کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

شاهد رسالت – حجت الاسلام جعفر فاضل

  شاهد رسالت
با ظهور پیامبر گرامی اسلام۶در شبه جزیزه عربستان، موج عظیمی از مخالفت و عناد در مقابل رسول گرامی۶شکل گرفت و البته این امر به خودی خود امری طبیعی بود ولی آنچه که طبیعی نبود این بود که برخی با وجود برهان و استدلال بر حقّانیت اسلام، از لجاج و عناد دست بر نداشته و با افتخار بر طبل گمراهی خود می کوبیدند. واکنش مشرکین و نیز مسیحیان و یهودیان در برابر ادّعای رسالت حضرت محمّد بن عبدالله۶به شکل های مختلفی بروز کرد. آنان یک صدا، رسالت حضرتش را انکار می کردند و لذا لازم بود از سوی خدا جلّ جلاله و رسول۶پاسخی قاطع و محکم به آنان داده شود. آیه ۴۳ سوره رعد در واقع همان پاسخ در خور بود:
(وَ يَقُولُ الَّذينَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفى‏ بِاللهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ)
کافران می گویند: تو فرستاده [خدا] نیستی. بگو: کافی است که خدا و کسی که دانش کتاب نزد اوست، میان من و شما گواه باشند.
بنابر این مطابق مفاد آیه برای رسالت نبی گرامی اسلام۶دو شاهد قوی و مستحکم وجود دارد. شاهد اول خود پروردگار است که نحوه شهادت خداوند به دین قرار است که به رسول خود قدرتی مافوق بشر می دهدکه همان قدرت اعجاز است و در واقع معجزات پیامبر۶به نوعی شهادت خدا بر حقّانیت ایشان است که از مهم ترین آنها قرآن کریم است. چه زیبا خداوند شهادت می دهد آنجا که می فرماید:
(إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ * عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ)۱
حقّا اى رسول، تو از پيمبران و فرستادگان ما هستى به سوى بشر در راه مستقيم‏.
و امّا شاهد دوم بر رسالت نبی گرامی۶، شخصی است که دارای علم کتاب است و بدون تردید آن شخصی باید کسی غیر از خداوند عزّوجلّ و رسول۶باشد. در سوره هود نیز به شاهد رسالت نیز اشاره رفته است:
(أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَ مِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَ رَحْمَةً…)۲
آيا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجّتى روشن است و شاهدى از [خويشان] او پيرو آن است و پيش از وى [نيز] كتاب موسى راهبر و مايه رحمت بوده است… .
از این آیه نیز فهمیده می شود که پیامبر اکرم۶علاوه بر آیات روشن و براهینی که از طرف پروردگارش دارد، به همراه خود شاهدی از جانب خویش دارد! و این مطلب برای کسانی که با مفاهیم قرآنی آشنایند باعث تعجّب نیست زیرا که در کنار حضرت موسی۷کسی از خانواده او یعنی برادرش او را تأیید می نمود:

(هَارُونَ أَخِي* اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي)۳
هارون برادرم را * پشتم را به او استوار كن.
پیامبر اکرم۶خطاب به امیرالمؤمنین۷فرمودند:

أنت منّی بمنزلة هارون من موسی.۴
تو برای من به منزله هارون برای موسی هستی.
مطابق روايات متعدّد و کاملاً معتبر که در منابع فریقين وجود دارد آن که در آن عصر مصداق (من عنده علم الكتاب)بود شخصیت بی نظیر امیرمومنان علی بن ابیطالب۷است كه اينك به برخي از آن ها اشاره مي‌گردد :
علي بن ابراهيم قمي با سند صحيح از امام صادق۷نقل مي‌كند که فرمودند :

آن كسي كه علم كتاب در نزد او است، اميرالمومنين۷مي باشد.۵   
محمّد بن حسن صفار در بصائرالدّرجات با سند صحيح از امام باقر۷نقل مي كند به اين كه:

مصداق اين آيه ما اهل بيت هستيم كه اول و افضل و بهترين ما بعد از پيامبر۶
علي ۷مي باشد .۶  
بريد بن معاويه گفته است : به امام باقر۷عرض كرديم آيه ي « بگو خدا و كسى كه علم كتاب نزد اوست، براى گواهى ميان من و شما كافى است» درباره کیست ، فرمودند :

مقصود ما اهل بيت هستيم و على۷بعد از پيغمبر۶اول ما و افضل ما و بهتر ما خاندان است ‏.
شيخ صدوق۱نیز در كتاب امالي با سند صحيح از پيامبر۶نقل مي كند كه رسول خدا ۶
فرمودند:

آن که شاهد رسالت من است علی بن ابیطالب۷است.۷
رویکرد مفسّرین عامه درباره مصداق (من عنده علم الکتاب)یعنی همان شخصی که شاهد رسالت است متفاوت است. برخی مصداق اين آيه را عبدالله بن سلام و برخي جبرائيل۷‌و برخي سلمان دانسته اند امّا اين رويكردها هيچ كدام از دليل محكم و قطعي برخوردار نيست و رواياتي كه براي تأيید اين رويكرد ارائه گرديده يا مشكل دلالي دارد و يا مشكل سندي .
بخصوص که عبدالله بن سلام در هنگام نزول این آیه هنوز اسلام نیاورده بود و از منکرین رسالت بود و شعبي نقل مي كند كه درباره عبدالله چيزي از قرآن نازل نشده است۸ و شهادت جبرییل۷نیز با همان شهادت خدا در قرآن ، تفاوتی ندارد که جزو شاهد اول قرار می گیرد و حضرت سلمان نیز خود چنین ادّعایی نداشت. خالی از لطف نیست که بدانید در روایات عامه نیز تصریح شده است که مصداق آیه حضرت علی بن ابیطالب۷است.
ثعلبي مقصود از (من عنده علم الکتاب) را حضرت امیر۷دانسته و روايتي را از حضرت ابي جعفر۷ذكر مي كند كه منظور از اين آيه اميرالمومنين۷مي باشد، در اين باره مي نويسد :
 از ابي جعفر۷در باره آيه سوال گرديد كه (من عنده علم الکتاب) در اين آيه عبدالله بن سلام است ؟ امام باقر۷فرمودند :
خير ، كسي كه علم كتاب در نزد او است علي۷مي باشد .۹
حاكم حسكاني در شواهد التنزيل نيز چندين روايت را  نقل مي كند كه مراد از كسي كه علم كتاب در نزد او است ، حضرت علي۷مي باشد. حال به برخي از اين روايت اشاره مي گردد .
حاكم از طريق ابن عباس و محمّد ‌‌‌‌حنفيه ‌روايتي را نقل مي‌كند به اين كه آيه اي مزبور (من عنده علم الکتاب) درباره امير‌المو‌‌منين۷نازل شده و در اين باره مي نويسد :
از ابن عباس و ابن حنفيه راجع به آيه مزبور سوال شد گفت :
كسي كه علم كتاب در نزد او است علي بن ابی طالب۷مي باشد.
امام صادق۷فرمود :
مراد از (من عنده علم الکتاب) ‌‌علي ابن ابي طالب و ائمّه هدي:است .
بريد‌ بن معاويه از امام صادق۷نقل مي‌كند كه :
منظور از ايـن آيـه مـا اهل بيت:هستيم كـه اول ‌و افضل مـا بعـد از پيامبر۶، اميرالمومنين۷مي باشد .
و در ادامه مي‌نويسد :
مويّد اين ‌مطلب‌ روايت شعبي است كه فرمود :
 هيچ كس‌ دانا تر از علي۷به كتاب خدا بعد از پيامبر۷نيست.۱۰
سليمان قندوزي از ابی سعيد خدري در تفسير آيه (من عنده علم الکتاب)روايتي را نقل مي كند كه مراد از اين آيه ‌علي۷بوده وي در اين باره مي نويسد :
ابى سعيد خدرى گويد از رسول خدا (۶) راجع به آيه (عنده علم من الكتاب)سؤال كردم ، فرمود :‌ او وصى برادرم سليمان ‌‌‌‌‌بن داود بوده است : گفتم : يا رسول الله در گفتار ديگر خداى عزّوجل
« بگو بس است بخدا گواه ميان من و شما و كسى كه نزد او است علم كتاب » فرمود مقصود از آن برادرم على بن ابى طالب(۷) است . و نيز در روايتي كه از طريق متعدّد آمده نقل مي كند به اين كه در روايتي ديگري آمده است ، كه آيه مز بور درباره اميرالمومنين (۷) نازل شده است .۱۱
علاوه بر آنچه گذشت ، رواياتي ديگري نيز درباره جايگاه علمي امام علي۷در منابع روايی عامه وجود دارد مویّد اين مطلب است كه مصداق قطعي (و من عنده علم الکتاب) امير المومنين۷است. حاكم نیشابوري روايتي را از ابن عباس نقل مي كند كه پيامبر۶فرمودند :
من شهر علم هستم و علي (۷) دروازه آن است و هركسي  بخواهد وارد اين شهر گردد بايد از دروازه آن وارد گردد .
حاكم تصريح به صحت اين روايت نموده است.۱۲ عبد البر نیز مي نويسد :
عمر بن خطاب گفته است كه علي (۷) از همه صحابه در مقام داوري و بيان مقرّرات الهي آگاه و داناتر است.۱۳
جناب جويني نیز روايتي را از پيامبر۶نقل مي كند كه حضرت۶در جمع صحابه فرمودند:
علي (۷) از همه ي شما آگاه تر به داوري و قضاوت است  و من شهر علم هستم و علي (۷) دروازه آن.۱۴  
علاوه بر همه اینها احدی از صحابه نگفت « سلوني عن كتاب الله تعالى قبل ان تفقدونی» مگر مفتضح شد جز امیرمومنان۷که در این باره بلاذري روايتي را از امیرمومنان علي۷نقل مي كند كه حضرت۷فرمودند :
سلوني عن كتاب الله تعالى فوالله ما من آية إلا و أنا أعلم أ بليل نزلت أم بنهار أ في سهل أو في جبل .
از كتاب خدا از من سوال كنيد . قسم به خدا كه هيچ آيه اي وجود ندارد كه من آگاهي به آن نداشته باشم چه در شب نازل شده باشد و چه در روز چه در كوه نازل شده باشد و چه در سطح .
و نيز از مسيب نقل مي كند كه گفت تا كنون كسي مثل علي (۷) نبوده كه بگويد : از من بپرسيد .
براي عطا گفته شد كه آيا در بين اصحاب رسول خدا۶كسي از اميرالمومنين ۷اعلم و آگاه تر بوده است ؟ عطا گفت: نه قسم به خدا .۱۵  
ابن طفيل روايتي از امير المومنين۷نقل مي كند كه حضرت۷فرمودند:
هيچ آيه اي نازل نشده مگر اين كه به درستي مي دانم كه چه زماني نازل شده و در مورد چه كسي نازل گرديده و بدرستي پروردگارم قلب فهيم و زبان گويا برايم بخشيده است.۱۶
يحيي بن معين از ابی سعيد نقل مي كند به اين كه هيچ كسي از اصحاب پيامبر(۶) نبوده كه
بگويد: از من بپرسيد به جز علي (۷). ۱۷ و ابن حنبل نیز همین مضمون در کتاب فضائل الصحابه
آورده است.۱۸ تا کنون مشخص شد که شاهد دوم بر رسالت نبی اکرم۶، حضرت امیرمومنان۷
است که به عنوان (عنده علم من الكتاب) از ایشان یاد شده است. تقریباً همه مفسّران مراد از کتاب را قرآن دانسته اند گرچه شاهدی بر آن اقامه نکرده اند. البته این نظر که منظور از کتاب را قرآن بدانیم از جهتی درست است و از جهتی درست نادرست. از جهتی صحیح به نظر نمی رسد زیرا باید بین دانستن قرآن و شهادت بر رسالت، طبق قاعده ی “ذکر الوصف مشعر بالعلیه” ارتباطی علّت و معلولی باشد و چنین ارتباطی به دور از ذهن است و صرف دانستن قرآن نمی تواند مثبت صحت شهادت باشد و دلیلی هم بر پذیرش شهادت ایشان از سوی منکرین وجود ندارد و از جهتی صحیح است و آن در صورتی است که ما مراد از کتاب را حقایق هستی بدانیم و بطور قطع تمامی حقایق هستی به صورت مکتوبش در قرآن جمع شده است. امّا به چه دلیل مراد از “کتاب” حقایق هستی است؟
پاسخ این مسئله را باید در آیه ۴۰ سوره نمل که در باره آصف بن برخیا است جستجو کرد:
(قَالَ الَّذِی عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَن یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَمَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ)
کسی که نزد او دانشی از کتاب [الهی] بود گفت من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنی برایت می‌آورم پس چون [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید گفت این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسی می‌کنم و هر کس سپاس گزارد تنها به سود خویش سپاس می‌گزارد و هر کس ناسپاسی کند بی‌گمان پروردگارم بی‌نیاز و کریم است.
بنابر این آصف توانست تخت بلقیس را در کمتر از لحظه ای بر اساس علمی که به کتاب داشت حاضر سازد بی شک با توجّه به عصر حضرت سلیمان۷، این علم نمی تواند قرآن کریم باشد و با توجّه به قاعده ذکر الوصف مشعر بالعلیه مشخّص می شود که قدرت اعجاز ریشه در علم به کتاب دارد و چون اعجاز تصرّف در خلقت است با توجّه به قاعده لزوم تناسب حکم و موضوع ، مشخّص است این علم همان علم به حقایق اشیا است.
تاکنون مشخّص شد که ریشه قدرت اعجاز علم به کتاب است و بر همین منوال هر کسی که علمش به کتاب بیشتر باشد قدرت اعجازش بیشتر می شود و از آنجا که مطابق آیه قرآن و روایات، حضرت امیر۷علم به تمامی کتاب داشت، لذا قدرت اعجاز ایشان نسبت به آصف که تنها به مقدار قطره ای از کتاب را می دانست، غیر قابل تصوّر است.
حضرت امیر۷بر اساس علم به کتاب دارای قدرت اعجاز کامل است و همین قدرت اعجاز است که شاهد صدق شهادت ایشان بر رسالت رسول خداست و ذکر شاهد دوم بعد از شاهد اول که خدای تعالی است تنها از باب شرافت دادن به حضرت۷و تاکید نیست بلکه لازم و ضروری است زیرا قرآن کتابی است که می تواند مورد دست برد معنوی و تفسیر به رأی قرار گیرد، لذا همواره باید شخصی با قدرت اعجاز در کنار قرآن برای حفظ مفاهیم آن و جلوگیری از فتنه و تفسیر به رأی باشد تا مکمّل شاهد اول قرار گیرد.

بهر حال مشخّص شد که شاهد بر رسالت رسول گرامی۶حضرت امیرمومنان۷، مضاف بر این، لازمه شهادت شهود است؛ یعنی تنها کسی می تواند بر امری شهادت بدهد که خود شاهد و ناظر آن باشد و به اتفاق مورّخین آنگاه که نبی گرامی۶در غار حرا مبعوث گردید تنها حضرت امیر۷حضور داشته و شاهد بر این امر بودند. بنابر این بردن نام کسانی که نه در ظاهر و نه در باطن، شاهد این امر نبوده اند را به عنوان شاهد، عاقلانه نیست.
اگر کسی در روایات به خصوص روایات خلقت نوری و نیز حدیث مؤاخاه دقّت کند به خوبی می یابد که اتصال و همراهی حضرت امیر۷با رسول گرامی۶همیشه بوده و همیشه خواهد بود و این شهود دائمی است. در اینجا سزاست به حدیث ابی برده سلمی توجّه دهیم که بسیار زیبا و دلنشین است او می گوید از رسول خدا۶شنیدم که اینچنین حضرت علی۷را مخاطب قرار می داد: یا علی؛ خداوند متعال در هفت مورد تو را با من شاهد قرار داد :
۱- شبی که به معراج رفتم جبرئیل به من گفت: برادرت کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم. جبرئیل گفت: خداوند را بخوان پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود.
در این هنگام دسته ای از ملائکه را دیدم که به صف ایستاده اند ! گفتم: ای جبرئیل! اینان کیستند که به صف ایستاده اند؟ گفت: اینان کسانی هستند که روز قیامت به خاطر وجود تو خداوند را مباهات می کنند. پس نزدیک آنان شدم و از آنچه بوده و تا روز قیامت خواهد شد با آنان حرف زدم ، در حالی که مثال تو همراه من بود.
۲- وقتی برای دومین مرتبه به معراج رفتم، جبرئیل نیز باز به من گفت: برادرت کجاست؟ و من هم گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم.
جبرئیل گفت: خداوند را بخوان، پس در هنگام خواندن مثال تو همراه من بود. تا اینکه حقیقت آسمانها برایم مکشوف شد و من در هفت آسمان ساکنین آن ، خانه ها و موضع هر ملکی را در جایگاه خودش دیدم. (در حالی که مثال تو همراه من بود و همه چیز را می دید.)
۳ – هنگامی که بر اجنّه مبعوث شدم، جبرئیل به من گفت: علی۷کجاست؟ گفتم: او را ورای خودم جانشین قرار دادم. جبرئیل گفت: خداوند را بخوان پس من خدا را خواندم در حالی که تو همراه من بودی و من هیچ کلامی با خدا نگفتم و هیچ جوابی نشنیدم، مگر اینکه تو آن را شنیدی.
۴ – خداوند من و تو را به شب قدر اختصاص داده و غیر از من و تو کسی دیگر چنین نیست.
۵ – من خداوند را در مورد تو خواندم و هر آنچه خداوند به من عطا کرده است به تو نیز عطا کرده است، مگر نبوّت را .
۶ – چون شب معراج به آسمانها رفتم خداوند تمام پیامبران را جمع کرد و من بر آنها اقامه ی نماز کردم در حالی که مثال تو پشت سر من بود. (و با من نماز می خواند) .
۷ – هلاکت تمام حزب ها و گروهها بدست ماست.
دو سند و طریق برای این روایت در کتب روایی بیان شده است. طریق اول از علی بن ابراهیم قمی است که در کتاب تفسیری خودش ، آورده است و طریق دوم از شیخ طوسی که در کتاب امالی است و هر دو سند معتبر و قابل اعتماد است. مضاف بر این، مؤیّدات روایی فراوانی این روایت را تایید می کند و کتب متعدّدی آن را ذکر کرده اند.۱۹
همانطور که از متن حدیث هویدا است حضور امیر مومنان۷در عرش با بدن مثالی بوده است، امّا این بدن مثالی چیست؟ ممکن است منظور از بدن مثالی همان بدنی باشد که برای همه انسان ها وجود دارد و گویا در همین بدن خاکی مستتر است و با خروج روح از بدن خاکی همراه روح خواهد بود و روح با آن بدن مثالی که لطیف است و شبیه همین بدن خاکی است عالم برزخ را طی می کند و گویا خروج روح از بدن در خواب نیز با همان بدن مثالی است و ممکن است مراد از بدن مثالی در اینجا ، خلقت صورتی شبیه توسط پروردگار باشد. همانطور که امام صادق۷از قول اجداد طاهرینشان:نقل می کنند که پیامبر اکرم۶فرمودند: شبی که به آسمانها برده شدم، در آسمان پنجم نگاهم به حضرت علی۷افتاد. پس گفتم: ای جبرئیل، دوست من، این صورت کیست؟ جبرئیل گفت: ای محمّد ! چون ملائکه شوق زیادی به دیدن حضرت علی۷داشتند، به خداوند عرضه داشتند که:
ربنا إن بنی آدم فی دنیاهم یتمتعون غدوة و عشیة بالنظر إلی علی بن أبی طالب۷
حبیب حبیبک محمد۶و خلیفته و وصیه و أمینه فمتعنا بصورته قدر ما تمتع أهل الدنیا به؛
پروردگارا ! همانا فرزندان آدم۷در دنیا، از نگاه به صورت حضرت علی۷که دوست حبیب توست و جانشین و وصی و امین حبیب تو ، محمّد۷، لذت می برند؛ پس ما را هم همانگونه که اهل دنیا از صورت او لذت می برند ، بی نصیب مگردان.
پس خداونـد متعـال هم از نور مقدّس خـود صورتی برای آنان آفریـد و صورت حضرت علی۷شبانه روز در میان آنهاست و آنها هم او را زیارت می کنند و هر صبح و شام به تمـاشـایـش می نشینند و او را نگـاه می کنند. أعمش گوید: امام صادق۷از قـول پـدر بزرگوارشان۷فرمودند:

موقعی که ابن ملجم (لعنة الله علیه) با شمشیر بر سر مبارک امیرالمؤمنین۷زد، این ضربت در صورت آن ملک در آسمان نیز دیده می شد و ملائکه چون هر شبانه روز او را چنین می دیدند، قاتل حضرت علی۷را همواره لعن می کردند.۲۰  

این روایت را علّامه مجلسی به اسناد شیخ صدوق از بکر بن عبدالله، از سهل بن عبدالوهاب، از ابی معاویه و او از اعمش نقل کرده است.۲۱

۱- یس، ۳و۴٫
۲- هود، ۱۷٫
۳- طه، ۳۰و۳۱٫
۴- صحیح مسلم، ج۷، ص۱۲۰٫
۵- تفسير القمي ، ج۱ ، ص ۳۶۷ .
۶- بصائر الدرجات ، ص ۲۳۶ .
۷- الأمالي ، الشيخ الصدوق ، ص ۶۵۹٫
۸- زاد المسير ،‌ ج ۴، ص ۱۶ ؛ الدر المنثور ، ج ۶ ، ص ۳۰ .
۹- تفسير الثعلبي ، ج ۵ ، ص ۳۰۳ .
۱۰- شواهد التنزيل ، الحاكم الحسكاني ، ج ۱ ، ص ۴۰۲ .
۱۱- ينابيع المودة ، القندوزي ، ج۱ ، ص۳۰۷ .
۱۲- المستدرك على الصحيحين ، ج ۳، ص۱۲۶ .
۱۳- الاستيعاب في معرفة الأصحاب ، ج۳ ، ص۱۱۰۲٫  
۱۴- كتاب التلخيص في أصول الفقه، ج۳ ، ص۱۲٫
۱۵- انساب الاشراف ، ص۲۷۹٫
۱۶- الطبقات الكبرى ، ج۲ ، ص۳۳۸ .
۱۷- تاريخ ابن معين « رواية الدوري » ، ج۳ ، ص‌۱۴۳ .
۱۸- فضائل الصحابة ، ج۲ ، ص۶۴۶ .‌  
۱۹- رک به: تفسیر قمی، ج۲، ص۳۳۵؛ امالی شیخ طوسی، ص۶۴۲، ح۱۳۳۵؛ مختصر بصائر الدرجات، ص۷۰؛ تأویل الآیات، ج۱، ص۳۱۲؛ بحار، ج۱۸، ص۴۰۵؛ تفسیر صافی، ج۵، ص۹۲؛ مدینة المعاجز، ج۱، ص۱۸۸، ح۴۴ .
۲۰- المحتضر، ص۱۴۶؛ العوالم، الامام الحسین۷، ص۴۷۵، ح۷؛ بحار، ج۱۸، ص۳۰۴، ح۹ و ج ۴۵، ص۲۲۸، ح۲۴؛ شجرة طوبی، ج۱، ص۱۹۶٫
۲۱- ر.ک: معرفة الثقات، العجلی، ج۱، ص۴۳۲، رقم۶۷۶؛ طبقات ابن سعد، ج۶، ص۳۴۲؛ التاریخ الکبیر،  بخاری، ج۴، ص۳۷، رقم ۱۸۸۶؛ الجرح و التعدیل، الرازی، ج۴، ص۱۴۶، رقم ۶۳۰؛ الثقات، ابن حبان، ج۴، ص۳۰۲ و …ر.ک: رجال الشیخ، ص۲۱۵، رقم۲۸۳۴؛ نقد الرجال، تفرشی، ج۲، ص۳۷۰، رقم ۲۴۴۰؛ طرائف المقال، ج۱، ص۴۸۳، رقم۴۳۲۶؛ معجم رجال الحدیث، ج۹، ص۲۹۴ ، رقم۵۵۱۸٫

– بعلاوه قرآن کریم؛
– أبو المعالي عبد الملك بن عبد الله بن يوسف الجويني، كتاب التلخيص في أصول الفقه، دار النشر دار البشائر الإسلامية بيروت ، تحقيق : عبدالله جولم النبالي و بشير أحمد العمري، ۱۴۱۷هـ ، ۱۹۹۶م.
– أبی جعفر محمّد بن الحسن الطوسی، رجال الطوسی، یک مجلد، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق.
– أحمد بن حنبل، فضائل الصحابة ، دار النشر ،  مؤسسة الرسالة، بيروت، تحقيق: وصي الله محمّد عباس ، ۱۹۸۳م.
– أحمد بن عبدالله العجلی، معرفة الثقات، دو مجلد، نشر مکتبة الدار بالمدینة المنورة، الطبعة الاولی، ۱۴۰۵ق.
– تفسیر صافی، مشهد، انتشارات دارالمرتضی، چاپ اول.
– حسن بن سلیمان الحلی، مختصر بصائر الدرجات، الطبعة الاولی، منشورات المطبعة الحیدریة فی النجف، ۱۳۷۰ق.
– سید أبوالقاسم الموسوی الخوئی، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، ۲۴مجلد، الطبعة الخامسة، ۱۴۱۳ق.
– سید شرف الدین حسینی استرآبادی، تأویل الآیات الظاهره، یک جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۴۰۹ق.
– سید مصطفی تفرشی، نقد الرجال، پنج مجلد، مؤسسة آل البیت(:) لإحیاء التراث، الطبعة الاولی، ۱۴۱۸ق.
– السید هاشم بن سلیمان البحرانی، مدینة معاجز الائمة الاثنی عشر:و دلائل الحجج علی البشر، مؤسسة المعارف الاسلامیة، الطبعة الاولی، ۱۴۱۳ق.
– الشیخ الجلیل حسن بن سلیمان الحلی، المحتضر، الطبعة الاولی، منشورات المطبعة الحیدریة فی النجف، ۱۳۷۰ق.
– شیخ طوسی، الأمالی، یک جلد، انتشارات دارالثقافة قم، ۱۴۱۴ ق.
– الشیخ عبدالله البحرانی، العوالم الامام الحسین(۷)، تحقیق مدرسة الامام المهدی(۷)، المطبعة امیر، قم، ۱۴۰۷ق.
– الشیخ محمّد مهدی الحائری، شجرة طوبی، منشورات المکتبة الحیدریة فی النجف، الطبعة الخامسة، ۱۳۸۵ق.
– علامه مجلسی، بحار الأنوار، ۱۱۰ جلد، مؤسسة الوفاء بیروت لبنان، ۱۴۰۴ق.
– علی بن ابراهیم، تفسیرالقمی، ۲مجلد، تصحیح سید طیب الجزائری، نشرمؤسسة دارالکتاب قم، الطبعة الثالثة، ۱۴۰۴ق.
– محمد بن اسماعیل بن ابراهیم البخاری، التاریخ الکبیر، نه مجلد، الناشر: المکتبة الاسلامیة دیار بکر.
– محمد بن حبان التمیمی، الثقات، نه مجلد، نشر مؤسسة الکتب الثقافیة الهند، الطبعة الاولی، ۱۳۹۳ ق.
– محمد بن سعد بن منيع أبوعبدالله البصري الزهري، الطبقات الكبرى ، دار النشر : دار صادر  بيروت .
– النيسابوري ، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم، المستدرك على الصحيحين ، دار النشر: دار الكتب العلمية، بيروت الطبعة الأولى، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م.
– يحيى بن معين أبو زكريا ، تاريخ ابن معين « رواية الدوري » ، دار النشر : مركز البحث العلمي و إحياء التراث الإسلامي، مكة المكرمة، الطبعةالأولى، تحقيق: تاريخ ابن معين،‌‌‌ رواية الدوري، ۱۳۹۹ – ۱۹۷۹م.
– يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، دار النشر: دار الجيل ، بيروت، الطبعةالأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي، ۱۴۱۲ق.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *