کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

سیری در فضایل حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها – روح الله اسماعیلی روشناوند

 سیری در فضایل  حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
 در آیینه  روایات

روح الله اسماعیلی روشناوند

درآمد
فضایل و مناقب دخت نبی گرامی اسلام۶بیش از اندازه است و به شمارش در نمی آیـد نگارنده کوشیـده است که قطره ای از آن فضایـل را بـر اسـاس روایات معصومین:در معرض دید قرار دهد تا علاقه به آن بانو۳در دلها افزوده و مقام و منزلت آن سرور بی مانند تبیین شود . امید است این مختصر ، باعث جلب رضایت حضرت بقیة الله الاعظم۷گردد.

خلقت نورانی اهل بیت عصمت و طهارت۳
از امام صادق۷چنین نقل شده است :
جز خدا هیچ نبود، پس خداوند پنج نور:را از جلال و عظمت خود آفرید و برای هر یک از آن انوار ، اسمی از اسمای الهی بود. خدا « حمید» است و این اسم در حضرت محمّد۶
ظهور یافت. خدا « اعلی» است که در امیرالمؤمنین علی۷ظهور یافت. و برای خدا
« اسماء الحسنی» وجود دارد که نام حسن و حسین۸از آن اسماء مشتق است. و از اسم « فاطر» او، نام زهرای اطهر، فاطمه۳اشتقاق پیدا کرد. پس وقتی که آن انوار را آفرید، اینها را در میثاق قرار داد ، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفرید پس وقتی که فرشتگان به این انوار نظر کردند، امر و شأن اینها را بزرگ شمردند و تسبیح را از آنها فرا گرفتند و این مطابق با گفته‌ی فرشتگان است که در قرآن آمده است: به حقیقت ما (در انتظار اوامر الهی در تدبیر عالم) صف کشیده‌ایم. و به راستی ما تسبیح کننده ایم. و آن هنگام که آدم۷را آفرید آدم۷به سوی این انوار از طرف راست عرش با دقّت نظر نموده عرض کرد: ای صاحب اختیار من! آنان کیستند؟
خداوند متعال در پاسخ فرمود: ای آدم! آنها برگزیدگان من و خواص من هستند، اینها را از نور عظمت و بزرگی‌ام آفریده‌ام و از اسم های خودم اسمی را برای اینها برگرفتم. پس عرض کرد: ای پروردگارم ! به حقّی که تو بر اینها داری اسم های اینها را به من بیاموز ، پس خدای متعال فرمود: ای آدم! این اسم ها نزد تو امانت باشد که سرّ و رازی از راز من است. غیر تو نباید بر آن آگاه شود جز به اذن من. عرض کرد: پروردگارم قبول کردم. خداوند پس از گرفتن این پیمان، اسم های آنها را به آدم۷تعلیم داد. و به فرشتگان عرضه کرد ، هیچ کدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداوند متعال که فرمود: مرا از نام های اینها خبر دهید اگر راست می‌گویید ، عرض کردند: منزّهی تو! برای ما علمی نیست جز آنچه به ما آموخته‌ای. همانا تو عالم و دارای حکمتی. آنگاه خداوند فرمود: ای آدم! فرشتگان را به اسم های آن انوار خبر ده، پس وقتی که اینها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند که این مطلب در نزد آدم۷به امانت گذاشته شده و آدم۷به سبب آگاهی از آن، فضیلت و برتری یافته است. سپس امر به سجده‌ی آدم۷شدند؛ زیرا که سجده‌ی ملائکه، فضیلتی برای آدم۷و عبادت برای خدای متعال بود. چون که سجده‌ی ملائکه، سزاوار آدم۷بود.۱
حضرت زهرا سلام الله علیها و اهل بیت:علّت آفرینش هستی
رسول خدا۶فرمودند:
هنگامی که خدای تعالی حضرت آدم ابوالبشر۷را آفرید و از روح خود در او بدمید، آدم۷به جانب راست عرش نظر افکند ، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و رکوع مشاهده کرد. عرض کرد: خدایا قبل از آفریدن من، کسی را از خاک خلق کرده‌ای؟ خطاب آمد: نه، نیافریده‌ام. عرض کرد: پس این پنج شبح که آنها را در هیئت و صورت همانند خود می‌بینم چه کسانی هستند؟ خدای تعالی فرمود: این پنج تن:از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، تو را نمی‌آفریدم، نام های آنان را از اسامی خود مشتق کرده‌ام و من خود آنان را نامگذاری کرده‌ام، اگر این پنج تن:نبودند، نه بهشت و دوزخ را می‌آفریدم و نه عرش و کرسی را، نه آسمان و زمین را خلق می‌کردم و نه فرشتگان و انس و جن را. منم محمود و این محمّد۶است، منم عالی و این علی۷است، منم فاطر و این فاطمه۳است، منم احسان و این حسن۷است و منم محسن و این حسین۷است. به عزّتم سوگند، هر بشری اگر به مقدار ذره‌ی بسیار کوچکی، کینه و دشمنی هر یک از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ می‌افکنم … ای آدم، این پنج تن:، برگزیدگان من هستند و نجات و هلاک هر کس وابسته به حبّ و بغضی است که نسبت به آنان دارد. ای آدم، هر وقت از من حاجتی می‌خواهی، به آنان توسّل کن.
پیامبر اکرم۶در ادامه سخن فرمود:

ما پنج تن:کشتی نجاتیم، هر کس با ما باشد، نجات یابد و هر کس که از ما روگردان شود هلاک گردد. پس هر کس حاجتی از خدا می‌خواهد، پس به وسیله ما اهل‌بیت:از حضرت حق تبارک و تعالی مسئلت نماید.
 
 

روشنی عالم از نور حضرت زهرا سلام الله علیها
ابن‌مسعود نقل می‌کند که ، دیدم علی بن ابی طالب۷را که مشغول نماز است و در رکوع و سجودش می‌گوید:
اللَّهم بحق محمّد۶عبدک، اغفر للخاطئین من شیعتی. – پروردگارا، به حق بنده‌ی مقرّبت محمّد۶خطاکاران از شیعیان مرا ببخش-. از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا۶شرفیاب شدم. ایشان را در حال نماز یافتم. دیدم که رسول خدا۶
در نماز خود می‌گوید: اللَّهم بحق علی۷عبدک اغفر للخاطئین من امّتی. – خداوندا، خطاکاران از امّت مرا، بحق علی۷بنده‌ی مقرّبت ببخش- . از آنچه دیده بودم، در من وحشت و تردید بزرگی ایجاد شد. وقتی نماز رسول خدا۶به پایان رسید، خطاب به من فرمودند: ای پسر مسعود، آیا کافر شدی بعد از آنکه ایمان آورده بودی؟ عرض کردم، ابداً چنین نیست یا رسول‌الله، بلکه دیدم علی۷را که خداوند را به حق شما طلب می‌کرد و شما را دیدم که خدا را به حق علی۷می‌خواندید. پس تردید کردم که کدامیک از شما نزد خدای عزّوجل برترید. پیامبر۶فرمودند: ای پسر مسعود! بنشین. پس من در مقابل، رسول خدا۶نشستم. آن حضرت فرمودند: خداوند من و علی۷را از نور عظمت و بزرگی خود خلق کرد: دو هزار سال قبل از آنکه سایر خلایق را بیافریند. زمانی که هیچ تسبیح و تقدیسی وجود نداشت. پس نور مرا شکافت و از نور من آسمانها و زمین را آفرید. به خدای تبارک و تعالی قسم که من از آسمانها و زمین ها برترم. و چون نور علی۷را منتشر ساخت، عرش و کرسی از نور او خلق گردید؛ به پروردگار قسم که علی۷از عرش و کرسی افضل است. سپس نور حسن۷را باز کرد و لوح و قلم از نور حسن۷به وجود آمد و به خدا قسم که حسن۷از لوح و قلم نیز برتر است. و چون هستی را از نور حسین۷معطّر کرد، بهشت و حوریان زیباروی، از نور او پدیدار گشتند؛ و الله حسین۷از حورالعین برتر است. سپس همه‌ی هستی از شرق تا به غرب تاریک ماند . ملائکه بر پروردگار از آن همه تاریکی و ظلمت شکایت کردند و خواستند که پروردگار تاریکی را از ایشان برطرف کند. پروردگار در اجابت خواسته‌ی آنان کلمه‌ای فرمود، از آن کلمه روحی خلق گردید، سپس کلمه‌ای دیگر فرمود و از آن کلمه نوری خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه کرد و آن را در بلندترین مکان عرش قرار داد. همه عالم از شرق تا به غرب نورانی شد. آن روح آمیخته به نور از لطف پروردگار کسی نیست ، جز فاطمه زهرا۳و به همین دلیل او را زهرا۳نامیدند، زیرا نورش آسمانها را روشن ساخت. در ادامه‌ی این روایت زیبا پیامبر۶می‌فرمایند: ای پسر مسعود، چون روز قیامت فرا رسد، پروردگار به من و علی۷می‌فرماید: هر کس را که می‌خواهید به بهشت داخل کنید و به جهنّم بفرستید هر کس را که می‌خواهید و این قول پروردگار در قرآن مجید است که: (ألقیا فی جهنم کل کفار عنید)۲ هر کافر متکبّر لجوج را به جهنّم افکنید، پس کافر کسی است که از نبوت من سرپیچی کند و عنید کسی است که از ولایت علی بن ابی طالب۷و عترتش و محبّت کردن به شیعیان و دوستانش سر باز زند.۳
و در روایت دیگری است که: خداوند نور پنج تن:را از نور عظمتش آفرید و آسمان و زمین را از نور پیامبر اکرم۶و عرش و کرسی را از نور علی۷و لوح و قلم را از نور حسن۷و حورالعین را از نور حسین۷آفرید. مشرق و مغرب عالم در ظلمت و تاریکی بود. فرشتگان از این ظلمت به خدا شکایت کردند و خدا را به این انوار قسم دادند که ظلمت را بردارد. این بود که خداوند روح و نور فاطمه۳را آفرید و مشرق و مغرب آفرینش روشن شد.

خلقت حضرت زهرا سلام الله علیها و شیعیان از سرشت یکسان
 امام صادق۷می‌فرمایند:
إن الله خلق محمداً من طینة من جوهرة تحت العرش و إنه کان لطینته نضح فجبل طینه امیرالمؤمنین۷من نضح طینه رسول‌الله۶و کان لطینه امیرالمؤمنین۷نضح فجبل طینتنا من فضل طینه امیرالمؤمنین۷و کانت لطینتنا نضح فجبل طینه شیعتنا من نضح طینتنا، فقلوبهم نحن إلینا و قلوبنا تعطف علیهم تعطف الوالد علی الولد و نحن خیر لهم و هم خیر لنا و رسول‌الله۶لنا خیر و نحن له خیر.۴
خداوند محمّد۶را از طینت و سرشتی که از گوهری در زیر عرش بود خلق فرمود و طینت محمّد۶را تراوشی بود که خداوند طینت امیرالمؤمنین۷را از همان تراوش طینت رسول خدا۶خلق نمود و طینت امیرالمؤمنین۷را نیز تراوشی بود که خداوند طینت ما را از باقیمانده‌ی طینت امیرالمؤمنین۷خلق کرد و برای طینت ما نیز تراوشی بوده که خداوند شیعیان ما را از همان تراوش طینت ما خلق فرموده است. دلهای شیعیان ما مشتاق ما هستند و دلهای ما نیز – بمانند مهربانی و شفقت پدر به فرزند – به آنان توجّه دارد. ما برای شیعیانمان خیر هستیم و شیعیان ما برای ما خیر هستند، رسول خدا۶نیز برای ما خیر است و ما هم برای او خیر هستیم.
تصویر حضرت زهرا۳در بهشت
حضرت آدم و حوّا در کنار هم نشسته بودند که جبرئیل به نزدشان آمد و آنان را همراه خود به داخل قصری از طلا برد، در آنجا تختی از یاقوت قرمز بود و بالای آن تخت قبّه‌ای بود نورافشان و در میان آن قبّه چهره‌ای غرقه در نور، که تاجی بر سر نهاده و دو گوشوار از لؤلؤ در گوشش و گردنبندی از نور بر گردنش آویخته بود. هر دو از نورانیت حیرت‌انگیز آن تمثال در شگفت شدند به حدّی که حضرت آدم زیبایی همسرش حوا را فراموش نمود (زیرا شاهد یک زیبایی بی‌سابقه و حسن بی‌نظیر بود) ، لذا روی به جبرئیل کرد و پرسید این صورت کیست؟ جبرئیل گفت: این فاطمه است و آن تاجش احمدنما، گردنبندش حیدر نما و دو گوشواره‌اش نشانگر حسن و حسین است. آنگاه حضرت آدم۷سر خویش را به سوی قبّه نور بلند کرد و در آنجا این پنج اسم را که با خط نور نوشته شده بود دید: من محمودم و این محمّد۶است، من اعلی هستم و این علی۷است، من فاطرم و این فاطمه۳است، من محسنم و این حسن۷است و احسان از من است و این حسین۷است.۵
 
نام هاي گره گشا و توبه حضرت آدم۷
وقتی اسامی پنج تن مقدّس:را جبرئیل برای حضرت آدم۷قرائت کرد، جبرئیل گفت:
یا آدم، این نام ها را به خاطر بسپار که بعدها یقیناً به آنها نیازمند می‌شوی و آن اسماء مشکل‌گشای تو خواهند بود. بعد از آنکه حضرت آدم۷مرتکب آن ترک اولی شد و در نتیجه بر زمین فرود آمد، بعد از ۳۰۰ سال اشک ریختن به یاد آن نام های مقدّس افتاد و با آن اسماء مبارک دعایی ترتیب داد و به پیشگاه خدای متعال چنین معروض داشت:

پروردگارا به حق محمّد، علی، فاطمه، حسن و حسین:، یا محمود، یا اعلی و یا محسن، یا فاطر از خطای من درگذر و توبه مرا قبول فرما.
در آن هنگام از جانب خدای تعالی خطاب آمد که:

یا آدم اگر (در آن حال دعا) درخواست می‌کردی که گناهان همه‌ی فرزندانت را بیامرزم هر آینه همه آنان را می‌بخشیدم.۶

عرض ولایت حضرت زهرا سلام الله علیها بر موجودات
در ضمن حدیث معراج آمده است که خداوند فرمود :
ای محمّد، تو و علی و فاطمه و حسن و حسین:و امامان از فرزندان حسین۷را از نور خودم آفریدم و ولایت شما را بر اهل آسمانها و زمین عرضه کردم، هر کس آن را پذیرفت، در نزد من از مؤمنین به حساب آمد و هر کس آن را منکر شد، در نزد من از گمراهان (از ستمگران) محسوب شد، ای محمّد! اگر بنده‌ای از بندگان من آن قدر مرا بپرستد و عبادت کند که از کار افتد و از لاغری و ناتوانی به سان مشک خشکیده و فرسوده‌ای شود و بعد به هنگام ورود بر من منکر ولایت شما باشد او را نخواهم آمرزید تا اینکه اقرار به ولایت شما نماید. ای محمّد، آیا دوست داری آنان را ببینی؟ گفتم: آری، پروردگارا! فرمود: نگاه کن، من به طرف راست عرش نگریستم و اسم خود را دیدم و اسم علی و فاطمه و حسن و حسین و علی و محمّد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن را و اسم مهدی:را در وسط آن به گونه‌ای دیدم که گویا ستاره‌ای درخشان است. خداوند فرمود: ای محمّد! اینان حجّت‌های من بر آفریدگانم می‌باشند و این اشاره به حضرت مهدی۷، آن کسی است که از فرزندان تو، به شمشیر قیام می‌کند و از دشمنانم انتقام می‌گیرد.۷

فرمان الاهی، بر خلقتی مبارك
روزی رسول خدا۶در « ابطح» نشسته بود، جبرئیل نازل شد و عرض کرد:
خداوند بزرگ، بر تو سلام فرستاده و می‌فرماید: چهل شبانه روز از خدیجه۳کناره‌گیری کن و به عبادت و تهجّد مشغول باش. پیغمبر اکرم۶بر طبق دستور خداوند حکیم، چهل روز به خانه خدیجه۳نرفت. و در آن مدت، شبها به نماز و عبادت می‌پرداخت و روزها روزه‌دار بود. توسط عمّار برای خدیجه۳پیغام فرستاد که ای بانوی عزیز، کناره‌گیری من از تو بدان جهت نیست که کدورتی داشته باشم، تو همچنان عزیز و گرامی هستی. بلکه در این کار از دستور پروردگار جهان اطاعت می‌کنم و خدا به مصالح آگاهتر است. ای خدیجه ! تو بانوی بزرگوار هستی که خداوند، در هر روز چندین مرتبه به وجود تو بر فرشتگان خویش مباهات می‌کند. شبها درب خانه را ببند و در بستر استراحت کن و منتظر دستور پروردگار عالم باش. من در این مدّت در خانه فاطمه دختر اسد خواهم ماند. خدیجه۳بر طبق دستور رسول خدا۶رفتار کرد و در آن مدّت از مفارقت همسر محبوب خویش و اندوه تنهایی می‌گریست. چون چهل روز بدین منوال سپری شد، فرشته خدا فرود آمد. غذایی از بهشت آورد و عرض کرد: امشب از این غذاهای بهشتی تناول کن. رسول خدا۶با آن غذاهای روحانی و بهشتی افطار کرد. هنگامی که برخاست تا آماده نماز و عبادت شود، جبرئیل نازل شد و عرض کرد: ای رسول گرامی خدا۶، امشب از نماز مستحبی بگذر و به سوی خانه خدیجه ۳حرکت کن زیرا خدا اراده نموده که از صلب تو فرزند پاکیزه‌ای بیافریند. پیغمبر اکرم۶با شتاب رهسپار خانه‌ی خدیجه۳شد. خدیجه۳می‌گوید: در آن شب طبق معمول، درب خانه را بسته و در بستر استراحت می نمودم. ناگهان صدای کوبیدن در بلند شد. گفتم: کیست؟ که جز محمّد۶کسی سزاوار نیست درب این خانه را بکوبد. آهنگ دلنشین پیغمبر۶بگوشم رسید که فرمود: باز کن، محمّد هستم. شتابان در را باز کردم. با روی گشاده وارد خانه شد. طولی نکشید که نور فاطمه۳از صلب پدر به رحم مادر وارد شد.
مطلب دیگر آنکه اعتکاف چهل روزه‌ی حضرت۶در خانه فاطمه بنت اسد۳و شب زنده‌داری و روزه‌های مکرّر و کناره‌گیری از مردم و از همسر بزرگوارش خدیجه۳، شباهتی به دوران آغازین نزول وحی و روزهای نخستین قبل از بعثت داشت. آری؛ در آن ایّام آماده‌ی پذیرش تحفه الاهی بود که به زودی منشأ پیدایش امامت و ولایت می‌شد ، بلکه او ریشه اصلی درخت نبوت بود، همانگونه که از حضرت باقر۷وارد شده است. مطلب دیگر آنکه حضرت۶، سنّت و روش همیشگی خود را در هنگام افطار ترک کرده و آن غذا را به خود اختصاص داده و دیگران را از ورود به آن خانه منع کرد.

حضرت زهرا سلام الله علیها « خیر کثیر»
حضرت فاطمه زهرا۳گلی بود که رایحه خوشش حیات‌آفرین دلها بود و خداوند او را خیر کثیر نامید. پس جای شگفتی نیست که او بار غم ابتر بودن را از چهره پدر بزداید ، چرا که پسران پیامبر۶چندی نمی‌پایید که رخت بر می‌بستند و دشمن بهانه جو طعنه می زد که از محمّد۶نسلی نخواهد بود، امّا پاسخ آنان را خداوند چنین داد:
(بسم الله الرحمن الرحیم، انّا اعطیناک الکوثر* فصلّ لربّک و انحر* ان شانئک هو الابتر)
به نام خداوند بخشنده و مهربان* ما کوثر به تو ارزانی داشتیم* پس پروردگار خود را به نماز گرامی دار و قربانی کن* همانا که بدخواه تو ابتر است.۸

اسامی و القاب حضرت زهرا۳ ۹

تسمیتها من عند ربّ العزه، شأن أبیها و بعلها و بنیها.
نام‌گذاری حضرت زهرا۳از طرف خداوند متعال می‌باشد، همانند اسم‌گذاری حضرت محمّد۶
و حضرت علی و امام حسن و امام حسین:از سوی خداوند است و این نامگذاری امر اتّفاقی یا قراردادی نیست بلکه برخواسته از اراده و حکمت الهی و مطابق شأن آن بزرگواران است و آن شأن همان خلقت آنان است که توسط ذات باری تعالی انجام گرفته است و امری تکوینی است. لذا اسامی مختلفی برای حضرت زهرا۳ذکر شده است که هر کدام بیانگر شأنی از آن وجود نورانی است.
قال الامام الصادق۷:
لفاطمةُ تسعة أسماء عند الله عزّوجل: فاطمة و الصدّیقة و المبارکة و الطاهرة و الزکیّة و الراضیّة و المرضیّة و المحدّثة و الزّهراء .
حضرت فاطمه زهرا۳در پیشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهراء.۱۰
نام رسمی یگانه دختر پیامبر۶همان « فاطمه» است. این نام را پیامبر اکرم۶هنگام تولّد به امر خداوند برای دخترشان برگزید؛ لکن به تصریح امام صادق۷، فاطمه زهرا۳نُه اسم مخصوص، در پیشگاه خداوند متعال دارند، لذا یکی از کنیه های آن حضرت « اُمّ‌الأسماء» است؛ یعنی بانویی که اسامی فراوان دارد. هر یک از آن اسماء اشارت به مقام و عظمت و صفتی از آن حقیقت نورانی دارد که نشانگر بی مانندی آن وجود عزیز است.

پیمان خدا، بر نجات دوستداران فاطمه زهرا سلام الله علیها
از محمّد بن مسلم روایت است که امام باقر۷فرمودند:
در روز قیامت حضرت فاطمه۳بر در جهنّم توقّفی دارند. روی پیشانی هر کس نوشته شده است که مؤمن است یا کافر. در این هنگام به یکی از خطاکاران، فرمان می‌دهند به طرف جهنّم برو. فاطمه‌ی زهرا۳روی پیشانی او را می‌خواند: بر روی پیشانی او نوشته شده است؛ « دوستدار زهرا». فاطمه‌ی زهرا۳به درگاه خداوند عرضه می‌دارد: « خدایا! پروردگارا! نام مرا « فاطمه» نهادی و فرمودی: « به خاطر تو، دوستدارانت و دوستداران فرزندانت را از آتش جهنّم رهایی می‌بخشم.» وعده‌ی تو همیشه حق بوده و هیچگاه خلاف وعده‌ی خود عمل نکرده‌ای». خداوند متعال می‌فرماید: فاطمه جان! چنین است که می‌گویی. من تو را فاطمه نام نهادم و هر کس که تو را دوست بدارد، یا فرزندان تو را دوست بدارد، او را از آتش جهنّم رهایی می‌بخشم، وعده من راست است و من خلاف وعده خود عمل نمی‌کنم. من این بنده‌ام را به طرف جهنّم فرستادم تا تو او را شفاعت کنی و فرشتگان و پیامبران من و هر کس در محشر است مقام تو را پیش من ببینند. هر کس را که مؤمن و (محب) یافتی دستش را بگیر و داخل بهشت نما.۱۱

خلایق از معرفت فاطمه سلام الله علیها عاجزند
قال الامام الصادق۷:
إنا أنزلناه فی لیلة القدر، اللیلة فاطمة و القدرُ الله. فمن عرف فاطمة حق معرفتها، فقد أدرک لیلة القدر و إنّما سمیت «فاطمة» لأنّ الخلق فطموا عن معرفتها.
امام صادق۷درباره آیه کریمه‌ی (إنّا أنزلناه فی لیلة القدر) فرمودند:
مراد از «لیلة» فاطمه۳است. مراد از « قدر» خداوند است، پس هر کس مادرم فاطمه زهرا۳را آن گونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است. مادرم « فاطمه» نامیده شد، زیرا خلایق از معرفت او عاجزند.۱۲

نام فاطمه سلام الله علیها مشتق از فاطر است
قال النبّی۶لفاطمة۳:
شق الله لک یا فاطمة إسماً من أسمائه، فهو « الفاطر» و أنت « فاطمة».
پیامبر اکرم۶به حضرت فاطمه۳فرمودند:
ای فاطمه‌ی من! خداوند برای تو اسمی از اسامی خود برگرفته است. خداوند « فاطر» است و نام تو را « فاطمه» گذاشته است.۱۳

نام فاطمه سلام الله علیها برگرفته از نام خداوند
هذه «فاطمة» و أنا فاطر السماوات و الأرضین فاطم، أعدائی عن رحمتی یوم فصل قضائی و فاطم أولیائی عمّا یعتریهم و یشینهم فشققت لها إسماً من إسمی.
من فاطر زمین و آسمان هستم (یعنی خالق آسمان و زمین هستم). و در روز قیامت دشمنان خود را از رحمتم محروم می‌گردانم و اولیای خود را، از هر چه آنها را می‌آزارد و ناپسند دارند، جدا نموده‌ام، پس نام «فاطمه»۳را از نام خود مشتق نمودم.۱۴
توصیف فاطمه زهرا۳در انجیل
عن عبدالله بن سلیمان قال قرأت فی الإنجیل فی وصف النّبی۶نکّاح النساء، ذوالنسل القلیل، إنّما نسله من «مبارکه»، لها بیت فی الجنة، لاصخب فیه و لا نصب، یکفلها فی آخر الزمان کما کفل زکریا اُمّک، لها فرخان مستشهدان.
عبدالله بن سلیمان می‌گوید: اوصاف پیامبر خاتم۶ را در انجیل خواندم که ایشان زیاد نکاح می‌کنند و نسل کمی خواهند داشت و نسل او از « دختری مبارک» به وجود خواهد آمد که برای او خانه‌ای در بهشت آماده گشته است …  .۱۵

مباهات امیرالمؤمنین۷بر همسري با فاطمه ي زهرا۳

… أنا زوج البتول، سیّدة نساء العالمین، فاطمة التقیة « الزکیة» البرة المهدیة، حبیبة حبیب‌الله و خیر بناته و سلالته و ریحانة رسول‌الله۶… .
… من شوهر بتول، سرور زنان عالم هستم. فاطمه‌ای که اهل تقوا، پاکدامنی و نیکوکاریست، او که از طرف خداوند هدایت شده است، دوست، دوست خداست، بهترین دختر و فرزند پیامبر خداست، ریحانه‌ی پیامبر اکرم۶است … .۱۶

فاطمه زهرا۳از نور عظمت خداوند به وجود آمده است
جابر از امام حسین۷سؤال کرد: چرا فاطمه۳را « زهراء» نامیده‌اند؟ ایشان فرمودند:

خداوند فاطمه۳را از نور عظمت خود آفرید. وقتی فاطمه۳درخشیدند، زمین و آسمان را نورانی کردند. چشم های ملائکه غرق نور شد و خداوند را سجده کردند و از روی تعجّب گفتند: خداوندا ! این چه نوری است؟ وحی شد که این یکی از نورهای من است، در آسمان جایش دادم و او را از طریق پیامبر۶متولّد گردانیدم و او را بر همه پیامبران:برتری دادم و از آن نور، ائمّه‌ی هدی:به وجود آمدند، تا دستورات مرا اجرا نمایند و مردم را هدایت کنند، آنها بعد از قطع شدن وحی، جانشینان من در زمین هستند.۱۷

محراب فاطمه زهرا۳هنگام عبادت غرق نور است

عن ابن عماره عن ابیه قال: سئلت أباعبدالله۷عن فاطمة۳لم سمیت «زهراء»؟
فقال: لأنها کانت إذا قامت فی محرابها زهر نورها لأهل السماء کما یزهر نور الکواکب لأهل الأرض.
پدر ابن عمّار از امام صادق۷سؤال کرد: چرا فاطمه۳را « زهراء» نامیده‌اند؟
فرمودند: زیرا هرگاه در محراب عبادت می‌ایستادند ، نورشان برای اهل آسمان می‌درخشید، همچنان که ستارگان برای ما زمینیها درخشش دارند.۱۸

فاطمه زهرا۳درخشنده چون ماه

عن الامام الرضا۷قال فی حدیث طویل:
کانت فاطمة۳إذا طلع هلال شهر رمضان یغلب نورها الهلال و یخفی فإذا غابت عنه ظهر.
امام رضا۷فرمودند:
هلال ماه رمضان که ظاهر می‌شد نور فاطمه۳بر آن غلبه می‌کرد و کسی نمی‌توانست نور هلال ماه را ببیند، تا اینکه حضرت فاطمه۳از آنجا می‌رفتند، آنگاه هلال ماه دیده می‌شد.۱۹

فاطمه زهرا۳براي امیرالمؤمنین۷می درخشد

ابوهاشم العسکری سالت صاحب العسکر۷:
لم سمیت فاطمة۳، «الزهراء»؟ فقال: کان وجهها یزهر لأمیرالمؤمنین۷من أول النهار کالشمس الضاحیة و عند الزوال کالقمر المنیر و عند غروب الشمس کالکوکب الدری.
ابوهاشم گوید، از امام حسن عسکری۷سؤال کردم:
چرا فاطمه۳، « زهراء» نامیده شد؟ فرمودند:  صورت فاطمه۳برای امیرالمؤمنین۷در اول روز مانند خورشید می درخشید و هنگام عصر مانند ماه تابان بود و هنگام غروب خورشید مانند ستاره‌ای پر نور بود، چون چنین بودند او را زهرا۳گویند.۲۰

تعجّب اهل مدینه از محراب غرق نور حضرت فاطمه ي زهرا۳
ابان بن تغلب می‌گوید: از امام صادق۷سؤال کردم: ای فرزند پیامبر۶چرا فاطمه۳را، « زهراء» گویند؟ فرمودند:
فاطمه۳برای امیرالمؤمنین۷در طول روز سه بار می‌درخشید. نور او در هنگام نماز صبح، زمانی که مردم در خواب بودند، حیاط خانه آنها را نورافشانی می‌کرد. همه متعجّب شدند، خدمت پیامبر۶رسیدند و سؤال کردند این نور چه بود که ما دیدیم؟ پیامبر۶آنها را به منزل فاطمه زهرا۳فرستادند. وقتی که به منزل فاطمه‌ی زهرا۳آمدند، دیدند آن حضرت۳روی سجّاده خود نشسته‌اند و در حال نماز هستند و نور از صورت فاطمه زهرا۳ از میان محراب می‌درخشد. همه دریافتند آنچه دیده‌اند نور فاطمه۳بوده است.
هنگام ظهر، وقتی برای نماز آماده شدند، نوری زرد رنگ از ایشان ساطع گشت که تمام خانه‌های مدینه را فراگرفت. رنگ صورت و لباس همه‌ی مردم زرد شد. پیش پیامبر۶آمدند و از آنچه دیده بودند سؤال کردند. باز پیامبر۶آنها را به منزل فاطمه۳فرستادند. این بار نیز حضرت فاطمه۳را در محراب دیدند در حالی که از صورت ایشان برای پیامبر۶و علی۷نوری زرد رنگ می‌درخشید. فهمیدند آنچه دیده‌اند از نور فاطمه۳بوده است.
و هنگامی که خورشید غروب نمود، صورت زهرا۳قرمز گشت و نوری قرمز از ایشان می‌درخشید این نور داخل منازل مردم مدینه گشت، خانه‌های مردم قرمز شد و در تعجّب فرو رفتند. مردم دوباره پیش پیامبر۶رفتند و از این مطلب سؤال کردند، پیامبر۶آنها را به منزل فاطمه‌ی زهرا۳فرستاد، آنها به منزل فاطمه۳آمدند و ایشان را روی سجّاده دیدند، در حالی که خداوند را تسبیح می‌گفت و از سیمای ملکوتی ایشان نوری قرمز می‌درخشید، دریافتند آنچه دیده بودند از نور سیمای فاطمه۳بوده است. این نور در سیمای فاطمه۳بود، تا زمانی که امام حسین۷متولّد گشتند، از آن به بعد این نور در سیمای هر یک از اهل‌بیت:بود و تا قیامت از چهره همه امامان درخشش خواهد داشت.۲۱

فاطمه ي زهرا۳زهره ي اهل بیت:
امام موسی کاظم۷از پدران خود:از جابر بن عبدالله نقل می‌فرمایند که جابر گفت:
روزی با پیامبر۶نماز صبح را به جای آوردیم، سپس ایشان رو به طرف ما نمودند تا سخنرانی بفرمایند. پس فرمودند: ای مردم هر کس از خورشید محروم گشت، به ماه روی آورد و هر کس ماه را از دست داد، به دو ستاره قطبی پناه بیاورد. جابر گوید:
من و ابو ایوب انصاری و انس بن مالک برخاستیم و سؤال نمودیم: ای پیامبر خدا۶! خورشید کیست؟ پیامبر۶فرمود: خورشید من هستم. سپس برایمان مثلی زدند و فرمودند: خداوند ما را خلق نمود و ما را به منزله‌ی ستارگان قرار داد، هرگاه یکی از ستارگان مخفی شود، ستاره‌ای دیگر می‌درخشد. پس من خورشید هستم، هرگاه مخفی شدم به ماه متمسّک شوید. سؤال نمودیم: ماه کیست؟ فرمود: برادرم، جانشینم، حاکم دینم، پدر فرزندانم و خلیفه من در نزد اهل‌بیتم:.گفتیم: دو ستاره قطبی (فرقدان) چه کسانی هستند؟ فرمود: حسن و حسین:. سپس مکثی نمودند و فرمودند: اینها را که شناختید، امّا فاطمه۳، او « زهره‌ی» اهل‌بیت طهارت:است. اینها همه با قرآن همراه هستند و از همدیگر جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.۲۲

و همچنین پیامبر اکرم۶فرمودند:

فاطمه۳، « زهره» و درخشنده می‌باشد.۲۳

فاطمه‌ی زهرا۳سرور زنان عالم است
راوی می‌گوید: از امام صادق۷سؤال نمودم، اینکه پیامبر۶فرموده‌اند: فاطمه‌ی زهرا۳
سرور زنان عالم است. آیا سرور زنان عالم در زمان خودش است؟ امام۷فرمودند:

حضرت مریم۳این چنین بود، امّا فاطمه‌ی زهرا۳سرور تمام زنان عالم از اولین تا آخرین است.۲۴

عفاف حضرت زهرا۳
روزی پیامبر۶و فاطمه۳نشسته بودند که مردی نابینا اجازه ورود خواست قبل از ورود آن مرد ، فاطمه۳برخاست و خود را پوشانید. پیامبر۶به فاطمه۳ فرمود: چرا خود را پوشانیدی آن مرد نابینا است؟ فاطمه۳ پاسخ داد: بله پدر ولی من که او را می‌بینم و هر چند او نابیناست امّا بوی مرا استشمام می‌کند. رسول خدا۶فرمود: شهادت می‌دهم که تو پاره تن من هستی.۲۵
روزی رسول خدا۶در جمع یاران نشسته بود، از آنان پرسید: ارزنده‌ترین و گرامیترین زینت برای زنان چیست؟ به گفته انس بن مالک کسی از صحابه نتوانست پاسخ گوید. علی۷با وجودی که پاسخ آن را می‌دانست، دوست داشت پاسخ آن را از زبان حضرت فاطمه۳بشنود به خانه رفت و این سؤال را با همسرش در میان نهاد و حضرت فاطمه زهرا۳فرمود: بهترین زینت برای زن آن است که مردان او را نبینند و آنها نیز مردان را نبینند. علی۷به سوی پیامبر۶بازگشت و پاسخ فاطمه۳را برای حضرت۶بیان کرد رسول خدا۶فرمود:

فاطمه۳درست گفته چرا که او پاره‌ی تن من است.۲۶

ورود حضرت فاطمه۳ به محشر
در احادیث معتبر از طریق عامه و خاصه آمده است که در روز رستاخیر حضرت فاطمه۳را به ناقه‌ای از ناقه‌های بهشتی سوار می‌کنند و ملائکه اطراف او را می‌گیرند، جبرئیل از طرف راست، میکائیل از طرف چپ، امیرالمؤمنین۷پیشاپیش، امام حسن و امام حسین۸نیز از پشت سر او را همراهی می‌کنند و با تمام عظمت و جلالت وی را به محشر می‌آورند، تا جایی که خلایق از دیدن او سرهای خود را پایین بیندازید و چشمهایتان را ببندید، تا فاطمه۳دختر رسول خدا۶عبور کند. مردم محشر با شنیدن این پیام که از سوی عرش خدا صادر می‌گردد، همگی سرهای خود را پایین می‌اندازند و فاطمه۳از روی پل صراط عبور می‌کند و در کنار بهشت قرار می‌گیرد.

یا معشر الخلائق! نکسوا رئوسکم و غضوا ابصارکم حتی تمر فاطمه۳بنت محمّد علی الصراط، فتمر مع سبعین الف جاریه من الحور العین… .۲۷

نقش محبّت حضرت فاطمه۳در محشر
از حضرت سلمان نقل شده که رسول خدا۶درباره محبّت حضرت فاطمه۳فرمودند:

ای سلمان! هر کس دخترم فاطمه۳را دوست بدارد، او در بهشت و کنار من خواهد بود و هر کس او را دشمن بدارد گرفتار آتش می‌شود.
سلمان! علاقه‌مندی به فاطمه۳در یکصد موضع به درد می‌خورد: کمترین آنها: هنگام مرگ، عالم برزخ، در پای میزان، عرصات محشر، پل صراط و محاسبه اعمال. ای سلمان! وای بر کسانی که به او ظلم کنند و وای بر آنان که به شوهر او جفا نمایند، حتی وای بر ستمگرانی که به فرزندان و شیعیان وی ستم کنند.۲۸
این حدیث می‌رساند که محبّت و علاقه به حضرت فاطمه۳در عرصات محشر نیز نجات دهنده است.۲۹

بشارت بهشت بر شیعیان حضرت زهرا۳
جناب جابر در حدیث مفصل از حضرت باقر۷نقل می‌کند که فرمودند:
به خدا قسم ای جابر، این است همان روزی که مادرم زهرا۳شیعیان و محبّین خود را از میان اهل محشر جدا می‌کند چنان مرغی که دانه‌های خوب را از بد جدا می‌سازد. و چون همراه فاطمه۳شیعیانش به در بهشت می‌رسند، خدا در قلب آنان چنین القاء می‌فرماید که به پشت سر خویش نگاه کنند؛ آنگاه که به عقب سر خود نظر افکنند، از جانب خدای تعالی
خطاب می‌شود: سبب چیست که شما به پشت سرتان نگاه می‌کنید؟ من که شفاعت فاطمه۳
دختر حبیبم محمّد۶را درباره شما پذیرفتم. عرض می‌کنند: پروردگارا! دوست می‌داریم قدر و منزلت ما شیعیان فاطمه۳در چنین روزی شناخته شود. پس از جانب خدای تعالی خطاب می‌شود: ای دوستان من! برگردید، [به صحنه محشر]، نظر افکنید [در میان آن جماعت و] هر کس را که برای دوستی فاطمه۳شما را دوست داشته است و هر کس را که به خاطر زهرا۳به شما دوستداران فاطمه۳اطعام کرده نیکی نموده و با جرعه آبی سیرابتان کرده یا از غیبت افراد درباره‌ی شما مانع شده است، دست او را بگیرید و به بهشت واردش کنید.
سپس حضرت ابوجعفر (امام باقر۷) اضافه فرمود :
به خدا سوگند از برکت محبت جدّه‌ام زهرا۳کسی بر جای نمی‌ماند جز آن کسی که نسبت به مقام والای آل محمّد۶تردید داشته و یا کافر و یا منافق باشد.۳۰
حدیث لوح
حدیث لوح گفتاری است نورانی در معرفی اوصیاء و جانشینان پیامبر مکرّم اسلام۶٫ حدیثی که با معرّفی تک‌تک معصومین:پرده از بعضی از وقایع و اتفاقات زمان های آنها برمی‌دارد ما در اینجا جهت اختصار فقط به نقل ترجمه این حدیث کفایت می‌کنیم:
ابوبصیر از امام صادق۷روایت نموده است که حضرت۷فرمودند:
پدرم امام باقر۷به جابر بن عبدالله انصاری فرمودند: من با تو کاری دارم چه وقت مناسب است که تو را در مکان خلوتی ببینم و از تو پرسش نمایم؟ جابر گفت: هر وقت که اراده فرمایید. حضرت۷روزی با او خلوت کرده و به او فرمود: ای جابر! درباره آن لوحی که در دست مادرم فاطمه۳دختر رسول خدا۶دیدی و آنچه که در آن نوشته شده بود، به من خبر ده! جابر گوید:خدا را گواه می‌گیرم که در زمان زندگی پیامبر اکرم۶به حضور حضرت زهرا۳مشرّف شدم تا تولد حسین۷را به آن حضرت۳تبریک و تهنیت گویم. در دست آن حضرت۳لوحی سبز رنگ دیدم، گمان کردم زمرد است، با خطی سپید مانند نور خورشید روی آن نوشته شده بود. عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت باد ! ای دختر رسول خدا۶
این لوح چیست؟ فرمود: این لوحی است که خداوند عزّوجل به پیامبرش۶هدیه کرده و در آن نام پدر و نام شوهر و فرزندان و جانشینان از فرزندانم نوشته شده است و پدرم به خاطر خشنودی من آن را به من بخشیده است. جابر گوید:
حضرت۷آن لوح را به من داد. من آن را خوانده از روی آن نسخه‌ای برداشتم.
امام باقر۷فرمود: آیا می‌توانی آن را به من نشان دهی؟ گفت: آری. حضرت۷با وی به خانه‌اش رفت. جابر نامه‌ای را بیرون آورد. حضرت۷فرمود: ای جابر! تو در نوشته خودت نگاه کن تا من بر تو بخوانم! جابر در نسخه خود نگریسته، پدرم حضرت باقر۷بر او قرائت فرمود، به خدا سوگند حتی یک حرف با نوشته او مخالفت نداشت. جابر گفت: خدا را شاهد می‌گیرم که به همین گونه در آن لوح نوشته دیدم:

                                   به نام خداوند بخشنده مهربان
این نوشته‌ای است از سوی خداوند شکوهمند و با حکمت برای محمّد۶، نور و فرستاده و نماینده و راهنمایش که فرشته وحی آن را از سوی پروردگار جهانیان آورده است. ای محمّد نام های مـرا بزرگ شمار، نعمتهایم را سپاس گزار، الطاف و بخششهایم را منکر مباش! همانا من خدایم، جز من خداوندی نیست، درهم کننده زورگویان، نابود کننده گردنفرازان، خوار کننده ستمگران و پاداش دهنده روز جزایم. همانا من خدایم و جز من خداوندگاری نیست هر کس به غیر فضل من امیدوار باشد و یا از غیر عدالت من بترسد، او را به گونه‌ای عذاب کنم که هیچ یک از جهانیان را بدانگونه عذاب نکرده باشم، پس مرا پرستش کن و بر من توکّل نما !
من هیچ پیامبری را مبعوث نکردم و دوران هیچ پیامبری پایان نیافته مأموریتش سپری نشد، مگر اینکه برایش جانشینی قرار دادم. من تو را بر پیامبران برتری داده، جانشینت را بر جانشینان فضیلت بخشیدم و به دو نوه و به دو شیر بچه‌ات، حسن و حسین بعد از او تو را گرامی داشتم، حسن را پس از سپری شدن دوران پدرش، معدن علم خود و حسین را نگهبان گنجینه وحی‌ام قرار دادم و او را به شهادت گرامی داشته، فرجام کارش را به خوش‌بختی و سعادت ختم کردم، او برترین شهید و درجه شهادتش والاترین درجه است، کلمه تامّه خود را با او قرار دادم و حجّت بالغه من نزد اوست، پاداش و کیفرم را با وساطت خاندان او انجام می‌دهم، نخستین نفر از خاندان او علی، سرور عابدان و زیور اولیاء گذشته من است و پسرش همنام جدّ پسندیده‌اش محمّد که شکافنده علم و معدن حکمت من است، ناباوران درباره جعفر نابود می‌شوند و آن کس که او را رد نموده پذیرایش نباشد، همانند کسی است که مرا رد کرده است.
این گفتار حتمی و راستین من است که جایگاه جعفر را گرامی داشته من او را درباره دوستان و پیروان و یارانش خشنود می‌سازم، پس از او موسی را در شرایطی آشفته و تاریک انتخاب می‌کنم، زیرا رشته سنّت واجبم بریده نگشته و حجّتم پوشیده نخواهد ماند و دوستانم هرگز به زحمت نخواهند افتاد. آگاه باش! هر کس منکر یکی از آنان شود، مانند آن است که نعمتم را انکار کرده باشد و هر کس یک آیه از کتابم را تغییر دهد، بر من تهمت و افترا بسته است. وای بر افترا زنندگان منکر به هنگام سپری شدن دوران بنده‌ام و حبیب و برگزیده‌ام موسی!
آگاه باشید! کسی که هشتمین نفر را تکذیب کند، همه اولیاء مرا تکذیب کرده است. علی، ولی و ناصر من و کسی است که زحمت های پیامبری بر دوش او گذارده شده است و با تحمّل بار سنگین آن او را آزموده‌ام. وی را دیوی خودخواه و مستکبر خواهد کشت و در شهری که ذوالقرنین، این بنده شایسته، آن را ساخته است، در کنار بدترین مخلوقم دفن خواهد شد. این گفتار حتمی است که دیدگانش را به محمّد پسرش و جانشین پس از او روشن خواهم ساخت. او وارث علم و معدن حکمت و جایگاه راز نهانی و حجّت من بر آفریدگانم است.
بهشت را جایگاهش قرار داده شفاعتش را درباره هفتاد نفر از افراد خانواده‌اش که همگی مستوجب آتش جهنّم باشند می‌پذیرم و پسرش علی که ولی و ناصر و شاهد و گواه من در بین مخلوقاتم و امین بر وحی‌ام می‌باشد دوران او را با سعادت و نیکبختی ختم می‌کنم و از او دعوت کننده به راهم و نگهبان دانشم حسن را بیرون می‌آورم و بعد این دوران را به پسرش (م.ح.م.د) تکمیل می‌کنم که رحمت برای جهانیان است، کمال موسی و روشنایی عیسی و پایداری ایوب بر اوست، به زودی دوستانم در دوران او خوار گردند و سرهایشان همچون سرهای ترک و دیلم به هدیه فرستاده شود، آنان کشته و سوزانیده می‌شوند و پیوسته در حال ترس و رعب و اضطرابند، زمین از خونشان رنگین و فریاد و آه و ناله در بین زنانشان گسترش یابد، آنان دوستان راستین من می‌باشند، هر گونه آشوب کور و تاریک را به وسیله آنان دفع کنم و تزلزلات و دگرگونیها را به وسیله آنان برطرف سازم و سختیها و زنجیرها را توسط آنان بگسلم. درود و رحمت پروردگارشان بر ایشان باد ! و آنان همان راه یافتگانند.۳۱

شفاعت حضرت زهرا۳در محشر
مسأله شفاعت، چیزی است که ریشه قرآنی و حدیثی داشته و ضرورت مذهب به حساب می‌آید. بنابراین، یکی از شفیعان روز قیامت –  آن هم در حد وسیع – حضرت فاطمه زهرا۳می‌باشد که در اینجا توجّه شما را به مضمون دو حدیث که از طریق حضرت سلمان و جابر جعفی آمده است جلب می‌کنم: روزی سلمان به پیامبر خدا۶گفت: ای مولای من! تو را سوگند به خدا، از عظمت فاطمه۳در روز قیامت تعریفی بفرمایید. پیامبر خدا۶با تبسّم رو به سلمان کرد و فرمود:
سوگند به آن آفریدگاری که جانم در دست اوست، فاطمه۳را در آن روز بر ناقه‌ای از ناقه‌های بهشت سوار می‌کنند، جبرئیل و میکائیل به ترتیب از راست و چپ او حرکت می‌نمایند. امیرالمؤمنین۷پیشاپیش و حسن و حسین۸از پشت سر، وی را همراهی می‌کنند، تا بدین طریق فاطمه۳از پل صراط می‌گذرد و پس از گفتگوهای زیاد ، آنگاه خطاب می‌رسد: فاطمه ! هرچه می‌خواهی بخواه. دخترم عرض می‌کند:
أَسْأَلُكَ أَنْ لَا تُعَذِّبَ مُحِبِّي وَ مُحِبَّ عِتْرَتِي بِالنَّارِ فَيُوحِي اللهُ إِلَيْهَا يَا فَاطِمَةُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِي لَقَدْ آلَيْتُ عَلَى نَفْسِي مِنْ قَبْلِ أَنْ أَخْلُقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ بِأَلْفَيْ‏ عَامٍ‏ أَنْ‏ لَا أُعَذِّبَ مُحِبِّيكَ وَ مُحِبِّي عِتْرَتِكَ بِالنَّار.۳۲
بار الاهی! از تو می‌خواهم علاقه‌مندان خود و فرزندانم حسن و حسین را در آتش مسوزان. خطاب می‌رسد: یا فاطمه! سوگند به عزّت و جلالم! دو هزار سال پیش از خلق آسمانها و زمین، بر خودم لازم کرده‌ام که این حاجت تو را برآورم.
جابر جعفی نیز به حضور امام باقر۷رسیده. عرض کرد: فدایت شوم، حدیثی در مورد فاطمه۳ بفرمایید، که با نقل آن، شیعیان را خوشحال کنم.حضرت۷فرمودند:

در روز رستاخیز منابری از نور برای پیامبران نصب می‌گردد، که منبر رسول خدا۶از همه مجلّل‌تر است و همچنین منبرهایی برای اوصیا در نظر می‌گیرند که جایگاه علی۷ از همه بالاتر می‌باشد، آنگاه نوبت به فرزندان انبیا می‌رسد که مقام حسن و حسین۸بس منیع‌تر است. سپس نوبت فاطمه۳فرا می‌رسد و او را با تجلیل و شکوه بی‌نظیر به محشر آورند و کنار در بهشت قرار می‌گیرد، ولی وارد آن نمی‌شود و می‌گوید: خدایا! از تو مسألت می‌دارم که مقام مرا در همچو روزی برای اهل محشر معلوم کنی. از جانب خدا ندا می‌رسد: ای دختر پیامبر ۶برگرد به سوی اهل محشر و هر که را از علاقه‌مندان خود یافتی شفاعت کن. امام باقر۷می‌فرمایند: به خدا سوگند، فاطمه۳شیعیان خویش را یکی پس از دیگری انتخاب نموده و داخل بهشت می‌نماید، همان طوری که پرنده‌ها دانه‌ها را برمی گزینند و سپس شیعه‌های آن حضرت۳نیز، خود شفاعت نموده و علاقه‌مندان فاطمه۳را به بهشت داخل می‌کنند … .
در دنباله این حدیث امام پنجم۷می‌فرمایند :

وَ اللهِ لَا يَبْقَى فِي النَّاسِ إِلَّا شَاكٌ‏ أَوْ كَافِرٌ أَوْ مُنَافِق‏.۳۳
سوگند به خدا، از مردم کسی باقی نمی‌ماند مگر افراد شکّاک و کافر و منافق.

و سایر مردم مشمول شفاعت حضرت فاطمه۳می‌گردند.۳۴
فضیلت صلوات فرستادن بر پیامبر۶و حضرت زهرا۳
دلیل دیگری که « ولیة الله» بودن حضرت صدیقه زهرا۳ را اثبات می‌کند، استقلال اوست در موضوع صلوات فرستادن بر آن حضرت۳و کیفیت زیارتش، که همانند صلوات بر پیامبر اکرم۶
و امیرالمؤمنین۷و حسنین۸و زیارات آنان است؛ یعنی همانگونه که به صلوات بر آن چهار وجود مقدّس و زیارتشان امر شده است، نسبت به حضرت زهرا۳نیز در این موارد، همگان مأمور و مأجورند. حضرت فاطمه۳ که مشمول آیه تطهیر و از اهل‌بیت پیامبر اکرم۶- یعنی
آل محمّد۶است – کیفیت صلوات بر او را رسول خدا۶بصراحت چنین بیان داشته است:

لا تصلوا علی الصلوه البتراء. فقالوا: و ما الصلاه البتراء؟ قال: تقولون اللهم صل علی محمّد و تمسکون، بل قولوا: اللهم صل علی محمّد و آل محمّد.۳۵
بر من صلوات بتراء (ناقص، دم بریده و بریده شده) نفرستید. سوال شد: یا رسول‌الله صلوات بتراء (بریده شده) چیست؟ فرمود: اینکه بر من صلوات بفرستید و بگویید. « اللهم صل علی محمّد» ولی درباره آل من ساکت باشید. شما باید بگویید: اللهم صل علی محمّد و آل محمّد.
صلواتی که شامل حضرت علی، فاطمه و حسنین:نباشد، مقطوع و بریده و مورد قبول خدا و رسولش۶نمی‌باشد. لزوم صلوات بر حضرت فاطمه۳نشانگر مرتبه اعلی و منصب والای آن حضرت۳است که این چنین در جنب صاحبان رسالت و امامت قرار گرفته است. بدون تردید باید حضرت فاطمه۳خود ولیة الله و دارای مقام ولایت بوده باشد، تا هم‌ردیف و همتای اولیای خدا، مورد خضوع و مشمول صلوات و درود جمیع مؤمنین جهان در هر زمان و مکان باشد.
پیامبر اکرم۶می‌فرماید:

مَنْ صَلَّى عَلَيْكِ یا فاطِمَة ! غَفَرَ اللهُ لَهُ وَ أَلْحَقَهُ بِي حَيْثُ‏ كُنْتُ‏ مِنَ‏ الْجَنَّة.۳۶
یا فاطمه هر کس بر تو صلوات فرستد، خدای تعالی از او درگذرد و او را در بهشت به من ملحق گرداند .

مقصود از تعبیرات « هم ‌درجه شدن با رسول‌الله۶»، « یا ملحق شدن به پیامبر اکرم۶ در بهشت» و یا « همسایه بودن با آن حضرت۶» که در روایات مکرّر به کار رفته است، جمع شدن مؤمنین در مرتبه‌ی « درجة الایمان» است که جامع تمام آن کسانی است که با عقائد درست و با ایمان به آنچه از رسول خدا۶به ما رسیده است، از جهان رفته‌اند. در آن درجه همه مؤمنین یکسانند و در کنار هم می‌باشند؛ ولی جای هیچ گونه تردیدی نیست که مراتب و درجات دیگر که شمار آنها برابر تعداد بشر و بسیار متفاوت است، کاملاً ملحوظ بوده و مقام هر کس مخصوص به خود او می‌باشد .

                       

   

۱- تفسیر فرات، ص۱۱٫
۲- ق،۲۴٫
۳- بحارالانوار، ج۴۰، ص۴۳٫    
۴- بصائر الدرجات، ص۱۴؛ بحارالانوار، ج۸، ص۲۵٫
۵- فاطمه زهرا۳، علامه امینی ص۱۵۹٫
۶- فاطمه زهرا۳، ص۱۵۳
۷- فاطمه زهرا۳، ص۱۹۷٫
۸- ترجمه تفسیر مجمع البیان، ص۳۱۰٫
۹- جرعه ای از کوثر، علی رضا سبحانی نسب.
۱۰- بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۰، ح ۱؛ از امالی صدوق و علل الشرایع؛ كشف الغمة في معرفة الأئمة:، ج۱، ص۴۶۳؛ إعلام الورى بأعلام الهدى، ج۲، ص۳۵۵٫     
۱۱- بحارالانوار، ج۸، ص۵۰، ح۵۸٫ از علل الشرایع.
۱۲- بحارالانوار، ج۴۳، ص۶۵٫    
۱۳- بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵؛ عوالم العلوم، ج۱۰، ص۷۴؛ زندگانى حضرت زهرا۳، ص۱۵۳٫
۱۴- بحارالانوار، ج۲۶، ص۳۲۶، ح۱۰٫ از تفسیر فرات منسوب به امام عسکری۷٫
۱۵- بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۲، ح۱۴٫ از امالی صدوق.    
۱۶- بحارالانوار، ج۳۵، ص۴۵٫    
۱۷- بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۲، ح۵٫ از علل الشرایع.    
۱۸- بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۲، ح۶٫ از علل الشرایع و معانی الاخبار    
۱۹- بحارالانوار، ج۴۳، ص۵۶ ، ح۴۹٫ از فضائل شهر رمضان صدوق.
۲۰- بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵، ح۱۴؛ مناقب آل أبي طالب:، ج۳، ص۳۲۰؛ منهاج البراعة، ج۱۳، ص۷٫
۲۱- بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۱، ح۲٫ از علل الشرایع.
۲۲- بحارالانوار، ج۲۴، ص۷۵، ح۱۱٫ از امالی طوسی.
۲۳- فاطمة الزهراء۳بهجة قلب المصطفی۶، ص۱۸۲٫ به نقل از نزهة المجالس، ج۲، ص۲۲۲٫
۲۴- بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۶، ح۲۵٫ از معانی الاخبار.
۲۵- مناقب ابن مغازلی، ص۳۸۰؛ نوادر، ص۱۴٫
۲۶- حلیة الاولیاء، ج۲، ص۴؛ کنزالعمال، ج۸ ، ص۳۱۵؛ کشف الاسرار، ص۲۳۵ .
۲۷- کنز العمال، ج۱۲، ص۱۰۵، ش۳۴۲۰۹؛ فرائد السمطین، ج۲، ص۴۹، ش۳۸۰ و ص۶۴، ش ۳۸۷؛
سفینة البحار، ج۲، ص۳۷۵؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۹، ص۱۹۳؛ بحار الانوار،ج۴۳، ص۵۳ و ص۲۱۹٫
۲۸- فرائد السمطین، ج۲، ص۶۷ ، ش۳۹۱٫
۲۹- تحلیل سیره فاطمه الزهرا۳، ص۲۶۹٫
۳۰- تفسیر فرات، ص ۲۹۹، ح۴۰۳٫
۳۱- فاطمه زهرا۳شادمانی دل پیامبر۶، ۴۱۳٫    
۳۲- سفینة البحار، ج۲، ص۳۷۵؛ البرهان في تفسير القرآن، ج۴، ص۵۵۳ ؛ كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج۱۰، ص۵۵۷ ؛ تأويل الآيات، ص۴۷۴٫
۳۳- عوالم، ج۱۱، ص۱۵۰؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۶۴ ، ح۵۷ ؛ تفسیر فرات، ص۲۹۹؛ رياض الأبرار، ج۱، ص۳۴٫     
۳۴- تحلیل سیره فاطمه زهرا۳، ص۲۷۲٫
۳۵- صواعق المحرقة، ص۲۲۵؛ ینابیع المودة، ص۲۹۵؛ مكاتيب الرسول۶، ج۱، ص۵۵۵٫
۳۶- بحارالانوار، ج۴۳، ص۵۵ ؛ مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، ج۱۰، ص۲۱۱٫
    

– بعلاوه قرآن کریم؛
– ابن شهر آشوب مازندرانى، محمّد بن على ، مناقب آل أبي طالب:، ۴ جلدی، علّامه قم‏، ۱۳۷۹ق‏ .
– احمدى ميانجى، على، مكاتيب الرسول۶، ۳جلد، دار الحديث – ايران ؛ قم، چاپ: اول، ۱۴۱۹ق.
– اربلى، على بن عيسى‏، كشف الغمة في معرفة الأئمة:( ط- القديمة)، رسولى محلاتى، هاشم‏، دو جلدی، انتشارات بنى هاشمى‏، تبريز ۱۳۸۱ق‏.
– استرآبادى، على، تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة:، ۱جلد، مؤسسة النشر الإسلامي – ايران ؛
قم، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
– بحرانى اصفهانى، عبدالله بن نورالله‏ ، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال ،
مصحح موحد ابطحى اصفهانى، محمّد باقر، ۱۰ جلدی، مؤسسة الإمام المهدى۷‏، ايران؛ قم‏، ۱۴۱۳ق.
– بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، البرهان في تفسير القرآن، ۵جلدی، مؤسسه بعثه – قم، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.‏
– جزائرى، نعمت الله بن عبد الله، رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار:، ۳جلدی، مؤسسة التاريخ العربي – بيروت، چاپ: اول، ۱۴۲۷ ق-۲۰۰۶ م.
– صفار، محمّد بن حسن ، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد:‏، كوچه باغى، محسن بن عباسعلى،‏ یک جلدی، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، ايران، قم‏، ۱۴۰۴ق‏.
– طبرسى، فضل بن حسن، إعلام الورى بأعلام الهدى (ط-الحديثة)، ۲جلدی، آل البيت:- قم، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
– قمي مشهدي، محمّد بن محمدرضا، تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب،۱۴جلدی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان چاپ و انتشارات – تهران، چاپ اول، ۱۳۶۸ش.
– كوفى، فرات بن ابراهيم، تفسير فرات الكوفي، ۱جلدی، مؤسسة الطبع و النشر في وزارة الإرشاد الإسلامي – تهران، چاپ: اول، ۱۴۱۰ق.
– مجلسى، محمّد باقر، بحار الأنوار( ط- بيروت)، ۱۱۱جلدی، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏ ۱۴۰۳ق‏.
– مجلسى، محمّد باقر- روحانى على آبادى، محمّد، زندگانى حضرت زهرا۳ ،۱جلدی ، انتشارات مهام،‏ تهران‏، ۱۳۷۹ش.‏
– نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ۲۸جلد، مؤسسة آل البيت: قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ق.
– هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله – حسن زاده آملىٍ، حسن و كمره اى، محمد باقر ، منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة( خوئى)، محقّق ميانجى، ابراهيم‏، ۲۱ جلدی، مكتبة الإسلامية، تهران‏، ۱۴۰۰ق.‏

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *