کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

اربعین حسینی

فرا رسیدن اربعین حسینی را به محضر مقدس امام زمان علیه السلام و تمام محبان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت عرض می نماییم.

 

روز بيستم ماه صفر، روز اربعين

و به قول شيخين – شيخ مفيد و شيخ طوسي-

بازگشت اهل حرم امام حسين عليه السلام از شام به مدينه،

و روز ورود اولين زائر آن حضرت

جابربن عبدالله انصاري به کربلا،

جهت زيارت امام حسين عليه السلام است.

زيارت آن حضرت در اين روز مستحب است.

که به فرموده امام حسن عسکري عليه السلام

از نشانه هاي مؤمن است.
قال العسکري عليه السلام: “علامات المؤمنين خمس :

صلاةُ الاحدي و الخمسين و زيارةُ الاربعين والتـَختم في اليَمين

و تـَعفيرُ الجـَبين و الجَهر ببسم الله الرحمن الرحيم.”(۱)
از حضرت امام حسن عسکري عليه السلام

روايت شده که فرمودند:
علامات مؤمن پنج چيز است:
۱- اقامه پنجاه و يک رکعت نماز فريضه و نافله در شبانه روز.
۲- زيارت اربعين.
۳- انگشتر به دست راست کردن.
۴- جبين را در سجده بر خاک گذاشتن.
۵- در نماز بسم الله الرحمن الرحيم را بلند گفتن.

سند زيارت اربعين

شيخ طوسي در تهذيب و مصباح ، زيارت مخصوصه

روز اربعين را از حضرت امام صادق عليه السلام نقل کرده است.

بررسي زيارت اربعين امام حسين عليه السلام

فراز اول:
سلام هاي توصيفي

– السلامُ علي وَليِّ الله و حبيبه؛ سلام بر ولي و حبيب – دوست- خدا.
– السلامُ عـَلي خليلِ اللهِ وَ نجيبه؛ سلام و درود بر خليل و گزيده خدا.
– السلامُ علي صَفيِّ اللهِ و ابن ِ صَفيّـه؛

درود بر برگزيده خدا و پسر انتخاب شده خدا.
– السلامُ علي الحُسين ِ المظلوم الشهيد؛ درود بر حسين مظلوم شهيد.
– السلامُ علي اسيرِ الکربات و قـَتيلِ العـَبرات؛

سلام بر کسي که اسير و گرفتار

بلايا و اندوه ها شد و کشته براي اشک ها.
در سلام هاي اوليه زيارت،

امام صادق عليه السلام به نوعي اصالت خانوادگي

امام حسين عليه السلام را بيان مي نمايد

که ايشان فرزند رسول خدا که حبيب خداست،

مي باشد . برخي از انبياء در درگاه الهي با نام خاصي توصيف

و معروف شده اند. حضرت ابراهيم (علیه السلام)

با عنوان خليل الله ،

حضرت موسي(علیه السلام) با عنوان کليم الله ،

حضرت عيسي(علیه السلام) با عنوان کلمة الله ،

حضرت نوح (علیه السلام) با عنوان نبي الله –

که البته ايشان اولين پيامبري بودند که مقام نبوت را به دوش کشيدند-

حضرت آدم (علیه السلام) با عنوان صفوة الله

و حضرت محمد (صلی الله علیه واله) با عنوان حبيب الله مطرح هستند.
براي سلام معاني مختلف ذکر کرده اند، که به اختصار نام مي بريم.
۱- سلام، يکي از نام هاي خداي عزوجّل است

و مراد آن است که خداوند حافظ تو باشد.
۲- سلام به معناي تسليم.
۳- سلام به معناي سلامتي.
حال که معناي سلام مشخص شد که به معناي آسايش،

امنيت و سلامتي است،

به تفسير سلام بر امام حسين عليه السلام مي پردازيم.

سلام بر امام به اين صورت است که شخص زائر در حالي که

حضور امام ايستاده يا از دور ايشان را در ذهن حاضر نموده

و به حضرت سلام مي نمايد و در دل مي گذراند که هيچ آزاري

و آسيبي از ناحيه من به آن امام،

نه در آن وقت و نه پس از آن نخواهد رسيد؛

زيرا هدف تمامي آن بزرگواران جز هدايت و اصلاح مردم

و اعلاي کلمه توحيد و شيوع طاعت خداوند در مردم نيست،

لذا آنها از معصيت خدا و تخلف از اوامر و نواهي او،

از اخلاق ناپسند مردم از قبيل خود بزرگ بيني،

حرص، ريا، بخل، حّب قدرت، غيبت،

آزار رساندن و … اذيت خواهند شد.
زائر بايد حال خود را به گونه اي قرار دهد

که مورد رضايت امام باشد،

نه مايه اذيت آن حضرت.

آن وقت است که در گفتن کلام سلام، صادق است.

لذا بايد دل را با آب توبه شستشو داده،

و اشک پشيماني از ديده فرو ريزد،

و پس از آن به امام عرض سلام داشته باشد.
زائر با عرض سلام، خود رابه آن حضرت نزديک نموده

و با تکرار واژه ادب، روح و روان خود را به لحاظ نزديکي

به ايشان از پستي ها و رذايل و آلودگي ها پاک مي نمايد

و سلام را چنان با ادب و خلوص و اشک و آه بر دل القا مي نمايد،

تا سلامتي کامل حاصل گردد

و موجب جواب سلام آن بزرگوار گردد.
فراز دوم:
شهادت و گواهي امام صادق عليه السلام

به عظمت و برتري امام حسين عليه السلام

– اللهم اني اَشهَدُ أنـَّهُ وَليـُّکَ وَ ابنُ وَليِّک؛

بار خدايا گواهي مي دهم که ( امام حسين)

ولي تو و فرزند ولي تو است .
– وَصَفيـُّکَ وَ ابنُ صَفيـِّک، الفائزُ بِکـَرامـَتـِک ؛

و نيز گواهي مي دهم که او برگزيده ي تو

و پسر برگزيده ي تو است که به کرم تو رستگار است.
– اَکرَمتـَهُ بالشَّهادة ؛ خدايا گواهي مي دهم

که او را به وسيله شهادت گرامي داشتي .
– و حَبوتـَهُ بالسـَّعادة ؛ و به او سعادت عطا فرمودي.
– و اجتـَبـيتـَه بطيبِ الولادة ؛

و او را از اصل و نسب ، پاکي ولادت بخشيدي.
– و جَعَلتـَه سيداً من السادة و قائِداً من القادة ؛

او را آقايي از آقايان و رهبري از رهبران قرار دادي.
– و ذائدً مِنَ الذادة و اَعطيتـَهُ مَواريثَ الانبياء ؛

و او را مدافعي از مدافعان قرار داده

و ارث تمام انبياء را به ايشان عطا فرمودي.
– و جعلته حُجَة ًعلي خـَلقِک مِنَ الاوصِياء ؛

و شهادت مي دهم که او را حجت

بر خلق خود از اوصياء قرار دادي.
– فـَاَعذَرَ في الدُعاءِ وَ مَنَحَ النُصح ؛

فراز سوم:
اهداف قيام امام حسين عليه السلام

– و بَذلَ مُهجَتـَهُ فيکَ ليَستـَنقـِذَ عِبادکَ مِنَ الجَهالةِ وَ حَيرَةِ الضـَلالة َ؛ –

خدايا- جانش را در راه تو بخشيد تا بندگانت را از ناداني،

سرگرداني و گمراهي نجات دهد.
امام حسين عليه السلام قبل از خروج از مکه خطاب

به برادرش محمد حنفيه وصيت نامه اي نوشتند که ضمن آن اهداف

خود را از قيام اعلام مي دارند. در آنجا مي فرمايد:

من براي اصلاح دين جدّم رسول الله

و امر به معروف و نهي از منکر قيام مي نمايم.

فراز چهارم:
قاتلان امام حسين عليه السلام

– وَ قـَد تـَوازَرَ عـَلـَيه مَن غـَرَّته الدُنيا؛

کساني بر عليه او( امام) همدست شدند که دنيا آنها را فريب داد.
– و باعَ حـَظـَّهُ بالاَرذَلِ الاَدني وشَري اخِرَتـَهُ بالثـَّمَنِ الاَوکـَس ِ؛

و بهره هستي خود را به بهاي ناچيز و پستي فروختند

و آخرت خود را به بهاي کمي دادند.
– و تـَغـَطرَسَ وتـَرَدّي في هواه؛ گردن فرازي کرده

و خود را در پرتگاه هوس انداختند.
– و اَسخَطَکَ و اَسخَطَ نـَبيکَ ؛

و تو و پيغمبر تو را به خشم آوردند .
– و اَطاعَ مِن عِبادِکَ اهلَ الشـِّقاق ِ وَ النفاق؛

و آن( دنيا پرستان) پيروان بنده هايت شدند

که خلاف انگيز و نفاق انگيز بودند.
– و حـَمـَلـَة َ الاوزارِ المـُستوجبينَ النار؛

و بار گناه به دوش کشيده و به آتش سزاوار شدند.
– فـَجاهدهُم فيکَ صابراً مُحتـَسـباً؛

پس ( امام) جهاد کرد با آنها درحالي که شکيبا بود.
– حتي سُفـِکَ في طاعـَتِکَ دمه؛

تا اين که در ( راه) طاعت تو خونش ريخته شد.
– وَ استـُبيحَ حَريمَهُ ؛ هتک حرمت به حرم امام مباح شد.
امام صادق عليه السلام در اين فراز از زيارت

به توصيف قاتلان مي پردازد

که ما در اين اينجا به عرض از آنان را معرفي مي نماييم.
عمربن سعد بن ابي وقاص يکي از افرادي از که

در جريان حادثه کربلا نقش بسزايي را ايفا مي نمايد.

سعد پدر عمر از مسلماناني است که در سالهاي نخست

بعثت رسول اکرم صلوات الله عليه مسلمان شد

و در راه دين، شکنجه و محروميت ديده بود

که فتح ايران و بناي کوفه به دست او انجام شد؛

ولي مانند بسياري از ياران رسول خدا(صلی الله علیه واله)

علاقه به دنيا بر او غالب گشته و در ماجراي خلافت

حضرت علي عليه السلام با آن حضرت بيعت نکرد

و در سال ۵۵ يا ۵۸ از دنيا برفت . عمربن سعد؛

اگرچه به خاطر شخصيت معروف پدرش نام درخشاني داشت؛

اما مرد دنياپرست و بُزدلي بود که بر طبق روايات رسيده،

رسول اکرم(صلی الله علیه واله) و اميرالمؤمنين عليه السلام

او را مذمت کردند، به همين جهت پدرش هم از او راضي نبود،

به طوري که او را از ارث محروم نمود.(۳)
نقش عمربن سعد در کربلا، بسيار اساسي بود؛

زيرا او فرمانده کل و جنگ در کربلا،

از طرف ابن زياد بود که پيش از ورود امام حسين عليه السلام

به سرزمين کربلا، مأموريت يافته بود که با چهار هزار نفر

از مردم کوفه براي بازپس گرفتن يکي از شهرهاي

استان همدان برود و فرمان حکومت “ري”

را نيز به نام او صادر کرده بود.
“شمربن ذي الجوشن” يکي ديگر از سران

و فرماندهان در حادثه کربلا بود.

وي در زمان حضرت علي عليه السلام

جزو شيعيان و طرفداران حضرت به شمار مي آمد،

او در جنگ صفين از افراد تحت فرمان اميرمؤمنان بود

و در جنگ با معاويه شرکت داشت

و شجاعت زيادي از خود نشان داد.(۴)
وي علي رغم اين که در زمره ياران حضرت علي عليه السلام بود؛

ولي همانند بسياري از دوستان حضرت، عاقبت به خير نشد؛

چرا که بر اثر گرفتاري نفساني،

در رديف دشمنان حضرت و وطرفداران بني اميه قرار گرفت.
اينها نمونه هايي از قاتلان امام حسين عليه السلام بودند

که به وسيله حبّ دنيا و مقام وسوسه شده

و با فرزند پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله

جنگيدند و امام را به شهادت رساندند.
دلائلي نقلي و تاريخي متذکر اين نکته است که عامل دنياپرستي

و منفعت طلبي در حادثه کربلا نقش اساسي داشته است.

فرزدق شاعر مي گويد: من در سال شصت هجري

که با مادرم از کوفه عازم مکه و انجام مراسم حج بودم

با امام حسين عليه السلام ملاقات نمودم،

حضرت از من سؤال کرد: از کوفه چه خبر داري؟

گفتم: قلوب النّاس معک و سيوفهم مع بني اميّه و …؛

مردم دلهاشان با توست ،

ولي شمشيرهاشان با بني اميه است و …(۵)

سپس حضرت امام حسين عليه السلام در طي بيان مطالبي فرمودند:

“انّ النّاس عبيد الدّنيا و الدّين لعقٌ علي السنتهم يحوطونه مادرّت معائشهم

فاذا محصوا باالبلاء قلّ الدّيّانون؛ به راستي که مردم، بندگان دنيا هستند

و دين و دينداري بر سر زبان و لقلقه آنهاست

و دين را فقط زماني مي خواهند که وسيله اي براي تأمين دنياي آنان شود؛

اما وقتي که به گرفتاري و بلا مورد آزمايش قرار مي گيرند ،

دينداران حقيقي ، بسيار اندک هستند”.(۶)

فراز پنجم:
عبرت آموزي از سالار شهيدان

– اشهَدُ انـَّکَ اَمينُ الله وابنُ امينهِ؛

گواهي مي دهم که تو امانت دار خدا و پسر امانت دار او هستي.
– عِشتَ سَعيداً وَ مَضَيتَ حَميداً وَ متَّ فـَقيداً مـَظلوُماً شهيداً؛

گواهي مي دهم که سعادتمند زندگي کردي و ستوده در گذشتي،

و هنگامي که رحلت کردي از وطن خود دور بودي

و در حالي که ستم ديده بودي، به شهادت رسيدي.
– و اشهـَدُ انَّ الله مـُنجـِزٌ ما وَعـَدَکَ ؛

و گواهم که خدا وفا کند بدان چه تو را وعده داد.
– و مُهلِکٌ مَن خـَذلـَکَ و مُعـَذبٌ مَن قتلکَ؛

و ( خدا) هلاک کند هر آن کس که تو را رها کرده

و ترک گفته وعذاب کند کسي که تو را کشت.
– و اشهـَدُ انـَّکَ وَفيتَ بِعَهدِ الله؛

و گواهي مي دهم که به عهد خدا وفا کردي .
– و جاهـَدتَ في سـَبيلِهِ حتي اتيکَ اليـَقينُ ؛

و در راه (خدا) ، تا رسيدن لحظه مرگ جهاد کردي .
آن حضرت به دليل موقعيت خاصّي که برايش پيش آمده،

درس هاي زيادي به طور عملي به تمام انسان هاي تاريخ

و جوامع بشري داده است که به اختصار بيان مي کنيم:

فراز ششم:
تجديد بيعت با سرور شهيدان حسين بن علي عليهما السلام

– اللهم انّي اُشهـِدُکَ اَنّي وَليٌ لِمَن والاهُ ؛

خدايا! من تو را گواه مي گيرم که هر آن که

حسين(علیه السلام) را دوست دارد، دوست مي دارم .
– و عـَدُوٌ لـِمَن عاداهُ ؛ و دشمنم با هر کسي که دشمن اوست.
– بِابي انتَ وَ اُمّي يابنَ رَسولِ الله ؛

پدر و مادرم به فدايت اي فرزند پيغمبر اکرم.

فراز هفتم:
اصالت خاندان امام حسين عليه السلام

– اشهَدُ انـَّکَ کـُنتَ نوراً في الاَصلابِ الشـّامِخة والارحامِ المـَطهَّرة ؛

گواهي مي دهم که تو نوري بودي

در اصلاب پدران بزرگوارت و ارحام مادران پاک.
– لم تـُنَجـِّسک الجاهلية ُ بانجاسِها؛

دوران جاهليت تو را به پليدي هاي خود، آلوده نکرد.
– و لم تـُلبـِسکَ المُدلَهمـّاتُ مِن ثيابـِها ؛

و( دوران جاهليت) جامه هاي درهم و برهم خود را بر تن تو نکرد.
– و اشهـَدُ انـَّکَ مِن دَعائم ِ الدّين ِ وَ ارکان ِ المـُسلمين ومَعقــِلِ المـَؤمنين؛

و گواهم که تو از ستون هاي دين،

ارکان مسلمين و دژ محکم مؤمنين هستي.
– و اشهـَدُ انـَّکَ الامامُ البـِرُّ التـَّقي ِ الرَّضي الزَّکي ِالهادي المهدي ؛

و شهادت مي دهم که تو پيشوايي نيکو رفتار،

پرهيزکار، پسنديده و پاک، هدايت گر و هدايت شده هستي.

فراز هشتم:
توصيف فرزندان امام حسين عليه السلام

– و اشهـَدُ انَّ الائِمَة َ مِن وُلدِکَ کـَلِمَة ُ التـَّقوي ؛

و گواهي مي دهم که اماماني که از

اولاد و ذريه تو مي باشند، کلمه تقوا هستند.
– و اعلامُ الهُدي وَ العـُروَة ُ الوثـقي وَ الحُجَّة ُعلي اَهلِ الدُّنيا؛

و نشانه هاي هدايت و حلقه محکم تر و حجت، بر همه اهل دنيا هستند.

فراز نهم:
اعتقادات شيعه

– و اشهـَدُ انّي بـِکُم مؤمِنٌ وَ بايابِکُم مُوقن بـِشرايع ِ ديني و خـَواتيم ِ عَمـََلي؛

شهادت مي دهم که من به شما و رجعت شما يقين دارم

و در انجام کارهايم بر طبق دستورات دين عمل مي کنم .
– وَ قـَلبي لـِقـَلبـِکـُم سـِلم ؛ و قلبم با قلب شما آميخته است .
– و اَمري لامرِکـُم مـُتـَّبـِع وَ نُصرَتي لـَکُم مُعدَّة ، حتي ياذنَ اللهُ لـَکـُم ؛

و در هر کارِ خود پيرو دستورات شما هستم و آماده ياري

و نصرت شما مي باشم، تا اين که خدا به شما اجازه ظهور دهد.
– فمعکم لا مع عدوکم؛ و من با شما هستم نه با دشمنان شما.

فراز دهم:
صلوات بر اهل بيت عليهم السلام

– صلواتُ اللهِ علـَيکـُم و علي ارواحِکـُم وَ اجسادِکُم؛

صلوات خدا بر شما، بر ارواح مقدستان، بر پيکر پاک شما.
– وَ شاهـِدِکـُم و غائبـِکـُم وَ ظاهـِرِکـُم و باطنکم؛

و حاضر شما و غائب شما و آشکار شما و نهانتان .
– امينَ ربَّ العالمين؛ به اجابت رسان، اي پروردگار جهانيان .

پي نوشت ها:

  • مصباح المتهجد، شيخ طوسي، ص ۷۳۰ .
    ۲- حماسه حسيني، ج ۳، ص ۱۲۱٫
    ۳- سيد هاشم محلاتي، زندگاني امام حسين(علیه السلام)، ص ۳۷۸٫
    ۴- تاريخ طبري، ج ۶، ص ۱۶٫
    ۵- مقتل مقرم، ص ۲۰۶٫
    ۶- کشف الغمه، ج ۲، ص ۳۰۸٫
    ۷- حماسه حسيني، ج ۳، ص ۱۴۵٫
    ۸- همان، ص ۴۹٫
    ۹- فاطمه زهرا(س) سيد محمدکاظم قزويني،
  • ص ۹۲، به نقل از عوالم الکبير.

موعود : منبع

 

برگرفته: از سایت راسخون

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.