کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

افلاطون

افلاطون

حال چنانكه سزاوار است نوبت به ديگر چهره تاريخ فلسفه یونان يعني افلاطون (۴۲۷ـ۳۴۷ ق . م) مي‌رسد و همو بودكه آكادمي را در آتن بنيادكرد كه آن را مي‌توان نخستين دانشگاه اروپايي ناميد و درآنجا نه تنها فلسفه محض بلكه رشته‌هاي متعددي از علوم تدريس مي‌شد [۱] و افلاطون ، فلسفه را بزرگترين هدية خدايان و از آموزه‌هاي زئومن مي‌دانست [۲] نظريه صُوَر يا مُثُل افلاطون قرنها مورد بحث مجامع علمي بود وآثار او مشعل فروزان حكمت به شمار مي‌آيد و تاثير شخصي او در شاگرد بزرگش ارسطو ، خود موجب تاثيرات بسيار وسيعي شده است و چنانكه مي‌دانيم ارسطو بيست سال از ۳۶۷ ق . م عضو آكادمي بود . [۳]

نمنيوس (متولد۱۶۰ ميلادي) نيز ، افلاطون را به منزله موسايي مي‌دانست كه به لهجه قديم يوناني سخن مي‌گويد[۴] و اِمرسون مي‌گويد كه افلاطون مساوي است با فلسفه و فلسفه مساوي است با افلاطون ؛ [۵] افلاطون چهره درخشان و بزرگ تاريخ است ؛ آن‌قدر بزرگ كه دربارة منزلت او گفته‌اند : « فلسطينِ عيسي و يونانِ افلاطون » .

عبدالكريم جيلي در كتاب « الانسان‌الكامل » با وجود آنكه گروهي ، افلاطون را كافر پنداشته‌اند يك جا ، وي را عالم غيبي ، مستغرق در نور و بهجت مي‌يابد و جاي ديگر درباره‌اش نقل مي‌كندكه او ، آب حيات خورده و دركوه دماوند همچنان زنده است . [۶] سخنان افلاطون كه در كتابهاي گوناگون از او نقل شده از لحاظ ادبي هم قابل توجه است و بدين گونه در قلمرو ادب هم ، تاثير افلاطون از تاثيري كه در قلمرو فلسفه و اخلاق و علم سياست داردكمتر نيست . [۷] در عين حال ، همين افلاطون به سقراط به چشم اعجاب مي‌نگريست و او را در جايگاهي فوق انساني مي‌ديد و اَبَرمردش مي‌خواند و عميقاً تحت تاثيرِ او بود و همواره مي‌گفت : « من خدايان را سپاسگزارم از اينكه يوناني هستم نه بربر ، آزاد هستم نه بنده ، مرد هستم نه زن و مخصوصاً از اينكه در عهد سقراط به دنيا آمده‌ام » . [۸]

اگوستين قديس افلاطون را بيش از همه ، با نشر ذكر جميل او درميان مسيحيان بلندآوازه كرده است . [۹]

فيلسوف بزرگِ يوناني‌مآب ـ فلوطين ـ بارها و به صراحت ، خود را پيروِ اصيلِ افلاطون مي‌خواند و مي‌گفت كه فلسفه او ، شرح انديشة راستين افلاطون است و به مطالعة دقيق و انتقادي كار ارسطو و افلاطونيان و فيثاغورسيان ، وام بسيار دارد . [۱۰]

 

—————————————————————

[۱] ـ ب ۱۰۷/۱۵۸ .

[۲] ـ نگا تيمائوس/ش۴۷ و مينوس/ش۳۱۹ .

[۳] ـ ۲۰۵/۸۵ .

[۴] ـ ۵۸/۸۲ .

[۵] ـ ۸/۲۷ .

[۶] ـ ج۲/۴۷/۹۶ و ۱۰۲/۲۱۷ .

[۷] ـ ۱۰۲/۲۲۸ .

[۸] ـ نگا ۱۹۵/۲۵۵ و ۸/۲۳ .

[۹] ـ ۱۱/۳۲۲ .

[۱۰] ـ نگا ۲۰۰/۲۴ و ۲۰۵/۱۶۸ .

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.