کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

ابن تیمیه و انکار فرزند امام عسکری علیهمالسلام – حجّت الاسلام فاضل

ابن تیمیه و انکار فرزند امام عسکری علیهمالسلام

ابن تیمیه مي‌نویسد:۱
قد ذكر محمد بن جرير الطبري و عبد الباقي بن قانع و غيرهما من أهل العلم بالأنساب و التواريخ أن الحسن بن علي العسكري لم يكن له نسل و لا عقب و الإمامية الذين يزعمون أنه كان له ولد يدعون أنه دخل السرداب بسامرا و هو صغير منهم من قال عمرة سنتان و منهم من قال ثلاث و منهم من قال خمس سنين.۲
محمد بن جرير طبري ، صاحب كتاب تاريخ و عبد الباقي بن قانع از كساني ديگري كه عالم به انساب هستند،۳مي‌گويند اصلاً امام عسكري فرزندي (۷) نداشته است. امام عسكري (۷) عقيم بوده است. و شيعه خيال مي‌كند كه او فرزندي داشته است و داخل سرداب شده است و امثال اين‌ها.
عین همین مطالب را احسان الهي ظهير در كتاب الشيعة و اهل البيت به تبع ابن تیمیه تكرار کرده است و احمد محمود صبحي از شخصيت‌هاي برجسته وهابي در كتاب النظرية الإمامة،۴   و دكتر غفاري از ليدرهاي معاصر وهابي و از اساتيد دانشگاه‌هاي عربستان سعودي در كتاب اصول مذهب الشيعة۵ نیز به تفصیل این افترا را عنوان داشته اند.
ابن تیمیه۶ گفت: محمد بن جرير طبري گفته كه امام عسكري (۷) فرزندي نداشته است و اولادي از خود باقي نگذاشته است ولی در کتاب تاریخ ابن جریر چنین مطلبی وجود ندارد ولی در کتاب صلة التاریخ الطبری۷ نقل شده است ولی نویسنده آن محمد بن جریر نیست بلکه غریب بن سعد قرطبی است و مضاف بر اینکه نقل مورد نظر هیچ ارتباطی با امام عسکری۷ ندارد. در كتاب صلة تاريخ الطبري، قضيه به اين شكل است: مردي به در کاخ مقتدر عباسی آمد و گفت كار مهمّي با مقتدر دارم و اگر من را فوری به او نرسانید، اتفاقات ناگواري خواهد افتاد. آنها ترسیدند و راهش دادند. او مطالبي از گذشته و آينده را مطرح مي‌ کرد. از او
می پرسند نام شما چیست ؟ گفت: من محمّد بن حسن بن علي بن موسي بن جعفر الرضا (:) هستم.
يعني من نوه ی امام رضا (۷) هستم از حسن (۷). بعد جالب اين است كه مقتدر دستور مي‌دهد كه افرادي از ابي‌طالب بيايند و اين شخصی را كه مي‌گويد من نوه امام رضا (۷) هستم و اسم پدرم حسن (۷) است‌، را شناسایی کنند. تعدادي از آل ابوطالب مي‌آيند؛ مخصوصاً آقاي ابن طومار و مي‌گويند: لم يعقب الحسن (۷)- فرزند امام رضا (۷) كه جناب حسن (۷) است، اصلاً فرزندي نداشته است.يعني آقا امام رضا۷از فرزندش حسن۷، نوه‌اي نداشته است. بنا بر  این جریان در مورد حسن بن علي بن موسي الرضا:است نه محمد بن الحسن بن علي بن محمد الهادی:، پس هیچ ارتباطی به فرزند امام عسکری۷ندارد و ادّعای ابن تیمیه مبنی بر این که اهل انساب نوشته اند که امام عسکری۷نسلی نداشته و عقیم بوده است بی اساس و بی مدرک است بخصوص که علمای و دانشمندان بسیاری نسل امام عسکری۷را ثبت و نقل کرده اند. مرحوم شیخ نجم الدین عسکری در جلد اول کتاب خویش، المهدی الموعود المنتظر عند اهل السنة،۸ نام چهل تن از دانشمندان اهل تسنن را آورده است که همگی آنان در کتاب های خویش با ایمان به روایات رسیده از پیامبر۶به ولادت حضرت مهدی۷اعتراف نموده اند.
آیت الله صافی در کتاب خویش، منتخب الاثر،۹ نام ۶۵ نفر و محقّق گرامی، آیت الله فقیه ایمانی در کتاب خود مهدی منتظر در نهج البلاغه،۱۰ نام ۱۰۲ نفر از بزرگان عامّه را که به ولادت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح کرده اند را ذکر نموده اند. محقّق توانا جناب ثامر عمیدی نیز نام ۱۲۸ نفر از علما و بزرگان اهل تسنن را آورده که در کتاب های خود به ولادت حضرت ولی عصر۷اذعان کرده اند از جمله آنان است:

۱- محمّد بن طلحه حلبی شافعی در کتاب مطالب السئول فی مناقب آل الرسول در باب دوازده که در خصوص حضرت مهدی۷است، ضمن بحث گسترده ای می نویسد:
او در شهر تاریخی سامرا، دیده به جهان گشود… .۱۱
۲- محمّد بن یوسف کنجی شافعی او در کتاب البیان فی اخبار صاحب الزمان۱۲می نویسد:
حضرت مهدی(۷) فرزند جناب حسن عسکری(۷) است. آن وجود گرانمایه، زنده و در اوج سلامت و طراوت از زمان غیبت خویش تا کنون در این جهان زندگی می کند… .

۳- محمد بن احمد مالکی معروف به ابن صباغ در کتاب الفصول المهمه،۱۳در باب دوازدهم می نویسد:
ابوالقاسم، محمّد، حجّت، فرزند حضرت حسن عسکری(۷) است. او در شهر سامرا و در نیمه شعبان ۲۵۵ هجری دیده به جهان گشود.

۴- سبط ابن جوزی حنفی در کتاب  تذکرة الخواص،۱۴در مورد فرزندان حضرت امام عسکری۷در بخشی تحت عنوان فصل فی ذکر الحجة المهدی(۷) می نویسد:
او نام بلند آوازه اش محمّد، فرزند حسن عسکری(۷) است و کنیه اش ابوالقاسم می باشد. او
را خلف الحجة، صاحب الزمان، القائم المنتظر نیز خوانده اند و آن حضرت آخرین امامان است.

۵- احمد بن حجر در کتاب الصواعق المحرقة۱۵به هنگام بحث در مورد شخصیت حضرت امام عسکری۷می نویسد:
او جز فرزندش ابوالقاسم محمد الحجة، فرزندی به یادگار ننهاد و فرزند گرانمایه اش، به هنگامه شهادت پدر، پنج ساله بود، امّا خداوند حکمت و بینشی ژرف و اعجاز آمیز به او ارزانی فرمود.

۶- شبراوی شافعی در مورد ولادت دوازدهمین امام نور در کتاب الاتحاف بحب الاشراف۱۶می نویسد:
امام یازدهم، حسن خالص که به لقب عسکری معروف است و او را شرافت همین بس که امام مهدی (۷) از فرزندان گرانمایه اوست…. آنگاه می افزاید: امام مهدی (۷) فرزند حضرت عسکری (۷) است و در شهر تاریخی سامرا در پانزدهم شعبان ۲۵۵ هجری دیده به جهان گشود.

۷- عبدالوهاب شعرانی در کتاب الیواقیت و الجواهر۱۷ تحت عنوان، نشانه های نزدیک شدن رستاخیز، از جمله قیام و ظهور حضرت مهدی۷را می نویسد. آنگاه می افزاید:
امام مهدی (۷) از فرزندان امام عسکری (۷) است و در پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ بدنیا آمده و او زنده و باقی است تا طبق روایات رسیده از پیامبر (۶) با حضرت عیسی (۷)که به هنگامه ظهور او از آسمانها فرود می آید، دیدار کند.
۸- عبدالله بن محمد مطیری شافعی در کتاب صحاح الأخبار پس از یادآوری نام بلندآوازه امامان معصوم: تا حضرت امام عسکری۷می نویسد:
فرزند حضرت عسکری(۷) امام مهدی (۷) دوازدهمین امامان است. نام او محمّد و قائم است و به مهدی(۷) نیز شهرت دارد.

۹- سراج الدین رفاعی در کتاب منتخب الأثر،۱۸به نقل از صحاح الأخبار در این مورد می نگارد:
امّا، یازدهمین امام، حضرت حسن عسکری(۷) پس از خویش، فرزندش حضرت مهدی (۷) را بر جای نهاد و او جانشین پدر و دوازدهمین امام (۷) است.

۱۰- استاد بهجت افندی در کتاب محاکمه در تاریخ آل محمّد (:) می نویسد:
امام مهدی(۷) در پانزدهم شعبان سال ۲۵۵ هجری دیده به جهان گشود و مادرش نرجس بود… .۱۹

۱۱- حافظ محمد بن محمد حنفی نقشبندی در کتاب فصل الخطاب در این رابطه می نویسد:
حضرت عسکری (۷) یازدهمین امام است و فرزند گرانمایه اش (محمّد) نزد یاران و دوستان راستین خاندان وحی و رسالت مشخّص و معلوم بود. او در سال ۲۵۵ هجری در پانزدهم شعبان دیده به جهان گشود.۲۰

۱۲- سلیمان قندوزی حنفی در کتاب ینابیع المودة ضمن ترسیم ولادت حضرت مهدی۷از بانو حکیمه۳، دخت گرانقدر حضرت جواد۷به همان صورت که در کتابهای معتبر شیعه آمده است، می افزاید:
این روایت و این گزارش از دیدگاه علما و شخصیتهای مورد اعتماد اسلامی، محقّق و مسلم است که ولادت (قائم آل محمّد:) پانزدهم شعبان به سال ۲۵۵ هجری رخ داد و آن حضرت۷در شهر تاریخی سامرا و در حیات پدرش دیده به جهان گشود.۲۱  

شبلنجی شافعی در نور الابصار۲۲ و نیز ابن خلکان در وفیات الاعیان۲۳و ابن خشاب۲۴ و محمد امین بغدادی سویدی در سبائک الذهب۲۵ مورّخ بزرگ عامّه ابی الوردی در تاریخ  خود۲۶و بسیاری دیگر بر تولّد وجود مبارک حضرت مهدی۷تصریح کرده اند.
ابن تیمیه و دستبرد به احادیث مهدی۷
ابن تيميه در منهاج السنّة۲۷‌می نویسد:۲۸  
عقيده شيعه كه مي‌گويد حضرت مهدي فرزند امام عسكري (۷) است، درست نيست ؛ چون پيغمبر (۶) فرموده كه: مهدي من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمي و اسم أبيه اسم أبي- مهدي (۷)، خودش همنام من است و پدرش هم همنام پدر من-.۲۹
بسیاری از روایاتی که جمله « اسم ابیه اسم ابی» در آن است مانند « لا تذهب الدنيا حتى يبعث الله رجلا من أهل بيتي، يواطئ اسمه اسمي و اسم أبيه اسم أبي».۳۰ از نظر سند ضعيف اند.
چون راوي اين قضيه، رشدين بن سعد نحري است كه خود ذهبي در ميزان الإعتدال۳۱ مي‌گويد: اين روايت ضعيف است، ابو زرعه گفته ضعيف است و نسائي گفته كه متروك است.
در سنن أبي داود که به آن تکیه زیادی دارند همین اندازه آمده است « يواطئ اسمه اسمي».۳۲  بدون اين كه « اسمه اسم أبي » در آن باشد .‌ فقط آمده كه مهدي هم نام من است ولی پدرش همنام پدرم هست نيامده است. الباني در كتاب صحيح جامع صغير۳۳مي‌گويد این روايت صحيح است. ترمذي در سننش۳۴همين روايت را آورده است:

لا تذهب الدنيا حتى يملك العرب رجل من أهل بيتي يواطئ اسمه اسمى.۳۵   
مردي از اهل بيتم كه همنام من است، قيام خواهد كرد … .
در اين جا هم نيامده است كه اسم پدرش همنام پدر من است.
ترمذي مي‌گويد:
و هذا حديث حسن صحيح.
بغوي در مصابيح السنة۳۶ كه تمام رواياتش را خود ابن تيميه مي‌گويد صحيح است‌، آورده و در آن‌جا اين كه پدرش همنام پدر من است، نيست. احمد بن حنبل پنج روايت در اين زمينه آورده است؛ يعني از پنج طريق. در هيچ كدام از اين پنج طريق عبارت « اسم ابيه اسم أبي » ندارد.۳۷ ابو نعيم اصفهاني، متوفاي ۴۳۰ از اعلام قرن چهارم و پنجم هجري مي‌گويد: طرق هذا الحديث عن عاصم عن واحد وثلاثين طريقاً- اين روايت از طريق عاصم با سي و يك سند آمده است و در هيچ كدام از اين سي و يك طريق عبارت « اسم ابيه اسم أبي » ندارد. فقط دارد كه مهدي۷همنام من است.

ولی براستی رد پای عبارت « اسم ابیه اسم ابی» از کجا پیدا شده است؟
ظاهر قضيه اين است كه عبارت « اسم أبيه اسم أبي » از ساخته پرداخته محمد بن عبد الله نفس زكيّه است كه او به نام مهدي قيام كرد و اين روايت را جعل كرد. حتي ربيد سعودي كه از كبار علماي سعودي است، در كتاب الشيعة الإمامية مي‌گويد:
و لا ريب أن هذا قد وضعه اصحاب محمد بن عبد الله النفس الزكية
هيچ شكي نيست كه اين روايت را ياران محمد بن عبد الله نفس زكيه جعل كرده‌اند.۳۸   
آيت الله كوراني هم در كتاب معجم احاديث الإمام المهدي۳۹مي گويد:
ظاهراً اين روايت يا از جعليات محمد بن عبد الله حسن مثني است يا محمد بن عبد الله منصور است.
يوسف‏بن يحيي مقدسي شافعي، در عقدالدرر، احاديثي از منابع عامّه آورده كه از آن جمله حديثي است از ابو نعيم اصبهاني، طبراني، ابو حاتم و . . . ، كه مى‏گويد:

اميرالمؤمنين(۷)  فرمود: به پيامبر (۶) ، عرض كردم: اي پيامبر خدا، آيا مهدي از ما آل محمّد است يا از غير ماست؟ رسول‏الله (۶) فرمود: بلكه از ما است، خداوند دين را به وسيله وي تمام مى‏كند؛ همانگونه كه به ما آغاز كرد و به وسيله ما، مردم از فتنه نجات مى‏يابند؛ همانگونه‏كه به وسيله ما از شرك رهايي يافتند و به وسيله ما دل‏هايشان با هم پيوند مى‏خورد. پس از دشمني به واسطه فتنه، مسلمانان با هم برادر مى‏شوند، همانگونه كه پس از دشمني شرك، مسلمانان با هم برادر در دين گرديدند.
 

۱- منهاج السنة، ج۴، ص۸۷ .
۲- منهاج السنة، ج۴، ص۸۷ ؛ اصول مذهب الشيعة، ج۱، ص۴۵۱؛ نظرية الامامة، أحمد محمود صبحي، ص۴۰۹٫
۳- سير اعلام النبلاء، ج۱۵، ص۵۲۷ ؛ ميزان الإعتدال ، ج۲ ، ص۵۳۲ ؛ لسان الميزان،‌ ج۳، ص۳۸۳٫
۴- النظرية الإمامة، ص۴۰۹٫
۵- اصول مذهب الشيعة، ج۱، ص۴۵۱٫
۶- منهاج السنة، ج۴، ص۸۷٫
۷- تاريخ صلة التاريخ الطبري، يا متمم تاريخ طبري كه نوشته غريب بن سعد قرطبي است. ج۸ ، ص۳۴٫
۸- المهدی الموعود المنتظر عند اهل السنة، ج۱، ص۲۲۰٫
۹- منتخب الاثر، ص۳۲۰٫
۱۰- مهدی منتظر در نهج البلاغه، ص۲۳، نام۱۰۲٫
۱۱- مطالب السئول فی مناقب آل الرسول، ص۸۸، ۱۲۸۷ش.
۱۲- البیان فی اخبار صاحب الزمان، ص۳۳۶٫
۱۳- الفصول المهمة، ص۲۷۳٫
۱۴- تذکرة الخواص، چاپ جدید، ص۳۶۳ و چاپ قدیم، ص۸۸٫
۱۵- الصواعق المحرقة ص۱۲۷، چاپ مصر، ۱۳۰۸ ه.ق.
۱۶- الاتحاف بحب الاشراف، ص۱۷۸٫
۱۷- الیواقیت و الجواهر، ج۲، ص۱۴۳، چاپ مصر.
۱۸- منتخب الأثر، ص۳۳۶٫
۱۹- منتخب الاثر، ص۳۳۷؛ دفاع عن الکافی، ج۱، ص۵۸۷٫
۲۰- منتخب الاثر، ص۳۳۲، به نقل از فصل الخطاب.
 ۲۱- ینابیع المودة، ص۴۴۹ – ۴۵۲، چاپ ایران.
۲۲- نورالابصار، ص ۱۸۵٫
۲۳- وفیات الاعیان، ج۴ ، ص۱۷۶٫
۲۴- مهدی منتظر در نهج البلاغه، ص ۲۳؛ دفاع عن الکافی، ج۱، ص۵۷۱ به نقل از تاریخ موالیدالائمّه.
۲۵- سبائک الذهب، ص۷۸٫
۲۶- نور الابصار، ص۱۵۳ به نقل از تاریخ ابن الوردی.
۲۷- منهاج السنة، ج۴ ، ص۹۵٫
۲۸- همین تعبیر را او در ج۸ ، منهاج السنة، ص۲۵۴ تکرار کرده است.
۲۹- دكتر علي سالوس در كتاب اثر الإمامة في الفقة الجعفري، ص۱۳۴ همين تعابير ابن تيميه را پسندیده و به تفصیل نقل می کند.
۳۰- مصنف ابن أبي شيبه، ج۱۵، ص۱۹۸؛ معجم كبير طبراني، ج۱۰، ص۱۶۳؛ حاكم نيشابوري، ج۴، ص۴۴۳٫
۳۱- ميزان الإعتدال، ج۲،‌ ص۴۹٫
۳۲- سنن أبي داود، ابن الأشعث السجستاني، ج۲ ، ص۳۱۰٫
۳۳- صحيح جامع صغير، ج۵ ، ص۷۰٫
۳۴- سنن ترمذی، ج۳،‌ ص۳۴۳٫
۳۵- سنن ترمذي، ج۳، ص۳۴۳٫
۳۶- مصابيح السنة، ص۴۹۲٫
۳۷- مسند احمد، ج۱، ص۳۷۶ و ۳۷۷ و ۴۳۰ و ۴۴۸٫
۳۸- الشيعة الإمامية، ص۳۰۷ .
۳۹- معجم احاديث الإمام المهدي۷، ج۱،‌ ص۱۷۸٫

– ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم، منهاج السنة النبوية، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة الأولى، ۱۴۰۶ه ق.
– ابن خلكان، أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر، وفيات الأعيان وأنباء أبناء الزمان، دار صادر.
– ابن صباغ، علی بن محمد، الفصول المهمة فی معرفة احوال الائمّة، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۹ه ق.  
– احمد بن محمد بن علي ابن حجر، الصواعق المحرقة، چاپ مصر، ۱۳۰۸ ه.ق.
– الترمذي السلمي، ابوعيسي محمد بن عيسي، سنن الترمذي، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ناشر: دار إحياء التراث العربي- بيروت.
– الطبري، أبي جعفر محمد بن جرير، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ناشر: دار الفكر، بيروت– ۱۴۰۵ه ق.
– بغدادي، محمد امين، سبائك الذهب في معرفة قبائل العرب، انتشارات محبين، ۱۴۲۵ه ق.
– سبط جوزی،تذکرة الخواص، بیروت، موسسة اهل البیت،۱۴۰۱ه ق.
– شبراوي، عبدالله‌بن‌محمّد، الاتحاف بحب الاشراف، دار الكتاب الاسلامي، قم، ۱۳۸۱ه ش.
– شعرانی، عبدالوهاب بن احمد، الیواقیت و الجواهر فی بیان عقائد الاكابر، شركة مكتبه و مطعبة مصطفی البابی الحلبی و اولاده، ۱۳۷۸ه ق.
– صافي گلپايگاني‌، لطف الله، منتخب الاثر في الامام الثاني عشر‌۷، مركز نشر آثار آيت‌الله العظمي صافي، قم.
– فقیه ایمانی، مهدی، مهدی منتظر۷در نهج البلاغه، انتشارات حسینیه عماد زاده، بهار ۱۳۷۵ه ش.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.