کلام نور
  • طلب‌ العلم‌ فريضة علي‌ كل‌ مسلم‌ فاطلبوا العلم‌ من‌ مظانه‌ واقتبسوه‌ من‌ اهله

  • انا مدينة الحكمة [مدينة العلم] وعلي‌ بن‌ ابي‌ طالب‌ بابها؛ ولن‌ توتي‌ المدينة الا من‌ قبل‌ الباب‌

  • ايها الناس‌ ! اعلموا ان‌ كمال‌ الدين‌ طلب‌ العلم‌ والعمل‌ به‌... والعلم‌ مخزون‌ عند اهله‌ وقد امرتم‌ بطلبه‌ من‌ اهله‌ فاطلبوه‌

  • يا كميل‌ ! لا تاخذ الا عنا تكن‌ منا

  • شرقا وغربا، فلا تجدان‌ علما صحيحا الا شيئا خرج‌ من‌ عندنا اهل‌ البيت

  • في‌ قول‌ الله‌ عز وجل‌: فلينظر الانسان‌ الي‌ طعامه‌ قال‌: قلت‌: ما طعامه‌؟ قال‌: علمه‌ الذي‌ ياخذه‌ عمن‌ ياخذه

  • كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل

ابوهریره و روایات فراوان او

ابوعبدالله یا عبدالرحمان‌بن عامر دَوسی یا همان ابوهریره، شخصی است که روایاتش همواره مورد بحث بوده است. به‌رغم شهرتش، در ضبط نام و نسب او و پدرش چنان اختلافی در میان منابع وجود دارد که گفته‌اند در فرهنگ اسلامی هیچ‌کس مانند او و پدرش در ضبط نام اختلاف نداشته‌اند. از نام او و پدرش در دوره ی جاهلیت و اسلام اثری یافت نشده از این‌رو همه او را با کنیه‌اش می‌شناسند. از نام‌های او در دوران جاهلی عبدشمس، عبدغنم می باشد. در دوران اسلامی عبدالله و عبدالرحمان شهرت بیشتری دارند. به گفته ی خودش به ‌سبب علاقه ی بسیار به گربه‌ها، پیامبر۶به او کینه ی اباهریره داد. ابوهریره بر پایه ی
طبقات ابن سعد، از طبقه نهم یا دهم اصحاب است زیرا او در اواخر سال هفتم هجری ، نزد رسول خدا۶آمد و به این ترتیب تاریخ نویسان می گویند :
همراهی او با پیامبر۶از سه سال فراتر نمی رود .۱
و برخی از آنان این مدّت را به کمتر از دو سال تقلیل می دهند ؛ زیرا پیامبر اکرم۶او را همراه با بن الحضرمی به بحرین فرستاد و هنگامی که پیامبر۶در گذشت او در بحرین بود .
وفات او بین سالهای ۵۷ تا ۵۹ هجری بود. یعنی او در سن ۷۸ سالگی وفات یافت و ولید بن عتبه بر او نماز خواند و در قبرستان بقیع مدینه دفن شد. ولیدبن عتبه مرگ او را به معاویه خبر داد و معاویه به جهت این‌که او از یاران عثمان بود، توصیه به رسیدگی بازماندگانش کرد .
او تا آخر عمر پیامبر۶، جزء اصحاب صفه در مدینه بود ولی پس از پیامبر۶در دوره ی عمر به حکومت بحرین گمارده و پس از دو سال به خاطر سوء استفاده از بیت‌المال از حکومت عزل شد۲و عمر او را دشمن خدا و رسول۶خواند و او را با شلاق زد.۳خود ابوهريره اعتراف مي‌كند احاديثي كه الآن نقل مي‌كنم اگر در زمان عمر نقل مي‌كردم ، سرم را مي شكست :
أَنَّ أَبَا هُرَيْرَةَ كَانَ يَقُوْلُ: إِنِّي لأُحَدِّثُ أَحَادِيْثَ، لَوْ تَكَلَّمْتُ بِهَا فِي زَمَنِ عُمَرَ، لَشَجَّ رَأْسِي.
در روزگار عثمان ابوهریره به خاندان ابوالعاص و امویان علاقمند شد و به آن‌ها نزدیک گردید و به هنگام محاصره ی خانه ی عثمان از او حمایت کرد و مورد احترام بنی‌امیه بود. مروان‌حکم هنگام حکومت بر مدینه در غیبت خود گاهی او را جانشین خود می‌ساخت .
در روزگار حکومت امیر مؤمنان علی۷جزء یاران معاویه شد و از یاری حضرت امیر۷دست برداشت. او به زور از تمام مردم یمن و حجاز برای معاویه بیعت گرفت و معاویه پس از آن او را پیشوای نماز و حاکم مدینه کرد. در این ایام او به جعل احادیث بسیاری در باره معاویه اقدام کرد و از این‌رو به ثروت و مقام والایی دست یافت. از امیر مؤ منان علی۷روایت شده که فرمودند :‌
بد انید د روغگوترین مرد م بر رسول خد ا۶ ( که اکنون زند ه اند ) ابوهریره د وس است.۴

اعتبار سنجی روایات ابو هریره
او از آغاز متهم به جعل و وضع احادیث به ویژه به نفع معاویه و ضد حضرت امیر مؤمنان علی۷بود به طوری که حتی عایشه و عمر او را توثیق نمی‌کردند. عمر به خاطر افراط در نقل حدیث، او را تهدید به تبعید کرد و تازیانه زد و نکوهش کرد که تو بسیار نقل حدیث می‌کنی و درباره ی تو باید گفت که بر پیامبر خدا (۶) دروغ می‌بندی. عایشه هم او را تکذیب می‌کرد و دروغ‌گو می‌خواند. ابوجعفر اسکافی معتزله گفته است :
ابوهریره نزد ما غیر موثق بوده و روایاتش پذیرفته نیست زیرا عمر به او تازیانه زد و او را دروغ‌گو خطاب کرد. ده هزار درهم ربوده شده از بیت‌المال را از او گرفت و او را رسوا ساخت و از حکومت بحرین برکنار کرد .
ابوحنیفه هم ابوهریره را به دلیل آن‌که هر چه را که می‌شنید بدون تأمّل در معنا و تشخیص ناسخ و منسوخ آن روایت می‌کرد غیرموثق می‌دانست. ابن‌کثیر هم به نقل از بسربن سعید آورده که ابوهریره هم از رسول خدا ۶ و هم از کعب الاحبار نقل کرده و گاهی حدیث پیغمبر۶ را از کعب و حدیث کعب را از رسول خدا ۶روایت می کرد . ابوهریره گفتار کعب را برای مردم نقل می‌کرد و کعب گفتار ابوهریره را تصدیق می‌کرد و این‌گونه اسرائیلیات، به گونه‌ای گفته می‌شد که گویی از پیامبر۶نقل شده‌اند و بدین ترتیب ابوهریره و کعب در نشر این‌گونه خرافات در میان مسلمانان با یکدیگر هم‌دست بوده‌اند .
يكي از مسائلي كه تمامي علماي رجال عامّه بر آن اتفاق نظر دارند ، اين است كه ابوهريره مدلّس بوده است و سخني را كه از ديگران شنيده بوده ، به رسول خدا۶نسبت مي‌داده است .
قَالَ يَزِيْدُ بنُ هَارُوْنَ : سَمِعْتُ شُعْبَةَ يَقُوْلُ : كَانَ أَبُو هُرَيْرَةَ يُدَلِّسُ .۵

تأثیر روایات ابوهریره
از ابوهریره در زمینه‌هایی از قبیل اعتقادات و عبادات و معاملات و جهاد و مناقب و تفسیر و طلاق و نکاح و ادب و دعوات و رقایق و ذکر و تسبیح … و غیره حدیث روایت شده‌ است. احمد بن حنبل در مسند خود ۳۸۴۸ حدیث از او روایت کرده‌ که بسیاری از آنان تکراری‌اند. مفاهیم بسیاری از این احادیث نیز تکراری است امّا الفاظ آن‌ها فرق می‌کند. بقی‌ بن مخلد (۲۰۱-۲۷۶ه‍) در مسند خودش ۵۳۷۴ حدیث از او روایت کرده‌ است. مؤلفین کتاب‌های شش‌گانه حدیث و مالک در موطا ۲۲۱۸ حدیث از او روایت کرده‌اند. و از این تعداد، ۶۰۹ حدیث در صحیحین روایت شده‌ است که بخاری و مسلم در ۳۲۶ حدیث اتفاق دارند و ۹۳ حدیث را فقط بخاری به تنهایی روایت کرده و مسلم نیز ۱۹۰ حدیث از ابوهریره روایت کرده که در بخاری ذکر نشده‌ است. بنا بر این احادیث ابوهریره اصول و فروع اهل تسنن را فرا گرفته و علمای مذاهب اربعه و متکلّمان آنان چون اشاعره و دیگران در بسیاری از احکام و قوانین الهی به آن احادیث استناد کرده‌اند .
ابوهریره نه از دلاوران عرصه جهاد بود و نه از سیاستمداران و نه اندیشمندان، او حتی خواندن و نوشتن را نمی دانست به نزد پیامبر۶آمد تا شکمش را سیر کند ، چنانکه خودش گفته است،
او خود درباره ی خویش روایت کرده است که بسیار گرسنه می ماند و در راه صحابه می نشست و خود را به غش و بی حالی می زد به امید این که او را به خانه ببرند و غذایی بدهند .
با این که ابوهریره مدّت کوتاهی (حدود دو سال) نزدیک پیامبر۶بود ولی روایاتش از شش هزار گذشته است و این درحالی است که روایات حضرت امیر۷و دیگران که بیش از سی سال پیامبر۶را همراهی می کردند یک دهم روایات ابوهریره نمی شود؛ بخصوص که او حافظه بسیار بدی داشت . گفته اند او نخستین راوی است که متهم به دروغگویی شده است .
امّا با این وجود برخی از اهل جماعت او را « راویة‌ الاسلام !! » می خوانند و بسیار گرامی می دارند و شاید برخی هم عقیده داشته باشند که از حضرت امیرمؤمنان و نفس پیامبر و درِ شهر علم پیامبر۶، حضرت علی۷نیز داناتر بود !! و جالب تر این که به روایات خود ابوهریره برای اثبات او استناد شده است زیرا خودش درباره ی خویش روایت کرده است که گفتم :
‌یا رسول الله ! من از تو روایات فراوانی را می شنوم و فراموش می کنم . فرمودند: ‌عبایت را پهن کن پس مشت خود را پر کرد و فرمود : آن را جمع کن ، من آن را جمع کردم ،
و دیگر چیزی را فراموش نکردم .
البته قدرت ساخت ابوهریره با استمداد از قدرت خیال و فرهنگ جاهلیت در این حدیث کاملاً آشکار است ولی باید از اهل تسنن کنونی پرسید با این که عمر او را با تازیانه خود زد و به او گفت : بسیار روایت نقل می کنی و سزاوار آن هستی که بر رسول خدا (۶) دروغ ببندی ،
زیرا روایتی نقل کرده بود که خدا آسمان و زمین را آفرید و شمرد دید هفت روز شده است چون عمر شنید او را خواند و گفت که آن حدیث را دوباره برایش بخواند وقتی دوباره خواند ، عمر نیز دوباره او را زد و گفت : خدا می گوید در شش روز و تو می گویی در
هفت روز ؟ ابوهریره گفت شاید آن را از کعب الاحبار شنیده باشم . عمر گفت : تا وقتی نتوانسته ای
میان روایات پیامبر (۶)‌ و احادیث کعب الاحبار فرق بگذار‌ی پس حدیث نقل نکن .
عایشه نیز بارها او را دروغگو دانسته و بسیاری از احادیثی را که از رسول خدا۶نقل کرده رد کرده است و یکبار با زشت شمردن کار او گفت : کی شنیدی که پیامبر (۶) اینگونه سخن بگوید ؟‌ به او گفت : تو به جای شنیدن حدیث ایشان سرگرم آینه و سرمه دان و حنا بودی،‌ هنگامی که عایشه بر دروغگو دانستن او پا فشاری‌کرد و او را مورد ارزیابی قرار داد در این هنگام ابوهریره اعتراف کرد و گفت :
من آن را از پیامبر خدا (۶) نشنیده ام بلکه از فضل بن عباس شنیده ام .
ابن قتیبه در خصوص این روایت او را متهم ساخته و می گوید :
ابوهریره پای فضل بن عباس را پیش کشید با آنکه او مرده بود و حدیث را به او نسبت داد تا به مردم وانمود کند که از او شنیده است .
ابوهریره همواره توسط مردم آن زمان به خاطر روایاتی که نقل می کرد مورد تمسخر بود و روایت شده که یکی از افراد قبیله قریش پوستین تازه ای خریده بود و با پوشیده آن به خود نمایی می پرداخت روزی از کنار ابوهریره می گذشت به او گفت : ای‌ابوهریره ! تو از رسول خدا (۶) بسیار حدیث نقل می کنی ! آیا از پیامبر (۶) درباره ی پوستین من چیزی نشنیده ای ؟! ابوهریره گفت :‌ از ابوالقاسم شنیدم که می گفت : یکی از پیشینیان در لباس‍ی نو ، خودنمایی می کرد که خدا او را به کام زمین فرو برد و او پیوسته در آنجا فرو می رود تا قیامت بپا شود به خدا سوگند ! نمی دانم از قبیله یا خانواده ی تو بوده است یا نه ؟‌! بخاری در صحیح خود آورده است که ابوهریره گفت پیامبر (۶) فرمودند :
بهترین صدقه آن است که ثروتی بر جای بگذارد و دست بالا بهتر از دست پایین است و باید از افراد زیر نظر خود آغاز کنی . زن می گوید : یا به من نان بده یا مرا طلاق گوی . و برده می گوید :
مرا نان بده و به کارگیر و فرزند می گوید : به من غذا بده مرا به که وا می گذاری ؟ گفتند : ای ابوهریره ! این را از پیامبر (۶)‌ شنیدی ؟! گفت : نه این از کیسه ابوهریره بود .۶
ابوهریره در هر جریانی که واقع می شد برای مصلحت دنیای خود حدیث می ساخت و ابن ابی الحدید روایت کرده است که ابوهریره هنگامی که « در سال جماعت » با معاویه به مسجد کوفه آمد چون دید که مردم بسیاری به پیشواز آمده اند بر زانو نشست و دستش را به پیشانی خود کوبید و گفت :
ای مردم عراق ! آیا گمان می کنید من بر پیامبر خدا (۶) دروغ می بندم و خودم را به آتش می سوزانم ؟‌ به خدا سوگند ! شنیدم که پیامبر خدا (۶) می فرمود: هر پیامبری حرمی دارد و حرم من در مدینه از عیر تا نور است و هر کس در آنجا حادثه ای به پا کند لعنت خدا و همه ی فرشتگان و مردم بر او باد و من گواهی می دهم که علی (۷)‌ در آن حادثه ای به وجود آورد !
بنا بر این او حضرت امیر۷را متهم به قتل عثمان ساخت و این را از سخن او در مسجد کوفه می فهمیم که گفت : علی در مدینه حادثه ای پدید آورده و تلاش کرد حضرتش را از زبان پیامبر۶و ملائکه مورد لعن قرار دهد. و چون خبر این خوش خدمتی به معاویه رسید او را پاداش داد و گرامی داشت و او را فرماندار ساخت .

سخن نهایی
اهل جماعت بر اساس این تفکّر که تمامی صحابه عادل اند از بررسی احوال اصحاب غافل مانده اند ولی در شیعه چنین نیست و صحابه بودن به خودی خود، دلیل بر عدالت نیست. شیخ صدوق روایتی را نقل می‌کند که سه نفر به پیامبر۶بسیار دروغ می بستند که یکی از آنها ابوهریره بود . ابراهیم نظّام از معتزله ابوهریره را به کذب و وضع حدیث متهم ساخته و ابوجعفر اسکافی نیز در نقض خود بر العثمانیه جاحظ، حکایاتی در انتقاد از ابوهریره نقل کرده است. عدل گرایان حنفی در خراسان نیز به سان معتزلیان از نقد شدید ابوهریره پرهیز نداشته‌اند. در دهه‌های اخیر نیز شخصیت ابوهریره از نو مورد بازبینی قرار گرفته و چند تن از نویسندگان شیعه و اهل تسنن به تألیف آثاری در انتقاد از وی پرداخته‌اند از شیعه امامیه می‌توان به کتاب ابوهریره از عبدالحسین شرف الدین اشاره کرد. از عامّه محمود ابوریه نیز در کتاب شیخ المضیره به دقت به نقد زندگی و روایات منقول از ابوهریره پرداخته امّا محمد حبیب الرحمان اعظمی در کتاب ابوهریرة فی ضوء مرویاته کوشیده است تا با نگرشی به احادیث منقول ابوهریره در صحاح ششگانه و کتب حدیث از او دفاع کند .
سردبیر

۱- اصابة ، ج۱، ص۴۲۶ .
۲ـ سير أعلام النبلاء ج۲ ص۶۱۲ ؛ الكامل، لابن الأثير ، حوادث سال ۲۳ ؛ الطبقات الكبرى ، ابن سعد ، ج۴ ، ص۳۳۵ و … .
۳ـ عقد الفريد ،‌ ج۱ ، ص۴۴ .
۴ـ شرح نهج البلاغه ، ابن أبي الحديد ، ج۴ ، ص۶۸ .
۵- سير أعلام النبلاء – الذهبي – ج ۲ – ص ۶۰۸
۶- ابوهریره، ص۵۰ و ۵۱ .

– أبو عمر، شهاب الدين أحمد بن محمد بن عبد ربه ابن حبيب ابن حدير بن سالم المعروف بابن عبد ربه الأندلسي (المتوفى: ۳۲۸هـ) ، عقد الفريد ، باب ما يؤخذ السلطان من الحزم، عدد الأجزاء: ۸، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة الأولى، ۱۴۰۴ هـ .
– ابوریه، محمود، ابوهریره، مصر، دارالمعارف، چاپ سوم .
– شمس الدين أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَايْماز الذهبي (المتوفى : ۷۴۸هـ) ، سير أعلام النبلاء ، المحقق : مجموعة من المحققين بإشراف الشيخ شعيب الأرناؤوط، عدد الأجزاء : ۲۵ (۲۳ ومجلدان فهارس) ، الناشر : مؤسسة الرسالة، الطبعة الثالثة ، ۱۴۰۵ هـ – ۱۹۸۵ م .
– عسقلانی، ابن حجر، اصابة، بیروت، دارالجیل ، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ق .

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.