کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

تاریخچه صوفیه

تاریخچه صوفیه

اولین صوفی

تصوف در قرن دوم هجري در ميان امت اسلامي شكل گرفت. اولين كسي كه صوفي ناميده شد «عثمان بن شريك» مشهور به «ابوهاشم كوفي» است.

در روایتی از امام صادق علیه السلام مطلبی در مورد وی نقل شده است که مي­فرمايند: «ِاّنه کانَ فاسدُ العقیدةِ جداً و هُوَ الذّی ِابتَدَعَ َمذهَباً یُقال َلهُ التَّصَوُفُ وجَعَلَهُ مَفَرّاً لِعَقیدتِهِ الخَبِیثَۀِ»؛[۱]

. كيوان قزويني (شيخ توبه كرده فرقه گنابادي) مي­نويسد:

«اوّلین کسی که زیر بار این ننگ و بدعت رفت، ابوهاشم کوفی بود که رنج­ها به خود داد تا عِرّاده صوفی به راه افتاد. همانا او(ابوهاشم) انسانی است که جداً عقیده فاسدی دارد و اوست که از روی بدعت مذهبی را بنا نهاد که تصوف نامیده شد وآن را محل فراری برای عقیده فاسد خود قرار داد»[۲].

 

هر چند برخي از متصوّفه تلاش مي­كنند سابقه تصوّف را به همان سالهاي آغازين اسلام برسانند.

وا‍ژه صوفي:

درباره معنا و ريشه اين واژه اختلافات زيادي وجود دارد؛ برخي معتقدند اين واژه از «soph» كه واژه­اي يوناني است اخذ شده است؛ برخي ديگر آنرا مشتق از «صفه» مي دانند. اما با توجه به روايات و منابع تاريخي مشخص مي شود اين واژه از «صوف» به معناي «پشم» گرفته شده است.

دکتر عبد الحسین زرین کوب می­نویسد:

 «در میان ریشه­شناسی­هایی که برای کلمه صوفی پیشنهاد شده است، محتمل­ترینشان بی­شک آن است که صوفی را از «صوف» به معنای «پشم» مشتق می­داند. صوفیان به عنوان نشانه­ای از فقر دینی خود، جامه­های پشمی خشنی به تن می­کردند.»[۳]

 مكاتب تصوف:

 ۱٫ مكتب عراق: همان مكتب اوليه تصوف و خواستگاه آن بود.

۲٫ مکتب خراسان: تصوف در ايران به مكتب خراسان شهرت يافت. مكتبي كه بر خلاف مكتب عراق روحيه اجتماعي داشت و رهبانيت كمتري در آن به چشم مي خورد.

به دليل ويژگيهاي خاص مكتب خراسان و اجتماعي بودن آن،تصوف در آن رشد سريعتري نسبت به مکتب عراق پبدا كرد. استفاده از شعر و ادبيات براي گسترش تصوف برگ برنده صوفيه در مقابل مكتب عراق بود. نزديكي ايران به هند و آيين­هاي عرفانی هند تاثيرات قابل توجهی بر تصوف ايراني داشته است؛ هرچند نقش آيين­هاي ايراني همچون «ميترا» و «زردشت» را نمي­توان ناديده گرفت.

در مكتب عراق فرقه گرايي كمتر از مكتب خراسان بود. روحيه اجتماعي مكتب خراسان و حضور در بين مردم باعث فرقه گرايي بيشتري نسبت به مكتب عراق شد. برخي فرقه­هاي تصوف ايران در همان سالهاي آغازين از بين رفتند و برخي چند قرن به حيات خود ادامه دادند که هنوز برخي از اين فرقه ها در ايران فعاليت مي كنند.

به دليل تعدد فرقه­ هاي بوجود آمده در ايران شمارش آنها بسيار سخت است اما در اسناد تاريخي و منابع تصوف نام صدها فرقه به چشم مي­خورد.

 


[۱]..مقدس اردبيلي.احمد..حديقه الشيعه ص۵۶۴٫نشردلشاد.چاپ اول.۱۳۸۵

[۲] .قزويني.كيوان.رازگشا.ص۳۴۰.به اهتمام محمود عباسي.چاپ اول.۱۳۷۶ 

۳.  زرین کوب عبدالحسین. تصوف ایرانی در منظر تاریخی آن.ص.۳۸٫ انتشارات سخن، چاپ اول، ۱۳۸۳.

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *