کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

نبوت در نهج البلاغه – حجت الاسلام جعفر فاضل

نبوت در نهج البلاغه

درآمد
مسئله نبوت و رسالت با توجّه به اهمیت آن مورد توجّه خاص حضرات معصومین:بوده است. حضرت امیرمومنان علیه السلام به این مسئله به بهترین شکل پرداخته اند نگاه به کلمات، حضرت امیرمومنان  علیه السلام را آگاه به مقام و منزلت پیامبران:بخصوص پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم و اهداف نبوت و ثمرات آن می نماید .

 

نبوت در نهج البلاغه
يكى از مسائل بسيار مهم و اساسی تمامی ادیان بحث نبوت و رسالت است و بدون تردید طیف وسیعی از مسائل دینی بر بحث نبوت و رسالت مترتب است. گرچه پرداخت به چنین مسئله مهمّی بطور کلی در شعاع عقل و خرد، امکان پذیر بلکه لازم است ولی ورود در بسیاری از مطالب آن جز از طریق تدبّر در آیات و روایات، بسیار پر مخاطره است و چه بسا باعث انحراف و تحریف حقایق نبوت می گردد از این رو شایسته است که  اسرار نبوت را از زبان وصایت شنیده و با تفکّر و تدبّر در آن به معارف ناب وحیانی دست یازیم. بهترین منبع برای این مهم روایات، بخصوص نهج البلاغه است. به جرأت می توان گفت کمتر صفحه‌اي از نهج‌البلاغه را مي‌توان يافت كه نام و يادي از پيامبر۶نشده باشد و یا به طور مستقيم يا غيرمستقيم درباره نبوت مطلبي نيامده باشد.
امیرمومنان۷فرمودند:
ما درهای گشوده شده بسوی علم پیامبریم و بعد فرمودند: اگر كسي از طريق ما پيامبر را بشناسد صحيح خواهد بود، امّا اگر از راه ديگري بشناسد به‌ سان كسي خواهد بود كه از راه پنجره وارد خانه شده است؛ چنين شخصي دزد خوانده مي‌شود.۱  
و با این سخن بطلان تمامی فرقه های شکل گرفته در دامنه اسلام را اعلان نمودند. در کلمات امیرمؤمنان۷به مسئله نبوت نگاه خاصی شده است و پرسش های متداول این حوزه کاملاً پاسخ داده شده است. اولین پرسشی که بطور طبیعی در این رابطه مطرح است این است که چرا خداوند پیامبران را فرستاد و یا بگویید علّت بعثت انبیا:چه بود است؟ این پرسش هر پاسخی که داشته باشد در واقع پیام نبوت را به ما می شناساند و مشخّص می کند که پیام انبیا:چه بوده است.

زمينه ظهور پيامبران
حضرت امیر۷با بیان چگونگی زمان ظهور انبیاء:، به بهترین وجه به دلیل بعثت انبیاء:
پرداخته و آن را تبیین کرده اند. در خطبه اول به دو مناسبت در اين زمينه بحث شده است:
الف: و اصطفى سبحانه من ولده انبياء اخذ على الوحى ميثاقهم و على تبليغ الرسالة امانتهم لما بدل اكثر خلقه عهدالله اليهم فجهلوا حقه، و اتخذوا الانداد معه، و اجتالتهم الشياطين عن معرفته، و اقتطعتهم عن عبادته فبعث فيهم رسله … .
 … زمانى كه بيشترين آفريدگان خدا فرمان خدا را دگرگونه كردند و حق خدا را ندانسته و رقيبانى را با او پذيرفتند و شياطين، آن را از شناخت خدا بازداشته و از عبوديت او برگردانده بودند، در چنين دورانى بود كه خدا پيامبرانش را در ميان مردم برانگيخت.
ب: … و اهل الارض يومئذ ملل متفرقة و اهواء منتشرة و طوائف متشتته بین مشبه لله بخلقه او ملحد فى اسمه او مشير الى غيره
مردم روى زمين در آن هنگام فرقه هاى جدا جدا داراى هوس هاي پراكنده و شيوه هاى گوناگون بودند كسانى خدا را با آفريدگانش همانند مى كردند و كسانى در نام او فرو مانده و به او نرسيده بودند و كسانى ديگر به حقيقتى جز او اشاره مى كردند.
و امّا در خطبه دوم، حضرت اميرالمومنين۷در همين زمينه بيان مشروح ترى دارد:
الناس فى فتن انجذم فيها حبل الدين و تزعزعت سوارى اليقين و اختلف النجـر و
تشتت الامر و ضاق المخرج و عمى المصدر، فالهدى خامل، و العمي شامل، عصى الرحمن و نصر الشيطان و خذل الايمان فانهارت دعائمه و تنكرت معالمه و درست سبله و عفت شركه، اطاعوا الشيطان فسلكوا مسالكه و وردوا مناهله بهم سارت اعلامه و قام لوائه، فى فتن داستهم باخفافها، و وطنتهم باظلافها و قامت علي سنابكها فهم فيها تائهون حائرون جاهلون مفتونون فى خير دار و شر جيران، نومهم سهود و كحلهم دموع، بارض عالمها ملجم و جاهلها مكرم.
در هنگام بعثت پيامبران، مردم دستخوش فتنه هایى بودند كه در آن ريسمان دين گسسته بود و دستگيره هاى يقين و باور، سست شده بود و راههاى دگرگونى و اختلاف پيدا كرده بود و كار به پراكندگى گرائيده و راه گريز از اين فتنه بر مردم تنگ شده بود و جايگاه بهره گيرى
بر مردم مبهم و تاريك مانده بود، هدايت در آن روزگار فرو افكنده و كمرنگ بود. كورى و نابينایى همه گير بود. خداى رحمان، عصيان و سرپيچى مى شد امّا شيطان مورد نصرت و يارى قرار مى گرفت و ايمان بى ياور و بي پشتوانه مى ماند، پايه هاى ايمان متزلزل و ويران بود نشانه هاى ايمان گم بود، راههاى ايمان فراموش شده بود، مردم از شيطانها فرمان مى بردند و راه آنها را مي پيمودند به سر منزلى كه آنها هدايت مى كردند فرو مى آمدند و لواى شيطان بر پا مي گشت، مردم دستخوش فتنه هايى بودند كه اين فتنه ها مردم را در زير سم خود مانند حيوان وحشى و ناآرامى لگد مال و آنها را پايكوب مى كرد. فتنه مانند حيوان پيروزمندى كه طعمه خود را زير دست و پاى خود له كرده و گردن برافراشته است از سركوبى مردم، گردن بر مى افراشت مردم در فتنه ها گم گشته بودند. در بهترين خانه ها با بدترين همسايگان زندگى مى كردند، خواب آنان بدخوابى بود و سرمه چشمشان اشكها بود. در سرزمينى زندگى مى كردند كه عالمان لجام زده بودند، و جاهلها عزيز و گرامي مى زيستند.
بنا بر این زمينه ظهور همه پيامبران يكسان و يكنواخت بوده است و تنها در شدّت و ضعف متفاوت بوده است. می توان آن شرایط ر ا بر اساس کلمات حضرت امیر۷بدین ترتیب فهرست نمود :
– مردم عصر بعثت به بدترين دين گردن نهاده بودند و در بدترين خانه‌ها به سر مي‌بردند.۲
– حاكميت جهل و ناداني و صدرنشيني نادانان و تحقير عالمان.
– عبادت و پرستش بت‌ها به جاي خداي واحد.
– حیرانی و سردرگمی مردم.

اهداف نبوت
توجه به شرایط و زمینه های ظهور انبیاء، هدف های انبیاء را روشن می سازد، که عبارت اند:

احياي فطرت و برانگيختن عقل‌ها ۳
پیامبران آمدند تا عقل هایی که چون مردگان در گور، بی رمق و بی جان بودند و در امور معنوی هیچ نوع تدبّری نداشته اند حیات داده و فعال سازند. اگر عقل فعال شود بی شک به خالق خود پی برده و می فهمد که هر پدیده ای پدیده آورنده ای دارد.  

هشدار براي مردم۴
یکی از وظایف انبیاء:که قرآن بسیار آن را یاد کرده و بسیار نیز مهم است، انذار است. پیامبر۶همانطور که بشیر بودند نذیر نیز بودند. یعنی که همانطور که مردم را در صورت اطاعت حضرت حق به بهشت ترغیب و تشویق می نمودند، از مخالفت خداوند می ترسانیدند.

احياي توحيد و اجراي عدالت
هیچ جز در دنیا مهم تر از خداوند نیست و به همین لحاظ مسئله توحید در رأس همه امور است و مهم ترین رسالت انبیاء:نیز احیای توحید و اجرای عدالت است چه، این دو در راستای یکدیگرند و این بدین خاطر است که عدالت بدون در نظر گرفتن خدا و توحید هیچ مفهوم و در نتیجه هیچ مصداقی ندارد.
استحکام پیوند فامیلی و نیز دوستی و برادری
پیامبران:با بسط توحید دل ها را به یکدیگر پیوند می زدند و باعث استحکام روابط می شدند.

درمان‌هاي دردهاي روحي، رواني بشر۵
انسانی که نتواند ریشه های خود را پیدا کند هرگز چرایی بودن و در نتیجه هدف و در نتیجه چگونه زیستن را درک نمی کند و برای ناکامی ها و آسیب های موجود دلیل و منطقی که بتواند او را آرام و نیز مقاوم و استوار سازد نمی‌آید لذا در باتلاق افسردگی و حیرت و سردگردانی فرو می رود و به پوچی و یا سیاه نگری میل می کند امّا پیامبران:با ارائه معارف آسمانی به پرسش های بی پاسخ بشر جواب مناسب داده و بشر را هدفمند می سازند.

تعديل غرايز۶
غرائز موجود در انسان گرچه لازم و ضروری است و بستری برای امتحان و رشد است ولی چنانچه افسار گسیخته شود بسیار خطرناک خواهد بود. پیامبران:راه و روش کنترل و مهار غرائز را آموختند تا بشر تمامی استعدادهای پنهان و آشکار او در مسیر صحیح خود قرار گیرد. بنا بر این هرگز پیامبران:برای سرکوب غرائز قدمی برنداشته اند بلکه آن در مسیر رشد و تعالی قرار داده و هدفمند و مفید ساخته اند.

خلقت‌ پاکیزه‌ پیامبر۶در نهج البلاغه
بر اساس آیات و روایات و نیز برهان، بایستی نمایندگان از شریف ترین و پاکترین افراد باشند. و این مهم جز با تولّد از پدران و مادران پاک تحقّق نمی یابد چه در غیر این صورت، حتی امکان و احتمال وراثت ناپاکی ها، مسئله پاکی و عصمت ذاتی آن عزیزان مورد اشکال است.
ما معتقدیم که پیامبر گرامی اسلام۶و نیز خاندان وحی:، صلب های انسان های بلندمرتبه و موحّد و رحم ها پاک را طی کرده اند و هیچ یک از اجداد آن بزرگواران مشرک نبوده اند. قرآن کریم در آیه (وَ تَقَلُّبَکَ فی‌ الساجدین)۷ به مسئله خلقت پاک پیامبر۶توجّه داده است زیرا مفاد آیه این است که خداوند به‌ دوران‌ انتقال‌ نطفه ی‌ پیامبر۶در اهل‌ سجود از اصلاب‌ شامخه‌ به‌ ارحام‌ مطهّره‌ آگاه‌ است‌. ائمّه اطهار:در توضیح‌ این‌ آیه‌ فرموده‌اند که‌ منظور اصلاب‌ پیامبران:است‌ و این‌ چنین‌ است‌ که‌ حضرت امیر۷در وصف‌ رسول‌ خدا۶فرمودند :

او از شجره ی‌ پاکیزه ی پیامبران‌ آفریده‌ شده‌ و از مشکات‌ درخشانی‌ که‌ نور هدایت‌ درستکاری‌ از آنان‌ تابناک‌ بوده‌، انتخاب‌ گشته‌ است‌. او از مرکز سرزمین‌ مکّه‌ و از دل‌ بطحاء و از میان‌ چراغهای‌ فروزانی‌ که‌ در تاریکی‌ها راهنمای‌ سرگشتگان‌ است‌، برگزیده‌ شده‌، او از سرچشمه‌های‌ حکمت‌ که‌ همه‌ دارای‌ دین‌ و شریعت‌ بوده‌ و دیگران‌ علم‌ و حکمت‌ را از آنها می‌آموختند، گزینش‌ شده‌ است‌ .۸

بدینسان‌ خلقت‌ همه ی‌ پیامبران‌:پاکیزه‌ بوده‌ و آفرینش‌ آنها از نطفه‌های‌ پاک‌ و مطهّر بوده‌ است‌ و رسول‌ خدا۶از همین‌ سلسه ی‌‌ پاک‌ نهاد، آفریده‌ شده‌ است‌. این‌ معنا در موضعی‌ دیگر نیز در کلام‌ امام‌ علی۷آمده‌ است‌:

فاستَودَعَهم‌ فی‌ أفضل‌ مُستَودَع‌، و أقرَّهم‌ فی‌ خَیرِ مستقرّ، تناسخَتْهُم‌ کرائم‌ الاصلاب‌ الی‌ مُطهَّراتِ الارحام‌، کُلَّما مَضی‌ مِنهم‌ سَلَفٌ، قام‌ مِنهم‌ بدین‌ اللهِ خَلَفٌ .
خداوند نطفه ی‌ پاک‌ پیامبران‌ را در بهترین‌ جایگاه‌ به‌ ودیعت‌ گذارد و در بهترین‌ مکان‌ آنها را مستقر ساخت‌ و از صلب‌ کریمانه ی‌ پدران‌، به‌ رحم‌ پاک‌ مادران‌ منتقل‌ نمود. هر زمان‌ که‌ یکی‌ از آنان‌ بدرود حیات‌ می‌گفت‌، دیگری‌ برای‌ پیشبرد دین‌ خدا به‌ پا می‌خواست‌.

حتّی‌ أفضَتْ کرامَةُ الله سبحانَه‌ و تعالی محمّدٍ۶، فأخرجَهُ مِن‌ أفضَلِ المعادِن‌ مَنبِتاً، و أعَزَّ الارماتِ مَغرِساً، مِن‌ الشجرَةِ التی‌ صَدَعَ مِنها أنبیائه‌ و انتَجَبَ منها اُمَنائَه‌.
تا آنکه‌ این‌ منصب‌ بزرگ‌ به‌ محمّد۶منتهی‌ شد، پس‌ خدای‌ نهاد اصلی‌ وی‌ را از بهترین‌ معادن‌ استخراج‌ کرد و نهال‌ وجودش‌ را در اصیل‌ترین‌ و عزیزترین‌ سرزمینها غرس‌ نمود و شاخه‌ هستی‌ او را از همان‌ درختی‌ که‌ پیامبران‌ را از آن‌ آفرید به‌ وجود آورد، از همان‌ شجره‌ای‌ که‌ امینان‌ درگاه‌ خود را از آن‌ برگزید.

عترَتُه‌ خیرُ العِتَر و اُسرَتُه‌ خیرُ الاُسَر و شجرتُهُ خیرُ الشَّجَر، نبتَتْ فی‌ حَرَمٍ و بَسَقَتْ فی‌ کرمٍ، لَها فروعٌ طِوال‌ و ثَمَرٌ لا یُنال‌، فهو إمامُ مَن‌ اتّقی،‌”و بصیرَةُ مَن‌ اهتَدی‌”، سِراجٌ لَمَعَ ضَوْؤُه‌ و شِهابٌ سَطَعَ نورُه‌ و زَندٌ بَرَقَ لَمعُه.۹
عترت‌ او بهترین‌ عترتها، خاندانش‌ بهترین‌ خاندانها و درخت‌ وجودش‌ از بهترین‌ درختان‌ بود، در حرم‌ امن‌ الاهی‌ روئید و در آغوش‌ خانواده ی‌‌ بزرگواری‌ رشد نمود که‌ شاخه‌های‌ بلندی‌ دارد و دست‌ فرومایگان‌ به‌ میوه‌های‌ آن‌ نرسد. او پیشوای‌ پرهیزکاران‌ و وسیله ی‌ بینائی‌ هدایت‌ خواهان‌ است‌، چراغی‌ است‌ نورش‌ درخشان‌، ستاره‌ای‌ است‌ فروزان‌ و آتش‌ افروزی‌ است‌ که‌ بارقه‌اش‌ زبانه‌ می‌کشد.
حضرت امیر۷درباره سیر سلسله خلقتی رسول مکرم اسلام۶، چنین‌ گواهی‌ می‌دهند:

وَ اَشهَدُ أنّه‌ عدلٌ عَدَل‌ و حکَمٌ فصَلَ و أشهَدُ أنّ محمّداً عبدُهُ و رسولُه‌ و سَیّدُ عِبادِه‌، کُلَّما نسَخَ اللهُ الخلقَ فِرقَتَینِ جَعَلَهُ فی‌ خَیرِ هما. لم‌ یُسهِمْ فیه‌ عاهِرٌ و لا ضَرَبَ فیه‌ فاجِرٌ.
و من‌ گواهی‌ می‌دهم‌ که‌ قضاوت‌ خدا عادلانه‌ است‌ و حکومتش‌ قاطعانه‌ و نیز گواهی‌ می‌دهم‌ محمّد۶بنده‌ و فرستاده‌ خدا و برگزیده‌ و سرور بندگانش‌ است‌. هر پدری‌ که‌ خواست‌ از دنیا برود و فرزندانی‌ داشت‌، خداوند نطفه‌ محمّد۶‌را در فرزند بهتر قرار دارد به‌ گونه‌ای‌ که‌ در انتقال‌ نطفه‌ محمّد۶نه‌ جنایتکار نقشی‌ داشت‌ و نه‌ معصیت‌ کار سهمی‌ پیدا نمود.

انتخاب پیامبر۶
بر اساس آیات قرآن کریم انتخاب پیامبر۶و نیز امام۷، تنها خاص خداوند است به همین خاطر است که قرآن کریم می فرماید:

(إِنَّ اللهَ اصْطَفَی آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَی الْعَالَمِینَ* ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَ اللهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)
همانا خدا آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برگزید* فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل] بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست.
آنچنان‌ که‌ خداوند در پاسخ‌ حضرت ابراهیم۷آنگاه که درخواست نمود که همانگونه خود به مقام امامت نصب شد نسلش نیز به این مقام برسند، فرمودند:

(…لا یَنالُ عَهدی‌ الظالمین)‌
 این‌ مقام‌ رفیع‌ به‌ ستمگران‌ ذریّه ی‌ تو نخواهد رسید و فرومایگان‌ از آن‌ بهره‌ای‌ نخواهند برد.
بنابر این در مجموع سه شرط اساسی برای پیامبر و امام ، پس از حضرت ابراهیم۷وجود دارد:

۱ – انتخاب شده پروردگار باشند.
۲ – از نسل حضرت ابراهیم۷باشند.
۳ – گنه کار نباشد.
بدون شک نماینده خداوند بایستی معصوم باشد تا هم خدا بتواند به او اعتماد کند و هم ما و امّا عصمت امری است مخفی است و اثبات آن با معاشرت ممکن نیست گرچه عدم آن با معاشرت اثبات می شود، لذا تنها راه اثبات عصمت جعل و نصب پروردگار است یعنی هر گاه دیدیم خدای تعالی کسی
را به منصب رسالت و یا امامت نصب نمود از آنجا که خدا عهدش را به گنه کار نمی دهد، می فهمیم آن شخص معصوم است و امّا طریقه اثبات جعل و نصب، تنها معجزه است .
این که گفتیم که نصب نمایندگان خدا با خداست نه با مردم، به این جهت است که شرایط لازم برای نمایندگی اموری پنهان اند که خداوند از آن اطّلاع دارد و مردم از آن اطّلاعی ندارند زیرا که علم غیب ندارند و مضاف بر این که نماینده خدا چنانکه از اسمش مشخص است نماینده خداست نه مردم و مردم چنین حقّی را ندارند که برای خدا نماینده مشخّص کنند.

بهترین‌ و والاترین سرمشق‌
پیامبران:بخاطر همان خصوصیات منحصر به فردی که دارند بهترین سرمشق برای رسیدن به خدای اند. گرچه هر پیامبری برای امّت خود سرمشق و الگو بوده است ولی در این میان تنها دو پیامبر در قرآن، الگوی جهانیان معرفی شده اند یکی حضرت ابراهیم۷و دیگری رسول مکرّم اسلام۶:

(لقد کان‌ لکم‌ فی‌ رسول‌ الله اُسوةٌ حَسَنةٌ لِمَن‌ کان‌ یرجواللهَ و الیوم‌ الاخِر و ذکر اللهَ کثیراً)۱۰
البته‌ شما در مورد رسول‌ خدا سرمشق‌ نیکویی‌ دارید، برای‌ آن‌ کس‌ که‌ به‌ پاداش‌ خدا و روز رستاخیز امیدوار باشد و بسیار یاد خدا کند.
چنین‌ کسی‌ محبوب‌ خداست‌، چرا که‌ آیه‌ شریفه‌ قرآن‌ دوستی‌ خداوند را در تبعیّت‌ و پیروی‌ از پیامبرش‌۶می‌داند که‌ آمرزش‌ گناهان‌ را نیز در پی‌ دارد. بنگرید:

(قل‌ إن‌ کنتم‌ تحبّون‌ الله فاتبعونی‌ یُحببکم‌ الله و یغفر لکم‌ ذنوبکم‌ و الله غفورٌ رحیم‌)۱۱
بگو ای‌ پیامبر، اگر خدا را دوست‌ دارید، مرا پیروی‌ نمایید تا خدا شما را دوست‌ بدارد و گناهان‌ شما را ببخشد که‌ خداوند آمرزنده‌ و مهربان‌ است‌.
بنا بر این کسانی که می گفتند و الان نیز برخی می گویند که ما فقط خدا را قبول داریم و کاری به پیامبر۶نداریم در خطای بزرگی هستند زیرا خدا آنها را قبول ندارد و دوست هم ندارد. پیامبری‌ که‌ اشرف‌ پیامبران‌ است‌، راه‌ و رسمش‌ نیز بهترین‌ و نیکوترین‌ سرمشق‌ خواهد بود. این‌ معنا را نفس‌ پیامبر۶که‌ عزیزترین‌ فرد نسبت‌ به‌ اوست‌، یعنی‌ امیرمؤمنان‌۷در کلامی‌ چنین‌ فرموده‌ است‌:

… و اقتَدَوا بِهَدْیِ نبیّکم‌، فانّه‌ أفضلُ الهَدْی‌ و استَنُّوا بسُنَّتِه‌ فإنَّها أهَدی‌ السُّنَن‌.۱۲
… هان‌ ای‌ مردم‌، به‌ راهنمایی‌ پیامبرتان‌ اقتدا کنید، زیرا بهترین‌ هدایتهاست‌ و به‌ روش‌ و سنّت‌ وی‌ عمل‌ نمایید، چرا که‌ بهترین‌ فرمانها و نیکوترین‌ روشهاست‌.

و نیز آن‌ حضرت‌۷فرمود :
سیرتُه‌ القصد و سنَّتُه‌ الرُّشد و کلامُهُ الفَصْل‌ و حُکمُه‌ العدل‌.۱۳
راه‌ و رسم‌ او معتدل‌ و روش‌ او صحیح‌ و متین و سخنانش‌ روشنگر حق‌ از باطل‌ و داوری‌ و حکمش‌ عادلانه‌ است‌.
و باز می‌فرماید:
إعمَلوا رَحِمَکُمُ الله علی‌ أعلامٍ بیّنةٍ، فالطریقُ نَهجٌ یدعو الی‌ دار السلام‌ و أنتم‌ فی‌ دارٍ مُستَعْتَبٍ علی‌ مَهَلٍ و فَراغٍ و الصُّحُفُ منشورَة‌ و الاقلامُ جاریَةٌ و الابدان‌ صحیحةٌ و الالسُنُ مُطلَقَةٌ و التَوبَةُ مَسموعَة و الاعمال‌ مقبولة‌.۱۴  
خدا شما را رحمت‌ کند، بر طبق‌ نشانه‌های‌ روشن‌ و سیره‌ و سنت‌ واضح‌ او عمل‌ کنید که‌ راه‌ روشن‌ است‌ و شما را به‌ خانه‌ امن‌ و امان‌ فرا می‌خواند. هم‌ اکنون‌ فرصت‌ را مغتنم‌ شمارید، چون‌ در منزلگاهی‌ هستید که‌ می‌توانید با مهلت‌ و فرصتی‌ که‌ دارید رضایت‌ خدا را جلب‌ نمایید. پرونده‌ها هنوز گشوده‌ است‌ و قلمها آماده‌ نوشتن‌، بدنها سالم‌ است‌ و زبانها گویا و آزاد، و توبه‌ نیز پذیرفته‌ است‌ و اعمال‌ مورد قبول‌ واقع‌ می‌گردد.

فَتَأَسَّ بنَبیّکَ الاَطْیَبِ الاَطْهَر۶فَإنَّ فیه‌ أُسوَةً لِمَنْ تَأسّی‌”و عَزاءً لِمَن‌ تَعَزّی‌”و أحَبُّ العباد الی‌ اللهِ المُتَأسّی‌ بنَبیّه‌ و المُقْتَصُّ لاِثرِه‌.
از پیامبر پاک‌ و پاکیزه‌ات‌۶پیروی‌ کن‌، زیرا راه‌ و رسمش‌ سرمشقی‌ است‌ برای‌ آن‌ کس‌ که‌ بخواهد تأسّی‌ جوید و نسبت‌ او انتسابی‌ است‌ عالی‌ برای‌ کسی‌ که‌ بخواهد منتسب‌ گردد، و محبوب‌ترین‌ بندگان‌ نزد خداوند کسی‌ است‌ که‌ از پیامبرش‌ سرمشق‌ گیرد و قدم‌ به‌ جای‌ قدم‌ او گذارد.

تواضع‌ پیامبر اکرم۶
سیره پیامبر۶ما تواضع بود. این حالت بلند روحانی در پیامبر۶حتی بعد از رسیدن به قدرت نیز ادامه داشت. حضرت امیر۷وصف‌ فروتنی‌ پیامبر۶را چنین‌ بیان‌ می‌دارد :

و لقد کان۶یأکل‌ علی‌ الارض‌ و یجلس‌ جِلسَةَ العبد و یَخصِفُ بیده‌ نعلَه‌ و یرقَعُ بیده‌ ثوبَه و یرکَبُ الحمارَ العاری‌ و یردِفُ خلفَه‌.۱۵
رسول‌ خدا۶روی‌ زمینِ بدون‌ فرش‌ می‌نشست‌ و غذا می‌خورد و با تواضع‌ همچون‌ بردگان‌ جلوس‌ می‌کرد، با دست‌ خویش‌ کفش‌ و لباسش‌ را وصله‌ می‌فرمود و بر مرکب‌ برهنه‌ سوار می‌شد و حتی‌ کسی‌ را پشت‌ سر خویش‌ سوار می‌نمود.

زهد پیامبر اکرم۶
اسلام در عین حالی که ما را از عشق و علاقه به دنیا هشدار می دهد ترک آن را جایز ندانسته است. بنابر این زهد و بی رغبتی به دنیا به معنای حب دنیا نداشتن است نه به معنای دنیا نداشتن. بدیهی است که اگر کسی نسبت به دنیا علاقه ای نداشته باشد تلاش آن در کسب دنیا بر اساس نیاز و وظیفه خواهد بود نه بر اساس علاقه.

توصیف‌ امام۷از وارستگی‌ پیامبر۶و زهد آن حضرت۶اینگونه‌ است‌ :

قد حقّر الدنیا و صغّرها و أهوَنَ بها و هَوَّنها و عَلِمَ أنَّ الله زواها عنه‌ اختیاراً و بَسَطها لِغیره‌ احتقاراً، فَاَعرَضَ عن‌ الدنیا بقلبه و أمات‌ ذِکرَها عن‌ نفسِه‌ و أَحَبَّ أن‌ تَغیبَ زینَتُها عن‌ عَینه‌، لکَیْلا یتّخِذَ منها ریاشاً، أو یرجُوَ فیها مَقاماً. بَلَّغَ عن‌ رَبّه‌ مُعذِراً و نَصَحَ لاِ مَّتِهِ مُنذِراً، و دعا الی‌ الجنّة‌ مُبَشِّراً و خَوَّفَ مِن‌ النار مُحَذِّراً.۱۶
حضرت محمّد۶دنیا را به‌ هیچ‌ می‌انگاشت‌ و آن‌ را در نظر دیگران‌ بی‌مقدار و حقیر معرّفی‌ می‌کرد. به‌ دنیا بی اعتنا بود و آن‌ را پست‌ و بی‌ ارزش‌ نشان‌ می‌داد. او می‌دانست‌ که‌ خدا دنیا را به‌ میل‌ خویش‌ از او دور گردانیده‌ و چون‌ فرومایه‌ است‌، آن‌ را در نظر دیگران‌ جلوه‌ داده‌ و نصیب‌ آنان‌ کرده‌ است‌، بدین‌ جهت‌ رسول‌ خدا۶با میل‌ و علاقه ی‌ قلبی‌ خود از دنیا دوری‌ کرده‌ و حتی‌ نام‌ آن‌ را از جان‌ خویش‌ بیرون‌ رانده‌ بود. آن حضرت۶دوست‌ می‌داشت‌ که‌ زینت‌ و آرایش‌ دنیا را به‌ چشم‌ نبیند تا از آن‌ لباس‌ آراسته‌ نخواهد، یا به‌ مقامی‌ چشم‌ ندوزد و اقامت‌ در آن‌ را آرزو نکند. هدف‌ او تنها این‌ بود که‌ نهایت‌ کوشش‌ خود را در امر تبلیغ‌ بکار بندد و امّت‌ خویش‌ را از عذاب‌ الاهی‌ ترسانیده‌، پند و اندرزشان‌ دهد و به‌ آنان‌ مژده‌ بهشت‌ دهد و از آتش‌ دوزخ‌ بر حذرشان‌ دارد.
و این‌ آموزه ی قرآن‌ بود، آنجا که‌ فرموده‌ است‌ :

(لا تَمُدَّنَّ عینَیکَ الی‌ ما مَتَّعنا به‌ أزواجاً منهم‌ و لا تَحزَنْ علیهم‌ و اخفِضْ جناحَکَ لِلمؤمنین‌ و قل‌ إنّی‌ انا النذیر المبین‌)۱۷
ای‌ رسول‌ ما چشم‌ از متاع‌ ناقابل‌ دنیوی‌ که‌ به‌ طایفه‌ای‌ از مردم‌ کافر (برای‌ آزمودنشان‌ داده‌ایم‌)، بپوش‌ و بر اینان‌ اندوه‌ مخور، تو اهل‌ ایمان‌ را زیر بال‌ و پر علم‌ و حکمت‌ خود گیر و با کمال‌ حسن‌ خُلق‌ آنان‌ را بپروران‌ و بگو من‌ فرستاده‌ خدایم‌ که‌ برای‌ اندرز و ترسانیدن‌ خلق‌ از عذاب‌ قهر الاهی‌ با دلیلی‌ روشن‌ آمده‌ام‌.

و در جایی‌ دیگر نیز تأکید می‌کند :

(و لا تمدَّنَّ عینَیْکَ الی‌ ما متَّعنا به‌ أزواجاً مِنهم‌ زَهَرةَ الحیوة‌ الدنیا لِنَفْتِنَهم‌ فیه‌ و رِزقُ رَبِّکَ خیرٌ و أبقی‌ و أمُر أهْلَکَ بالصلوةِ و اصْطَبِر علیها، لا نَسئَلُکَ رِزقاً نحن‌ نرزُقُک‌ و العاقبة‌ للتقوی)۱۸
ای‌ رسول‌ ما ! هرگز به‌ متاع‌ ناچیزی‌ که‌ به‌ قومی‌ کافر و جاهل‌ در جلوه ی‌ حیات‌ دنیوی‌ فانی‌ و به‌ انگیزه‌ آزمایش‌ به‌ ایشان‌ داده‌ایم‌، چشم‌ آرزو مگشا که‌ رزق‌ خدای‌ تو بسی‌ بهتر و پاینده‌تر است‌، تو اهل‌ بیت‌ خود را به‌ نماز و طاعت‌ خدا امر کن‌ و خود نیز بر آن‌ صبور باش‌، ما از تو روزی‌ کسی‌ را نمی‌طلبیم‌، بلکه‌ ما به‌ تو و دیگران‌ روزی‌ می‌دهیم‌ و آگاه‌ باش‌ که‌ عاقبت‌ نیکو ویژه‌ پرهیزکاری‌ و پارسایی‌ است‌.
و پیامبر۶نیز چنین‌ کرد و هرگز به‌ متاع‌ دنیا چشم‌ آرزو ندوخت‌ و آنچنان که‌ حضرت امیرمومنان‌۷حضرت۶را چنین‌ توصیف‌ نمود :

بیش‌ از حداقلِ نیاز از متاع‌ دنیا استفاده‌ نکرد و به‌ آن‌ تمایلی‌ نشان‌ نداد. پهلویش‌ از همه‌ لاغرتر و شکمش‌ از همه‌ گرسنه‌تر بود. دنیا به‌ وی‌ عرضه‌ شد تا آنچه‌ را می‌خواهد انتخاب‌ کند، امّا او از پذیرش‌ آن‌ امتناع‌ ورزید. او از آنچه‌ مبغوض‌ خداوند است‌، آگاهی‌ داشت‌، از این‌ رو خود نیز آنها را منفور می‌شمرد و آنچه‌ خداوند آن‌ را حقیر شمرده‌ بود، او نیز حقیر می‌دانست‌. اینک‌ اگر در ما چیزی‌ جز محبّت‌ آنچه‌ مورد غضب‌ خدا و رسول‌ اوست‌ و بزرگداشت‌ آنچه‌ خداوند و پیامبرش‌ آن‌ را کوچک‌ شمرده‌اند نباشد، همین‌ خود برای‌ مخالفت‌ ما با خدا و سرپیچی‌ از فرمانش‌ کافی‌ است‌.۱۹

به‌ راستی‌ اگر دنیا و زخارف‌ آن‌ نزد خداوند ارزشمند بود، پروردگار عالم‌ آن‌ را برای‌ بهترین‌ بندگان‌ خود می‌پسندید و آنان‌ را نسبت‌ به‌ بهره‌وری‌ هرچه‌ بیشتر از دنیا ترغیب‌ می‌کرد.

اینچنین‌ است‌ که‌ امیرمؤمنان۷به‌ پیروانش‌ توصیه‌ می‌کند که‌ :

و لقد کان‌ فی‌ رسول‌ الله۶کافٍّ لک‌ فی‌ الاُسوة و دلیلٌ لکَ علی‌ ذمّ الدنیا و عَیبها و کثرة‌ مخازیها و مساویها، اِذ قُبضَتْ عنه‌ أطرافُها و وُطِّئَتْ بغیره‌ أکنافُها و فُطِم‌ عن‌ رِضاعها و زُوِیَ عن‌ زَخارفها.۲۰
کافی‌ است‌ که‌ روش‌ پیامبر۶را سرمشق‌ خویش‌ قرار دهی‌ و او را در مذمّت‌ و بی‌ ارزشی‌ دنیا و دیدن‌ عیوب‌ و کثرت‌ رسواییها و بدی‌ هایش‌ راهنمای‌ خود بدانی‌، چه‌ این‌ که‌ دنیا از او گرفته‌ شد و برای‌ دیگران‌ آماده‌ گشت‌، از نوشیدن‌ لذتهای‌ آن‌ منع‌ گردید و از آرایشهای‌ آن‌ دور گردانده‌ شد.

و آنگاه‌ که‌ پرده‌ای‌ را بر در اطاقش‌ دید که‌ روی‌ آن‌ تصویرهایی‌ بود، همسرش‌ را ندا داد و فرمود :

غیّبیه‌ عنّی‌ فانّی‌ اذا نظرتُ الیه‌، ذکرتُ الدنیا و زَخارِفَها.۲۱
آن‌ را از نظرم‌ پنهان‌ کن‌! که‌ هرگاه‌ چشمم‌ به‌ آن‌ می‌افتد، دنیا و آرایش‌های‌ آن‌ را به‌ یاد می‌آورم‌.

آنگاه‌ امام‌۷در ادامه‌ می‌فرماید :

فأَعرَضَ عن‌ الدنیا بقلبه و أمات‌ ذکرَها من‌ نفسه‌، و أحبَّ أن‌ تغیبَ زینَتُها عن‌ عینه‌، لکیلا یتّخذَ منها ریاشاً و لا یَعتَقِدَها قراراً و لا یرجو فیها مُقاماً، فَأخرجَها من‌ النفس‌، و أشخصَها عن‌ القلبِ و غَیَّبها عن‌ البَصَر و کذلک‌ مَن‌ أبغَضَ شیئاً أبغضَ أن‌ ینظُرَ الیه‌، و أن‌ یُذکَر عندَه‌.۲۲
او با تمام‌ قلب‌ خویش‌ از آرایش‌ و زیور دنیا دوری‌ کرده‌ و یاد آن‌ را در وجودش‌ میراند، او سخت‌ علاقمند بود که‌ زینتهای‌ دنیا از چشمش‌ پنهان‌ گردد، تا از آن‌ لباس‌ زیبایی‌ تهیه‌ نکند و آن‌ را قرارگاه‌ همیشگی‌ نداند و امید اقامت‌ دایم‌ در آن‌ نداشته‌ باشد. از این‌ رو آن‌ را از روحش‌ بیرون‌ راند و از قلبش‌ دور ساخت‌ و از چشمش‌ پنهان‌ نمود. آری‌، چنین‌ است‌ کسی‌ که‌ امری‌ را منفور می‌دارد، نگاه‌ کردن‌ و یاد آوردن‌ آن‌ را نیز منفور می‌شمارد.

و لقد کان‌ فی‌ رسول‌ الله۶ما یَدُلُّکَ علی‌ مَساوی‌ الدنیا و عیوبها اذ جاع‌ فیها مع‌ خاصّته‌ و زُوِیَت‌ عنه‌ زَخارِفُها مع‌ عظیم‌ زُلفَته.۲۳
به‌ راستی‌ در زندگی‌ رسول‌ خدا۶اموری‌ است‌ که‌ تو را به‌ عیوب‌ و کاستیهای‌ دنیا واقف‌ می‌سازد، چه‌ این‌ که‌ او و نزدیکانش‌ در آن‌ گرسنه‌ بودند و با اینکه‌ منزلت‌ و مقام‌ عظیمی‌ در پیشگاه‌ خداوند داشت‌، امّا خداوند زینت های‌ دنیا را از او دریغ‌ فرمود.

سپس‌ امیرمؤمنان۷با چنین‌ استدلالی‌ راه‌ هر گونه‌ بهانه‌ای‌ را بر پیروانش‌ می‌بندد و می‌فرماید :
بنابراین‌ هر کس‌ با عقل‌ خویش‌ باید بنگرد که‌ آیا خداوند با این‌ شیوه‌، پیامبر خود را گرامی‌ داشته‌ یا به‌ او اهانت‌ نموده‌ است‌؟ اگر کسی‌ بگوید: او را تحقیر کرده‌ که‌ به‌ خدا سوگند، این‌ دروغ‌ محض‌ است و اگر بگوید او را گرامی‌ داشته‌، باید بداند خداوند دیگران‌ را که‌ زینت های‌ دنیا را به‌ آنها عطا نموده‌، گرامی‌ نداشته‌ است‌، چه‌ اینکه‌ دنیا را برای‌ آنها گسترده‌ امّا از نزدیک‌ترین‌ خاصّان‌ خویش‌، دریغ‌ داشته‌ است‌. آری‌ کسی‌ که‌ بخواهد نیکبختی‌ واقعی‌ پیدا کند، باید به‌ این‌ فرستاده ی‌ خداوند اقتدا و تأسّی‌ نماید، گام‌ در جای‌ گامهایش‌ نهد و از هر مدخلی‌ که‌ او داخل‌ شد، وارد شود، که‌ اگر چنین‌ نکند، از هلاکت‌ ایمن‌ نخواهد بود.۲۴

… فما أعظَمَ مِنَّةَ اللهِ عِندنا حین‌ أنعَمَ علینا به‌ سَلَفاً نتَّبِعُه‌ و قائداً نَطَأُ عَقِبَه.۲۵
پس‌ چه‌ بسیار بزرگ‌ است‌ منّت‌ و احسان‌ خدا به‌ ما ! از اینکه‌ نعمت‌ وجود پیامبر۶را به‌ ما ارزانی‌ داشته‌ که‌ برای‌ ما پیشروی‌ است‌ تا پیروی‌ اش‌ کنیم‌ و پیشوایی‌ است‌ که‌ گام‌ در جای‌ پای‌ او نهیم‌.
چنانچه‌ خداوند نیز بدین‌ احسان‌ و منّت‌، مؤمنین‌ را گوشزد نموده‌ فرموده‌ است‌:

(لَقَدْ مَنَّ اللهُ عَلَی الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَ إِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ)۲۶
همانا خدا به مؤمنان نعمتی گران عطا کرد چون میان آنان رسولی از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان بخواند و آنها را تزکیه کند و به ایشان کتاب و حکمت بیاموزد و بی شک پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند .

اینک‌ از زبان‌ همان‌ امام‌ همام۷خدای‌ را بر این‌ منّت‌ سپاس‌ می‌گوییم‌ و از او چنین‌ می‌طلبیم‌ :
پروردگارا ! در سایه ی‌ لطف‌ خود برای‌ آن‌ بزرگوار۷منزل‌ با وسعتی‌ بگشای‌؛
و از فضل‌ و کرمت‌ چندین‌ برابر پاداشش‌ ده‌ !
خداوندا ! کاخ‌ پرشکوه‌ او را از هر بنایی‌ برتر و مقام‌ او را در پیشگاه‌ خودت‌ گرامی‌ دار؛
آفریدگارا ! نورش‌ را کامل‌ گردان و پاداش‌ رسالتش‌ را پذیرش‌ شفاعت‌ و قبول‌ شهادت‌ و گفتار وی‌ قرار بده ‌، او که‌ دارای‌ منطق‌ عالمانه‌ و طریقی‌ بود که‌ جدا کننده‌ حق‌ از باطل‌ بود؛
بار خدایا ! بین‌ ما و پیغمبرت۶در جایی‌ که‌ نعمتش‌ جاویدان‌، زندگی‌اش‌ خوش‌، آرزوهایش‌ مطلوب و خواسته‌های‌ آن‌ بر آمده‌ است‌، در کمال‌ آرامش‌ و در نهایت‌ اطمینان‌، همراه‌ با مواهب‌ و هدایای‌ با ارزش‌ خویش‌ جمع‌ گردان‌! ۲۷
در نهج البلاغه صفات و ویژگی های نبی گرامی اسلام۶و فضائل و مناقب آن رسول گرامی۶
مورد توجّه فراوان قرار گرفته است. برای نمونه به چند مورد اشاره می گردد.

امانت داری پیامبر۶
پیامبر۶در طول حیات شریفشان چه قبل از بعثت و چه بعد آن، بسیار امانت دار بودند. بطوری که مردم ایشان را محمّد امین می خواندند. هر چیزی که نزد پیامبر۶به امانت گذارده می شد چه مال بودن چه شخص چه کلام و سخنی، پیامبر۶آن را نزد خود محفوظ می داشتند. پروردگار نیز امانت داری حضرتش۶را پسندید و مهم ترین کالا یعنی قرآن را نزد ایشان به امانت گذارد تا بدون کم و کاست به مردم باز خوانند. حضرت امیر۷در این مورد فرمودند:

انّ الله بعث محمّد۶نذیراً للعالمین و امیناً علی التنزیل.
خداوند محمّد۶را به رسالت مبعوث ساخت که جهانیان را بیم دهد و امین آیات کتاب وی باشد.

در جای دیگر می فرماید:
حتی اوری قبسا لقابس و انار علما لحابس فهو امینک المأمون.
تا اینکه خداوند پیامبرش را فرستاد و شعله ای برای آنها که می خواهند روشن گردند برافروخت و چراغی پر فروغ بر سر راه گم شدگان وادی ضلالت و گمراهی قرار داد. خداوندا، پس او امین و مورد اعتماد توست .
استقامت و پایداری
بدون شک یکی از گزینه های پیروزی در هر امری پایداری در آن است. پایداری و استقامت در راه هدف و آرمان مقدّس رسالت الاهی، از صفات بارز نبی گرامی اسلام۶است که در نهج البلاغه در مواضع متعدّد مورد توجّه امام۷قرار گرفته است. آن حضرت۷از جمله می فرمایند:
ارسله داعیا الی الحق و شاهداً علی الخلق فبلغ رسالات ربه غیر وان و لا مقصر و جاهد فی الله اعداءه غیر واهن و لا معذر امام من اتقی و بصر من اهتدی.
خداوند پیامبر اسلام۶را فرستاد تا به سوی حق دعوت نماید و گواه اعمال خلق باشد. او بدون سستی و کوتاهی رسالت پروردگارش را رسانید و در راه خدا با دشمنانش بدون عذر نبرد کرد. پیشوای پرهیزکاران و روشنی بخش چشم هدایت شدگان.
امام۷در ضمن تعلیم درود فرستادن بر نبی گرامی اسلام۶می فرماید:
اجعل شرائف صلواتک و نوامی برکاتک علی محمّد عبدک و رسولک الخاتم لما سبق و الفاتح لما انغلق والمعلن بالحق و الدافع جیشات الاباطیل و الدامغ. صولات الاضالیل، کما حمل فا ضطلع قائماً بامرک مستوفزاً فی مرضاتک غیر ناکل من قدم و لا واه فی عزم واعیاً لوحیک حافظاً لعهدک ماضیاً علی نفاذ امرک حتی اوری قبس القابس و اضاء الطریق للخابط و هدیت به القلوب بعد خوضات الفتن و الاثام و اقام بموضحات الاعلام و نیرات الاحکام.
خداوندا، گرامی ترین درودها و افزون ترین برکات خود را بر محمّد۶بنده و فرستاده ات قرار ده. همان فرستاده ای که ختم کننده وحی و رسالت بود و بازکننده راه بسته سعادت بشری و آشکار کننده دین حق به وسیله حق و برهان و بازدارنده جنب و جوشهای باطل و شکننده و از میان برنده هجوم های گمراهان. همان گونه که سنگینی بار رسالت بر عهده او قرار داده شد با تمام قدرت به انجام آن پرداخت و به فرمانت قیام کرد و به سرعت در راه رضا و خشنودی ات گام برداشت و حتی یک قدم هم عقب گرد نکرد و اراده محکمش سست نشد. وحی و رسالت تو را به خوبی دریافت و پیمان رسالتت را حافظ و نگهدار بود. آن چنان در اجرای فرمانت کوشش کرد که شعله فروزان حق را آشکار و راه را برای جاهلان و گمراهان روشن ساخت و دل هایی که در فتنه و گناه فرو رفته بودند به واسطه او هدایت گردیدند. پرچم های حق را برافراشت و احکام زنده اسلام را برپا نمود .
شجاعت و فداکاری
امام۷در این باره می فرماید:
کنا اذا احمر البأس اتقینا برسول الله۶فلم یکن احد منا اقرب الی العدو منه.
هرگاه جنگ شعله ور و سخت می شد ما به رسول خدا۶پناه می بردیم و در آن هنگام هیچ یک از ما به دشمن نزدیک تر از او نبود.

و در جای دیگر می فرماید:
و کان رسول الله۶اذا احمر البأس و احجم الناس قدم اهل بیته، فوقی بهم اصحابه حر السیوف و الاسنة فقتل عبیدة بن الحارث یوم بدر و قتل حمزة یوم احد و قتل جعفر یوم موتة و اراد من لو شئت ذکرت اسمه مثل الذی ارادوا من الشهادة و لکن آجالهم عجلت و منیته اجلت.
هرگاه آتش جنگ شعله می کشید و حمله شدید دشمن باعث عقب نشینی سپاه می شد، پیامبر خدا۶اهل بیت خود را پیشاپیش لشگر قرار می داد تا اصحابش از آتش شمشیر
و نیزه مصون بمانند. لذا پسر عموی پیامبر عبیدة بن حارث روز بدر و حمزه۷عموی پیامبر۶
روز احد و جعفر۷پسرعموی آن حضرت۶روز جنگ موته کشته و شهید شدند و کسانی هم بودند که اگر می خواستم نامشان را می بردم که دوست داشتند همانند آنان شهادت نصیبشان گردد امّا مقدور بود زنده بمانند و مرگشان به تأخیر افتد.

رحمت رسول۶
یکی از اوصاف مهم نبی مکرّم اسلام۶آن است که رسول رحمت الاهی است.
قرآن کریم می فرماید:

وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمينَ.
(ای پيامبر۶) ما تو را فرستاديم تا رحمتى بر اهل عالم باشی.

امام باقر۷از امیرالمؤمنین۷چنین روایت فرموده است:

کان فی الارض امانان من عذاب الله و قد رفع احدهما فدونکم الآخر فتمسکوا به اما الامان الذی رفع فهو رسول الله۶و اما الامان الباقی فالاستغفار قال الله تعالی: (و ما کان الله لیعذبهم و انت فیهم و ما کان الله معذبهم و هم یستغفرون)
در زمین دو امان و وسیله نجات از عذاب الاهی بود که یکی از آنها برداشته شد، دومی را دریابید و به آن چنگ زنید. امّا امانی که برداشته شد رسول خدا۶بود و امانی که باقی مانده استغفار است. خداوند تعالی می فرماید: خداوند آنها را عذاب نمی کند تا تو در میان آنها هستی و خداوند آنها را عذاب نمی کند در حالی که استغفار می کنند.
از روایت امام باقر۷وجه امان و رحمت بودن پیامبر۶معلوم گردید. امّا بنابر آیه کریمه قرآن او « رحمة للعالمین» است و جهتش آن است که آنچه را موجب سعادت ابدی مردم است برای آنها آورده و این حتی برای کفار و مشرکان نیز رحمت محسوب می گردد، زیرا به مثابه سفره ای است از طعام گسترده ولی بعضی از مردم از غذاهای آن استفاده نمی کنند.

برترین پیامبران
 
حضرت امیر۷در باره پیامبرگرامی۶می فرماید:

ارسله بالضیاء و قدمه فی الاصطفاء .
او را با نور و روشنایی فرستاد و از میان مخلوقاتش برگزید و بر همه مقدّم داشت.

و در جای دیگر می فرماید:

و اشهد ان محمّد عبده و رسول المجتبی من خلائقه .
و گواهی می دهم که محمّد۶بنده و فرستاده برگزیده خداوند از میان مخلوقات اوست.

خاتم پیامبران
حضرت۷درباره خاتمیت نبی مکرّم اسلام۶می فرماید:
 
الی ان بعث الله سبحانه محمداً لانجاز عدته و اتمام نبوته.
تا اینکه خداوند سبحان برای وفای به عهد خود و کامل گردانیدن نبوت محمّد۶را به عنوان فرستاده خویش مبعوث ساخت.

و نیز می فرماید:
 
و رسولک الخاتم لما سبق.
همان پیامبری که تمام کننده سلسله پیامبران و شرایع آسمانی بود.

و در جای دیگر تصریح به این وصف می فرماید:
 
ایها النّاس خذوها عن خاتم النبیین۶: انه یموت من مات منا و لیس بمیت و یبلی من یبلی منا و لیس ببال.
ای مردم، این حقیقت را از خاتم النبیین۶بیاموزید که هر کس از ما می میرد در حقیقت نمرده و آن کس که جسدش کهنه می شود در حقیقت کهنه نشده است.

و هنگام وداع با پیامبر اعظم۶، آن گاه که آن حضرت۶را غسل می داد، عرضه داشت:
 
بابی انت و امی لقد انقطع بموتک مالم ینقطع بموت غیرک من النبوة والأنباء و اخبار السماء.
پدرم و مادرم فدایت ای پیامبر خدا۶، با مرگ تو چیزی قطع شد که با مرگ دیگران قطع نشد و آن نبوت و اطّلاع رسانی از عالم غیب و اخبار آسمانی بود .

۱- نهج‌البلاغه، خطبه۱۵۲٫  
۲- نهج‌البلاغه، ترجمه معاديخواه، ص۲۲۷٫  
۳- فرهنگ آفتاب، ترجمه‌ي معاديخواه، ص ۴۸۴۵٫   
۴- همان، ص۴۸۴۵٫  
۵- فرهنگ آفتاب، ص۲۳۵۶-۲۳۵۷٫  
۶- فروغ ابديت، ص۲۱۷٫
۷- شعراء، آیه ۲۱۹٫   
۸- نهج البلاغه، خطبه۱۰۷٫  
۹- نهج البلاغه، خطبه۹۳٫  
۱۰- سوره احزاب ، آیه۲۱٫  
۱۱- سوره آل عمران، ‌آیه۳۱٫  
۱۲- نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹٫   
۱۳- نهج البلاغه، خطبه۹۳٫  
۱۴- نهج البلاغه، خطبه ۹٫  
۱۵- نهج البلاغه، خطبه ۱۵۹٫
۱۶- نهج البلاغه، خطبه ۱۰۸٫  
۱۷- سوره حجر، آیات ۸۸ و ۸۹ .  
۱۸- سوره طه ، آیات ۱۳۱ و ۱۳۲٫  
۱۹- نهج البلاغه، خطبه ۱۵۹٫
۲۰- همان.  
۲۱- همان.   
۲۲- همان.   
۲۳- همان.   
۲۴- همان.   
 ۲۵- همان.   
۲۶- سوره آل عمران، ‌آیه ۱۶۴٫   
۲۷- نهج البلاغه، خطبه۷۱٫

– بعلاوه قرآن کریم؛
– ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الاسلام)، فیض الاسلام اصفهانی، علی نقی ، موسسه چاپ و نشر تأليفات فيض الاسلام، تهران، ۱۳۷۹ش .
– سبحاني، جعفر، فروغ ابديت، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، ۱۳۷۲ش.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *