کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

پشت پرده ی استعفای پاپ بندیکت شانزدهم – مصطفي رستگار

پشت پرده ی استعفای پاپ بندیکت شانزدهم –  مصطفي رستگار

در آمد
نگارنده در این مقالـه به علـل و عوامـل استعفـای پاپ بندیکت شانزدهم و انظار موافق و مخالف او پرداخته است
و نیم نگاهی به رفتار و عملکرد راتسینگر نیز شده است امّا قضاوت با خواننده محترم است.

 

 

مقدمه
پاپ بنديکت شانزدهم که نام اصلي وی جوزف راتسينگر(Joseph Ratzinger) است، ۲۶۵ مين پاپ کليساي کاتوليک است. ايشان در سال ۱۹۲۷ در ايالت باواريا در جنوب آلمان متولّد شد و در حال حاضر ۸۶ سال سن دارد. بعد از فوت پاپ ژان پل دوم در سال ۲۰۰۵، ايشان در سن ۷۸ سالگي توسط شوراي کاردينال ها به عنوان پاپ جديد انتخاب شد و تا امروز حدود هشت سال است که منصب پاپي را در اختيار دارد. اين توضيح هم مفيد است که پاپ داراي دو نقش است: ايشان هم رهبر کاتوليک هاي جهان محسوب مي شود و هم به عنوان حاکم سياسي کشور يا به عبارت بهتر « دولت شهر» واتيکان ايفاي نقش مي کند.

اعلام استعفا
اخيراً مطلع شديم که پاپ بنديکت شانزدهم اعلام کرده که قصد دارد از مقام خود کناره گيري کند و استعفا بدهد. اين خبر به سرعت از طريق رسانه هاي جمعي منتشر شد و شگفتي بسيار زيادي را در ميان عموم و همچنين نخبگان ايجاد کرد. حتي بعضي ها از آن به زمين لرزه تعبير کردند. البته استعفاي يک پاپ امر بي سابقه اي نيست و آخرين پاپي که اين کار را انجام داد پاپ گريگوري دوازدهم بود که در حدود ۶۰۰ سال پيش از مقام پاپي استعفا داد.

متن استعفانامه     
در استعفانامه آقاي راتسينگر تعارفات معمول رعايت شده است و ايشان عبارات زيبايي را به کار برده اند. ايشان در اين استعفانامه متذکّر شده اند که بارها به وجدان خودشان مراجعه کرده اند و بالاخره به اين اطيمنان رسيده اند که به علّت کهولت سن و ضعف جسمي و روحي و ذهني و همچنين شرايط بسيار متغيّر جهاني، ديگر قابليت هدايت سفينه کليساي کاتوليک را ندارند. و در نتيجه اعلام کردند که از ساعت ۲۰، روز ۲۸ فوريه سال ۲۰۱۳ که برابر است با دهم اسفندماه سال۱۳۹۱ هجري شمسي، ديگر پاپ نخواهند بود و شوراي کاردينال ها بايد دست به کار انتخاب پاپ جديد بشوند.۱  

علل استعفا
بعد از اعلام اين استعفا، گمانه زني ها در مورد علل اصلي استعفاي پاپ شروع شد و افراد و گروه هاي مختلف در سراسر جهان، متناسب با رويکردي که به پاپ و دستگاه واتيکاني داشتند، شروع به اظهار نظر در مورد علّت يا علّت هاي اصلي اين کناره گيري کردند. وقتي که ما مطالب موجود در رسانه هاي جمعي را مرور مي کنيم متوجّه مي شويم که طيفي از اظهار نظرهاي مختلف در مورد استعفاي پاپ وجود دارد: در يک سوي طيف، کساني هستند که ما بايد آن ها را ايمانداران خطاب کنيم. دلايلي که آن ها براي استعفاي پاپ ارایه مي دهند همان دلايلي هست که خود پاپ در استعفا نامه اش ذکر کرده است، که شامل ضعف بدني و خستگي روحي پاپ مي شود. به علاوه اينکه آن ها وارد جزئيات مي شوند و مثلاً مي گويند که پاپ در ماه هاي اخير در نشست و برخاست ها و راه رفتن ها و صحبت کردن و غيره دچار ضعف مشهود شده است، يا اينکه مثلاً داستان سفر پاپ به مکزيک را يادآور مي شوند و اينکه ايشان در آنجا در اتاق خودشان که در يک هتل بوده است شب هنگام، وقتي که داشتند دنبال کليد برق مي گشتند سرشان به يک شيء سخت برخورد کرده و آسيب جدّي ديده است و از اين قبيل مطالب؛ و اينکه ايشان راضي نيستند با وجودي که افرادي مي توانند بهتر از اداره امور برآيند همچنان بر مقام خود باقي بمانند. اين مطالب را گروه ايماندار مطرح مي کنند.۲
در منتهي اليه ديگر اين طيف کساني هستند که ما بايد آن ها را با عنوان دشمنان سرسخت پاپ بشناسيم: کساني که دشمني ديرينه با پاپ و دستگاه واتيکاني دارند و پاپ را دجّال زمان قلمداد مي کنند و مترصّد کوچک ترين فرصتي هستند تا به پاپ و واتيکان ضربه بزنند و به نظر مي رسد که از دروغ گفتن و تهمت زدن هم هيچ ابايي ندارند. مسایلي که اين گروه به عنوان علّت استعفاي پاپ مطرح مي کنند شامل فساد درون دستگاه واتيکان، از جمله فساد مالي و جنسي و اخلاقي عوامل دروني دولت واتيکاني و همچنين فساد اخلاقي کشيش هايي است که دستگاه واتيکان به اقصي نقاط جهان اعزام مي کند. مساله اين است که وجود و گسترش فساد در ميان کشيش ها امري بديهي است که حداقل در سال هاي اخير همه دنيا شاهد آن بوده اند، ولي اين گروه از مخالفان مطالبي را مطرح مي کنند که به نظر مي رسد به هيچ وجه معقول و منطقي نيست و بيشتر به تهمت و افترا شبيه است تا به واقعيت.
قبح اين مطالب به قدري زياد است که در يک رسانه جمعي قابل مطرح کردن نيست، ولي به عنوان يک نمونه كوچك، مي توان اشاره کرد که يکي از اين قبيل سايت ها مي نويسد که جاسوس هايشان در واتيکان مطّلع شده اند که انگيزه پاپ براي استعفا اين بوده است که بعد از کناره گيري از مسئوليت به اسپانيا سفر کند و با شريك جنسي اش كه همجنس خودش مي باشد ازدواج کند و مطالبي از اين قبيل كه هرگز معقول و قابل باور نيست. اين ها هم در منتهي اليه ديگر طيف قرار دارند.۳ ولي افرادي هم هستند که در ميانه طيف قرار دارند و به نظر مي رسد که بدون غرض حرف مي زنند و انصاف را رعايت مي کنند و البته به هيج وجه مؤمنانه حرف نمي زنند و ظاهراً مي شود به حرف هاي آن ها اعتنا کرد و در مورد آن فکر کرد. اين گروه علاوه بر ذکر مسأله بيماري و ضعف جسمي و خستگي روحي پاپ و يادآوري ضربه اي که در سفر به مکزيک به سر پاپ وارد شد، موارد ديگري را هم مطرح مي کنند که مي تواند علت تصميم پاپ به استعفا باشد. مثلاً مطرح مي کنند که دو روز قبل از اعلام تصميم پاپ به استعفا، مشاجره تندي بين ايشان و گروهي از کاردينال ها درگرفت و در آن گفتگوي تند، ايشان مجبور شد که تصميم به استعفا بگيرد. يا اين که افشاي فساد مالي و پولشويي در بانک واتيکان باعث احساس شرمندگي پاپ شده است. يا اينکه بر ملا شدن اقدام پاپ در سرپوش گذاري بر روي فساد اخلاقي و به خصوص کودک آزاري کشيش هاي کاتوليک و عدم مجازات عاملين اين سوء استفاده هاي جنسي، باعث خجالت زدگي پاپ و تصميم به استعفا شده است. همچنين مي گويند که گروهي از کاردينال ها قرار است در آينده نزديک، ماجراي فضاحت بار و تکان دهنده اي که به رشوه دهي دستگاه واتيکان مربوط مي شود را گزارش بدهند و پاپ تصميم گرفته است قبل از افشاي اين گزارش، صحنه را ترک بکند و بعضي ها مي گويند که استعفا از مقام پاپي ترفندي است تا راتسينگر بتواند در رأي گيري براي انتخاب پاپ بعدي شرکت و اعمال نفوذ کند تا پاپي انتخاب شود که مطلوب ايشان باشد و بتواند سياست هاي ايشان را ادامه بدهد.۴

كودك آزاري كشيش ها
در مورد سو‌ء استفاده جنسي کشيش هاي کاتوليک از کودکان بايد بگويم که بسياري از اين تجاوزها طي چند دهه گذشته اتفاق افتاده، ولي شواهد مربوط به آن ها چند سالي است که بر ملا شده است. مساله این است که آقای راتسينگر در دوران پاپ ژان پل دوم، دست راست این پاپ محسوب می شد. در سال ۱۹۸۱، پاپ ژان پل دوم ایشان را به عنوان مسئول بخشی به نام « جماعت دکترین و ایمان» تعیین کرد که همان « اداره تفتیش عقاید» قرون وسطی است که تغییر نام داده است. راتسینگر در دوران اين مسئوليت خود، مامور شد که به حدود سه هزار پرونده سوء استفاده جنسی رسیدگی کند. تا قبل از این مسئولیت، هر اسقفی در قلمرو خودش، مسئول رسیدگی به این گونه جرایم بود ولی بعد از این اقدام، همه پرونده ها در یک جا به طور متمرکز مورد رسیدگی قرار می گرفت. عمده اتهاماتی که در قضیه سوء استفاده های جنسی متوجه راستینگر است مربوط به همین دوران می شود. البته متهم اصلی، دستگاه واتیکان است ولی چون مسئولیت این قضایا به عهده آقای راستینگر بوده است طبيعتاً انگشت اتهام به سوی ایشان دراز می شود و ایشان متهم می شود که درد و رنجی که کشیش های کودک آزار در طول چند دهه به کودکان بی گناه تحمیل کرده اند را نادیده گرفته، شواهد سوء استفاده های جنسی را مخفی کرده و روی جنایات بسیاری از کشیش های
کودک آزار سرپوش گذاشته و به جای اینکه بسیاری از این کشیش ها را مجازات و خلع لباس کند صرفاً آن ها را از یک قلمرو اسقفی به قلمرو اسقفی دیگری انتقال داده و به اصطلاح سعی کرده است که این رویدادهای فضاحت بار را لاپوشاني کند و بدون هيچ گونه اقدام جدی، رفع و رجوع نمايد. به گفته منتقدین، شواهد این نوع بی اعتنایی ها و تأخیرها در دهه های ۸۰ و ۹۰، یعنی در دورانی که آقای راتسینگر بعد از پاپ ژان پل دوم، دومین شخصیت واتیکان محسوب می شد، فراوان است.
البته مواردی هم هست که در آن ها شخص آقای راتسینگر مورد اتّهام قرار دارد. مثلاً یک مورد هست که به سال ۱۹۸۰ برمی گردد، یعنی زمانی که راتسینگر اسقف اعظم شهر مونیخ در آلمان بود. در این ماجرا کشیشی به نام پیتر هولرمان که به او پدر هولرمان می گفتند نقش داشت. هولرمان به چند مورد سوء استفاده جنسی متهم شد. یکی از آن ها این بود که یک پسر یازده ساله را که در حال کوهپیمایی بود را گرفته، به او مشروبات الکلی خورانده و مستش کرده بود، بعد به داخل یک اتاق برده، درب را قفل کرده بود، پسر را عریان کرده و او را مجبور کرده بود كه سکس دهانی انجام دهد. پرونده این آقای، به اصطلاح، پدر هولرمان به هر حال از دفتر آقای راتسینگر عبور کرد ولی تنها مجازاتی که برای او در نظر گرفته شد این بود که به منظور درمان، او را از یک شهر به شهر دیگر انتقال دادند، و حتی پس از چند روز، او را مسئول گروهی از نوجوانان قرار دادند و او دوباره مرتکب سوء استفاده شد. البته مدافعان آقای راتسینگر مدّعی هستند که این قصور از ناحیه معاون راتسینگر بوده است، ولی شواهد نشان می دهد که خود راتسینگر در این داستان نقش داشته است.
نمونه دیگری که شخص آقای راتسینگر در آن متّهم است به کشیشی به نام استفان کسیل در ایالت کالیفرنیای آمریکا مربوط می شود. ماجرا از این قرار بوده است که این آقای کشیش، دو پسر نوجوان را در اقامتگاه خودش زندانی مي كند، دست و پای آن ها را مي بندد و آن ها را آزار جنسی مي دهد. در سال ۱۹۸۱، وقتی که مقامات بالاتر در کالیفرنیا متوجّه این قضیه شدند به واتیکان نامه نوشتند و درخواست کردند که این کشیش مجرم خلع لباس شود، و هشدار دادند که اگر این کشیش در مسئولیت خود باقی بماند افتضاحات بیشتری به بار خواهد آورد. طبق شواهد موجود، آقای راتسینگر در واکنش به این نامه، نامه ای به آن ها نوشت و اطلاعات بیشتری خواست و بعد از اینکه نامه حاوی اطلاعات بیشتر را دریافت کرد چهار سال طول کشید تا به آن جواب بدهد. جوابی که راتسینگر به مقامات روحانی کالیفرنیا داد به زبان لاتین بود. راتسينگر در اين نامه نوشته بود که برای بررسی این قضیه به زمان بیشتري نیاز است. در این فرصت، کشیش کسیل در بخش خودش مشغول به کار بود و اتفاقاً مسئولیت نوجوان ها را برعهده داشت.
نمونه دیگری هم هست که به کشیشی به نام پدر لورنس مورفی در ایالات ویسکانسین آمریکا مربوط می شود. پدر لورنس که مسئولیت یک مدرسه ویژه ناشنوایان را برعهده داشت به پسران نوجوانی که تحت سرپرستی اش بودند گفته بود که خدا از او خواسته است که مسائل جنسی را به آن ها آموزش بدهد. این کشیش با این حیله، حدود ۲۰۰ نفر از این پسرهای ناشنوا را مورد سوء استفاده جنسی قرار داد. تا اینکه بالاخره اسقف اعظم میلواکی متوجّه این داستان شد و به واتیکان نامه نوشت و درخواست کرد که در این مورد کاری انجام بشود. در این مورد هم راتسینگر هیچ اقدام جدّی انجام نداد.
البته بالاخره با اقدام معاون راتسینگر، محاکمۀ محرمانۀ این کشیش مجرم در سال ۱۹۹۶ شروع شد. ولی اين محاكمه ناتمام ماند و دلیل ناتمام ماندن آن این بود که این کشیش مجرم نامه ای خصوصی به راتسینگر نوشت و از او درخواست کرد که اجازه بدهد كه او باقیمانده عمرش را با عزّت و احترام یک کشیش سپری کند. و البته راتسینگر هم موافقت کرد و پدر مورفی مجرم، با آرامش کامل به زندگی خودش ادامه داد و در آرامش مرد و با لباس روحانی هم دفن شد، و کسانی که در این بین حقّشان ضایع شد و نادیده گرفته شد آن ۲۰۰ نوجوان ناشنواي بی گناهی بودند که به هیچ وجه توان دفاع از خودشان را نداشتند و قربانی محافظه کاری های بی جای آقای راتسینگر شدند.

پايان
به هر حال، به خاطر این سابقه بدعملی و بی عملی است که عدّه ای معتقد هستند که آقای پاپ بندیکت شانزدهم باید محاکمه شود و در همین دنیا پاسخگو باشد. و احساس شرم ناشی از این افشاسازی ها می تواند یکی از عوامل مهمی باشد که منجر به استفعای پاپ بندیکت شانزدهم از مقامش شده است، اتفاقی که ۶۰۰ سال بود در کلیسای کاتولیک رخ نداده بود و باعث شگفتی همگان شد.۵

 

۱-http://world.time.com/2013/02/11/text-of-popes-resignation-announcement.
۲-http://www.guardian.co.uk/world/2013/feb/11/pope-resigns-live-reaction.
۳-http://www.huffingtonpost.co.uk/carl-packman/pope-benedict-xvi fact-from-fiction_b_2715249.html.
۴-http://www.telegraph.co.uk/news/religion/the-pope/9873281/Pope-Benedict-XVIs-resignation-A-drama-that-beats-any-Dan-Brown-plot.html .
۵-http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2013/feb/15/pope-benedict-inaction-child-abuse.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.