کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

آیا خانه های مدینه درب داشته است – علامه جعفر مرتضی عسگری

 

کسانی که مطالعه صحیح و کاملی در تاریخ نداشته‌اند ، مدعی شده‌اند که منازل مدینه و مکه در زمان صدر اسلام، نظیر درهای امروزی سردرب چوبی نداشته و مردم برای حفظ خانه ­های خود از دید اغیار، تنها از پرده استفاده می­کردند. آنان پس از طرح اين ادعا، نتيجه گرفته‌اند كه: ماجراي سوزاندن درب خانه حضرت زهرا عليهالسلام و قرار دادن ايشان بين در و ديوار افسانه­ای بیش نیست!!

این شبهه به «دکتر سهیل زکار» نسبت داده شده است؛ اگر چه مدرک مستندی که این استناد را اثبات کند در دست نیست. به هر حال از آنجا که این کلام از سوی برخي دیگر نیز تکرار شده، پاسخ به آن ضروری است.

آنچه در ذیل مي‌آيد، خلاصه ­اي از مستندات «علامه سید جعفر مرتضی عاملی» در کتاب مأساة الزهرا، درباره درب داشتن خانه­ هاي مكه و مدينه است، كه توسط آقاي حسيني عارف تنظيم گرديده است.

مستنداتی درباره درب داشتن خانه های مدینه

  • «ابوفدیک» می­گوید: از «محمدبن هلال» درباره مختصات اتاق و حجره عایشه پرسیدم. در ضمن پاسخ گفت: درب آن به سوی شام بود. گفتم: آن درب یک مصراع([۱]) داشت یا دو مصراع؟ گفت: یک مصراع، پرسیدم : از چه جنسی بود؟ پاسخ داد: يا از چوب عرعر بود یا از درخت ساج.[i]
  • از «ابوموسی اشعری» نقل شده است که به همراه پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم به «بئر أدیس» وارد شدند. پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم داخل شد و ابوموسی بیرون باقی ماند. ابوموسی می‌گويد: کنار دربي نشستم که جنس آن از جریب نخل بود[ii].
  • «ابوذر» رحمة الله عليه از پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم نقل می­کند که فرمودند : اگر کسی از كنار خانه‌ای گذشت که درب آن بسته نبود و پرده نیز داشت و نگاهش به داخل خانه افتاد، گناهی بر او نیست ؛ بلکه مقصر، اهل آن خانه‌اند[iii].
  • در حدیث ازدواج حضرت علی عليه السلام و حضرت فاطمه عليها السلام آمده است: پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم به آن ‌دو دستور داد که به منزلشان وارد شوند، سپس برایشان دعا کرد، آنگاه برخاست، بيرون رفت و در را با دست مباركش به روي آنان بست (ثم قام فأغلق علیهما الباب بیده)[iv].
  • از پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم نقل شده است که فرمودند: هر کس متصدی امری از امور مردم گردد، سپس درش را به روی فقیر و مظلوم و صاحب حاجتی ببندد، خداوند تبارک و تعالی نیز درهای رحمتش را در زمان فقر و حاجت وی، به رویش خواهد بست[v].
  • «ابو حمید» از پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم نقل می‌کند که: او به ما امر كرد كه شب‌ها ظروف آب را در گوشه‌اي قرار دهيم و نيز دستور داد كه شب‌ هنگام درها را ببنديم[vi].
  • از «جابر» و «ابوهریره» نقل است که پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم فرمودند: درب منزلت را ببند و نام خدا را جاری کن، بدرستی که شیطان درب بسته را باز نمی‌کند[vii].
  • در حدیث اسلام آوردن مادر «ابوهریره» و دعا کردن رسول‌ الله صلی الله عليه وآله و سلم برای او ، از زبان ابوهریره نقل شده است: … پس دوان دوان به سوی او رفتم تا به او مژده دهم که رسول الله برایت دعا کرد. وقتی به خانه رسیدم درب منزل را بسته یافتم و صداي تكان خوردن آب در مشك و نيز صداي پاي مادرم را شنيدم… [viii].
  • در حدیثی از عایشه است که: رسول الله صلی الله عليه وآله و سلم در شبی از شب‌ها وي را خفته پنداشت، پس بآرامي كفش‌هايش را پوشيد و عبايش را برداشت، سپس در را باز كرد، بيرون رفت و در را پشت سرش بست (ظن أنها رقدت فانتعل رویدا و أخذ رداءه رویدا ثم فتح الباب رویدا ثم خرج و أجافه رویدا)[ix].

     در تمامی احادیث فوق، بستن درب با تعابیری مانند «اغلاق الباب»، «ردّ الباب» و «إجافة الباب» آمده است که همگی به معنی «بسته نمودن درب» است و برای پرده و نظایر آن به کار نمی‌رود .

  • در احادیث متعددی ـ از جمله ۲۱ حدیث که علامه جعفر مرتضی در کتاب مذکور آورده است ـ از تعابیر «دق الباب»، «طرق الباب»، «ضرب الباب» و «قرع الباب» استفاده شده است که همگی به معنای «در زدن» هستند و روشن است که اینگونه از تعابیر، برای پرده به کار نمی­رود. از جمله در حدیث رفتن پیامبر به منزل «ابو الهیثم بن التیهان» آمده است: پس درب خانه را زدیم. زنی گفت: چه کسی در می‌زند؟ عمر پاسخ داد: این رسول الله است… [x].
  • در احادیث متعدد دیگری ـ از جمله ۴۳ حدیثی که نویسنده‌ کتاب مأساة الزهرا آورده است ـ به تعابیری همچون «الاجابة من وراء الباب» یعنی «پاسخ از آن سوی در»، «خلف الباب» یعنی «پشت در»، «حرک الباب» یعنی «حرکت دادن در»، «وضع الید علی الباب فدفعه» یعنی «هل دادن در با دست و باز کردن آن»، «فتح الباب» یعنی «باز کردن درب»، «الباب المقفل» یعنی «درب قفل‌شده» و «کسر الباب» یعنی «شکستن در» بر می‌خوریم که هیچ یک از این تعابیر با پرده و مانند آن سازگاری ندارد.
  • همانگونه که در تواریخ شیعه و سنی آمده است، اهل یثرب (مدینة النبي) تا پیش از هجرت پیامبر اسلام صلی الله عليه وآله و سلم گرفتار جنگ داخلی دائمی بودند و اختلافات خونین در میان آنها بیداد می‌کرد؛ تا جایی که معروف بود که حتی شب‌ها نیز شمشیر و اسلحه را از خود دور نمی‌کردند[xi]. تا اینکه خداوند با بعثت پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم بر آنان منت نهاد و برادری و صلح را برایشان به ارمغان آورد. با توجه به این مسئله، عقلانی نیست مردمانی که دائماً خطر همسایه را احساس می‌کردند و در حال جنگ و جدال بودند و حتی در هنگام خواب، نزد خود شمشیر نگه می‌داشتند، برای خانه‌هایشان که مال و ناموس خود را در آن حفظ می‌کردند و شب‌ها در آن می‌آرمیدند، درب نگذارند و فقط به آویختن پرده اکتفا کنند.
  • احادیث دیگری نیز وجود دارد که نشان می­دهد منازل مدینه نه تنها درب داشتند بلکه آن‌ درب‌ها دارای قفل و کلید نیز بودند زیرا کلمه «مفتاح» به معنای کلید بارها در نقل­هایی تاریخی تکرار شده است؛ از جمله از «دکین بن سعید المزني» نقل است که گفت: نزد پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم رفتیم و از او درخواست طعام کردیم. پس فرمودند: «یا عمر! برو و به آنها غذا بده». فارتقی بنا الی علیه، فأخذ المفتاح من حجزته ، ففتح… [xii].

     همچنین در تاریخ آمده که:

     حین کلّم علی عليه السلام طلحه في امر عثمان، انصرف علي عليه السلام الی بیت المال، فأمر بفتحه، فلم یجدوا المفتاح، فکسر الباب، و فرق ما فیه علی الناس، فانصرفوا من عند طلحه حتی بقي وحده، فسر عثمان بذلک[xiii].

  • دسته‌ دیگری از روايات نيز وجود دارد كه به وضوح از وجود درب‌هايی با جنس چوب حکایت می­کنند؛ احادیثی که در آنها تعبیر «شق الباب» به معناي «شکاف بین درب‌هايي كه از چوب ساخته می‌شود» بکار رفته است. مسلم است که پرده، دارای شق و شکاف نیست، بلکه درهایی که از «تخته» یا «سعف نخل» ساخته می‌شدند، ممکن بود. خلل و شکافی بین آنها به وجود بیاید؛ به عنوان مثال از عایشه نقل شده است: هنگامی که خبر شهادت جعفر بن ابی‌طالب و عبدالله بن رواحه را آوردند؛ پیامبر بر زمین نشست و آثار حزن و اندوه در صورتش نمایان شد و من از شکاف در (شق الباب) او را می‌نگریستم… [xiv].

     نیز امام صادق عليه السلام از امیرالمؤمنین علی عليه السلام نقل فرموده است که: … روزی رسول الله صلی الله عليه وآله و سلم در حجره یکی از زنانش نشسته بود و مدراتي (نوعي شانه از جنس چوب يا فلز) در دست داشت، در این هنگام مردی از شکاف در (شق الباب) به داخل نگریست. پیامبر فرمودند: « اگر نزدیک تو بودم با این مدراة ، چشمت را در می‌آوردم»[xv].

مستنداتی درباره درب داشتن خانه‌های مکه

     گرچه شاید با ده‌ها سندی که ذکر شد، نیازی به نقل مستندات زیر نباشد، اما قطعاً خالی از فایده نیز نخواهد بود:

  • قریش، تصمیم به قتل پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم گرفتند، جناب ابوطالب به فرزندش علی عليه السلام فرمود: پسرم ! نزد عمویت «ابولهب» برو و درب خانه‌اش را بزن. اگر در را باز کرد داخل شو و اگر باز نکرد، درب را بشکن و داخل شو و به او بگو: «پدرم برایت پیغام داد: مردی که عمویش زنده است ذلیل نمی‌شود». پس علی عليه السلام رفت و درب خانه ابولهب را بسته دید. فرمود در را باز کنید، ولی تقاضایش را اجابت نکردند، پس به در هجوم برد و آن را شکست و داخل شد… [xvi].
  • از «ام هانی» دختر ابوطالب نقل است که: لما کان یوم فتح مکه أجرت رجلین من أحمائی، فأدخلتهما بیتا و اغلقت علیهما بابا[xvii].
  • این حدیث پیامبر صلی الله عليه وآله و سلم نيز بسيار معروف است كه پس از ورود سپاهیان اسلام به مکه در جریان فتح این شهر فرمودند: من دخل دار ابي‌سفیان فهو آمن، و من اغلق [علیه] بابه فهو آمن، یعنی هر کس به خانه ابوسفیان داخل شود امان دارد و هر کس داخل خانه‌اش شود و درب را به روي خود ببندد نیز در امان است[xviii].

 

* * *

     لازم به ذکر است که مکه به دلیل آنکه حرم امن الهی است، شرایط امنیتی بسیار بهتری نسبت به مدینه داشت و خوف جنگ داخلی و خونریزی در آن نمی‌رفت. با اینهمه، مطابق احادیث متعددی که «علامه سيد جعفر مرتضی» در کتاب مأساة الزهراء نقل کرده است ـ و ما تنها به ذکر سه مورد از آنها بسنده کردیم ـ علاوه بر خانه‌های مدینه، منازل مکه نیز دارای درب بودند.

 

 

[۱]– مصراع همان است كه در فارسي از آن با عنوان “لنگه” يا “لت” ياد مي‌شود.

پی نوشت­ها:

[i]- وفاء الوفاء، ج۲، ص ۴۵۹ ، ۴۵۶ ، ۵۴۲٫

[ii]– صحیح مسلم، ج۷، ص ۱۱۸٫ صحیح بخاری، ج۲، ص ۱۸۷٫

[iii]– مسند احمد، ج۵، ص ۱۵۳٫

[iv]– بحار الانوار، ج۴، ص ۱۲۲ ، ۱۴۲٫ مناقب خوارزمی، ص ۲۴۳٫

[v]– مسند احمد، ج۳، ص ۴۴۱٫

[vi]– صحیح مسلم، ج۳، ص ۱۵۹۳٫

[vii]– سنن ابی داود، ج۲، ص ۳۳۹، مسند احمد، ج۳، ص۳۸۶، سنن ابی ماجه، ج۲، ص ۱۱۲۹٫

[viii]– مسند احمد، ج۲، ص ۲۳۰٫

[ix]– تاريخ المدينة لابن شبة، ج۱، ص ۸۸ -۸۹، في هامشه عن عمدة الاخبار، ص ۱۲۳ ، ۱۲۴، راجع وفاء الوفاء، ج۳، ص ۸۸۳، عن مسلم و النسائي.

[x]– کنزالعمال، ج۷، ص ۱۹۴٫

[xi]– اعلام الوری، ص ۵۵، بحارالانوار، ج۱۹، ص ۸ – ۱۰٫

[xii]– سنن ابی داود، ج۴، ص ۳۶۱، مسند احمد، ج۴، ص ۱۷۴٫

[xiii]– تاریخ طبری، ج۴، ص ۴۳۱٫

[xiv]– کنزالعمال، ج۱۵، ص ۷۳۲٫

[xv]– قرب الاسناد، ص ۱۸٫ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص ۷۴٫

[xvi]– کافی، ج۸، ص ۲۷۶ – ۲۷۷٫

[xvii]– مسند احمد، ج۶، ص ۳۴۳٫

[xviii]– سنن ابی داود، ج۲، ص ۱۶۲٫ مسند احمد، ج۲، ص ۲۹۲٫ وسائل الشیعه، ج۱۵، ص ۲۷٫ تهذيب الاحکام، ج۴، ص ۱۱۶٫ صحیح مسلم (انتشارات داراحیاء التراث العربی)، ج۳، ص ۱۴۰۸٫ کافی، ج۵، ص ۱۲٫ بحارالانوار، ج۷۵، ص ۱۶۹٫

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *