کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

سیره عملی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها – روح الله اسماعیلی

سیره عملی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

 

درآمد
در این مقاله نویسنده محترم کوشیده است که سیره عملی حضرت زهرا سلام الله علیها
را به اختصار ولی مفید بیان نماید و مشخّص نموده است که اساس و روش حضرت فاطمه سلام الله علیها دفاع از حریم ولایت و اثبات حقّانیّت وصایت امیرمؤمنان حضرت علی بن ابی طالب سلام الله علیه است و برای تحقّق این مهم به مقام شهادت نائل شدند و اختفاء قبر مطهّر ایشان نیز ادامه همان روش است .

 

ولایت حضرت امیرالمؤمنین۷در خطبه‌های حضرت زهرا۳
دختر گرامی پیامبر اسلام۶پس از جریان غصب فدک، در میان گروهی از زنان مدینه به مسجد رسول‌الله۶آمده و در آنجا خطبه‌ی بی همتایی ایراد نموده که باعث تحریک عقول و احساسات گردید.۱ در آن خطبه پس از حمد خدا و درود بر پیامبر۶در چندین جا سخن از مولای متقیان۷
به میان آورده و از شخصیت بی‌نظیر آن حضرت۷تعریف و توصیف نموده است.
اینک فرازهایی چند از جملات آن حضرت۳را در این باره تقدیم خوانندگان عزیز می‌نماییم:
ایها الناس ! اعلموا انی فاطمه و ابی محمّد … ، فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابی دون نسائکم و اخا ابن عمی دون رجالکم .
ای مردم! بدانید که من فاطمه دختر محمّد۶هستم، اگر بخواهید پدرم را خوب بشناسید، خواهید دید که رسول خدا۶پدر من است، نه پدر زنان شما و برادر پسر عمویم علی۷، نه برادر مردان شما … .
سپس در جای دیگر می‌فرمایند:

پیامبر خدا۶ برادرش علی۷ را به خطرناک ترین مراحل جنگ و مبارزه می فرستاد و او نیز بر نمی‌گشت، مگر اینکه با شجاعت خود دشمن را مغلوب کند و شر آتشین آنان را با شمشیرش خاموش سازد. علی۷آنقدر در راه خدا تلاش کرد که فرسوده شد و در امر الاهی کوشید، مردی بود که محرم رازهای پیامبر۶به حساب می‌آمد، او سرور اولیاء الله، آماده جهاد و خدمت، دلسوز مردم، پرتلاش و فعال بود … .
مطرح کردن این صفات والا آن هم در محضر جمع آشفته و پر غوغای غاصبین، بسیار ارزشمند و برای منافقین کوبنده بود، تا جایی که متخلّف اول، در آغاز سخنانش – در جواب فاطمه۳- به برتری امیرالمؤمنین۷ و اخوت او با رسول خدا۶اعتراف می‌کند.
و در خطبه‌ای که حضرت فاطمه۳برای زنان مدینه ایراد نمود، صریحاً فرمودند :

چه باعث شد از امیرالمؤمنین۷اعراض کنند؟ اعراض نکردند مگر به خاطر شمشیر او که سران مشرکین را درو کرد و به اینکه او نسبت به مرگ بی‌اعتنا بود و در جنگ آن چنان پیش می‌رفت که دشمنان را می‌گرفت و می‌کشت و برای رضای خدا خشم می‌گرفت …سوگند به خدا اگر زمام خلافت را که رسول خدا۶ در اختیار علی۷قرار داده بود، از کف او خارج نمی‌ساختند، وی مردم را بدون مشکل پیش می‌برد و قافله را سالم به مقصد می‌رسانید و هیچ درد و رنجی متوجّه آنان نمی‌شد ، ولی … .
حضرت فاطمه۳در این فراز به طور صریح از ولایت به حق حضرت امیرالمؤمنین۷که از جانب خدا، توسط پیامبر اسلام۶در اختیار وی قرار داده شده، سخن به میان آورده و مسیر صحیح خلافت علوی را ترسیم نموده و سپس به ستم های وارده از سوی حکومت غاصبین پرداخته است.

گریه های حضرت زهرا۳بر مظلومیت امیرالمؤمنین۷
حضرت زهرا۳در فقدان رسول مقدّس اسلام۶و غصب خلافت حقّه امیرمؤمنان۷و آثار شوم انحراف مسلمین که نتیجه آن رنج و محرومیت برای بشریت بود شب و روز می گریست، حضرت زهرا۳به خاطر ستمی بزرگ که به همه انسانها تا قیام قیامت رفته بود می‌گریست، تا آنجا که « رأس البکّائین» نام گرفت. او آنقدر می‌گریست که آرامش را از اهل مدینه برده بود، آن چنان که تنها جبرئیل می‌توانست او را در فقدان نبی و ظلم بر وصی تسلیت دهد. رنج حضرت زهرا۳بخاطر محرومیت انسانها از معنویت بود. او به راحتی می‌دید که ادامه‌ی سقیفه، نینوا است، او واقعه‌ی حرّه را می‌دید، او صفین و جمل، خلافت معاویه و خلافت عباسی و عثمانی و محرومیت امروز ما را شاهد بود. در وسعت نگاه او انسان امروز هم جا داشت. او حق داشت ، او حق داشت این گونه بگرید و ناله کند. آنجا که فریادهایش کارساز نیست. شاید اشکهایش بر دلهای سنگی این جماعت مفلوک نفوذ کند و این سؤال را در اذهان مرده‌ی آنها شکل دهد که به راستی چرا زهرا۳محبوبه‌ی خدا و دخت رسول خدا۶این گونه ضجّه می‌زند و اشک می‌ریزد ؟ شاید خفته ای بیدار شود .

قهر حضرت زهرا۳مشتی بر دهان نفاق
دیگر اقدام حضرت زهرا۳برای آشکار کردن حق و اتمام حجّت با مردم، همان قهر اوست. آن حضرت۳تصمیم گرفت دیگر هرگز با ابوبکر و عمر سخن نگوید و تا پایان حیاتش هم بر سر تصمیم خود ماند.۲ لذا خطاب به ابوبکر فرمودند :

و الله لادعون الله علیک و الله لا اکلمک بکلمة ما حییت.۳
به خدا سوگند تو را نفرین می‌کنم و به خدا سوگند تا زنده‌ام با تو کلمه‌ای سخن نخواهم گفت.
و نیز در آن حین که عمر به خانه‌اش حمله برده بود و آن جا را به آتش کشانده بود به او فرمود :

و الله لا اکلم عمر حتی القی الله .۴
به خدا سوگند تا زنده‌ام با عمر سخن نخواهم گفت.  
و در هنگام عیادت از او به آن دو فرمود :

و الله لا اکلمکما من رأسی کلمه حتی القی ربی فاشکونکما الیه بما صنعتما به و ما ارتکبتما منی.۵
و این سکوت معنادار حضرت زهرا۳برای خلفا خیلی گران بود. آن بانوی مکرّمه هر کجا با آنان برخورد می‌کرد از ایشان رو برمی‌گرداند.۶ بدون تردید گاه بلندترین فریادها را از زبان سکوت باید شنید .

وصیت حضرت زهرا۳سندی بر مظلومیت امیرالمومنین۷
حضرت زهرا۳از هر فرصتی بهره می‌جست تا بتواند اذهان مردم را بیدار کند شاید این جماعت مرده، حرکتی کنند و بیش از این تن به حقارت و ذلّت ندهند و با دست خویش آتش دوزخ خود را فراهم نسازند. و نیز حجّتی روشن برای آیندگان آزاداندیش و طالبان حقیقت باشند تا « اسلام ولایت» را از « اسلام خلافت»، تمیز دهند و سره را از ناسره جدا کنند و به شهادت « آیه‌ی اکمال» که در غدیر نازل شد، بدانند که دین مرضی و خداپسند، دین همراه ولایت است. او آن گونه زندگی کرد که رفتنش هم ادامه‌ی حیاتش بود. او می‌خواست همان گونه که حیاتش دشمن سوز و بیداری بخش بود، مرگش نیز همین گونه باشد. از این رو وصیت کرد. علی جان! مرا شبانه غسل بده و کفنم کن و به خاک بسپار و اجازه نده آنان که بر من ستم کردند و آزارم نمودند، در تشییع جنازه‌ام حاضر شوند و بر من نماز گذارند، زیرا آنان دشمنان خدا و رسول۶می‌باشند. از مولا علی۷پرسیدند: چرا حضرت زهرا۳را شبانه دفن کردی؟ گفت: به خاطر بیزاری و غضب حضرت زهرا۳از آن جماعت.

حضرت زهرا۳رکن امیرالمؤمنین۷
حضرت امام صادق۷از طریق امام باقر۷از جابر بن عبدالله انصاری نقل می‌کند که او می‌گوید:۷
شنیدم پیامبر خدا۶سه روز پیش از وفاتش به حضرت علی۷می‌فرمودند: سلام بر تو ای پدر دو ریحانه‌ی من! من دو فرزندم حسن و حسین۸را به تو سفارش می‌کنم. به زودی دو رکن اساسی تو دنیا را ترک می‌کنند، آنگاه خداوند جانشین و خلیفه من است برای تو. چون پیامبر خدا۶وفات کردند، امیرالمؤمنین۷فرمودند: این یکی از رکن های من که رسول خدا۶خبر داده بود و پس از شهادت فاطمه۳نیز گفت: این هم رکن دوم من که رسول گرامی اسلام۶به آن خبر داده بودند .

حائل شدن حضرت زهرا۳در دفاع از امیرالمؤمنین۷
بعد از آنکه به خانه حضرت زهرا۳هجوم آوردند، امیرالمؤمنین۷ را به محاصره درآوردند و با جسارت ریسمان به گردن برادر پیامبر۶انداخته و به سوی مسجد بردند. حضرت زهرا۳
گرچه درد، رمقش را برده و از پایش انداخته امّا او آموزگار شهادت بود و خود به ما آموخته بود که حیات آدمی در گرو انتخاب اوست و چه انتخابی بالاتر از کشته شدن در راه ولایت ؛ پس باید همین نیم رمق را هم در پای امام علی۷ریخت و تمامی هستی خود را با خدا یکجا معامله کرد. این بود که بی‌درنگ خود را با همه جراحت از جا کند و بین امیرالمؤمنین۷و آنها حائل کرد. و فرمود به خدا قسم نمی‌گذارم علی۷را ببرید ، ای وای بر شما چه زود به خدا و رسولش۶خیانت کردید. این است معنای محبّت به اهل‌بیت رسول خدا۶و عمل به آن همه سفارش های او ؟!؟ به خدا قسم ای زاده خطاب اگر بیم این نداشتم که بیگناهان گرفتار بلای الاهی شوند، نفرین می‌کردم و آنگاه می‌یافتی که نفرین من چه زود تحقّق می‌پذیرد، هنوز کلامش را به آخر نرسانده بود که یکبار دیگر، صفیر تازیانه‌ای سینه آسمان را شکافت و باز هم بر اندام شقایق خطی از خون کشید. خدایا فقط تو می‌دانی بر اهل خانه چه گذشت. آنگاه که بر جای جای بوسه‌های رسول خدا ۶ خطی از خون نشست که هیچ زبانی را توان گفتن و هیچ گوشی را یارای شنیدن نیست .
حضرت زهرا۳از پا افتاد، آخرین سنگر ولایت برای دقایقی فروریخت، مشتی رجّاله، امیرالمؤمنین۷را کشان کشان به مسجد بردند، هر که می‌دید بر حال مولا علی۷رقّت می‌برد. کوچه‌ها از آدم‌نماها پر بود، همه برای دیدن ریسمان بر گردن خورشید و مظلومیت محض، گردن می‌کشیدند امیرالمؤمنین۷در راه رو به سوی پیامبر۶کرد و همان گفت که هارون به برادرش موسی در مقابل یهود بنی‌اسرائیل گفت :

يابن‌ امّ انّ القوم‌ استضعفوني‌ و كادوا يقتلونني‌ .
برادر، این قوم بر من مسلّط شدند و نزدیک است مرا بکشند .

عکس‌العمل حضرت زهرا۳پس از غصب خلافت
گروهی با برنامه‌ریزی حساب شده‌ی قبلی خلافت را از آن خود کردند و امیرمؤمنان۷را از حق مسلّم خود محروم ساختند امّا دختر گرامی پیامبر اسلام۶نیز با تمام توان وارد میدان مبارزه شده و با شیوه خردمند خویش ، علیه حکومت غاصب قیام نمود. آن حضرت۳در کنار امیرالمؤمنین۷به همراه فرزندانش (حسن و حسین۸) به در خانه‌های مهاجرین و انصار می‌رفت و آنان را در غصب خلافت، توسط حکومت وقت هشدار می‌دادند.۸ حضرت فاطمه۳در مسجد رسول خدا۶در میان مهاجرین و انصار با ابوبکر به مبارزه برخاست و او را که غاصب فدک بود، محکوم کرد و مردم حاضر در مسجد را با سخنان خود به گریه واداشت و جوی فراهم ساخت که همه دانستند دختر پیامبر۶مظلوم است.
تاریخ نگار اهل تسنن در تاریخ خود می‌نویسد: فاطمه۳آن چنان از دو خلیفه‌ی اول و دوم ناراضی و ناراحت بود، که با آنان قهر کرد و از ستم آن دو رو به سوی قبر پدر کرد و فرمود:
یا ابتاه یا رسول الله ماذا لقینا بعدک من ابن الخطاب وابن ابی قحافة ؛ ۹
ای پدر و ای رسول خدا! ما بعد از تو چه روزگار سیاهی از پسر خطاب و پسر ابی قحافه داشته‌ایم؟!
ابن ابی الحدید (امام معتزلی) پس از تحقیق و بررسی در مورد واکنش حضرت فاطمه۳به ستم های وارده از سوی حکومت وقت می‌نویسد :
نتیجه تحقیقم این است که فاطمه۳با دل پر درد از ابوبکر و عمر از دنیا رفت و وصیت کرد آن دو بر جنازه‌اش نماز نخوانند .۱۰
پس ملاحظه می‌کنید که همه‌ی این عکس العملها، در برابر حرکت ستمگرانه‌ی حکومت وقت به امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه۳، یک برنامه‌ی سیاسی و مبارزه‌ی اجتماعی است که دختر پیامبر۶انجام داده است. و بر همین اساس آن بانوی با فضیلت به امیرالمؤمنین۷وصیت کرد که شبانه او را غسل دهد و شبانه دفن کند و همه کارها را از چشم غاصبان پنهان نماید و این وصیت را نوعی مبارزه‌ی منفی علیه آنان تلقی می‌کند. از این جهت امیرالمؤمنین۷، فاطمه۳را شبانه غسل داد و کفن کرد و شب هنگام با یک برنامه‌ریزی دقیق جسم او را دور از چشم عامه‌ی مردم دفن کرد و قبر وی را آشکار نساخت و ظاهراً تا روز قیامت آشکار نخواهد شد و این خود نشانه‌ی نارضایتی حضرت فاطمه۳ از حکومت وقت را در بر دارد .

حضرت فاطمه۳چگونه سر از قبر بر می‌دارد؟
امیرالمؤمنین علی۷می‌فرمایند:
روزی پیامبر خدا۶برای دیدار فاطمه۳به خانه‌ی ما آمد، ولی دخترش را بسیار محزون دید. از او پرسید چرا این گونه غمگینی؟ در جواب گفت: پدر جان! به یاد عالم محشر افتادم که مردم در آن حال عریان خواهند بود.
ذکرت المحشر و وقوف الناس عراه … .
رسول گرامی۶فرمودند:
نگران مباش، پس از آنکه من، علی۷و ابراهیم خلیل۷سر از قبر برمی‌داریم آنگاه خداوند جبرئیل را با هفتاد هزار ملائکه به سراغ تو می‌فرستند، سپس اسرافیل در حالی که با سه پارچه زیبا از نور در اختیار دارد، کنار تو می‌آید و تو را از قبر بیرون می‌نماید، در حالی که بدنت پوشیده است …آنگاه با عزّت و احترام بی‌نظیر هفتاد هزار ملائکه تسبیح گویان تو را وارد محشر می‌کنند و به همین تعداد حوریان بهشتی به استقبالت می‌آیند. در این هنگام مریم (دختر عمران)، خدیجه (دختر خویلد)، حوا (زن آدم)، آسیه، (دختر مزاحم) هر کدام با صفوف ملائکه اطراف تو را می‌گیرند و تو را بر روی منبری از نور می‌نشانند در این هنگام جبرئیل به حضور تو می‌رسد و می‌گوید: هر حاجتی داری بگو و تو می‌گویی: خدایا! حسن و حسینم را می‌خواهم. در آن ساعت حسینت را می‌بینی که با بدن خون آلود به محشر می‌آید و از خدا می‌خواهد که قاتلان وی را به کیفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائکه نیز به خشم آیند و شعله‌های جهنّم زبانه می‌کشد و قاتلان حسین و دشمنان او بر درون آتش افکنده می‌شوند.۱۱
حضرت فاطمه۳ و پیراهن خون‌آلود امام حسین۷
حضرت فاطمه۳در پیشگاه خدا با قاتلان خود و فرزندانش محاجّه خواهد کرد و آنان را در میان مردم محشر محکوم نموده و به عذاب دردناک الاهی گرفتار خواهد نمود. از روایات اسلامی استفاده می‌شود، نخستین پرونده‌ای که در روز رستاخیر رسیدگی می‌شود، پرونده محسن شهید (فاطمه۳) است، ولی آنچه دل فاطمه۳و شیعیان و محبان اهل‌بیت: را بیشتر می‌سوزاند، خاطره جانسوز کربلا است، که در آن، امام حسین۷را با یارانش به طور فجیع به شهادت رسانده و سرهایشان را از تنشان جدا نموده و زنان و دختران آنان را با تمامی بی‌رحمی اسیر کردند … در احادیث آمده است که دختر گرامی پیامبر۶پیراهن خون‌آلود امام حسین۷را در روز قیامت به دست گرفته و خواستار محاکمه و کیفر قاتلان او می‌گردد.۱۲
 از حضرت امام صادق۷آمده است:

حضرت فاطمه۳را در روز قیامت در قبّه‌ای از نور می‌نشانند. در این هنگام، امام حسین۷ به محشر می‌آید، در حالی که سر بریده‌اش را به دست می‌گیرد. فاطمه۳از دیدن چنین حالی صیحه می‌کشد و می‌افتد و تمام پیامبران و خلایق دیگر، از دیدن چنین وضعی به گریه می‌افتند، سپس قاتلین امام حسین۷ حاضر و محاکمه می‌گردند و آنگاه به کیفر شدیدی می‌رسند … .۱۳
و بالاخره در حدیث دیگری از طریق ابان بن عثمان از امام صادق۷نقل شده:

چون فاطمه۳به محشر آید، پیرهن خون‌آلود امام حسین۷ را به دست گرفته، عرض می‌کند: خدایا! این پیراهن خون‌آلود حسین من است و تو خود می‌دانی چه جنایاتی در مورد او مرتکب شده‌اند. خطاب می‌رسد: یا فاطمه! تو در نزد من محبوبی هر چه می‌خواهی بگو.عرض می‌کند: الاهی! انتقام خون حسین را بگیر. در این حال آتش جهنّم بر قاتلین امام حسین۷مسلّط می‌گردد و با انواع عذاب به کیفر می‌رساند.۱۴

وصایای حضرت زهرا۳

بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما اوصت به فاطمة(۳) بنت رسول الله(۶)و هي تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد رسول الله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من في القبور، يا علي! انا فاطمة(۳) بنت محمد(۶) زوجني الله منك لاكون لك في الدنيا و الآخرة انت أولي بي من غيري حنطني غسلني كفني بااليل و صل علي و ادفني بااليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقرء علي ولدي السلام الي يوم القيامة.۱۵

به نام خداوند بخشنده مهربان، این است وصیت فاطمه دختر رسول خدا و او شهادت می‌دهد به یگانگی و یکتایی ذات باری تعالی و رسالت حضرت محمّد رسول‌الله و گواهی می‌دهد که بهشت حق است و آتش جهنّم حق است و بدون شک قیامت در پیش است و خواهد آمد و خدا در آن روز همه را از قبرها برمی‌انگیزد. یا علی! من فاطمه دختر محمّدم که خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت همسر تو باشم و از آن تو، تو از هر کس بر من نزدیکتری مرا شبانه حنوط کن و شب غسل بده و شبانه کفنم کن و شب به خاک بسپار و کسی را از دفن من مطّلع مکن. تو را به خدا می‌سپارم و سلام من را به فرزندانم تا روز قیامت برسان .

علل بیماري و شهادت حضرت زهرا۳
با وجود سفارش آن حضرت به نهان داشتن شرایط جسمی و وضعیت روحی‌اش پس از آن رویدادهای تلخ و با وجود رازداری امیر مؤمنان۷، سرانجام خبر بیماری بانوی بانوان در مدینه منتشر گردید و همگان از شرایط آن حضرت۳آگاه شدند. لازم به یادآوری است که حضرت فاطمه۳از بیماری سختی شکایت نداشت که غیرقابل مداوا برسد، بلکه آنچه او را سخت رنج می‌داد و پیکرش را آب می‌کرد، امواج دردها و مصیبتها و رنجهایی بود که هر روز بر آن افزوده می‌شد و این فشارها بود که بر رنج و بیماری برخاسته از صدمات وارده در یورش به خانه‌اش، کمک می‌کرد تا بانوی سرفراز گیتی را به بستر شهادت بکشاند. در کنار اینها فشار سوگ پدر و گریه بسیار بر آن حضرت نیز از عواملی بود که باعث شدت بیماری و زوال شادابی و طراوت از خورشید جهان‌افروز وجود او می‌شد و باید ستم و خشونت و مواضع ناجوانمردانه برخی از مسلمان‌نماها و نیز تحول ارتجاعی در سیستم سیاسی و دگرگونی کارها و تغییر اوضاع و شرایط به سود ارتجاع و جاهلیت را نیز از عواملی برشمرد که فشار دردها و رنجها را هر لحظه بیشتر می‌ساخت و خورشید وجود اندیشمندترین و آزاده‌ترین بانوی جهان هستی را به سوی افق مغرب پیش می‌برد. حضرت فاطمه۳در یورش دژخیمان دولت غاصب به خانه‌اش به گونه‌ای میان در و دیوار فشرده شد که علاوه بر وارد آمدن صدمات سخت بر وجود گرانمایه‌اش، جنین وی نیز سقط گردید و تازیانه‌های بیدادی که بر پیکر مطهّرش فرود آمد، بدنش را مجروح و خون‌آلود ساخت و آثار عمیقی در آن نازنین بدن برجای نهاد. و نیز ضربات شدید دیگری بر او وارد آمد که جسم و جان و روح ملکوتی‌اش را به شدّت آزرد.
آری همه این امور و رویدادهای دردناک دست به دست هم دادند و آن حضرت را به بستر بیماری کشانده و از انجام کارهای خویش بازداشتند. حضرت امام حسن مجتبی۷در یک مجلس مناظره در حضور معاویه خطاب به مغیرة بن شعبه فرمود :
أنت الذي ضربت فاطمة بنت رسول الله ۶ حتى أدميتها و ألقت ما في بطنها …. .۱۶
تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختی، تا اینکه او بچه‌اش را سقط کرد … .
و حضرت امام صادق۷با تصریح بیشتر در مورد علت بیماری و شهادت فاطمه۳می‌فرمایند:
و کان سبب وفاتها ان قنفذا مولی الرجل لکزها بنعل السیف بأمره ، فأسقطت محسنا و مرضت من ذلک مرضا شدیدا..۱۷
سبب شهادت فاطمه۳ این بود که قنفذ (غلام خلیفه دوم) با غلاف شمشیر او را زده و بچه‌اش را کشت و مادرم از این جهت به بستر بیماری افتاد.

کیفیت شهادت حضرت زهرا۳
۱- حضرت زهرا۳به ام‌سلمه فرمودند : برایم آبی آماده کن تا بدان غسل کنم، ام‌سلمه آب را آورد، غسل کرد و جامه پاکی پوشید، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند، به طرف راستش رو به قبله خوابید و دست راستش را زیر صورتش گذاشت.۱۸
۲- در روایت دیگری آمده است :
حضرت۳به اسماء فرمودند : آبی برایم آماده کن، بعد با آن غسل کرده و سپس فرمود : جامه‌های جدیدم را به من بده، آنها را پوشیده و فرمود: بقیه حنوط پدرم را از فلان جا برایم بیاور و زیر سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اینجا بیرون برو، می‌خواهم با پروردگارم مناجات کنم. اسماء می‌گوید : از اتاق بیرون شدم و صدای مناجات آن حضرت۳را می‌شنیدم ، آهسته به طوری که مرا نبیند وارد شدم دیدم دست به سوی آسمان دراز کرده و می‌گوید:
پروردگارا به حق محمّد مصطفی و اشتیاقی که به دیدار من داشت و به شوهرم علی مرتضی و اندوهش بر من و به حسن مجتبی و گریه‌اش بر من و به حسین شهید و پژمردگی و حسرتش بر من و به دخترانم که پاره تن فاطمه می‌باشند و غم و اندوهی که بر من دارند، از تو می‌خواهم که بر گناهکاران امّت محمّد ترحم فرمائی و آنان را بیامرزی و به بهشت وارد کنی که تو بزرگوارترین سؤال شوندگان و مهربان‌ترین مهربانانی.۱۹
و گفت: قدری مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم که بسیار خوب و اگر جوابی ندادم بدان که من به سوی پدر خود ( یا پروردگارم ) رفتم. اسماء لحظه‌ای حضرت۳ را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابی نشنید، صدا زد ای دختر محمّد مصطفی، ای دختر گرامی‌ترین کسی که زنان حمل او را عهده‌دار شدند، ای دختر بهترین کسی که بر روی ریگ های زمین پای گذارده، ای دختر کسی که به پروردگارش به فاصله دو تیر کمان و یا کمتر نزدیک شد، امّا جوابی نیامد چون جامه را از روی صورت حضرت۳برداشت، مشاهده کرد از دنیا رخت بر بسته است، خود را به روی حضرت۳انداخت و در حالی که ایشان را می‌بوسید گفت: فاطمه۳آن هنگام که نزد پدرت رسول خدا۶رفتی سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت۶برسان، آنگاه گریبان چاک زده و از خانه بیرون آمد، حسنین به او رسیده و گفتند: اسماء مادر ما کجا است؟ وی ساکت شد و جوابی نداد، آنان وارد اتاق شده دیدند حضرت۳دراز کشیده، امام حسین۷حضرت۳را تکان داد، دید ایشان دنیا رفته است، فرمود: ای برادر خداوند تو را در مصیبت مادر پاداش دهد. امام حسن۷خود را بر روی مادر انداخته و گاهی می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن که روح از بدنم جدا شود و امام حسین۷جلو آمده و پاهای حضرت۳را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر من پسرت حسینم، پیش از آنکه قلبم منفجر شود و بمیرم با من صحبت کن. اسماء به آنها گفت: ای فرزندان رسول خدا۶بروید نزد پدرتان حضرت  علی۷او را از مرگ مادرتان خبردار کنید، آن دو از منزل بیرون رفته و صدا می‌زدند: یا محمّداه یا احمداه، امروز که مادرمان از دنیا رفت رحلت تو تجدید شد، بعد به مسجد رفته و امیرالمومنین علی۷را خبردار کردند، حضرت۷با شنیدن خبر فوت حضرت فاطمه۳از هوش رفت و با پاشیدن آب بر او به هوش آمد و چنین گفت: ای دختر حضرت محمّد۶به چه کسی تسلّی یابیم ، من همیشه به وسیله تو دلداری داده می‌شدم، بعد از تو چه کسی موجب دلداری و تسلیت من خواهد شد .
مراسم وداع با مادر۳ و خاکسپاري
امام صادق۷فرمودند:
امیرالمؤمنین علی۷فاطمه زهرا۳را غسل داد؛ زیرا او صدیقه و معصومه بود نباید جز معصوم، دیگری او را غسل دهد چنانچه حضرت مریم را جز عیسی۷کسی غسل نداد.
امام۷چون کافور بر بدن مطهرش ریخت این دعا را خواند:

اللهم انها امتك و بنت رسولك و خيرتك من خلقك اللهم لقنها حجتها و اعظم برهانها و اعل درجتها و اجمع بينها و بين محمد ۶٫
پروردگار این است کنیز تو و دختر پیغمبر تو و بهترین خلق تو بارالها حجّتش را تلقینش کن و برهانش را بزرگ دار و درجه‌اش را بالا ببر و جمع کن بین او و بین محمّد۶ و او را با حبیبت در یک درجه بدار.

آنگاه از حنوط باقیمانده رسول‌الله۶او را حنوط کرد و در هفت پارچه کفن پوشانید و عبا را بر روی آنها انداخت، سپس فرزندانش را صدا کرد تا بیابند و بار دیگر از مادر توشه برگیرند.
مولی الموحّدین علی۷صدا زد:

یا ام كلثوم یا زینب یا فضه یا حسن یا حسین هلموا و تزودوا من امكم الزهرا فهذا الفراق و اللقاء فى الجنة .
بیائید از مادرتان زهرا توشه بردارید که این دیدار آخر است و ملاقات بعدی در بهشت است.
امام حسن و امام حسین۸آمدند کنار جسد مطهرِ مادر می‌نالیدند، فرزندان آن بانوی بزرگوار
هر کدام اندوه دل را به اشک دیده فرونشانده و می‌گفتند: مادر وقتی خدمت جد ما رسول‌الله۶
رسیدی. سلام ما را به او ابلاغ نما و بگو که ما بعد از تو یتیم شدیم، امیرالمؤمنین۷می‌فرماید:
ناگهان دیدم که مادرشان آغوش باز کرد و آن دو عزیز را به سینه‌اش چسبانید که هماندم شنیدم هاتفی از آسمان ندا می‌کند .

یا اباالحسن ارفعهما عنها فلقد ابکیا و الله ملائکة السماء .
یا علی حسن و حسین را از روی نعش مادر بلند کن به خدا سوگند اینها فرشتگان آسمان را به گریه درآوردند.
مراسم تدفین شبانه حضرت زهرا۳
مولا علی۷پیکر مطهر بانوی مظلومه‌اش را طبق وصیتش زیر پیراهن غسل داد با آن که خود به اهل خانه‌اش فرموده بود برای عمل کردن به سفارش بانویش آهسته سخن بگویند و گریه بلند نکنند، مبادا همسایه‌ها مطلع شوند. اسماء بر پیکر مطهر آن بانوی رنجدیده آب می‌ریخت و مولای متقیان۷می‌شست، ناگهان دیدند که مولا۷تکیه به دیوار داده و به شدّت گریه می‌کند معلوم شد دست حضرت۷به بازوی ورم کرده حضرت زهرا۳رسیده است .

     هر قهرمان مدال خودش را نشان دهد         زهرا مدال خود به علی هم نشان نداد

آری پیکر مطهر حضرت زهرا۳را غسل داد و کفن کرد و تنها خودش و دو فرزندش گرامی اش حسن و حسین۸و عمار و مقداد و عقیل و زبیر و ابوذر غفاری و سلمان فارسی، بریده و عباس بن عبدالمطلب و ابن مسعود و تنی چند از بنی‌هاشم بر پیکر مطهر آن بانو نماز خواندند!؟
حضرت علی۷سپس آن پیکر نورانی را به خاک سپرد و در کنار قبر آن بانوی پهلو شکسته نشست و خطاب به قبر آن بانو فرمود :

یا ارض استودعتک ودیعتی ، هذه بنت رسول الله۶فنودی منها یا علی انا ارفق بها منک فارجع ولا تهتم.۲۰
ای زمین امانتم رابه تو می‌سپارم این دختر رسول خداست، ناگاه شنید کسی می‌گوید یا علی من از تو نسبت به بانویت مهربان‌ترم به سوی منزل بازگرد و غصه مخور.

حضرت امیرالمؤمنین۷در حین خاکسپاری حضرت زهرا۳کلماتی دارد که سزاوار است در اینجا آورده شود .

گفتار امیرالمؤمنین۷در خاکسپاري حضرت زهرا ۳

حضرت امیر۷آنگاه که بدن مطهّر حضرت زهرا۳را در دست های رسول اکرم۶قرار دادند خطاب به آن حضرت چنین گفتند:

السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّی وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِی جِوَارِكَ وَ السَّرِیعَةِ اللَّحَاقِ بِكَ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِكَ صَبْرِی وَ رَقَّ عَنْهَا تَجَلُّدِی إِلَّا أَنَّ فِی التَّأَسِّی لِی بِعَظِیمِ فُرْقَتِكَ وَ فَادِحِ مُصِیبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِی مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ وَ فَاضَتْ بَیْنَ نَحْرِی وَ صَدْرِی نَفْسُكَ فَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏ فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَةُ أَمَّا حُزْنِی فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَیْلِی فَمُسَهَّدٌ إِلَى أَنْ یَخْتَارَ اللَّهُ لِی دَارَكَ الَّتِی أَنْتَ بِهَا مُقِیمٌ وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ هَذَا وَ لَمْ یَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ یَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ وَ السَّلَامُ عَلَیْكُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِین‏.۲۱
درود بر تو ای فرستاده خدا از طرف من و دخترت که در جوارت آرمیده و زودتر از دیگران به تو رسیده. ای فرستاده خدا، مرگ دختر گرامیت عنان شکیبایی از کفم گسلانده و توان خویشتن‌داریَم نمانده، امّا برای من که سختی جدایی تو را دیده و سنگینی مصیبتت را کشیده‌ام جای تعزیت است. تو را تکیه‌گاه ساختم در آنجا که شکاف قبر تو بود و جان گرامیت میان سینه و گردنم از تن مفارقت نمود. (همه ما از آن خداییم و به سوی خدا باز می‌گردیم)۲۲ امانت بازگردید و رهن گرفته شد، کار همیشگی‌ام اندوه است و شبهایم شب زنده‌داری تا آنکه خدا خانه‌ای را که تو در آن به سر می‌بری برایم گزیند (و این غم که در دل دارم فرو نشیند) و به زودی دخترت تو را خبر دهد که چگونه امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند، از او بپرس چنانکه شایسته است و خبر گیر از آنچه پیش آمده است که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته. درود بر شما درود کسی که خداحافظی کند (وداع نماید) نه که رنجیده است و راه دوری جوید. اگر بازگردم نه از خسته جانی است و اگر بمانم نه از بدگمانی است بلکه امیدوارم بدانچه خدا صابران را وعده داده است.
و در روایتی دیگر در دنبال کلماتش خطاب به رسول خدا۶این گونه (درد دل را با آن سرور کائنات) ابراز می‌کند.۲۳
ای رسول خدا۶ …
فبعین اللَّه تدفن ابنتک سرا و یهضم حقها قهرا و یمنع ارثها جهرا …
دخترت در پیش نظر خدا به خاک سپرده شد بدون آنکه کسی از دشمنان از دفنش آگاه شود حق دخترت را به ظلم گرفتند و ارثش را از وی منع کردند … .
تا آنجا که فرمود:

        نفسی علی زفراتها محبوسة              یالیتها خـرجـت مـع الـزفـرات
        لا خـیـر بعـدک فی الحیوة              و انما ابکی مخافة ان تطول حیاتی
در هجران فاطمه۳نفسم در سینه‌ام محبوس است ای کاش جان من با نفسم بیرون می‌آمد.
ای فاطمه۷بعد از تو خیری در زندگانی نیست، فقط گریه‌ام برای این است که می‌ترسم عمرم پس از تو طولانی شود.

تولّی و تبرّی دو بال پرواز

خروج از نور به سوی ظلمت و از ظلمت به سوی نور

ﱫ ﭑ  ﭒ  ﭓ   ﭔ  ﭕ  ﭖ  ﭗ  ﭘ  ﭙﭚ   ﭛ  ﭜ    ﭝ  ﭞ ﭟﭠ  ﭡ ﭢ ﭣﭤ  ﭥ ﭦ ﭧﭨ ﭩ ﭪ   ﭫﱪ
خداوند، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‏اند، آنها را از ظلمتها، به سوى نور  
بيرون مى‏برد. (امّا) كسانى كه كافر شدند، اولياى آنها طاغوتها هستند، كه آنها را از نور، به سوى ظلمتها بيرون مى‏برند. آنها اهل آتش‏اند و هميشه در آن خواهند ماند.۲۴

الف) عبدالله بن ابی یعفور گوید به امام صادق۷عرض کردم: من با مردمانی همنشینی دارم که جای شگفتی و تعجّب است که با وجود آن که موالی و پیرو شما نیستند و پیرو فلانی و فلانی هستند امّا مردمانی امانتدار و صادق و باوفا هستند و بالعکس (بعضا) اقوامی که پیرو شما هستند دارای امانتداری و صداقت و وفا نیستند.
ابن ابی یعفور گوید: امام صادق۷مستقیم نشستند و همانند فرد غضبناک به من روی نموده و فرمودند: کسی که معتقد باشد به ولایت امام جائر و ظالمی که از سوی خدا نیست، دین ندارد و بر کسی که به امامت عادلی که از سوی خداست ایمان آورده ملامتی نیست. ابن ابی یعفور گوید: (با تعجّب) عرض کردم آنها (مخالفان) دارای دین نیستند و بر اینها (شیعیان) و موالیان هیچ ملامت و شدتی نیست؟ حضرت۷فرمودند: بله آنها دینی ندارند و بر اینها (شیعیان) ملامتی نیست.
سپس فرمودند: آیا سخن خداوند را نشنیده ای: “خداوند یار کسانی است که ایمان آوردند و آنها را از تاریکی ها به سوی روشنایی سوق دهد” در حقیقت آنها را از تاریکی گناهان بیرون آورده و به سوی نورِ توبه و آمرزش هدایت می کند و این بخاطر ولایت شما نسبت به هر یک از امام عادلی است که از سوی خداوند برگزیده شده اند و خداوند فرموده است: “ امّا کسانی که کافر شدند اولیاء آنها طاغوت می باشد که آنها را از نور به سوی ظلمتها می برند.”
ابن ابی یعفور می گوید: گفتم: مگر این نیست که خداوند از این آیه کفار را اراده کرده است آنجا که فرموده است: والذین کفروا..؟ گوید امام۷فرمودند: چه نوری برای کافر است؟ هنگامی که کفر ورزیده تا اینکه از نور بیرون برده شود به سوی تاریکی ها و همانا خدای متعال در این آیه کسانی را اراده فرموده که در نور اسلام بوده اند، پس وقتی که پیرو و موالی هر امام جائر و ظالمی شدند که از سوی خدا نبود، به واسطه این ولایت (نسبت به ائمّه جور) از نور اسلام به سوی تاریکی های کفر خارج شدند و خدای تبارک و تعالی برای آنها آتش جهنم را همراه با کفار واجب گردانید و سپس این آیه را تلاوت فرمودند: ﱫ ﭥ ﭦ ﭧﭨ ﭩ ﭪ   ﭫﱪ‏ یعنی آنها اهل آتش‏اند و هميشه در آن خواهند ماند.۲۵
ب) این نکته از آیه مبارکه :

 ﱪ۲۶
يا همچون ظلماتى است در يك درياى پهناور، كه موج آن را پوشانيده، و بر فراز آن موج ديگرى است، و بر فراز آن ابرى تاريك ، ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگر.
استفاده می شود که در مقدمه تفسیر برهان از صالح بن سهل همدانی روایت شده است که امام صادق۷در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: ظلمات، فلانی و فلانی است. و ﱫ ﮐ  ﮑ  ﮒ  ﮓ  ﮔ ﱪيك درياى پهناور، كه موج آن را پوشانيده” یعنی سومی و ﱫ ﮕ  ﮖ  ﮗ ﱪ     بر فراز آن موج ديگرى است” یعنی طلحه و زبیر و ﱫﮜ  ﮝ  ﮞ  ﮟﱪ ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگر.” یعنی معاویه و یزید و فتنه های بنی امیه.
ج) در تفسیر آیه «  آنها را از ظلمت ها، به سوى نور بيرون مى‏برد» در تفسیر عیاشی از امام صادق۷روایت شده که فرمودند: نور، آل محمّد۶است  و ظلمات، دشمنان آنان می باشند.
د) در کتاب المناقب از ابن عباس در تفسیر آیه ﱫ ﭑ  ﭒ  ﭓ  ﭔ  ﭕ  ﭖ  ﭗ  ﭘ  ﭙﱪ – نابينا و بينا هرگز مساوى نيستند و نه ظلمت ها و روشنايى! ۲۷ نقل کرده اند که ظلمات، اولی است و نور، امیرالمومنین۷است.
ه) در مقدمه تفسیر برهان ص۳۱۵ از تفسیر قمی درباره آیه ﱫ   ﯗ  ﯘ   ﯙ  ﯚ  ﯛﱪ، « و براى شما نورى قرار دهد كه با آن راه برويد.»۲۸ و آیه  « و كسى كه خدا نورى براى او قرار نداده، نورى براى او نيست!»۲۹
از امام صادق۷چنین نقل شده :
پس نیست برای او امامی در روز قیامت که حرکت کند و از نور آن امام روشنی گیرد.
و) و درباره آیه
ﱫﭕ  ﭖ  ﭗ  ﭘ  ﭙﱪ‏۳۰
نورشان پيش رو و در سمت راستشان به سرعت حركت مى‏كند.
امام۷فرمودند:
در روز قیامت نور، ائمّه معصومین:هستند که نور ایشان پیش روی و سمت راست ایشان بتابد تا اینکه آنها را داخل بهشت کنند.
ز) و در تفسیر عیاشی درباره آیه

ﱫ ﯧ  ﯨ  ﯩ  ﯪﱪ۳۱
و نور واضحى بسوى شما فرستاديم.

امام صادق۷فرمودند:
نور مبین، نورِ امیرالمؤمنین علی۷است.

چهار خصوصیت تبرّی
 ۳۲
 
قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده است و آنان را به بهشتهايى كه از زير [درختان] آن جويهايى روان است در مى‏آورد هميشه در آنجا ماندگارند خدا از ايشان خشنود و آنها از او خشنودند اينانند حزب خدا آرى حزب خداست كه رستگارانند.

در کتاب شریف بحار الانوار آمده است که پیامبر اکرم۶به مولا علی۷اشاره کردند و فرمودند:
او ولیّ خداست پس او را دوست بدار و دشمن او دشمن خداست پس او را دشمن بدار. دوستدار و محب مولا علی۷را دوست بدار اگرچه که او قاتل پدرت یا فرزندت باشد. و دشمن او را دشمن بدار اگر چه پدرت یا فرزندت باشد.۳۳
همچنین آیه فوق می تواند حاوی نکات زیر باشد :

الف) مؤمنی که دارای تبرّی است خداوند متعال در هنگامه فتنه و لغزش روزگار و در سکرات موت و جان دادن، ایمان را در قلب او ثابت و مستحکم ساخته و با دین و عقیده صحیح او را به سوی خود منتقل می سازد. ﱫ ﭧ  ﭨ  ﭩ  ﭪ   ﭫ  ﱪ و این بر خلاف مومنی است که فقط در جنبه تولّی و محبّت اهل بیت:اعتقاد داشته و در تبری و بغض ضعیف الاعتقاد و فاقد ظهور عملی می باشد و برای پرواز به سوی قله های معرفت و کمال از یک بال بهره می گیرد . فلذا با اولین وزش تندبادِ فتنه روزگار لغزیده و در معرض سقوط ورطه های ضلالت و گمراهی قرار می گیرد. چرا که به تعبیر قرآن کریم ایمان در قلوب مؤمنین بر دو قسم است، ایمان مستقر و ایمان ثابت و یا به تعبیر دیگر ایمان ودیعه ای و عاریه ای ﱫﮍ  ﮎﱪ۳۴ و ایمان زمانی در قلب مؤمن استقرار و ثبات پیدا می کند که هر دو بال تبری و تولی برای عروج و پرواز انسان مؤمن مهیا گردد .
ب) مؤمنی که دارای تبری است مورد تایید خداوند سبحان به واسطه روح می باشد.ﱫﭬ  ﭭ  ﭮﱪ    همان گونه که امام صادق۷خطاب به هشام بن حکم فرمودند:

تا مادامی که تو با زبان خود ما را یاری دهی مورد تأیید به واسطه روح القدس خواهی بود.
و هشام بن حکم از کسانی بود که در برائت و تبری از دشمنان اهل بیت:و تبلیغ و ترویج در این راه در خدمت امام صادق۷سرآمد بود .
ج) مؤمنی که دارای تبری است وارد در بهشت رضوان خداوند و او را از خدایش راضی و خدایش نیز از او راضی است. ﱫﭰ  ﭱ  ﭲ   ﭳ  ﭴ  ﭵ  ﭶ  ﭷﭸ  ﭹ  ﭺ  ﭻ  ﭼ   ﭽُﱪ
د) فقط آن دسته از مؤمنین در زمره حزب الله قرار دارند که در کنار تولی و محبّت جنبه تبری و بغض در آنان نیز تقویت شده باشد. ﱫﭑ  ﭒ  ﭓ…ﭿ  ﮀ  ﮁﮂ  ﮃ   ﮄ      ﮅ  ﮆ  ﮇ  ﮈﱪ
                          

۱- حلیة الاولیاء، ج۲، ص۴؛ کنز العمال، ج۸ ، ص۳۱۵؛ کشف الاسرار، ص۲۳۵ .    
۲- شرح ابن ابی الحدید، ج۶، ص۴۶؛ تاریخ مدینه، ج۱، ص۱۹۷٫
۳- کشف الغمة، ج۲، ص۳۷؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۱۴٫
۴- شرح ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۳۷، ج۲، ص۱۹٫    
۵- بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۰۳، شرح ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۲۱۸؛ الامامة و السیاسة، ج۱، ص۱۳٫
۶- بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۰۳٫
۷- بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۷۳، ح۱۴٫
۸- عوالم، ج۱۱، ص۶۰۰؛ شرح ابن ابی الحدید، ج۶، ص۱۳ – ۱۲و ج۲، ص۴۷٫    
۹- الامامة و السیاسة، ج۱، ص۱۲ و ۱۳؛ تاریخ طبری، ج۳، ص۲۱۰٫    
۱۰- شرح نهج البلاغه، ج۶، ص۵۰ .
۱۱- بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۲۵٫
۱۲- بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۲۰، ح۲ و ۳٫
۱۳- ثواب الاعمال به نقل جلاء العیون شبر، ج۱، ص۲۲۷٫
۱۴- بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۲۴، ح۱۱٫    
۱۵- فاطمه الزهرا۳سیدة نساء العالمین، ص۴۳۵٫
۱۶-  احتجاج طبرسى، ج ۱، ص ۴۱۴؛ بحارالانوار، ج ۴۳، ‏ص ۱۹۷، ح ۲۸؛ سفينة، ج ۲، ص۳۳۹٫
۱۷- عوالم، ج۱۱، ص۵۰۴ ؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۷۰، ح۱۱٫    
۱۸- وفات فاطمه الزهراء۳، ص۷۷٫
۱۹- وفات فاطمه الزهراء۳، ص۷۸ .
۲۰- نهج البلاغه، دکتر شهیدی، ص ۲۳۷ و ۲۳۸٫
۲۱- نهج البلاغه،صبحی صالح، خطبه ۲۰۲ .
۲۲- بقره،۱۵۶٫
۲۳- عوالم، ج۱۱، ص۵۳۰ ؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۳ .
۲۴- بقره،۲۵۷٫
۲۵- اصول کافی، ج۱، ص۳۷۵، ح۳؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۳۲۲، ح۳۹٫
۲۶- نور،۴۰٫
۲۷- فاطر،۱۹-۲۰٫
۲۸- حدید، ۲۸٫
۲۹- نور،۴۰٫
۳۰- حدید،۱۲٫
۳۱- نساء، ۱۷۴٫
۳۲- مجادله، ۲۲
۳۳- بحار الانوار، ج۶۵، ص۸۰٫    
۳۴- انعام، ۹۸٫
    

– بعلاوه قرآن کریم و نهج البلاغه ؛
– اربلى، على بن عيسى‏، كشف الغمة في معرفة الأئمة:( ط- القديمة)، رسولى محلاتى، هاشم‏، دو جلدی، انتشارات بنى هاشمى‏، تبريز ۱۳۸۱ق‏.
– ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ، تحقيق : محمد ابوالفضل ابراهيم، مصر، دار الاحياء الكتب العربية، ۱۳۸۷ق.
– بحرانى اصفهانى، عبدالله بن نورالله‏ ، عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال ،
مصحح موحد ابطحى اصفهانى، محمّد باقر، ۱۰ جلدی، مؤسسة الإمام المهدى۷‏، ايران؛ قم‏، ۱۴۱۳ق.
– دینوری، ابن قتیبه، الامامة و السیاسة ، منشورات الرضی، چاپ جدید، ۱۳۸۸ق .
– مجلسى، محمّد باقر، بحار الأنوار( ط- بيروت)، ۱۱۱جلدی، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏ ۱۴۰۳ق‏.
– مجلسى، محمّد باقر- روحانى على آبادى، محمّد، زندگانى حضرت زهرا۳ ،۱جلدی ، انتشارات مهام،‏ تهران‏، ۱۳۷۹ش.‏

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *