رضی الدین حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، یک جلد، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۴۱۲ق.
– الطبری ، محمد بن جریر الشیعی، نوادر المعجزات، مؤسسة الامام المهدی۷، قم، الطبعة الاولی، ۱۴۱۰ق.
– علامه مجلسی، بحار الأنوار، ۱۱۰ جلد، مؤسسة الوفاء بیروت لبنان، ۱۴۰۴ ق.
– کاشانی ، ملا فتح الله، تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، کتابفروشی اسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۴۴ ش .
– کورانی عاملی ، علی، العقائد الاسلامیه، چهار جلد، چاپ اول، مرکز المصطفی للدراسات الاسلامیه.
– لاهیجی ، بهاء الدین محمد شیخ علی شریف، تفسیر شریف لاهیجی، مؤسسه مطبوعات اعلمی، ۱۳۶۳ ش .
– مستنبط ، سید احمد، القطره، نشر حاذق.
– یزدی حائری ، شیخ علی، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، دو جلد در یک مجلد، تحقیق سید علی عاشور.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *