کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

سیری در افکار و عقاید ابن عربی – استاد مرحوم عباس سعیدی

سیری در افکار و عقاید ابن عربی

درآمد
در این مقاله نیز نویسنده گرامی برخی دیگر از افکار و آراء ابن عربی را بررسیده است، عقیده او درباره علم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم و نیز عقیده او درباره ی زنان کامل عالم که نام حضرت زهرا علیها السلام در میان آنها نیست بسیار شگفت انگیز و البته موجب تأسّف است .

ابن عربی و اتّهام به ساحت مقدّس پیامبر۶
ابن عربی در فصوص الحکم فص موسویّه بدنبال بیان ماجرای حضرت خضر۷و حضرت موسی۷مدّعی است که پیامبر۶به اصحاب خود اعتراف و اقرار فرموده اند که آن ها به مصالح دنیا داناتر از آن حضرت۶می باشند.
فقد اعترف صلی الله علیه و(آله) و سلّم لأصحابه بأنّهم أعلم بمصالح الدّنیا منه… . ۱
ابن عربی این ادّعای باطل را از کتب مهمّ عامّه نظیر صحیح مسلم۲ و سنن ابن ماجه ۳ بیان کرده است. خلاصه روایات مربوطه که از عایشه و أنس نقل می شود چنین است که روزی پیامبر۶در مدینه از کنار نخلستانی عبور می فرمود، افرادی بر سر درختان خرما، مشغول گرده پاشی و تلقیح نخل های ماده بودند.
توضیح: درخت خرمای نر خوشه ای دارد به نام “طلع” که باید آن ها را چید و بر روی درخت ماده که تازه خوشه داده قرار داد (افشانه) تا گرده های موجود خوشه های نر بر روی خوشه های ماده قرار بگیرد. بدین ترتیب خرما بزرگ، شیرین و ثمر خوب می دهد و گرنه خرما ضایع و خراب می شود. آنچه گفته شد تمام افراد مناطق خرما خیز حتّی نوجوانان بخوبی می دانند و چیز مهمّی نیست.

اکنون ادامه ماجرای مورد ادّعا
حضرت۶ضمن عبور از کنار نخلستان و مشاهده تلقیح (تأبیر) درختان خرما، از آن ها که گرده افشانی می کردند سؤال می کنند؟ ما تصنعون؟ چکار می کنید؟ آن ها می گویند این همان تلقیح و گرده افشانی درختان خرماست. (ادّعا می کنند که) آن حضرت۶فرمود: اگر این عمل را ترک کنید بهتر است. آن ها این عمل را ترک می کنند و از گرده افشانی منصرف می شوند. نتیجه آن که در آن سال خرمای مدینه فاسد می شود. بعد از مدّتی ، آن حضرت۶از نخلستان عبور نموده و خرماهای ضایع شده را مشاهده فرمود. بعد از سؤال از علّت ضایع شدن خرماها،
می گویند شما فرمودید گرده افشانی نکنید ما نیز از این امر خودداری کردیم، در نتیجه خرماها خراب شد. سپس آن حضرت۶فرمود: أنتم أعلم بأمر دنیاکم- در حدیث دیگر ادّعا می کنند که حضرت۶ فرمود :
إنّما أنا بشر إذا أمرتکم بشیء من دینکم فخذوا به و إذا أمرتکم بشیءمن رأی فإنّما أنا بشر … .
من هم بشری هستم اگر درباره دین شما امری نمودم عمل کنید ولی اگر در موردی رأی خود را به شما گفتم من هم نظیر شما بشری هستم.
شرح و توضیح :
جعلی بودن این قبیل احادیث آنقدر بدیهی و روشن است که نزد صاحبان خرد و عقل نیازی به اقامه دلیل نیست. وجود مقدّس پیامبر۶مدت چهل سال در میان مردم مکّه زندگی کرده و عمل گرده افشانی درختان خرما را شاهد بوده و تأثیر و ضرورت این عمل نزد حتی نوجوانان مناطق خرماخیز بدیهی و معلوم بوده و بعد از بعثت ۱۳ سال دیگر در میان همین مردم بسر برده و سپس به مدینه هجرت فرموده (در حدیث دوم اشاره گردیده که این قضیه در مدینه بوده است) بنابراین چگونه ممکن است که بیش از پنجاه سال از عمر مبارک آن حضرت۶در محیط عربستان بگذرد و چنین مسئله ای را که برای یک نوجوان در منطقه خرما خیز از بدیهیات است نداند؟ آنهم وجود مقدّسی که صرف نظر از مدد های غیبی و نیز مسأله وحی و ارتباط با مبدأ جهان هستی، تیزهوش ترین و داناترین تمامی انسان ها از بدو خلقت تا قیامت بوده است، وجود مبارکی که عالم بماکان و مایکون و ماهو کائن بوده و خدایش نه تنها اسرار زمین بلکه اسرار آسمان ها را بر وی عیان ساخته بود.
  ۴
هزار افسوس که عظمت آن گوهر بی مانند هستی ناشناخته ماند و اکثریت انسان ها در حد مقدور جهت شناخت آن حضرت۶تلاش نکردند. و سخنان او را درک ننمودند و مصداق این بیت قرار گرفتند که
           گوش خر بفروش و دیگر گوش خر      کاین سخن را در نیابد گوش خر
و هزاران افسوس دیگر که نااهلان و بد سیرتان چه سخنان ناروا و باطل بر آن یگانه هستی و مصداق لولاک لما خلقت الأفلاک نسبت دادند.
از رحمت واسعه الهی تا عدم محروم باشند آنها که چنین مطالب باطلی را به آن پیامبر بزرگوار۶
نسبت دادند و آنها که چنین مطالب ناروائی را نشر و گسترش دادند و آن ها که چراغ فروزان عقل خود را خاموش کرده و این گفتارهای زشت و باطل را پذیرفتند.

انگیزه و هدف جعل اینگونه احادیث
بدون شک جعل اینگونه احادیث از جانب افرادی صورت گرفته که دشمنی و کینه دیرینه ای با پیامبر اسلام۶و خاندان آن حضرت۶و در نهایت با اسلام داشته اند. تاریخ، فرد اصلی و سرشناس این دشمنی و کینه توزی را معاویه می داند. بخشنامه های معاویه برای کلیه استانداران و فرمانروایان تحت سلطه او این واقعیت را اثبات می کند. از ثمرات تلخ جعل اینگونه احادیث زیر سؤال بردن و بی ارزش جلوه دادن کلیه دستورات و امور متعلّق به دنیاست که رسول خدا۶به آن ها فرمان داده است در رأس این امور مسئله امامت و پیشوایی بعد از آن حضرت۶است. به عبارت دیگر اگر با دلائل و براهین فراوان ثابت شود که آن حضرت۶برای پیشوایی و سرپرستی امّت بعد از خود حضرت امیرالمؤمنین علی۷و سایر أئمّه معصومین:را از جانب خدا معرّفی فرموده اند. دشمنان به استناد اینکه امامت و پیشوایی امّت یک امر متعلّق به دنیای مردم است و شخص پیامبر۶فرموده اند: ” أنتم أعلم بأمر دنیاکم” و در قضیه تلقیح درختان خرما ثابت شده است که مردم در کارهای متعلّق به دنیا از آن حضرت۶داناتر و آگاه تر هستند به خود اجازه می دهند این فرمان آن حضرت۶را نادیده گرفته و خود به چنین امری اقدام کنند.
از ثمرات تلخ دیگر جعل این احادیث تحقیر رسول خدا۶می باشد تا آنجا که در مواردی شخصیت آن حضرت۶از یک انسان عادی هم بیشتر تنزّل پیدا می کند و کلمات و فرمایشات حضرت۶که در واقع کلام خداست به نظر آن ها دیگر چندان اعتباری ندارد و مردم جرأت تخلّف از أوامر آن حضرت۶را پیدا می کنند. بنابراین اگر ابوبکر از حضور در جیش اسامه با وجود تأکید رسول خدا۶تخطی می کند جمله ” أنتم أعلم بأمر دنیاکم” منسوب به آن حضرت۶، جوازی برای این تخلّف خواهد بود ،کما اینکه مخالفت با امر أکید رسول خدا۶که در روزهای آخر حیات مبارک خود فرمود :

ائتونی بکتاب اکتب لکم کتاباً لن تضلّوا بعده أبداً.  
عکس العمل ابوبکر، عمل قبیح و منکری تلقّی نخواهد شد و موارد مخالفت های فراوان دیگر که در کتب مربوط آمده است. ۵  البته مستشرقین هم از این قبیل نسبت ها، شدیداً استقبال می کنند و بهمین جهت است که آنها برای معرّفی اسلام به سراغ کتب عامه می روند زیرا آن ها اسلام را آنگونه می خواهند که معمولاً در آن کتب وجود دارد. برای مثال همین حدیث جعلی مورد بحث در کتاب “محمّد پیامبری که از نو باید شناخت” نوشته کنستانتین ویرژیل گیورگیو ترجمه آقای منصوری مورد توجّه قرار گرفته است. از تبعات دیگر جعل چنین احادیثی این است که آن حضرت۶تنها مرجع نماز و روزه و احکام  دعا و مناجات و امثال اینها است امّا در امور مربوط به دنیا همانند تلقیح درختان خرما اشتباه می کند بنابراین خود مردم در امور اجتماعی و سیاسی خود آگاه تر هستند و در مقوله دین و سیاست از یکدیگر جداست. همانطور که در آیین تحریف شده مسیحیت کنونی شاهد آن هستیم.

ابن عربی و تأویل شگفت انگیز درباره عذاب قوم عاد
خدای متعال درباره قوم حضرت هود۷می فرماید:
  ۶  
امّا قوم عاد به ناحق در زمین تکبّر ورزیدند و گفتند چه کسی از ما نیرومندتر است؟! آیا نمی دانستند خداوندی که آنان را آفریده است از آن ها نیرومندتر است؟! و (بخاطر این پندار) پیوسته آیات مارا انکار می کردند. ما (سرانجام) تند بادی شدید و هول انگیز و سرد و سخت در روزهایی شوم و پرغبار بر آن ها فرستادیم تا عذاب خوار کننده را در زندگی دنیا به آن ها بچشانیم و عذاب آخرت از آن هم خوار کننده تر است و ( از هیچ طرف) یاری نمی شوند.

توضیح:
آیات فوق صراحت دارد که قوم عاد، قومی متکبّر و سرکش و منکر آیات الهی بودند و سرانجام با عذاب خداوند که تندبادی شدید و بسیار سرد و سوزان بود به مدت هفت شب و هشت روز (عذابی خوارکننده) به هلاکت رسیدند و صراحت دارد که عذاب آخرت آن ها از عذاب دنیای آنان خوارکننده تر است.
در برابر این بیانات صریح خدای عزّوجلّ ابن عربی می گوید:
فجعل الرّیح إشارة إلی ما فیها من الرّاحة لهم، فإن بهذه الرّیح یریح أرواحهم من الهیا کل المظلمة و المسالک الوعزه ۷ و السّرف المدلهّمة و فی هذه الریح عذاب: أی أمر یستعذبونه إذا ذا قوّة إلّا أنه یوجعهم لفرقة المألوفات… .
پس حق تعالی ریح را به چیزی اشاره فرمود که در آن برایشان راحت است زیرا به این ریح آن ها را از هیاکل تاریک و راه های سخت هلاک کننده و حجب ظلمانی راحت گردانید و در این ریح عذابی است یعنی امری است که چون آن را به حسب روحانیتشان بچشند شیرینش می شمارند جز اینکه آنان را به جهت دوری شان از آنچه بدان انس دارند به درد می آورد.

خدای متعال در جای دیگر می فرماید:
 ۸
قوم عاد (نیز پیامبر خود را) تکذیب کردند پس (بنگرید) عذاب و انذارهای من چگونه بود؟ ما تندباد وحشتناک و سردی را در یک روز شوم مستمر بر آنان فرستادیم. که همچون تنه های نخل ریشه کن  شده از جا  بر می کند. پس (بنگرید) عذاب و انذارهای من چگونه بود.  
ادعای ابن عربی در مورد برتری و فضل حضرت ابراهیم۷بر حضرت محمّد۶
ابن عربی در فتوحات ۹ تحت عنوان “فضل ابراهیم علی محمّد” مطالبی بیان کرده است .
وی ابتدا این آیه شریفه را بیان می کند :
 ۱۰ فسال المومنون رسول الله (۶) عن کیفیة الصلاة التی امرهم الله ان یصلوها علیه فقال رسول الله (۶) قولوا اللهم صل علی محمّد و آل محمّد کما صلّیت علی ابراهیم و علی آل ابراهیم … .
سپس ابن عربی می گوید:
و یظهر من هذا الحدیث فضل ابراهیم علی رسول الله (۶)

توضیح: همان طور که ملاحظه می شود ابن عربی برای این فضل و برتری به زعم خود یک آیه و یک حدیث را بیان کرده است.
الف: می بینیم که در آیه شریفه نهایت تجلیل و تعریف از رسول اکرم۶عنوان گردیده است. صلات و جمع آن صلوات چنانچه به خداوند نسبت داده شود به معنی فرستادن رحمت است و هرگاه فرشتگان و مومنان منسوب شود به معنی طلب رحمت است.
کلمه یصلون به صورت فعل مضارع، استمرار را می رساند. بنابراین ترجمه ی آیه شریفه چنین است: همانا خداوند و فرشتگان او همواره بر پیامبر۶درود می فرستند. ای گروه مومنان بر او درود فرستد و سلام گویید و تسلیم فرمان او باشید.
مشاهده می شود که در آیه شریفه ضمن نهایت تجلیل از پیامبر اسلام۶، هیچ سخنی از حضرت ابراهیم۷عنوان نشده تا فضل و برتری ایشان مطرح شود.
ب: در این حدیث که شخص ابن عربی آن را نقل می کند چنین آمده که مومنین از آنحضرت۶در مورد کیفیت صلاة که خدای عزّوجل امر فرموده سوال کردند، آنحضرت۶فرمود: بگویید: خداوندا درود فرست بر محمّد و آل محمّد همانگونه که درود فرستادی بر ابراهیم و آل ابراهیم با وجود آن که حضرت ابراهیم۷قهرمان توحید است و جدّ پیامبر اسلام۶بوده از نظر زمانی هم قبل از پیامبر ما مبعوث شده است و در میان انبیاء اولوالعزم:جایگاه خاصی دارد معهذا:
اول: درود بر پیامبر ما۶و آل او فرمان داده شده و سپس عین همان درود بر حضرت ابراهیم۷و آل او، لذا هر خواننده منصف و بی غرض از سیاق آیه و حدیث در جمع، فضل آنحضرت۶را برحضرت ابراهیم۷در می یابد امّا معلوم نیست ابن عربی از کجای آیه شریفه و حدیث مذکور، فضل و برتری حضرت ابراهیم۷را بر پیامبرخاتم۶که اشرف تمامی انبیاء و مرسلین:و مخلوقات هستی می باشد نتیجه گرفته است؟ پیامبری که خدای عزّوجل فرمود: لولاک ماخلقت الافلاک و تمام انبیاء:مقدمه ظهور و بعثت آن بزرگوار بودند و انسانیت تنها در پرتو تعلیم و تربیت او می تواند به کمال ممکن برسد. کتاب او اکمل و افضل تمام کتب آسمانی و بعد از آنحضرت۶نه پیامبری است و نه کتابی، اوصیای او افضل تمام اوصیاء و انبیاء می باشند.
به حدیث زیر توجّه فرمایید:
عن ابی عبدالله۷قال کان مع عیسی بن مریم۸حرفان یعمل بها و کان مع موسی۷
اربعة احرف و کان مع ابراهیم۷ستة احرف و کان مع آدم۷خمسة و عشرون حرفا و کان مع نوح۷ثمانیة و جمع ذلک کله لرسول الله۶ان اسم الله (الاعظم) ثلثة و سبعون حرفا و حجب عنه واحد.
از امام صادق۷فرمود: نزد عیسی بن مریم۸دو حرف که از آن بهره مند می شد و نزد موسی۷چهار حرف بود و نزد حضرت ابراهیم۷شش حرف و با آدم۷بیست و پنج حرف و نزد نوح۷هشت حرف و مجموع تمام این حروف نزد رسول الله۶بود. اسم اعظم خدای متعال هفتاد و سه حرف است و یک حرف آن پنهان داشته شده است.
در حدیث اول همین باب از امام باقر۷روایت نموده اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف است و که نزد آصف بن برخیا یک حرف از اسم اعظم بود که توسط آن تخت بلقیس را قبل از یک چشم بهم زدن از یمن در بیت المقدس نزد حضرت سلیمان۷حاضر نمود. و نزد ما از اسم اعظم هفتاد و دو حرف است و یک حرف را خدای متعال در علم غیبت نزد خودش به خود اختصاص داده است. بنابراین علم و دانش پیامبر و ائمّه:به مراتب از سایر انبیاء: اولوالعزم بیشتر است. علاوه بر دلایل نقلی فراوان در باب رجحان و برتری علوم و کمالات پیامبر اسلام۶و اهل بیت:. از جمیع انبیاء:و اوصیاء:و فرشتگان:باید گفت: علوم و معارف و نیازمندی های انسان در این امّت به مراتب بیش از امم سابق است.لا جرم باید کتاب پیامبر خاتم۶که آخرین کتاب آسمانی است ازکتب سماوی قبل بمراتب کاملتر باشد و علم و دانش پیامبر خاتم۶نیز که معلّم این کتاب است به مراتب از علم و دانش انبیاء:سلف بیشتر باشد.
ابوبصیر از امام صادق۷روایت می کند که آن حضرت۷فرمود :
یا ابا محمّد خدای عزّ وجل عطا نفرمود به انبیاء:چیزی را مگر آن که محقّقا عطا فرمود آن را به محمد۶و به تحقیق عطا فرمود به محمّد۶جمیع آن چه را که به انبیاء:عطا فرمود و نزد ما صحف است که خدای عزّوجل فرمود: صحف ابراهیم و موسی:. گفتم فدایت شوم آن الواح است فرمود آری.۱۱  
تذکر: در روایتی از حضرت صادق۷سوال شد:
 …… (کسی که نزد اوست قسمتی از علم کتاب) اعلم و داناتر است یا ….  ( ﭝ  ﭞ  ﭟ  ﭠ  )   کسی که تمام علم کتاب نزد اوست؟ حضرت۷فرمود: علم کسی که نزد او قسمتی از علم کتاب است نسبت به کسی که تمام علم کتاب نزد اوست به اندازه رطوبتی است که پشه توسط بال خود بر می دارد.
یعنی علم آصف با آن عظمت و قدرتی که به نص صریح قرآن توانست تخت بلقیس را قبل از یک چشم بهم زدن از یمن به بیت المقدس نزد حضرت سلیمان۷حاضر نماید.

ﱫ ﮍ  ﮎ     ﮏ  ﮐ       ﮑ  ﮒ  ﮓ  ﮔ    ﮕ    ﮖ  ﮗ  ﮘ  ﮙ    ﮚ … ﱪ
اگر به اندازه رطوبتی باشد که پشه می تواند از آب دریا بردارد، علم حضرت امیر المومنین۷همانند دریایی عظیم خواهد بود.
بعد از توضیحات مذکور، درباره نحوه صلوات بر پیامبر۶به بخشی از حدیث که از مهم ترین کتب عامه است توجّه نمایید:
قیل یا رسول الله اما السلام علیک فقد عرفناه فکیف الصلاة قال قولوا ، اللهم صل علی محمد و آل محمد کما صلیت علی ابراهیم انک حمید مجید … .۱۲

ابن حجر در کتاب خود۱۳  نقل می کند که پیامبر۶فرمود:
لا تصلواعلی الصلاة البتراء فقالوا و ما الصلاة البتراء؟ قال تقولون اللهم صل علی محمد و تمسکون بل قولوا اللهم صل علی محمّد و علی آل محمّد … .
حضرت (۶) فرمود: هرگز من صلوات بتراء (ناتمام) نفرستید، عرض کردند صلوات بتراء (ناتمام) چیست؟ فرمود: این که بگویید اللهم صلّ محمّد (و بقیه را نگویید) بلکه بگویید: اللّهمّ صلّ علی محمّد و علی آل محمّد… .

تذکّر: بعد از مطالب مذکور نادرستی ادعای ابن عربی کاملاً روشن گردیده و ثابت می شود که حتی اوصیاء حضرت محمّد۶از حضرت ابراهیم۷و تمامی انبیاء:افضل و برتر هستند.
و امّا نکته مهمی که باید مدافعان و پیروان ابن عربی توجّه کنند این است که با وجود احادیث زیادی که نحوه صلوات را مشخّص می کند و در کتب مهم عامه مانند صحیح بخاری نیز وجود دارد و ابن عربی خود آن را بیان کرده است. به چه دلیل ابن عربی در تمام کتب خود از این امر مهم رسول الله۶تخلّف و سر پیچی می کند و بدنبال نام مبارک آن حضرت۶می گوید صلی الله علیه و سلم. آیا این موضعگیری ابن عربی و سایرین، مخالفت با امر خدا و رسول۶او نیست ؟!
انکار تلویحی مقام و منزلت بی نظیر حضرت زهرا۳توسط ابن عربی
در این که مقام و منزلت والا و بی نظیر حضرت زهرا۳در احادیث متواتر فریقین یاد شده کوچک ترین تردیدی وجود ندارد. جهت رعایت اختصار به ذکر دو حدیث از صحیح بخاری معتبر ترین منبع عامه (به نظر خود آنها) می پردازیم :
قال النّبی (۶) فاطمة سیدة نساء اهل الجنة.۱۴
پیامبر (۶) فرمود فاطمه (۳) سرور بانوان اهل بهشت است.
انّ رسول الله (۶) قال: فاطمة بضعة منی فمن اغضبها اغضبنی.  
پیامبر(۶) فرمود: فاطمه پاره تن من است هر کس او را به غضب آرد مرا به غضب آورده است.
بی مناسبت نیست که این حدیث نیز از صحیح بخاری نقل شود.
ان عایشة … اخبرته ان فاطمة (۳) ابنة رسول الله (۶) سالت ابابکر الصدیق بعد وفات رسول الله (۶) ان یقسم لها میراثها ما ترک رسول الله (۶) مما افاءالله علیه فقال لها ابوبکر ان رسول الله قال لا نورث ما ترکنا صدقة فغضبت فاطمة بنت رسول الله (۶) فهجرت ابا بکر فلم تزل مهاجرتة حتی توفیت و عاشت بعد رسول الله (۶) ستة اشهر.۱۵
عایشه نقل می کنـد که فاطمه (۳) دختـر پیامبر(۶) از ابوبکـر بعـد از رحلت
رسول خدا (۶) طلب تقسیم ارث خود را از ماترک آن حضرت…… نمود ابوبکر گفت رسول خدا (۶) فرمود ما ارثی نمی گذاریم و ما ترک ما صدقه است. فاطمه (۳) دختر رسول خدا (۶)غضبناک گردید و از او (ابوبکر) دوری و اعراض کرد، و این دوری و اعراض ادامه داشت تا آن حضرت از دنیا رفت و حضرت زهرا (۳) بعد از پیامبر (۶) شش ماه زندگی کرد.
نظیر همین روایت در جای دیگرصحیح بخاری۱۶ نقل گردیده و به دنبال آن عایشه می گوید:
…فهجرته فلم تکلمه حتی توفیت …فلما توفیت دفنها زوجها علی لیلا و لم یوذن بها ابابکر و صلی علیها….
پس فاطمه (۳) از او (ابوبکر) دوری گزید و با اوسخن نگفت تا (حضرت فاطمه۳) و چون وفات یافت. رحلت فرمود، همسرش حضرت علی (۷) او را شبانه به خاک سپرد و به ابوبکر اجازه حضور نداد و خود بر او نماز خواند.

توضیح :
اگر این فراز از حدیث صحیح بخاری (مهم ترین منبع عامه ) که نقل شد (فغضبت فاطمة بنت رسول الله (۶) و هجرت ابابکر…) را با فراز حدیث فاطمة بضعة منی فمن اغضبها ابغضنی که باز هم در صحیح بخاری مهم ترین منبع حدیثی عامه نقل شده مورد توجّه دقیق قرار گیرد. ثابت می شود که ابوبکر در این واقعه، در حقیقت پیامبر۶را به غضب آورده است. (مسلم است که غضب رسول خدا۶غضب خدای عزّوجل را بدنبال دارد.) و از فراز فلم یزل مهاجرته حتی توفیت ثابت می شود که این غضب تا زمان شهادت سیدة النساء العالمین ادامه داشته است.
این که غضب آن حضرت۳، غضب رسول خدا۶بود، دلیل روشن و صریحی است بر عصمت حضرت فاطمه۳زیرا وقتی عصمت پیامبر۶محرز و قطعی بود باید از قهر و غضب بی مورد کاملاً بر حذر باشد. حال اگر رسول خدا۶غضب کرد قطعاً غضب کاملاً منطقی و به جا بوده است. پس اگر غضب آن حضرت۳، غضب رسول خدا۶(طبق حدیث قطعی) به دنبال داشته باشد و غضب پیامبر۶هم که خلاف و غیر منطقی نیست. غضب حضرت فاطمه۳هم خلاف و غیر منطقی نیست و این هم اثبات عصمت مطلق حضرت فاطمه۳می باشد.
علاوه بر استدلال فوق خدای عزّوجل در آیه تطهیر که متواتر میان فریقین است عصمت آن حضرت۳را از هر گونه رجس و پلیدی اثبات فرموده است و مدح منقبت آن بزرگوار در صحاح و سایر کتب عامه فراوان است. مانند آیه مودت آیه مباهله و …  اگر نعوذ بالله حضرت فاطمه۳بدون اینکه حقّی داشته باشد به اموال مردم را که متعلّق به او نیست طمع ورزد و بر خلاف طلب ارث نماید. شأن و منزلتی مادون افراد عادّی دارد نه معصوم مطلق. پس طبق توضیحاتی که بطور اجمال بیان شد ایشان بدون ذرّه ای تردید صادقه و مصدقه بوده بعلاوه آیات قرآن هم ثابت می کند که انبیاء:ارث می گذاردند.

 ۱۷
در این آیه نیز سخن از ارث بردن سلیمان۷از حضرت داود۷است که پیامبر است.

 ۱۸  
حضرت زکریا۷که پیامبر است از خدای متعال طلب فرزندی می کند که از او ارث برد.
به هر حال اکنون مجال اطاله کلام نیست. آنچه مسلم و قطعی است . حضرت فاطمه۳ به استناد آیات صریح و احادیث صحیح و قطعی الصدور شیعه و غیر شیعه سیدة نساء اهل الجنّة و سرور بانوان دو عالم است و احدی از بانوان عالم به درجه مقام و منزلت او نمی رسد.
اکنون که با توضیحات اجمالی فوق ثابت شد احدی از بانوان عالم به شان و مقام حضرت فاطمه۳نمی رسد از ابن عربی و پیروان او سوال می شود به چه دلیل وی این حقیقت و امر مسلّم قطعی و روشن را مورد کتمان و انکار قرار داده است.
توضیح اینکه ممکن است یک چراغ با نور اندک در ظلمات شب راه درست و مستقیم را به یک نفر نشان داده و او را از مرگ نجات دهد که با آن چراغ در همین حد ، راهگشا و حیات بخش می باشد. بدیهی است که خاموش کردن همین چراغ در حد بسیار محدود ظلم و ستم به آن یک نفر بوده و مرگ او را به دنبال دارد امّا گاهی ممکن است شخصی با خاموش کردن یک نورافکن بسیار قوی، میلیاردها انسان را از تشخیص راه صحیح و نجات بخش محروم کند و این انبوه انسان ها را در کام مرگ و هلاکت و ضلالت قرار دهد. کتمان و انکار حقایق گاهی چنین است، نه تنها موجب گمراهی گروه کثیری از انسان ها در طول تاریخ می شود  بلکه خود تبعات خطرناک وگمراه کننده دیگری را بدنبال دارد که تا قیام امام عصر اروحنا فداه ادامه می یابد.کتمان و انکار برتری و رجحان حضرت فاطمه۳بر تمام بانوان عالم و انکار مقام عصمت آن حضرت۳در طول تاریخ در حقیقت تلاش در جهت خاموش کردن آن نور افکن بسیار قوی و فروزان جاودانه تاریخ است که خیل عظیمی از انسان های ضعیف و حیران را در طول تاریخ به ضلالت و گمراهی سوق داده است.
وقتی جلالت و عظمت و مقام عصمت آن بزرگوار قطعی و مسلّم باشد. مدح و ذمّ آن حضرت۳نیز کاملاً حجّت است اگر ایشان از حضرت امیرالمومنین۷آن گونه حمایت کرد و جان و حیات خود را فدا نمود، این دلیل کاملاً روشنی بر حقّانیت راه حضرت علی۷است و اگر وی با افرادی مخاصمه فرمود بطلان راه آنها اظهرمن الشمس است. اکنون موضع گیری ابن عربی را با این حقیقت جاودانه ملاحظه می کنیم.
اشارات ابن عربی در مورد کامل ترین و برترین بانوان عالم
این صوفی نامدار که او را امام اهل الکشف و الشهود و اکنون او را فرید عرصه تصوف و قطب الاقطاب می نامند حداقل در فتوحات مکیه در سه مورد عقیده خود را درباره بحث فوق بیان داشته است.
…و قد شهد رسول الله (۶) بالکمال لمریم و آسیه… .۱۹
پیامبر (۶) گواهی فرموده است کمال را برای مریم و آسیه… .
…و لهذا قال رسول الله (۶):
کمل من الرجال کثیرون و لم یکمل من النساء الا مریم وآسیه.۲۰
و از این رو پیامبر(۶) فرمود: از مردان افراد کثیری به کمال رسیدند ولی از زن ها به کمال نرسیدند مگر مریم و آسیه.
…کما قال (۶) فی الکمال: فذکر انه یکون ایضا فی النساء و عین منهن مریم بنت عمران و آسیه امراة فرعون.۲۱   
در این حدیث نیز ابن عربی مدّعی است که پیامبر (۶) از میان زنان فقط از کمال مریم بنت عمران و آسیه همسر فرعون یاد فرموده اند.
 … و اختار (سبحانه)….و اختار من احوال السعادة فی الجنة الرویة…..و اختار من الاذکار ” لا اله الّا الله” و اختار من النساء مریم و آسیه …..و اختار من الصور ، الصورة لادمیة لذلک ابرزها علی”الصورة الالهیة” ۲۲
در صورتی که اصل حدیث در کتب عامه چنین است. پیامبر (۶) فرمود:
کمل من الرجال خلق کثیر و لم یکمل من النساء الا اربع آسیة بنت مزاحم امراة فرعون و مریم بنت عمران و خدیجه بنت خولید و فاطمه بنت محمد(۶) .
از مردان گروه زیادی به کمال رسیدند ولی از میان زنان به کمال نرسیدند مگر چهار نفر، آسیه بنت مزاحم، همسرفرعون، مریم دختر عمران، خدیجه دختر خولید و فاطمه دختر محمّد (۶).
این حدیث را سیوطی از علمای بزرگ و معروف عامه و دیگران نظیر احمد، طبرانی، حاکم نیز نقل می کنند و می گویند.
قال رسول الله افضل نساء اهل الجنّة خدیجة، بنت خویله و فاطمة بنت رسول الله (۶) و مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم امراة فرعون… .
البته این حدیث البته با همین متن در تفاسیر شیعه در حد تواتر نقل شده است.۲۳
توضیح:
به طور اجمال دیدیم که بسیاری از علماء عامه نظیر سیوطی، احمدطبرانی، حاکم، زمخشری
از قول رسول خدا۶نام های حضرت فاطمه۳و حضرت خدیجه۳را در زمره چهار بانوی بزرگ عالم که به کمال رسیدند ذکر نموده اند و حتی بخاری و مسلم ۲۴ در صحیح خود، حضرت فاطمه۳را از قول رسول خدا۶سرور و برترین بانوان اهل بهشت یاد کرده اند.

اکنون از پیروان ابن عربی سوال می شود به چه دلیل ابن عربی؟
۱٫ این فضیلت و منقبت عظیم و بی نظیر حضرت فاطمه۳را ندیده گرفته است ؟
۲٫ علاوه بر ظلم عظیم فوق، ابن عربی حتی نام آن حضرت۳را در زمره چهار بانویی که به کمال رسیده اند ذکر نکرده است؟
۳٫ همین ظلم و جفا را در حق حضرت خدیجه۳مادر بزرگوار آن حضرت۳مرتکب شده است؟
با وجود آن که حضرت خدیجه۳در دشوارترین دوران غربت اسلام نظیر ماجرای شعب ابیطالب۷وکثرت اعداء و قلّت یاران یاور و ناصر صدیق رسول خدا۶و تا آن حضرت۳حیات داشت همسر دیگری اختیار نکرد. قراین و شواهد زیادی در دست است.که اگر آن حضرت۳زنده بود تا آخر عمر پیامبر۶همسر دیگری نمی گرفت، اول بانویی که اسلام را پذیرفت و آن حضرت۶را تصدیق نمود و تمام اموال خود را در راه اسلام مصرف کرد و از همه بالاتر صدیقه ای در دامن خود پرورش داد که سرور بانوان اهل بهشت است .

حدیثی از منابع اهل تسنن در تجلیل حضرت خدیجه۳
اتی جبرئیل النبی (۶) فقال یارسول الله هذه خدیجه (۳) قد اتتک معها اناء فیه ادام او طعام او شراب فاذا هی اتتک فاقرا علیهاالسلام من ربها عزوجل و منی و بشرها ببیت فی الجنة من قصب لاصخب فیه و لا نصب.۲۵
جبرئیل نزد رسول خدا۶حضور یافت و عرض کرد یا رسول الله این خدیجه (۳) است که روی به سوی تو نموده با او ظرفی است که در آن خورش یا غذا و نوشیدنی است. هنگامی که نزد تو آمد او را از طرف خدای عزّوجل و من سلام برسان و او را به خانه ای در بهشت، بشارت ده از قصر طلا و لولو مجوف که در آن محنت و رنجی و داد و فریاد کسی نیست .

این حدیث با کمی تفصیل در منابع دیگر آمده است.  

۱- فصوص الحکم، فصّ موسویّه، ص۳۱۵ .  
۲- صحیح مسلم، ج۴، کتاب الفضائل باب وجود امتثال ما قوله شرعاً دون ما ذکره صلّی الله علیه (و آله) و سلّم من معایش الدنیا علی سبیل الرای  حدیث ۲۳۶۱ و ۲۳۶۲ و ۲۳۶۳ .
۳- سنن ابن ماجه، ج۲، باب تلقیح النخل .   
۴- الأسری،۱ .  
۵- ر.ک به کتاب “اجتهاد در مقابل نصّ”علّامه سید شرف الدین .   
۶- فصّلت، ۱۵ و ۱۶ .  
۷- فصول الحکم فص هودیّة، ص۱۵۶ .
۸- القمر، ۱۸-۲۱ .  
۹- الفتوحات المکیة،  ج ۸، ص۱۷۴ .  
۱۰- الاحزاب، ۵۶ .  
۱۱- اصول کافی .کتاب الحجة باب ان الائمة ورثوا علم النبی وجمیع الانبیاء و الاوصیاء الذین من قبلهم حدیث ۵٫  
۱۲- صحیح بخاری، ج۶، ص۱۵۱(طبع دار الجیل بیروت )- دو حدیث دیگر نظیر همین در کتاب صحیح بخاری می باشد   
۱۳- صواعق المحرقة، ص۱۴۶٫  
۱۴- صحیح بخاری، باب مناقب فاطمة۳، ج۵، ص۲۵و۳۶ .  
۱۵- صحیح بخاری، باب فرض الخمس، ج۴، ص۹۶ .  
۱۶- همان، باب غزوة خبیر، ج۵، ص۱۷۷ .   
۱۷- النمل،۱۶ .  
۱۸- مریم،۵-۶ .  
۱۹- الفتوحات المکیة، ج۱۰، ص۳۴۹ .  
۲۰- الفتوحات المکیة، ج۱۲، ص۲۶۹ .  
۲۱- همان، ج۱۳، ص۵۸۳٫  
۲۲- همان ج۱۳، ص۴۹۳-۴۹۵، الاختیارات الالهیة فی الموجودات و… .   
۲۳- تفسیر کشاف ، سورة التحریم، ذیل آیات ۱۱و۱۲؛ .ر.ک به تفاسیر شیعه ذیل همین آیه   
۲۴- ر.ک به صحیح مسلم، از جمله ج۴، ۱۹۰۶٫  
۲۵- صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابة، باب فضائل خدیجة ام المومنین رضی الله تعالی عنه، ج۴، ۱۸۸۷ .
 

– بعلاوه قرآن کریم ؛
– ابن عربی، فصوص الحکم، مطبعة مصطفی البابی الحلبی و اولاده بمصر، الطبعة الثالثه، ۱۴۰۷ه ق.
– ابن عربي، محي الدّين، فتوحات المكّية، تحقیق و تقدیم د.عثمان یحیی، تصدیر و مراجعه د.ابراهیم مرکور، مكتبة العربية بمصر، ۱۳جلدي،  ۱۴۰۵ق و ۱۹۸۵م.
– البخاری، محمدبن اسمعيل، صحيح بخاری، دارالجيل بيروت.
– الحسيني الفيروزآبادي، السيّد مرتضي، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، تهران دارالكتب الاسلاميّة، الطبعة الثانية، ۱۴۰۸ق.
– الكليني الرازي، محمدبن يعقوب، الاصول كافي، المكتبة الاسلامية، الطبعة الرابعة، ۱۳۹۲ق.
– صحیح مسلم، طبع دارالفکر بیروت، ۱۴۰۳ هـ ، ۱۹۸۳م.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *