کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

سلسله مباحث پیرامون اهل کتاب- استاد مردانی

مختصري از زندگي حضرت موسي عليه السلام        

حضرت موسي عليه السلام[۱] در سال ۱۸۳۷ ق.م متولد شد. آن زمان مصادف بود با حکومت رامسس دوم يا همان وليد بن مصعب و نیز تا حدودي با حكومت ضحاك، پادشاه ظالم و جبّار ايران. پدر ايشان عمران نام دارد كه در تورات به نام عمرام آمده است. مادرش يوكابد، و همسرش صفورا و فرزندانش برسيون ( فرصوم ) و اليعذر ( العاذار ) نام داشتند.

حضرت موسي عليه السلام پس از تولد به تقدير الهي به كاخ فرعون راه پيدا كرد و مدّت ۳۳ سال در قصر فرعون در كمال آسايش زندگي نمود. اما پس از كشته شدن آن مرد قبطي، كه گويا خبّاز فرعون بوده است، از قصر فرعون متواري شده و به سوي مَديَن مي­رود.

حضرت موسي عليه السلام در مدين با دختر حضرت شعيب عليه السلام به نام صفورا ازدواج ­كرده، به چوپاني براي آن حضرت مشغول مي­گردد.

سرانجام پس از ۱۰ سال و در سن ۴۳ سالگی، از حضرت شعيب عليه السلام اجازه سفر خواست و به وادي اَيمن رفت. در آنجا از جانب خداوند به پيامبري مبعوث گشته و مأموریت یافت به سرزمين مصر برود و فرعون جديد يعني منفتاح[۲] و فرعونيان را به خدا دعوت نموده، بني اسراييل را از بند حكومت او رهایی بخشد. آن حضرت به همراه حضرت هارون عليه السلام در چهارمين روز ورود به مصر، وارد قصر سلطنتي فرعون شد.

بسياري از قِبطي­ها با ديدن معجزات حضرت موسي عليه السلام به او ايمان آوردند. مدت عمر آن حضرت، به نقل بعضي از تواريخ ۱۲۶ و به نقل تورات ۱۲۰ سال بوده­است.

همچنین يوشع بن نون از جانب حضرت موسی علیه السلام به جانشينی آن حضرت منصوب گردید.

آن بزرگوار در مدت ۸۳ سال دوران رسالتش، بني­اسراييل را یاری كرد، ريشه­ي ظلم و كفر ستمكاران دوران خود را خشكانيد و مردم را به راه راست دعوت نمود. حضرت موسي عليه السلام گنجينه­ي ارزشمند تورات[۳] را به يادگار گذاشت. بر حضرتش الواح مقدس، آن هم بعد از چهل روز رياضت و عبادت در حوريب و طور سينا از عالم غيب نازل شد.

حضرت موسي عليه السلام لاويان و ديگر مشايخ بني­اسراييل را گرد آورد، تورات را به آنها اهدا نمود و سفارش کرد كه: اين كتاب را كنار تابوت عهدِ خداوند بگذارند. حضرت هر هفت سال تمامی بني­اسراييل، حتي زنان و كودكان و غريبان شهر را دعوت مي­كرد، و تورات را بر آنها مي­خواند تا بفهمند، از خدا بترسند و به آن عمل نمایند.

حضرت موسي عليه السلام به مشايخ بني­اسراييل اطمينان نداشت و مي­دانست كه افراد پيمان شكني هستند؛ لذا از باب احتياط، دستور فوق را صادر كرد، و حتي به آنها هشدار داد كه من از تمرّد و سركشي شما را آگاهم و آن­گاه كه من از دنيا بروم، فاسد تر خواهيد شد.[۴] با این وجود، بني­اسراييل از دستورات او تمرّد نموده، رو به بت پرستي و زنا آوردند و حتي برخي از آنها، فرزندان خود را براي بت­ها قرباني مي­كردند.

 

سرگذشت تورات:

تورات حقيقي، در حوادث و جنگ­هاي مهمّي كه بعد از حضرت موسي عليه السلام رخ داد، از بين رفت.[۵] چنانچه در تورات آمده است، سلاطين فارس بر بابل، غالب آمده و به دستور كوروش، بني­اسراييل را به بيت المقدس بازگرداندند، و پس از آن داريوش، دستور ساختن بيت­المقدس یا مسجدالاقصی را صادر نمود. بنای آن چند سال به­طول انجامید.

يهوديان تا قبل از اینکه خشايار شاه به حكومت برسد، از داشتن یک کتاب آسمانی محروم بودند. وی براي جلوگيري از اختلافـات به «عذرا» دستـور داد که تورات را بـر بني­اسراييل خوانده و برای آنها تدريس نمايد و او آنچه را كه در حافظه داشت، گفت و آنها نوشتند. بدین ترتیب توراتي كه در طول ۷۰ سال از بين رفته بود، تا اندازه­اي باز نويسي شد، اما اين نوشته­ها نیز، در جنگ­ها و رخدادهاي بعدي از بين رفت، بيت المقدس به آتش كشيده شد و تمام كتب ديني نيز سوزانده شد. با این وجود، مطالب تورات كم و بيش بر زبان­ها باقي ماند، اما به دلیل آمیخته شدن با خيالات و افكار واهي اشخاص، به صورت تورات فعلي در آمد.

مستر هاكس آمريكايي در مورد اين جنگ­ها مي­گويد:[۶] «بخت النصر سه بار، بلكه چهار بار، بر اورشليم هجوم آورد و خانه خدا و قصر سلطنتي را، تصرّف كرد.» و نويسنده­ي كتاب «اظهار الحق» در اين كتاب مي­نويسد[۷]: كتاب­هاي مقدس به كلي از ميان رفت و «عذرا» دو باره آنها را به وسيله­ي الهام، به دست آورد.»

 

خدا شناسي در تورات :

با اندکی مطالعه در تورات کنونی، در مي­يابيم اين تورات، خدايي را معرفي مي­كند كه با بشر، تفاوت چنداني ندارد!

به طور مثال در سفر تكوين باب ۱۱ عدد ۵، باب ۱۲ عدد ۷، باب ۳۲ عدد ۲۴، باب ۳۵ عدد ۹ و در سفر خروج باب ۳۴ عدد ۹ و در سفر اعداد باب ۱۲ عدد ۵، خدا به صورت یک موجود جسماني معرفي شده است.

در سفر تكوين باب ۲، عدد ۱ و سفر خروج باب ۲، عدد ۱۱، خدا را جاهل و نادان معرفي مي­كند و در سفر تكوين باب ۳ عدد ۳ داستان ماری را مي­آورد كه راست گفت اما خدا به حوّا و آدم دروغ گفت! و می­گوید خدا پشيمان و محزون شد، و در سفر تكوين باب ۶ عدد ۵، خدا را فراموش­كار معرفي مي­نمايد، تا آنجا كه ذكر كرده كه خدا مي­گويد: خانه­هاي خود را علامت بزنيد، تا آنگاه كه آمدم، خانه هايتان را گم نكنم! و مطالب ديگري از جمله اينكه، خدا به شكل شير، پلنگ، خرس و كرم بيد درمي­آيد و … در جاي ديگر آورده كه خداوند از زير پايش آتش و از پـايين او دود بيرون مي­آيد و آتش سوزنده­ي دهـانش، زغال­هاي زير پايش را، به آتش مي­كشد.

در تورات فعلي، خدا اسير دست حضرت يعقوب عليه السلام دانسته شده و در آن چنین آمده­است: خدا از سر شب تا به صبح با يعقوب عليه السلام، كشتي گرفت! و نتوانست او را به زمين زند و آخر به يعقوب عليه السلام گفت: مـرا رهـا كن، كه فجر فرا رسیده­است. يعقوب عليه السلام گفت: رهايت نمي­كنم، مگر اينكه به من بركتي دهي! و خدا در مقابل، لقب اسراييل را به يعقوب عليه السلام داد، تا او را رها نماید!!!

بنابراين نمي­توان با اين تورات، به خدايي غير از يك بشر عادي دست پيدا كرد![۸] بلكه باید گفت: بر اسـاس آن، خـدا بشري است كه به برخی از گناهان هم آلوده شده است!

 

پيامبران الهي در تورات :

با كمال تاسف مي­بينيم در تورات موجود، براي پيامبران الهي عليهم السلام صفاتي ذکر شده كه توصیف آنها حتي براي انسان­هاي عادي هم شرم­آور است!

به عنوان نمونه در تورات آمده است[۹]: « لوط از صوغي بر آمد و با دو دختر خود در كوه ساكن شد، زيرا كه ترسيد در صوغر بماند، پس با دو دختر خود در مغازه سكونت كرد، دختر بزرگ به كوچك گفت: پدر پير شده و مردي بر روي زمين نيست كه بر حسب عادت كل جهان، به ما در آيد بيا تا پدر خود را شراب نوشانيم و با او همبستر شويم، تا نسلي از پدر خود نگهداريم پس در همان شب پدر خود را شراب نوشاندند و دختر بزرگ با پدر خويش هم بستر شد و لوط از خوابيدن و بر خواستن وي آگاه نشد. روز ديگر دختر بزرگ به دختر كوچك گفت: اينك من با پدرم همخواب شدم، اينك او را شراب بنوشانيم و تو بيا با او هم خواب شو، تا از پدر خود نسلي نگاه داريم، آنشب پدر خود را شراب نوشانيدند و دختر كوچك هم، با پدر همبستر شد در حالي كه پدر از خوابيدن و برخاستن وي، آگاه نشد. پس هر دو دختر لوط، از پدر خود آبستن شدند، و دختر بزرگ پسر زاييد، او را موآب نام نهاد و او تا امروز، پدر موآبيان است و دختر كوچك نيز پسري زاييد كه او را ابن عمّي نام نهاد، وي تا به حال، پدر بني عمو است. »[۱۰]

اين عبارت را حتي در مورد افراد عادي هم نمي توان گفت، چه رسد به پيامبران الهي!

و يا در مورد داوود عليه السلام مي گويد: « او به پشت بام رفت و زن همسايه را در حال شستو ديد، از او خوشش آمد و فرستاد تا او را آورند و با او زنا كرد و … و سر انجام، شوهر او را كه اوريا بود به صحنه­ي جنگ فرستاد تا كشته شود و بتوانـد با زن او ازدواج نمايد.»[۱۱] و …

متاسّفـانه، در اين تورات، مطالبی از این دست، فراوان يافت مي­شود.[۱۲] ما در اينجا به همين مقدار بسنده کرده و علاقمندان را براي مطالعه­ي بیشتر در این باره، به كتاب انيس الاعلام[۱۳] ارجاع مي­دهيم.

 

نتيجه:

در خاتمه مي­توان نتيجه گرفت كه تورات موجود در دست يهود، بنابر آنچه خود آنان بدان اعتراف کرده­اند و در كتاب­هایشان آورده­اند، به هيچ وجه آن الواح و اسفار خمسه[۱۴]، كه بر حضرت موسي عليه السلام نازل شد، نيست. و هيچ سند متّصلي، اين تورات را به حضرت موسي عليه السلام نمي­رساند. همچنین نمي­توان فهميد، نسخه­ي موجود در صندوق عهد، از چه زماني مفقود گرديده است. چه اینكه در آيه­ي ۹ باب ۸ از سفـر ملوك ۱، تـورات فارسي، صفحه­ي۵۳۷، آمده است: « وقتي حضرت سليمان عليه السلام صندوق عهد را گشود، غير از دو لوح سنگي كه احكام عشره در آنها درج بود، چيز ديگري نيافت. » كه آن احكام عشره ( يا كلمات عهد ) عبارتند از:

۱ـ من خداي توام كه تو را از زمین مصر، از خانه­ي بندگي بيرون آوردم.

۲ ـ غير از من خداي ديگري نيست.

۳ ـ به اسم خداوند، به عبث قسم مخور.

۴ ـ روز شنبه را فراموش مكن و مقدس بدار.

۵ ـ پدر و مادر را احترام كن.

۶ ـ قتل مكن.

۷ ـ زنا مكن.

۸ ـ دزدي مكن.

۹ ـ شهادت دروغ مده.

۱۰ ـ به همسايه­ات بدي مكن.

 

اسفار خمسه :

در رابطه با بخش اسفار خمسه از كتاب تورات، يهوديان معتقدند: « اگر هيچ یک از قسمت­های تورات ـ كه به نام عهد عتيق ارايه مي­شود ـ از موسي عليه السلام نباشد، دست کم، اسفار خمسه از موسي است.! »

اما باید گفت: اندک مطالعه­ای در اسفار خمسه، ما را به این نتیجه رهنمون مي­سازد كه آنها نیز از حضرت موسي عليه السلام نمي­باشد.

به عنوان نمونـه در آيـه­ي ۵ از فصـل ۳۴، سفر شني مي­خـوانيم: « حضـرت موسي عليه السلام، بنده­ي خدا، مرده است، او را دفن كردند، بني اسراييل سه روز برايش عزاداري كردند، و تا به حال هم كسي ندانسته كه قبر موسي كجاست و تا به حال هم پيغمبري چون موسي نيامده است و … »

اين عبارت، خود گوياي اين مطلب است، كه اين كتاب را كسي غیر از حضرت موسي علیه السلام در مورد ایشان نوشته­است.

همچنین در تورات، آياتي وجود دارد كه در آنها نام پادشاهاني برده شده­است كه قرن­ها بعد از حضرت موسي عليه السلام آمده­اند! سبك و سياق اين آيات هم، به گونه­ای نيست كه بتوان آنها را بر پيشگويي حمل نمود.[۱۵]

در پایان باید گفت: گروهی همچون اندرياس كاريس و اسپيموزا در کتاب­های خود آورده­اند که: « تورات كنوني مربوط به يك عصر و تأليف شخص واحدي نيست. »

به عنوان مثال، سفر خروج آن در قرن نهم قبل از ميلاد، سفر تثنيه در قرن هفتم و هشتم قبل از ميلاد و سفر لاويان ۵۱۶ سال قبل از ميلاد مسيح نگاشته شده است!!! و اگر دقت بيشتري شود، تناقض مطالب در تورات، محكم ترين دليل بر اين ادعاست.[۱۶]

 

[۱] – كلمه­ي موسي تشكيل يافته از « مو » به معني آب و « سي » به معني درخت است، يعني از آب گرفته شده. حضرت موسي عليه السلام در صندوق قرار داده شده، روي رود نيل رها گرديد و توسط فرعونيان از ميان نيزارهاي داخل آب گرفته شد، بدين مناسبت به حضرتش، موسي گفتند.

[۲] – همان كسي كه ماشطه، دختر فرعون قبل از خود را با دختر سه ساله­اش به آتش مي­كشد و همچنين آسيه، همسر فرعون قبلي را، به جرم اينكه به خدايي او ايمان نياوردند به چهار ميخ كشيد و بدن او را پاره پاره كرد.

[۳] – تورات كلمه­اي عبري به معناي هدايت است . تورات كنوني كه جمع آوري شده ، شامل ۳۹ كتاب مي باشد كه به آن «عهد عتيق» مي گويند .

۳- سفر تثنيه باب ۳۱، آيات ۲۹ و ۳۰ .

[۵] – تورات / كتاب تاريخ الامام ، باب ۳۴، آيه ي ۱۵ تا ۲۴ .

۶- اظهار الحق / شيخ رحمت الله هندي/ ص ۲۲۷-۲۲۹٫

۷- تورات / تاب تاريخ الايام، باب ۳۴، آيه ي ۱۵ تا ۲۲۹٫

[۸]– این، نظیر عقیده­ی اهل سنت و به ویژه­ وهابیت است؛ زیرا آنان نیز خدا را به صورت یک موجود جسمانی تصوّر کرده­اند. از جمله می­گویند: خدا شب­هاي جمعه سوار بر الاغی شده، به در خانه­هاي مردم مي­آید و سخن او به آنها این است که: آیا كسي هست توبه كند و من توبه­اش را بپذيرم !!! این قبیل از عقاید آنان را در كتاب « خدا آيين وهابيّت » می­توان مطالعه نمود.

۹- به دلیل ذکر این نمونه­ها، پوزش می­طلبیم، اما به نظر می­رسد آوردن آن، به دلیل آشنایی بیشتر با متون مذکور ضروری است.

۱۰- سفر پيدايش فصل ۱۹ فقرات ۳۰ تا آخر فصل.

[۱۱]– تورات / كتاب دوم سموييل باب يازدهم.

[۱۲] – از جمله مي­توان به اين نشاني­ها مراجعه كرد: سفر پيدايش باب ۹ ، ۱۲، ۱۹، ۲۷، ۳۲، ۳۸، ۳۹ و سفر خروج باب ۴ ، ۵، ۳۲، ۶ و كتاب خرقيال بني، باب ۴، سفر الاويان باب ۱۸ و كتاب يوشع نبي باب ۱ ، باب ۲، باب ۳٫

[۱۳] – نویسنده­ی این کتاب، شخصی است به نام محمدصادق فخرالاسلام، که از دین مسیحیت خارج شده و افتخار تشرف به دین اسلام را پیداکرد.

[۱۴] – اسفار خمسه يعني كتاب­هاي پنج گانه كه عبارتند از:

الف- سفر تكوين (پيدايش) يعني سفر براشيت به معني قصه­ها، چون در ميان آن داستانهایی آمده است.

ب- سفر خروج يعني سفر شموت به معني كيفيت بيرون آمدن آنها از مصر

ج- سفر لاويان يعني سفر و يقرا كه در آن احكام آمده است

د- سفر اعداد يعني سفر بميد بار كه در آن احكام آمده است

هـ- سفر مثني يا تثنيه، به معناي اينكه اين سفر دو بار نازل شده است و اسفار خمسه را پنتاتيرك مي­گويند.

[۱۵] – به عنوان نمونه: آيات ۳۱ تا آخر باب ۳۶ از سفر پيدايش

[۱۶] – رجوع کنید به:

الف) كتاب دوملوك ص ۶۲۱، فصل ۲۴، آيه­ي ۸ به بعد از تورات فارسي با كتاب تاريخ الايام ص ۷۲۸ فصل ۳۶، آيه­ي ۹ تناقض دارد.

ب) تاريخ الايام۱، ص ۶۳۵ فصل ۷، آيه­ي ۷ به بعد با فصل ۴۶، سفر تكوين، آيه­ي ۲۱ به بعد، ص ۷۴ تناقض دارد.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.