کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

سیمای تابناک حسین بن علی علیهما السلام در سوره فجر – حجت الاسلام جعفر فاضل

  سیمای تابناک حسین بن علی علیهما السلام در سوره فجر

سوره فجر هشتاد و نهمین سوره قرآن کریم است که مکی و دارای ۳۰ آیه است. سوره فجر در لسان مقدّس امام صادق۷به عنوان سوره حسین بن علی۸نامیده شده است. و این بدان معناست که این سوره حاوی مطالبی است بلند و عمیق در باره امام حسین۷٫ بنا بر این آشنایی با این سوره و مفاهیم آن ما را با حجّت خدا و نور آسمان و زمین عارف می سازد .
در تفسیر « البرهان » چنین آمده است :
قال الصادق۷: اقْرَءُوا سُورَةَ الْفَجْرِ فِي فَرَائِضِكُمْ وَ نَوَافِلِكُمْ فَإِنَّهَا سُورَةُ الْحُسَيْنِ بنِ علی .
سوره ی فجر را در نمازهای واجب و نیز نماز مستحب خود بخوانید ؛ چرا که این سوره، سوره ی حسین بن علی است .
در روایتی دیگر از امام صادق۷آمده است که ایشان در باره تفسیر ﱫ ﭢ  ﭣ ﱪ  می‌فرماید :
ﱫ ﭡ  ﭢ  ﭣ  ﭤ  ﭥ   ﭦ    ﭧ  ﭨ  ﭩ  ﱪ الْآيَةَ إِنَّمَا يَعْنِي الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ـ علیهما السّلام ـ ۱
مراد از ﱫ ﭢ  ﭣ ﱪ  که از خداوند راضی خشنود و خداوند نیز از او خرسند است، حسین بن علی۸است .
در حدیثی از رسول خدا۶نقل شده است :
هر کس سوره فجر را را در دهه اول ماه ذی الحجّه قرائت نماید گناهانش بخشیده می شود و اگر در غیر این ایام خوانده شود مایه نورانیّت او در قیامت می گردد .۲
امام صادق۷فرموده اند :
هر کس هنگام طلوع فجر سوره فجر را بخواند تا فجر روز بعد در امان خدا خواهد بود.۳
قرائت این سوره در نمازهای مستحبی و واجب توصیه اکید شده است و این بخاطر آن است که شناخت امام۷از هر چیز دیگری واجب تر و مؤثرتر است و نیز بیان شده است که مداومت بر آن ، انسان را به همسایگی حسین بن علی۸در بهشت می رساند و این امر آن قدر عظیم است که انسان را به تفکّر بیشتر در باره مفاد و مفاهیم آیات سوره مبارکه فجر دعوت می کند. جایگاه امام حسین۷در بهشت در جنّات عدن آن هم در بالاترین درجه آن است که ما با اعمالمان حتی به نزدیک آن هم نخواهیم رسید، حال این سوره چه می کند و چه عظمتی را در وجود ما زنده می کند که در بهشت همسایه و در جوار امام قرار بگیریم امری است که باید مورد توجّه و تحقیق بیشتر قرار گیرد .
بر اساس روایات، آیات آخر سوره مبارکه فجر بیش از هر آیه ی دیگری در این سوره، در باره
امام حسین۷است. ابو اُسامه از امام صادق۷پرسید : « این سوره چگونه مخصوص حسین۷
است ؟» امام۷فرمودند :

مگر در این سوره، آیه‌ی ﱫ ﭡ  ﭢ  ﭣ  ﭤ  ﭥ   ﭦ    ﭧ  ﭨ  ﭩ  . . . ﱪ ۴ را نشنیده ای ؟ منظور از ﱫ ﭢ  ﭣ ﱪ حسین بن علی۸است. او دارای نفس مطمئن و راضی و مرضی خداست و اصحاب او از آل محمّد۶، در روز قیامت از خدا خشنود و راضی هستند، خداوند هم از ایشان راضی است. کسی که همواره سوره « فجر» را قرائت کند ، در بهشت با حسین بن علی۸ در یک مرتبه قرار می‌گیرد.  ۵  
توجّه به دو سویه بودن ﱫ  ﭨ  ﭩ   ﱪ و اطلاق آن بخوبی نشان می دهد که صاحب قلب مطمئنه باید معصوم باشد زیرا همانطور که او از هر جهت از خداوند راضی و هیچ ناخشنودی از ذات باری ندارد ، خداوند نیز بطور کامل و مطلق از او راضی است و چنین صفتی در معصومین:جاری است زیرا کسی که حتی یک گناه کوچک داشته باشد خداوند از او بطور مطلق و کامل راضی نخواهد شد. و این آیه نظیر سخن پیامبر گرامی اسلام۶در باره حضرت امیر۷در جریان جنگ خیبر است که فرمودند پرچم جنگ را فردا بدست کسی می دهم که خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند؛ بدیهی دوستی خدا و رسول۶نسبت به شخصی بدون هیچ قید و شرطی نشان از عصمت دارد .
با توضیحی که ارائه شد مشخص گردید که مخاطب ﱫ ﭢ  ﭣ ﱪ شخصی جز معصوم۷نخواهد بود و البته این در صورتی که ﱫ  ﭨ  ﭩ   ﱪ به خدای تعالی برگردد. یعنی آن شخص از خداوند و خداوند از او راضی است امّا در برخی روایات بخصوص روایاتی که گذشت مشخّص شده است که نفس مطمئنه شیعیان اند و این با توضیحی که ما دادیم که باید نفس مطمئنه معصوم باشد سازگار نیست پاسخ این است :
اولاً: چنانکه از روایت ابو اسامه پیدا است امام صادق۷فرمودند : ﱫ ﭢ  ﭣ ﱪ      در دنیا و برای همیشه حسین بن علی۸است ولی شیعیان در قیامت به مقام نفس مطمئنه می رسند و مخاطب این عنوان قرار می گیرند زیرا که شیعیان در قیامت تطهیر شد و با پاکی و عصمت وارد بهشت می شوند .
ثانیاً : مطابق روایات، مراد از نفس مطمئن، نفسی است که مطمئن به اهل بیت:باشد و ﱫ  ﭨ  ﭩ   ﱪ منظور محبت به اهل بیت:است؛ و با این تفسیر مراد از نفس مطمئن قطعاً شیعیان اند. شخصی از امام صادق۷پرسید آیا مؤمن خشنود از دنیا می رود فرمودند :
نه به خدا سوگند، هنگامى كه فرشته مرگ براى قبض روحش مى‏آيد اظهار ناراحتى مى‏كند، فرشته مرگ مى‏گويد: اى ولىّ خدا ناراحت نباش! سوگند به آن كس كه محمّد۶را مبعوث كرده من بر تو مهربان‏ترم از پدر مهربان ، درست چشمهايت را بگشا و ببين، او نگاه مى‏كند، رسول خدا۶و اميرمؤمنان۷و فاطمه۳و حسن و حسين۸و امامان از ذريه او:را مى‏بيند، فرشته به او مى‏گويد نگاه كن اين رسول خدا و امير مؤمنان و فاطمه و حسن و حسين و امامان : ، دوستان تواند. او چشمانش را باز مى‏كند و نگاه مى‏كند، ناگهان گوينده‏اى از سوى پروردگار بزرگ ندا مى‏دهد و مى‏گويد: ﱫ ﭡ  ﭢ  ﭣ ﱪ  اى كسى كه به محمّد و خاندانش اطمينان داشتى! بازگرد به سوى پروردگارت ، در حالى كه تو به ولايت آنها راضى هستى و او با ثوابش از تو خشنود است ، داخل شو در ميان بندگانم يعنى محمّد و اهل بيتش : و داخل شو در بهشتم، در اين هنگام چيزى براى انسان محبوبتر از آن نيست كه هر چه زودتر روحش از تن جدا شود و به اين منادى بپيوندد!.
ثالثاً : همان معنای دوم مضاف بر این که مراد از ﱫ  ﭨ  ﭩ   ﱪ رضایت او از مرگ باشد .
مطابق فرمایش امام صادق۷هر مؤمنی با اختیار خود از دنیا می رود یعنی حضرت عزرائیل جای او را در بهشت نشان می دهد و مؤمن با دیدن آن مکان بلند و زیبا خود درخواست رفتن می کند . چون مؤمن با دیدن بهشت از تمامی دنیا بی زار می شود، چه؛ دنیا در مقابل بهشت، خاکدانی بلکه خاکروبه ای بیش نیست. در دسته ای دیگر از روایات که ذکرش گذشت گفته شده است که مؤمن با دیدار اهل بیت:درخواست رفتن می کند و جمع بین این روایات چنین است که شاید برای مؤمنین بر اساس مراتب شان مختلف برخورد می شود؛ زیرا دیدار اهل بیت:کجا و دیدار بهشت کجا ! و نیز ممکن است که آنان اهل بیت:را در بهشت می بینند و دیدار هر دو صورت می گیرد .

خلاصه مطلب :
آيه ﱫ ﭡ  ﭢ  ﭣ ﱪ      از سویی خاص حسین بن علی۸و معصومین:است اگر اطمینان را به خدا و ﱫ  ﭨ  ﭩ   ﱪ نیز به خدا برگردد و امّا در صورتی که اطمینان به ائمّه:و منظور از رضایت، محبّت صادق به ایشان باشد آیه در باره شیعیان خواهد بود و آیه متحمّل هر دو معنا هست و مشکلی ندارد .
توضیح مراد از اطمینان نفس
برای این که مفهوم نفس مطمئنه برایمان روشن شود باید به مسئله اطمینان قلب در قرآن به پردازیم . در سوره رعد به طور روشن به این حقیقت و واقعیت تصریح شده است که تنها با ذکر خدا قلب آرامش و اطمینان می یابد و راه دیگری نیست : ﱫ  ﰏ  ﰐ     ﰑ  ﰒ  ﰓﱪ ۶  
به طور كلى آرامش ، نقش بسيار مهمى در سلامت جامعه و سعادت انسانها دارد و چيزى نيست كه بتوان از آن به آسانى گذشت و به همين دليل تاكنون كتابهاى زيادى نوشته شده كه موضوع آنها فقط نگرانى و راه مبارزه با آن و طرز بدست آوردن آرامش است .
تاريخ بشر پر است از صحنه هاى غم انگيزى كه انسان براى تحصيل آرامش به هر چيز دست انداخته و در هر وادى گام نهاده است . ولى قرآن با يك جمله كوتاه و پر مغز، مطمئن ترين و نزديكترين و تنها راه را نشان داده و مى گويد :
بدانيد كه تنها ياد خدا آرامبخش دلها است .
براى روشن شدن اين حقيقت قرآنى به توضيح زير که در تفسیر نمونه آمده است توجّه كنيد:
مهم ترین عوامل نگرانى و پريشانى عبارت اند :
۱ – گاهى اضطراب و نگرانى به خاطر آينده تاريك و مبهمى است كه در برابر فكر انسان خودنمایى مى كند، احتمال زوال نعمتها، گرفتارى در چنگال دشمن ، ضعف و بيمارى و ناتوانى و درماندگى ، و احتياج ، همه اينها آدمى را رنج مى دهد، امّا ايمان به خداوند قادر متعال ، خداوند رحيم و مهربان ، خدایى كه همواره كفالت بندگان خويش را بر عهده دارد مى تواند اين گونه نگرانيها را از ميان ببرد و به او آرامش دهد كه تو در برابر حوادث آينده درمانده نيستى ، خدایى دارى توانا ، قادر و مهربان .
۲ – گاه گذشته تاريك زندگى فكر انسان را به خود مشغول مى دارد و همواره او را نگران مى سازد، نگرانى از گناهانى كه انجام داده ، از كوتاهيها و لغزشها، امّا توجّه به اينكه خداوند، غفّار، توبه پذير و رحيم و غفور است ، به او آرامش مى دهد، به او مى گويد: عذر تقصير به پيشگاهش بر، از گذشته عذر خواهى كن و در مقام جبران براى ، كه او بخشنده است و جبران كردن ممكن .
۳ – ضعف و ناتوانى انسان در برابر عوامل طبيعى و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلى و خارجى ، او را نگران مى سازد كه من در برابر اينهمه دشمن نيرومند در ميدان جهاد چكنم ؟ و يا در مبارزات ديگر چه مى توانم انجام دهم ؟ امّا هنگامى كه به ياد خدا مى افتد و متكى به قدرت و رحمت او مى شود، قدرتى كه برترين قدرتها است و هيچ چيز در برابر آن ياراى مقاومت ندارد، قلبش آرام مى گيرد، با خود مى گويد آرى من تنها نيستم ، من در سايه خدا، بينهايت قدرت دارم !. قهرمانيهاى مجاهدان راه خدا در جنگها، چه در گذشته ، چه در حال و سلحشوريهاى اعجاب انگيز و خيره كننده آنان ، حتى در آنجایى كه تك و تنها بوده اند، بيانگر آرامشى است كه در سايه ايمان پيدا مى شود .
هنگامى كه با چشم خود مى بينيم و با گوش مى شنويم كه افسر رشيدى پس از يك نبرد خيره كننده ، بينایى خود را به كلّى از دست داده و با تنى مجروح به روى تخت بيمارستان افتاده امّا با چنان آرامش خاطر و اطمينان سخن مى گويد كه گویى خراشى بر بدن او هم وارد نشده است ، به اعجاز آرامش در سايه ذكر خدا پى مى بريم .
۴ – گاهى نيز ريشه نگرانيهاى آزار دهنده انسان ، احساس پوچى زندگى و بى هدف بودن آن است ولى آن كسى كه به خدا ايمان دارد و مسير تكاملى زندگى را به عنوان يك هدف بزرگ پذيرفته است و تمام برنامه ها و حوادث زندگى را در همين خط مى بيند، نه از زندگى احساس پوچى مى كند و نه همچون افراد بى هدف و مردد ، سرگردان و مضطرب است .
۵ – عامل ديگر نگرانى آن است كه انسان گاهى براى رسيدن به يك هدف زحمت زيادى را متحمّل مى شود ، امّا كسى را نمى بيند كه براى زحمت او ارج نهد و قدردانى و تشكر كند، اين ناسپاسى او را شديداً رنج مى دهد و در يك حالت اضطراب و نگرانى فرو مى برد، امّا هنگامى كه احساس كند كسى از تمام تلاشها و كوششهايش آگاه است و به همه آنها ارج مى نهد و براى همه پاداش مى دهد ديگر چه جاى نگرانى و ناآرامى است ؟
۶ – سوء ظنها و توهمها و خيالات پوچ يكى ديگر از عوامل نگرانى است كه بسيارى از مردم در زندگى خود از آن رنج مى برند، ولى چگونه مى توان انكار كرد كه توجّه به خدا و لطف بى پايان او و دستور به حسن ظن كه وظيفه هر فرد با ايمانى است اين حالت رنج آور را از بين مى برد و آرامش و اطمينان جاى آن را مى گيرد .
۷ – دنيا پرستى و دلباختگى در برابر زرق و برق زندگى مادى يكى از بزرگترين عوامل اضطراب و نگرانى انسانها بوده و هست ، تا آنجا كه گاهى عدم دستيابى به رنگ خاصى از لباس يا كفش و كلاه و يا يكى ديگر از هزاران وسایل زندگى ساعتها و يا روزها و هفته ها فكر دنيا پرستان را نا آرام و مشوّش مى دارد .
امّا ايمان به خدا و توجّه به آزادگى مؤمن كه هميشه با زهد و پارسایى سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگى مادى همراه است به همه اين اضطرابها پايان مى دهد، هنگامى كه روح انسان (على وار) آنگونه وسعت يابد كه بگويد:
وَ إِنَّ دُنْيَاكُمْ عِنْدِي لَأَهْوَنُ مِنْ وَرَقَةٍ فِي فَم جَرَادَةٍ تَقْضَمُهَا.۷
دنياى شما در نظر من بى ارزشتر از برگ درختى است كه در دهان ملخى باشد كه آن را مى جود .
نرسيدن به يك وسيله مادّى يا از دست دادن آن چگونه امكان دارد آرامش روح آدمى را بر هم زند و طوفانى از نگرانى در قلب و فكر او ايجاد كند .
۸ – يك عامل مهم ديگر براى نگرانى ترس و وحشت از مرگ است كه هميشه روح انسانها را آزار مى داده است و از آنجا كه امكان مرگ تنها در سنين بالا نيست بلكه در سنين ديگر مخصوصاً به هنگام بيماريها، جنگها، ناامنيها وجود دارد، اين نگرانى مى تواند عمومى باشد .
ولى اگر ما از نظر جهان بينى مرگ را به معنى فنا و نيستى و پايان همه چيز بدانيم (همانگونه كه ماديون جهان مى پندارند) اين اضطراب و نگرانى كاملاً بجا است و بايد از چنين مرگى كه نقطه پايان همه آرزوها و موفقيتها و خواستهاى انسان است ترسيد ، امّا هر گاه در سايه ايمان به خدا مرگ را دريچه اى به يك زندگى وسيعتر و والاتر بدانيم و گذشتن از گذرگاه مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسيدن به يك فضاى آزاد بشمريم ديگر اين نگرانى بى معنى است ، بلكه چنين مرگى – هر گاه در مسير انجام وظيفه بوده باشد – دوست داشتنى و خواستنى است ، البته عوامل نگرانى منحصر به اينها نيست بلكه مى توان عوامل فراوان ديگرى براى آن نيز شمرد، ولى بايد قبول كرد كه بيشتر نگرانيها به يكى از عوامل فوق باز مى گردد. و هنگامى كه ديديم اين عوامل در برابر ايمان به خدا ذوب و بى رنگ و نابود مى گردد تصديق خواهيم كرد كه ياد خدا مايه آرامش دلها است :
 ﱫﰈ  ﰉ  ﰊ   ﰋ  ﰌﰍﰎ  ﰏ  ﰐﰑ  ﰒ  ﰓ  ﰔ   ﭑ  ﭒ  ﭓ  ﭔ  ﭕ  ﭖ  ﭗ   ﭘﱪ .۸
آنها كسانى هستند كه ایمان آورده‏اند و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است ; آگاه باشید ، تنها با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد ،‌ آنها كه ایمان آوردند و كارهاى شایسته انجام دادند ،
پاكیزه‏ترین (زندگى) نصیبشان است و بهترین سرانجامها!
آيا آرامش با خوف خدا سازگار است ؟
بعضى از مفسّران در اينجا ايرادى مطرح كرده اند كه خلاصه اش اين است :
ما از يك طرف در آيه فوق مى خوانيم ياد خدا مايه آرامش دلها است و از طرفى ديگر در آيه ی دوم سوره انفال مى خوانيم :
ﱫ ﭧ  ﭨ  ﭩ  ﭪ  ﭫ  ﭬ  ﭭ   ﭮ  ﱪ
مؤ منان كسانى هستند كه وقتى نام خدا برده مى شود قلبشان ترسان مى گردد .
آيا اين دو با هم منافات ندارند ؟
در تفسیر نمونه چنین پاسخ داده شده است :
منظور از آرامش همان آرامش در برابر عوامل مادى است كه غالب مردم را نگران مى سازد كه نمونه هاى روشن آن در بالا ذكر شد، ولى مسلّماً افراد با ايمان در برابر مسئوليتهاى خويش نمى توانند نگران نباشند و به تعبير ديگر آنچه در آنها وجود ندارد نگرانيهاى ويرانگر است كه غالب نگرانيها را تشكيل مى دهد امّا نگرانى سازنده كه انسان را به انجام وظيفه در برابر خدا و خلق و فعاليتهاى مثبت زندگى وا مى دارد در وجود آنها هست و بايد هم باشد و منظور از خوف از خدا نيز همين است .
و امّا پاسخ ما چنین است :
درست است که در نزد رواشناسان ترس و دلهره با آرامش سازگار نیست ولی در منطق قرآن چنین نیست و برخی از ترس ها با آرامش هماهنگ است مثل ترس از عذاب خداوند زیرا این نوع ترس مصداق ذکر خدا است و ذکر خدا هرگز آرامش را سلب نکرده بلکه عین آن است. مصداق واضح تر و روشن تری که مؤمنین آن را به کرّات تجربه کرده اند گریه بر امام حسین بن علی۸است که در عین حالی که گریه است آرامش است و نه تنها باعث افسردگی نیست بلکه روح را شاداب می کند . باز تأکید می کنم هر چه مصداق ذکر خدا باشد باعث آرامش است و لو جنس ترس یا نقصان یا درد داشته باشد و مضاف بر این اصلاً شناخت خدا را از ترس از خدا نمی توان جدا کرد و عینیت دارد زیرا که قرآن کریم فرموده است :

ﱫ  ﯞ  ﯟ  ﯠ  ﯡ  ﯢ  ﯣﱪ ۹
از بندگان خدا تنها دانايانند كه از او مى‏ترسند .
یعنی نمی شود که حضرت باری تعالی را شناخت و در مقابل این عظمت خاشع و خاضع و ترسان نبود .
ذكر خدا چيست و چگونه است ؟
در حديث مى خوانيم كه از وصايایى كه پيامبر اکرم۶به حضرت امیرمؤمنان على۷
فرمودند اين بود :

يَا عَلِيُّ ثَلَاثٌ لَا تُطِيقُهَا هَذِهِ الْأُمَّةُ الْمُوَاسَاةُ لِلْأَخِ فِي مَالِهِ وَ إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِهِ وَ ذِكْرُ اللَّهِ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ لَيْسَ هُوَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لَكِنْ إِذَا وَرَدَ عَلَى مَا يَحْرُمُ عَلَيْهِ خَافَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَهُ وَ تَرَكَهُ .۱۰
اى على سه كار است كه اين امّت طاقت آن را ندارند (و از همه كس ساخته نيست ) مواسات با برادران دينى در مال و حق مردم را از خويشتن دادن و ياد خدا در هر حال ، ولى ياد خدا (تنها) سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر نيست ، بلكه ياد خدا آن است كه هنگامى كه انسان در برابر حرامى قرار مى گيرد از خدا بترسد و آن را ترك گويد .
در حديث ديگرى مى خوانيم حضرت امیرالمؤمنین۷فرمودند :

وَ الذِّكْرُ ذِكْرَانِ ذِكْرُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ ذِكْرُ اللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَيْكَ فَيَكُونُ حَاجِزاً .۱۱
ذكر دو گونه است : ياد خدا كردن به هنگام مصيبت ( و شكيبایى و استقامت ورزيدن ) و از آن برتر آن است كه خدا را در برابر محرّمات ياد كند و ميان او و حرام سدّى ايجاد نمايد .
و به همين دليل است كه در بعضى از روايات ذكر خداوند به عنوان يك سپر و وسيله
دفاعى شمرده شده است ، در حديثى از امام صادق۷مى خوانيم كه روزى پيامبر۶ رو به يارانش كرد و فرمودند :

اتَّخِذُوا جَنَناً فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ أَ مِنْ عَدُوٍّ قَدْ أَظَلَّنَا قَالَ لَا وَ لَكِنْ مِنَ النَّارِ قُولُوا سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ .۱۲  
سپرهایى براى خود فراهم كنيد عرض كردند اى رسول خدا۶ آيا در برابر دشمنان كه اطراف ما را احاطه كرده و بر ما سايه افكنده اند؟ فرمود نه ، از آتش دوزخ  بگویيد: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر (خدا را به پاكى بستایيد و بر نعمتهايش شكر گویيد و غير از او معبودى انتخاب نكنيد و او را از همه چيز برتر بدانيد).
اهل بیت:مصداقِ ذکر الله
در این که یاد خدا باعث آرامش است نباید شک کرد امّا یاد خدا چگونه حاصل می شود زیرا مقدّمه و پیش فرض یاد خدا شناخت است و شناخت خداوند چگونه حاصل می شود ؟
به سخنی دیگر یاد خدا با معرفت و شناخت خداوند حاصل است و شناخت پروردگار به وسیله اهل بیت:شکل می گیرد . از امام صادق۷در تفسير  ﱫ  ﰏ  ﰐ     ﰑ  ﰒ  ﰓﱪ نقل شده است كه فرمودند :

بِمُحَمَّدٍ۶ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ وَ هُوَ ذِكْرُ اللَّهِ وَ حِجَابُهُ .۱۳
به وسيله محمّد۶دلها آرامش مى پذيرد و او است ذكر خدا و حجاب او .

ماهیت این اطمینان قلب به پیامبر۶چیست ؟
اطمینان به قلب نسبت داده شده است و این حاکی از یک حس و باور درونی است . اطمینان قلبی به پیامبر گرامی۶علاوه بر اعتقاد بر نبوت و رسالت آن حضرت۶، همان محبّت صادق به آن بزرگوار است و محبّت صادق بر اساس آیه ﱫ   ﭸ  ﭹ  ﭺ  ﭻﱪ۱۴ محبّتی است که با اطاعت و تبعیّت همراه باشد و نیز محبّت صادق آن است که همراه با تمایل و یا دوستی با مخالفان نباشد . از آنجا که مطابق روایات خداوند با اسباب کار می کند و اهل بیت: مجرای جریان فیض بسوی دیگران هستند و البته معرفت خدا نیز مخلوق خدا است و در آنها نهاده شده است و از قلب آنان به قلوب جاری می شود و راه دیگری نیز وجود ندارد لذا تنها راه رسیدن به آرامش اتصال قلبی به اهل بیت:و بوسیله آنان به پروردگار است. و سوره فجر بیان گر همین مهم است که تنها اهل بیت اند که دارای نفس مطمئنّه به خدایند و قلب آنها است که تنها محل معرفت خداست و تنها راه بر ما شناخت آنان و اتصال قلبی به آنان است که از این راستا معرفت خداوند متعال و آرامش نصیب ما گردد .

۱- بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۱۹٫
۲- مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۴۱٫
۳- المصباح کفعمی، ص۴۶۰٫
۴- سوره فجر، آیه ۲۷ ـ ۳۰٫
۵- بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۱۸، حدیث ۸ ؛ بحارالانوار، ج۲۴، ص۹۳٫
۶- رعد، ۲۸٫
۷- نهج‏البلاغة ص ۳۴۷٫
۸- رعد، ۲۸و۲۹٫
۹- فاطر، ۲۸٫
۱۰- وسائل‏الشيعة، ج۱۵، ص۲۵۴٫
۱۱- الكافي، ج۲، ص۹۰٫
۱۲- بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۷۱٫
۱۳- بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۸۷٫
۱۴- ابراهیم، ۳۶٫

– بعلاوه قرآن کریم ؛
– ‏امام على بن ابى طالب۷، نهج البلاغه، ۱جلد، انتشارات دار الهجره.
– شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، ۲۹ جلد، مؤسسه آل البيت:، قم، ۱۴۰۹ ه ق.
– كلينى، الكافي، ۸ جلد، دار الكتب الإسلامية تهران، ۱۳۶۵ ه ش.
‏- علامه مجلسى، بحار الأنوار، ۱۱۰ جلد، مؤسسة الوفاء بيروت – لبنان، ۱۴۰۴ ه ق

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.